خطنوشتهها | پویاجمشیدی
前往频道在 Telegram
پوياجمشيدی متولد ٢٦ بهمن ١٣٦١ مولف مجموعه غزل؛ «پنهان ميان سه نقطه» چاپ دوم نشرشانی «ناشکیب» نشر مایا «موهایت را کوناه کن» نشر شالگردن ارتباط با من: @pouyajamshidi_pv Instagram ID: @jamshidipouya
显示更多2 766
订阅者
+124 小时
-47 天
-1130 天
数据加载中...
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
十二月 '24
十二月 '24
+4
在1个频道中
十一月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+16
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+11
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+12
在1个频道中
Get PRO
七月 '240
在1个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在1个频道中
Get PRO
四月 '240
在0个频道中
Get PRO
三月 '240
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+4
在1个频道中
Get PRO
一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十二月 '230
在0个频道中
Get PRO
十一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十月 '230
在0个频道中
Get PRO
九月 '230
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+19
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+20
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+34
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+34
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+34
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+30
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+31
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+37
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+52
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+3 833
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 21 十二月 | 0 | |||
| 20 十二月 | 0 | |||
| 19 十二月 | 0 | |||
| 18 十二月 | 0 | |||
| 17 十二月 | 0 | |||
| 16 十二月 | 0 | |||
| 15 十二月 | 0 | |||
| 14 十二月 | 0 | |||
| 13 十二月 | 0 | |||
| 12 十二月 | 0 | |||
| 11 十二月 | 0 | |||
| 10 十二月 | 0 | |||
| 09 十二月 | 0 | |||
| 08 十二月 | +1 | |||
| 07 十二月 | 0 | |||
| 06 十二月 | 0 | |||
| 05 十二月 | 0 | |||
| 04 十二月 | +1 | |||
| 03 十二月 | +2 | |||
| 02 十二月 | 0 | |||
| 01 十二月 | 0 |
频道帖子
در زمستان آرزوهايت
هق هق از پشت خندهات پيداست
تكيه بر كولهبار تنهايی
بدترين شكل زنده بودنهاست
پشت هم گريه میكنی تا مرگ
بهترين هديه به خودت باشد
بدتر از اين نمیشود وقتی
ماه بهمن تولدت باشد
«ميمِ» بهمن به طرز محسوسی
مثل ماتم هميشه غمگين است
ميم اساسا به مرگ میآيد
حاصل زنده بودنت اين است
درد داری، شبيه دل بستن
بايد از انتظار برگردی
با وجودی كه باختی بايد
پای ميز قمار برگردی
در زمينی كه بازیات دادند
يك وجب خاک بهترين برگ است
دست دادی ولی زمين خوردی
زنده بودن برادر مرگ است
دوست داری در آرزوهايت
ناگهان رفته، ناگهان برسد
گريه كن، توی گريه میفهمی
عشق بايد به استخوان برسد
مینويسی، و خوب میدانی
شعرهايت برای خواندن نيست
شعر يعنی كسی نمیفهمد
هستی اما، دلت به ماندن نيست
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya
| 2 | موندن بهانه میخواد. وقتی توی دلگيرترين غروب هفته، چشمات رو میبندی، بغضت رو میخوری، دار و ندارت رو میريزی تووی خودت.. يعنی بريدی. وقتی خودت رو صفر میكنی و از خاطراتت میزنی بيرون، يعنی ديگه دليلی برای موندن نداری. انگار خيلی زودتر از اينها بايد میفهميدی، بندِ ناف بريده شده رو به زور گره نمیزنن. چقدر دير فهميدی، برای موندن، بايد كسی میبود، تا بودنت رو به چنگ و دندون بكشه. اما نبود! بايد كسی میبود تا ترس از نبودنت، كابوس همهی عمرش بشه. اما نشد! چقدر دير فهميدی از يه جايی به بعد، بايد نباشی، بايد نمونی، بايد بری، وقتی «اتفاقِ كسی» نيستی. موندن، بهانه میخواست.
#پویا_جمشیدی
#دلتنگیهای_احمقانه @SillyNostalgias
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 561 |
| 3 | دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همهی تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
📚#سال_بلوا
✏️#عباس_معروفی
📘#کتاب_بخوانیم
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 548 |
| 4 | از آغاز قصه فقط درد بود
شکستم از اندوه این فصل سرد
خدا هم به تاریخ بهمن نوشت
یکی زیر بارون فقط گریه کرد
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 647 |
| 5 | من در این شهر بزرگ تنها هستم چون خیلیها را میشناسم و خیلیها هم مرا میشناسند.
✏️#بهمن_فرسی
📚#شبیک_شبدو
📘#کتاب_بخوانیم
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 694 |
| 6 | بی تو من غرق روزهای بدم
ساكتم، از همیشه تنهاتر
مینویسم كه سخت گریه كنی
با غزلهای تلخ در دفتر
.
بی تو از روی سایه میفهمم
از خودم هم، شكستهتر شدهام
مرگ اما همیشه مردن نیست
زندهام در مسیر مرگآور
.
آرزو داشتم كسی باشد
قدّ آغوش باز رویایم
من از آغوش بسته میفهمم
به تو هرگز نمیرسم دیگر
.
میرسی تو به اوج اما من
مثل برگ از درخت میافتم
پشت هر التماس میمیرم
با غرورم چه میكنی دختر؟
.
بغضهایی برای گریه شدن
گونهام را نشانه میگیرند
دست در دست میروی از دست
آه در آه میزنم پرپر
.
هی تو را صرف میكنم هر شب
«لعنتی ماضی بعیدی تو»
تا جهنم مسیر سختی نیست
میروی، مرگ میرسد از در
.
دست تقدیر خاطراتم را
میتكاند كه رفتهتر باشی
گاهی از دور سمت من برگرد
گریه كن این دقایق آخر
#پویا_جمشیدی
#شعر_بخوانید
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 604 |
| 7 | دوستان همدل و همراه، پستهای خطنوشتهها توسط ادمین در کانال قرار داده میشود و آقای جمشیدی اکنون هیچگونه فعالیتی در تلگرام و اینستاگرام ندارند.
سپاس از بودن و همراهی شما.
ادمین کانال
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 586 |
| 8 | افتادهام در ابتدای كوچهای بن بست
از دست دارم میروم، اصلا حواست هست!؟
بیرون زدم از خاطراتت برف میآمد
من گریه كردم آخر این قصه را باید
بعد از تو فکر روزهای آخرم باشم
بعد از تو فكر ضجههای دفترم باشم
بعد از تو چشمم دفترم را آبیاری كرد
بعد از تو تهران پابهپایم بی قراری كرد
بعد از تو راهی از جهنم رو به من وا شد
بعد از تو بهمن بدترین میدان دنیا شد
بعد از تو دیگر آرزوهایم زمین خوردند
بعد از تو با پای خودم نعش مرا بردند
بعد از تو من زانو زدم، آینده را كشتم
دیوار میزد هی خودش را بر سر و مشتم
بعد از تو در من اشتیاق زنده ماندن مُرد
كابوس تنهاتر شدن آیندهام را خورد
حس میکنم بعد از تو تاریخم دو قسمت شد
میخواستم باور کنی در من قیامت شد
از حسرت بازی دستت لای موهایم
از گریه هایم لابه لای آرزوهایم
از بوسههای آخرت، از دستِ بر دوشم
از لذت یك دوستت دارم در آغوشم
از من سكوت، از تو سكوت، از عشق پنهانی
لبخندهای زورکی در اوج ویرانی
انگار بغضی در گلویم گم شده باشد
انگار قلبم قسمت مردم شده باشد
انگار خواهم مرد از این کابوس وا مانده
انگار نیمی از وجودم در تو جا ماند
انگار که بازندهام در اوج رویایت
پای پیاده میروم از آرزوهایت
از دورتر میبینمت این آخرین بار است
دنیا به ما یک زندگی کردن بدهکار است
غمگینم از آینده از تقدیر، غمگینم
دارم تو را در خاطراتم خواب میبینم
میفهمم این رفتن برایت آخرین راه است
دیوار من از زندگی یک عمر كوتاه است
من رفتنت را با دو چشم بستهام دیدم
از بوسههایت لابهلای گریه فهمیدم
قدِّ زمستانیترین روز خدا سردی
تا گریه كردم، گریه كردی.. برنمیگردی؟
اسم تو را در شعرهایم خط خطی كردم
وقتی نباشی من به دنیا برنمیگردم
باران ببارد آسمان عطر تو را دارد
بغضت گریبان میدرد تا صبح میبارد
لبخند دارم میزنم با اینکه دلتنگم
دارم برای زندگی با مرگ میجنگم
میبوسمت از دورتر این رشته محکم نیست
میبوسمت با اینکه لبهای تو سهمم نیست
میبوسمت، میبوسمت، تا درد پابرجاست
دلواپسم، دلواپسی از خندهام پیداست
بعد از تو حتی رد شدن از کوچه آسان نیست
حتی برای گریه کردن یک خیابان نیست
این خاطرات لعنتی بعد از تو بیرحمند
زانو زدن کنج خیابان را نمیفهمند
دارم تو را حس میکنم با دستِ در دستم
با هرکه باشی باز هم دلواپست هستم
ای کاش من تنها دلیل بودنت بودم
از سایهات نزدیکتر پیراهنت بودم
حالا من و ، تنها من و تنها دو چشمتر
از بیقراریهای عصر جمعه تنهاتر
لعنت به پایانیترین ساعاتِ هر هفته
لعنت به رویایی كه دیگر یادمان رفته
لعنت به آغوشت، به آغوشش، به تنهایی
لعنت به من وقتی که با هر بغض میآیی
لعنت به من وقتی هنوز از عطر تو مستم
لعنت اگر در انتظار دیدنت هستم
اصلا مگر راهی برای دیدنت هم هست؟
اصلا مگر حرفی به جز بوسیدنت هم هست؟
اصلا همین حال و همین روز و همین ساعت
اصلا به شبهای بدون بودنت لعنت
باید تو را از راههای رفته برگردم
باید نفهمی قاب عکست را بغل کردم
باید تو را از هرچه بود و هست بردارم
باید نفهمی بعد از این هم دوستت دارم
باید نفهمم خندهات بیمن برای کیست
از دست دارم میروم، اصلا حواست نیست!
#شعر_بخوانیم
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 644 |
| 9 | تو داری از خودت فرار میکنی
داری با ریشههات چیکار میکنی
برو برو ولی به رسم یادگار
شناسنامهتو توو خونه جا بذار
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 737 |
| 10 | سرمای هیچ زمستونی به سردی خاطرهای نیست که هرچی بهش فکر میکنی دلتنگتر میشی. گاهی خاطرههات رو میگردی تا دوباره در آغوش بگیریش. دوست داشتن یعنی بغل کردن، یعنی یهنفر آغوشش رو بهت هدیه بده. یعنی اجازه بده هروقت خواستی بهش پناه ببری. حالا برای اینکه روح یهنفر بُکشی، فقط کافیه آغوشت رو ازش پس بگیری. از سرما میمیره، به همین سادگی. جهنم هم سرده وقتی کسی رو برای در آغوش کشیدن نداشته باشی.
بغلم کن. محکم و طولانی. انقدر که اگه فردا صبح بیدار نشدم، گرمای تنت رو برای همیشه با خودم به اون دنیا ببرم.
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 746 |
| 11 | سرمای هیچ زمستونی به سردی خاطرهای نیست که هرچی بهش فکر میکنی دلتنگتر میشی. گاهی خاطرههات رو میگردی تا دوباره در آغوش بگیریش. دوست داشتن یعنی بغل کردن، یعنی یهنفر آغوشش رو بهت هدیه بده. یعنی اجازه بده هروقت خواستی بهش پناه ببری. حالا برای اینکه روح یهنفر بُکشی، فقط کافیه آغوشت رو ازش پس بگیری. از سرما میمیره، به همین سادگی. جهنم هم سرده وقتی کسی رو برای در آغوش کشیدن نداشته باشی.
بغلم کن. محکم و طولانی. انقدر که اگه فردا صبح بیدار نشدم، گرمای تنت رو برای همیشه با خودم به اون دنیا ببرم.
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 1 |
| 12 | بعد از این شعر یکی خواست به پایان برسد
پیش چشمان خدا به سر و سامان برسد
«ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند»
نگذارند کمی آب به گلدان برسد
آنقدر چاه عمیق است که باید فهمید
یوسف این بار محال است به کنعان برسد
فکر کن! حبس ابد باشی و یکبار فقط
به مشامت نَمی از بوی خیابان برسد
سال نفرین شده در قرن مصیبت یعنی
هی زمستان برود، باز زمستان برسد!
#پویا_جمشیدی
#شعر_بخوانیم
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 733 |
| 13 | سفر چرا؟
بمان و پس بگیر 🖤💚 | 700 |
| 14 | من برای دوست داشتنت، به دليل احتياج ندارم. همينكه بارون میزنه، همينكه يه جايی توی دلم خالی میشه، همينكه يه زخم كهنه روی قلبم دهن باز میكنه، يعنی به تو فكر میكنم.
وقتی هوا میگيره، وقتی بارون میباره، آدم چه میدونه، شايد دل خدا هم واسه كسی تنگ شده.
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 574 |
| 15 | من برای دوست داشتنت، به دليل احتياج ندارم. همينكه بارون میزنه، همينكه يه جايی توی دلم خالی میشه، همينكه يه زخم كهنه روی قلبم دهن باز میكنه، يعنی به تو فكر میكنم.
وقتی هوا میگيره، وقتی بارون میباره، آدم چه میدونه، شايد دل خدا هم واسه كسی تنگ شده.
#پویا_جمشیدی
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 1 |
| 16 | بخشی از وجود ما همیشه به چیزی که از دست داده فکر میکنه. براش رویا میبافه و یه جای خالی توی آرزوهاش نگه میداره. حتی اگه این آرزو تا ابد دست نیافتنی باشه. همیشه توی دورترین فاصلهها یهنفر هست که دلت بخواد محکم بغلش کنی. بهت اجازه بده تا سرت رو بذاری روی سینهش. سرانگشتاش لای موهات بازی کنه و تو صدای قلبش رو بشنوی.
قاف لام ب
ت الف پ
ت واو پ
ت الف پ
اینا نه حرفه نه کلمه. ریتمه، آهنگ زندگیه، که با هرباری که سرت روی سینهش بالا و پایین میره، همهی حواست رو میدی به این ضربآهنگ و به این فکر میکنی که این نبض زندگی توئه که داره توی سینهی اون میزنه. توی دورترین فاصلهها همیشه یهنفر هست که هیچیش سهم تو نیست. وقتی آغوش یهنفر رو نداری، یعنی جایی برای پناه بردن نداری. یعنی هیچی ازش نداری. اما میتونی با رویاش ادامه بدی.»
#پویا_جمشیدی
@jamshidipouya #خطنوشتهها | 736 |
| 17 | یه وقتایی هست که میخوای اون ازت سراغ بگیره، اما نمیگیره!
#بدون_تاریخ
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 618 |
| 18 | درست توی لحظهای که سعی میکنی از یه نفر حق بیشتری داشتی باشی، میفهمی که از اولش هم هیچ حقی نداشتی!
#پویا_جمشیدی
#بدون_تاریخ
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 577 |
| 19 | ناگهان
از یاد میروی
#بدون_تاریخ
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 622 |
| 20 | اول نمیتونی کسی رو دوست داشته باشی، بعد چشمات رو تنگ میکنی و دقیق میبینی و میفهمی که تو، تنهایی توی جهان، حتی در نزدیکترین حالتت به آدمها، به عشق، به دوستی باز هم تنهایی. دوست نداشتن مثل یه نقطه عطفه. از اینجا به بعد قراره رنگ همه چی برات عوض بشه، حس همه چی تغییر کنه. نه بده نه خوب، اما تازه چراغ خیلی چیزا برات روشن میشه و این جذابه.
#مهسا_دیلمیان
#خطنوشتهها @jamshidipouya | 635 |
