ch
Feedback
Amir Pouria

Amir Pouria

前往频道在 Telegram

این کانال اخبار مربوط به فعالیت های امیر پوریا مدرس و منتقد سینما را بازتاب می‌دهد.

显示更多
1 823
订阅者
-124 小时
-27 天
-430 天
帖子存档
کانون فیلم‌سازان مستقل ایرانی (IIFMA) مفتخر است پیروزی بزرگی را اعلام کند: پس از حدود چهار سال تلاش مستمر برای تغییر قوانین اسکار و نحوه‌ی پذیرش فیلم در بخش بین‌المللی، آکادمی تغییرات مهمی را اعلام کرده است. از این پس آکادمی اسکار این فرصت را می‌دهد که خود کارگردانان به طور مستقل آثار را ارسال کنند و آسکار، فیلم‌هایی را که جوایزی در جشنواره‌های بین‌المللی معتبر دریافت کرده‌اند بپذیرد؛ بدین‌ترتیب فیلم‌ها دیگر نیازی به ارسال از طرف نماینده‌ی رسمی یک کشور نخواهند داشت. این تغییرات برای فیلم‌سازان مستقل در سراسر جهان، به‌ویژه کسانی که در کشورهای فاقد آزادی بیان زندگی می‌کنند و پیش‌تر از ارسال‌ فیلم به شیوه‌ی مستقل و غیردولتی محروم بودند، ارزشمند خواهند بود. IIFMA مفتخر است که در طول این سالها برای روشنگری و مطالبه در این زمینه، نقشی کلیدی داشته؛ هم از طریق ارسال نامه‌های رسمی به آکادمی اسکار و تهیه‌ی اطلاعیه‌های خبری و ارسال به جراید و رسانه‌های جهانی؛ و هم به ویژه با برگزاری دو پنل تخصصی در بازار فیلم اروپا (EFM) برای توضیح مشکلات پیش روی فیلم‌سازان مستقل در مواجهه با انحصارطلبی دولت، وزارت ارشاد و بازوی اجرایی آن بنیاد سینمایی فارابی که این سالها مدعی استقلال از دولت است! کوشش‌های ایفما بی‌نتیجه نماند و در دستیابی به این نتیجه، نقش اساسی ایفا کرد.این خبر امید بخش تاکیدی است بر تاثیر گزاری تلاش های نهادهای مدنی برای رسیدن به عدالت و آزادی بیان و اندیشه. این تغییر البته به معنای اصلاح کامل روند امتخاب فیلم در بخش بین المللی اسکار نیست. چون محدود کردن صلاحیت به «برندگان» جوایز جشنواره‌های بزرگ برای بسیاری از فیلم‌سازان واقعاً مستقل همچنان شرایط ناعادلانه‌ای به وجود می‌آورد. با این حال، این تغییر، مسیر تازه‌ای باز می‌کند که می‌تواند تکمیل شود.این گام مهمی است و ما از این پیشرفت بسیار خرسندیم. از آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا برای توجه به این مشکلات و اقدام در مسیر رفع آنها سپاسگزاریم.

تیزر را ببینید و بعد به سراغ اپیزود کامل بروید. لینک نسخه‌ی کامل اپیزود ۴۴ پادکست «صدای کانون» محصول ایفما (کانون فیلمسازان مستقل ایران) در پادگیرهای مختلف، در ادامه می‌آید. عنوان این اپیزود: راهی که رفتیم - ۱ در اپل‌پادکست: https://podcasts.apple.com/cz/podcast/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86/id1890954749?i=1000763482388 در کست‌باکس: https://castbox.fm/vd/936758104 در اسپاتیفای: https://open.spotify.com/episode/6qsoUqGkgcCX2vtlXc53fx?si=JSSgUDBoTTWPXxVAucXv3g @amiropouria

این تیزری‌ست برای معرفی اپیزود ۴۳ پادکست «صدای کانون». عنوان این شماره: صد سال به از این سال‌ها. محصول ایفما یا کانون فیلمسازان مستقل ایران به سردبیری بنده، امیر پوریا. خود همین که‌ در این اوضاع سرزمینمان ایران، پادکست تولید و منتشر می‌کنیم، از موضوع‌های همین شماره است: نیاز به بقا و ثبت لحظه، در سینمای مستقلی که نمی‌خواهد با روایت رسمی و مطلوب حکومت قانع شود، اصل اساسی‌ست؛ و این پادکست و کانون هم خاستگاهی جز سینمای مستقل ندارد. لینک کست‌باکس: https://castbox.fm/vd/928971832 لینک اسپاتیفای: https://open.spotify.com/episode/2UUhMlN8qjcXXj8wYmRQLo?si=uY6au_2CSt6nqKWlT5LHlw @amiropouria

مدتی‌ست گرفتار ِ این کار فریدون فرخزاد شده‌ام. در صفحه‌ی دوستی که زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» منتشرش کرده بود، اجرای دیگری از آن را دیدم و شنیدم. این اجرا را بعدتر پیدا کردم. وقتی داشتم دنبال این می‌گشتم که واقعاً ژاله کلانتری که بوده. در مقدمه‌ی این اجرا، فریدون معرفی‌اش می‌کند. جز همین که خودش گفته، هیچ اطلاعات دیگری از او یافت نمی‌شود. جمهوری اسلامی اگر می‌توانست، نام و نشان تمام اعدام‌شده‌ها را معدوم می‌کرد. کار، شگفت‌انگیز است. وجه آگاهی‌بخشی و دادخواهی‌اش را باید پیشگامانه خواند: فریدون فرخزاد دارد در زمانی از طریق هنر اعتراضی دست به خونخواهی می‌زند که نه‌تنها نسل ما، بلکه حتی نسل پدرانمان نیز در باب جنایات جمهوری اسلامی و لزوم این خونخواهی، alert نبودند. از نظر میزان خلوص فریدون فرخزاد و احساسی که در طول اجرا در نگاه و صدا و صورت او جاری می‌شود، این ترانه‌ی رشک‌انگیزی‌ست و در تمام اجراهای زنده‌ای که از آن وجود دارد، می‌توان همین میزان درگیری حسی را دید. برای فرخزاد که خیلی اوقات - بگوییم بیشتر اوقات- خودش songwriter ترانه‌هایی بود که می‌خواند، این که با برخی از آنها چنین به شور حسی درآید، تأمل‌برانگیزتر از هر vocalist دیگر است که شاید فقط سر یکی دو ترانه‌ای که خودش سروده باشد، چنین شود. از نظر نوع «ملازمت» موسیقی و ملودی غنی اما بدون جلوه‌گری و فراز و فرود، کار به شدت جلوتر از زمان خودش است. موسیقی فقط برای کلام خواننده، به یک «همراه» بدل می‌شود و کلام گاه به شیوه‌‌ای که فرخزاد در آن استاد بود، فقط «بیان» می‌شود. یعنی که گاهی شبیه حرف زدن است و نه «آوازه‌خوانی». در عین این که سازبندی و امتداد موسیقی، به هیچ وجه «خالی» و خلوت نیست و از این جهت، درست تداعی‌کننده‌ی نوع کارهای مشابه تام وِیتس، خواننده و ترانه‌سرا و آهنگساز نامتعارف و مستقل آمریکایی‌ست که شاید یک تا یک و نیم دهه بعد از این اثر فریدون فرخزاد، می‌توان چنین تجربه‌هایی در آلبوم‌های او یافت. و می‌ماند آن چه فریدون در باب بلاهت جمهوری اسلامی می‌گوید؛ که تصور می‌کنند با گلوله‌هاشان، برآمدن «ژاله»های دیگر را متوقف می‌کنند. غافل از آن که «ژاله‌ای دیگر آید» ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ خورشیدی @amiropouria

⁨ 🌱 ایفما/ کانون فیلمسازان مستقل ایران در آستانه‌ی نوروز ۱۴۰۵ نوروز را درفش فرهنگ ایرانی خوانده‌اند، درفشی که گوشه‌گوشه‌ی ایران را با وجود تنوع فرهنگی و زبانی به هم پیوند می‌دهد. نوروز آیینی چنان پایدار است که تلاش ۴۷ ساله‌ی حکومت اسلامی برای کمرنگ‌کردن آن بی‌نتیجه مانده است. اینک که مردم آزاد‌خواه ایران برای بازپس‌گیری میهن، هویت و میراث فرهنگی خود، جان بر کف گرفته‌اند، پایبندی به برگزاری این رسم چندهزار‌ساله بیش از پیش شایان تأکید است. در‌ روزهایی که تهدیدهای سرکوبگران و جنگ‌افروزی حکومت اسلامی، جان هموطنان‌مان را از هر سو به مخاطره انداخته است، نوروز را ارج‌نهادن نشانی‌ست از همبستگی و مقاومت. کانون فیلمسازان مستقل ایران این نوروز را با یاد ستم‌کشته‌های جاویدنام دی‌ماه و بی‌گناهانی که در حملات دو هفته‌ی اخیر قربانی جنگ‌ طلبی جمهوری اسلامی شده‌اند، خجسته می‌دارد. ایفما برای ایران و‌ ایرانیان سالی دور از سایه‌ی اهریمنی رژیم اسلامی آرزو می‌کند، سالی سرشار از خرد، آشتی، آرامش و آسایش ماندگار، در ایران آزاد از سلطه، و شایسته‌ی مردم میهن‌دوست و به‌تنگ‌آمده‌ی این سرزمین. گوینده متن : غزل نقیب زاده #پاینده_ایران #نوروز The Iranian Independent Filmmakers Association believes that this year, more than ever, observing Nowruz is a form of solidarity and resistance. The Association honors this Nowruz in memory of those slain during the January protests and the innocent victims of recent foreign strikes provoked by the regime’s aggression. IIFMA extends wishes for a hopeful spring and a Persian New Year in which Iran and its people are free٫ a year of wisdom, reconciliation, peace, and lasting prosperity in a sovereign, dignified homeland. @amiropouria #long_live_iran #nowruz

پس از تهدید آشکار و وقاحت‌بار‌ مردم ایران در اخبار و برنامه‌های صدا و سیما و ارعاب تیم فوتبال زنان توسط مجری صدا و سیما، اینک مجریان این سازمان حکومتی، مردم ایران را مستقیماً تهدید به قتل می‌کنند. کانون فیلمسازان مستقل ایران بار دیگر از منظری تازه و با استناد به این تهدید، مجامع بین‌المللی را به این واقعیت توجه می‌دهد که جمهوری اسلامی همچون ۴۷ سال گذشته در‌ حال جنگ با ایرانیان است. ایجاد فضای رعب و وحشت و استفاده از آنتن رسانه‌ی سراسری کشور برای اعلام «حکم تیر»، بار دیگر گواه این است که مردم ایران بیش و پیش از هر چیز، آماج گلوله‌ها و در خطر تهاجم این حکومت گروگانگیرند. کانون فیلمسازان مستقل ایران (ایفما) پیشتر نیز عملکرد صدا و سیما را به عنوان ماشین اصلی پروپاگاندا و بخشی از دستگاه سرکوب محکوم کرده بود و پخش اعترافات اجباری را مصداق شکنجه سفید دانسته بود. اما اکنون با رخ دادن این اتفاق بی‌سابقه، سازمان صدا و سیمادر صف دوم شلیک مستقیم به سوی مردم قرار گرفته است. مردمی که بعد از کشتار و سرکوب وحشیانه‌ی دی ماه، این روزها در جهنم جنگی گرفتار آمده‌اند که جنگ‌طلبی حکومت اسلامی، عاملش بوده است. حکومتی که با تخاصم و اصرار بر تداوم یک نظام بی‌فرمانده، همچنان پرخاشگر و سرکوبگر و همچون همیشه آکنده از بی‌تدبیری، نه‌تنها فقدان مشروعیت خود را نمی‌پذیرد، بلکه آتش‌ این جنگ را هر چه بیشتر دامن می‌زند. در این وضعیت، تداوم قطع اینترنت موجب می‌شود که مردم جز همین صدا و سیمای سراسر دروغ و ارعاب، منبعی برای پیگیری اخبار در اختیار نداشته باشند. در حالی که باید پیام‌های مهم مربوط به حفظ امنیت آنان، از بیرون از ایران به گوششان برسد. ایفما از مجامع بین‌المللی و حقوق بشری و همچنین نخبگان فناوری می‌خواهد شرایط مردم ایران را بحرانی‌تر از یک سرزمین جنگ‌زده و به عنوان زندانیان اسیر در زندانی به وسعت یک کشور ببینند. برقراری امکان اتصال به شبکه‌ی جهانی اینترنت و تکرار ضرورت حفظ جان مردم ایران، خواسته‌ها‌ی قطعی و بی قید و شرط این کانون است. کانون فیلمسازان مستقل ایران/ ۲۰ اسفند ۱۴۰۴

روزی که این تجمع در پراگ برپا می‌شد - که با وجود جمعیت کم‌شمار هموطنان، از نظر تعداد تجمعات همدلانه با مردم ایران، رکورددار ت
روزی که این تجمع در پراگ برپا می‌شد - که با وجود جمعیت کم‌شمار هموطنان، از نظر تعداد تجمعات همدلانه با مردم ایران، رکورددار تمام شهرهای اروپاست! - از حضور آثار یاسی خانوم گلشنی در دو بخش مجزا در دل یک نمایشگاه عظیم و بین‌المللی هنر اعتراضی در بزرگترین آرت وِنیوی پراگ، ویدئویی گرفتم. آن جا و جلوی دوربین و پشت میکروفون، او که خیلی پادشاهی‌خواه‌تر از «صرفاً متحدانِ همراه‌شده»ای چون من است، در توصیف جنبش «زن زندگی آزادی»، نکته‌ای بس اساسی گفت: «فراموش نکنیم که آن خیزش هم آرمانش براندازی نظام فاسد بود». واقعیت زیبا و‌ انکارناپذیری که بسیاری هم‌باوران افراط‌گرای او از یاد می‌برند و تصور می‌کنند «زن زندگی آزادی» فقط شعاری در تقابل با شعار محوری آنهاست! افزون بر این که در دیدگاه، در جلوه‌ی عینی و در دامنه‌ی معانی، بین اندیشه‌ی «زن زندگی آزادی» و شعار «جاوید شاه» هیچ تعارضی نمی‌بینم، همگی را به جمله‌ی درستی از دیالوگ‌های فیلم «اعتراض» مسعود کیمیایی ارجاع می‌دهم: «عقیده اگه بد اجرا بشه، دلیل ِ بد بودن ِ اون عقیده نیست». خیر؛ مقصودم این نیست که بگویم ایده‌ی محوری «زن زندگی آزادی» بد اجرا شد. به هیچ وجه. این که جامعه‌ی تحت اسارت حکومت اسلامی را می‌توان با میزان ندید گرفتن حق زنان، حق زندگی نرمال و حق آزادی فردی و اجتماعی، شناسایی کرد، تا دهه‌ها بعد از اسقاط قریب‌الوقوع این حکومت ِ چماق و زِر زِر و مسلسل، یک واقعیت تاریخی خواهد ماند؛ تا همیشه. پس هدفم این است که بگویم مصادره‌ی این شعار توسط جرگه‌هایی که حاضرند حکومت اسلامی با همین حال نزار و در احتضار، روی کار بماند ولی پهلوی دوران گذار را راهبری نکند، نباید ما را به این خطای جفاکارانه بیاندازد که از «زن زندگی آزادی» دست بکشیم. از بلندنظری و واقع‌نگری یاسی خانوم ِ گلشنی این را آموختم و از این که در جمع همدلان پراگی، تعارضی با در دست گرفتن بنر «زن زندگی آزادی» وجود ندارد و گهگاه شعارش را هم -به ویژه به انگلیسی و چکی- سز می‌دهیم، هر بار به وجد می‌آیم. برای احترام به «روز جهانی زن»، عکسی به یادگار با یاسی خانوم ِ گلشنی و تبریک به او و بانوان دیگر حاضر در این تجمع‌های پراگی، بهترین انتخاب است. بانوانی چنان غرق در کار ارزشمندشان که امروز یادشان رفت تَهِ راهپیمایی، طبق قرار، عکس یادگاری روز جهانی زن را با هم بگیرند :) @amiropouria #یاسمین_گلشنی #پراگ #روز_جهانی_زن #زن_زندگی_آزادی #ایستاده_ایم_تا_پایان

علی خامنه‌ای تمام شد … این مرگ یک فرد نیست. اتمام نوعی از دیکتاتوری دینی‌ست… فقط ایران و ایرانی می‌داند چه کثافتی از روی زمین زدوده شد @amiropouria

از این دو متن تقدیرنامه‌ی ایفما (کانون فیلمسازان مستقل ایران) برای مهرانه سلیمیان ‌و امین پاک‌پرور سازندگان فیلم کوتاه «خاطرا
+1
از این دو متن تقدیرنامه‌ی ایفما (کانون فیلمسازان مستقل ایران) برای مهرانه سلیمیان ‌و امین پاک‌پرور سازندگان فیلم کوتاه «خاطرات پنجره» و جعفر پناهی، یکی دو روز می‌گذرد. در این دو متن، این سه فیلمساز را بابت تلاش برای بازتاب صدا و کشتار و اعتراض مردم ایران در طول فستیوال برلین ۲۰۲۶ - و هر فضا و تریبون دیگر- ستودیم. این دو تقدیرنامه را اینجا و جدا از استوری‌ ِ پُست‌های ایفما هم می‌آورم تا بماند و یادم بیاورد که چگونه نهادی شکل‌گرفته با تأکید بر «سینمای مستقل» و حمایت از آن در برابر سینمای رسمی و‌ سرکوب و سانسور حکومتی جمهوری اسلامی، حالا طبق مختصات زمانه، حواسش هست که بعد از قتل عام دی ۱۴۰۴ دیگر حتی فیلم معترض به نظام هم به تنهایی و بدون مشارکت عواملش در بازتاب صدا و تصویر مردم ایران، دستاورد مهمی به شمار نمی‌آید. این را بگذارید مقابل یاوه‌‌بافی سینماگران همچنان زیر پرچم سینمای اسیر «مجوز» که گفتند می‌خواهیم اعتراضمان را در فیلممان بیان کنیم! ناز بشید که از چهار مشکل اقتصادی و طبقاتی و فوقش اداری و سازمانی می‌گویید و تصور می‌کنید بعد از به لرزه درآمدن بالا و پایین حاکمیت با صدای فریاد مردم در دی امسال و حالا هم دانشجویان در بهمن و اسفند، طرح مسائلی که از سال شصت خورشیدی در «صبح جمعه»های رادیوی خود جمهوری اسلامی هم مجاز بود، خیلی گه‌خوری بزرگی به شمار می‌رود که به انجامش همت گمارده‌اید! فیلم «خاطرات پنجره» به طور مستقیم، نوع مرگ دهشتبار شیرین علیزاده در اعتراض‌های «زن زندگی آزادی» را ثبت و اتفاق عظیم سراسری «اعلام نارضایتی و ابراز خشم از پشت پنجره‌ی خانه‌ها» را ترسیم می‌کند. فیلم «یک تصادف ساده» هم که با تصویر بازجوی جمهوری اسلامی در دستان زندانیانش، نیازی به اثبات معترض بودن به حاکمیت ندارد. ولی حتی سازندگان همین آثار هم اگر در حال دریافت جایزه یا شرکت در‌ هر مراسمی بعد از دی ۱۴۰۴ با شادمانی و بی یادآوری احوال مردم سرزمینشان حاضر می‌شدند، شایسته‌ی این تقدیر تاریخی نبودند. حالا همه چیز و حتی فیلم‌هاشان معنای دیگر و فراتری می‌یابد. چون آن را به ابزاری برای بیان شرایط ایران تحت ستم دیکتاتوری ایدئولوژیک بدل کردند؛ نه صرفاً به نردبانی برای صعود فردی و شغلی خود. همان گونه که ایفما/کانون فیلمسازان مستقل ایران دارد عمل می‌کند. همان طور که بنای شماره‌ی در دست تولید پادکست «صدای کانون» محصول ایفما را بر همین رویکرد گذاشته‌ام (که به زودی منتشر و تقدیم خواهد شد) @amiropouria #شیرین_علیزاده #جعفر_پناهی #فجر_کوفتی #زن_زندگی_آزادی #انقلاب_دی_۱۴۰۴

داغشان هنوز تازه است، و نامشان در دل مردم زنده. در سوگشان، دست در دست هم می‌گذاریم؛ متحد برای پایان ظلم، متحد برای آزادی ایران! پاینده ایران #کانون_فیلمسازان_مستقل_ایران

یه دوستی برام این ویدئو‌ رو فرستاد. نوشت: «الهام سهیلی روخیلی از بچه‌های سینما میشناسن. آشپزی می‌کنه و برای مهمونی‌ها سفارش می‌گیره و آموزش اینستاگرامی/یوتوبی می‌ده و گربه داره و خوب قصه تعریف می‌کنه و یه موقعی یه رستوران خونگی خوب برای برانچ داشت و پاتوق سینماگرا بود. یه ویدئو توی یوتیوبش گذاشته که فقط یه کوچولو از زندگی این روزها (و اون روزها) در تهران‌ رو خیلی ساده و بی‌تکلف، بازگو می‌کنه.» ولی خود من (یعنی من ِ امیر پوریا) بعد از دیدنش اینو‌ باید بگم: من به اسم «حشمت طمطراق» میشناختمش ویدئو، روزمرگی، گربه‌(ها)، توصیف و شرح احوال بدون حتی یک بار استفاده از کلماتی مثل «کشتار» یا «احتمال دیکتاتوری» یا هر چیز اینچنینی، بی‌همتا، تکان‌دهنده و جلوه‌ی‌ عینی «پیچیدگی در اوج سادگی»ست می‌شه بارها دیدش؛ و از مجموع آن چه منازعات بیرون از ایران دارن بر سرش خود و‌ دیگران رو جر می‌دن، خجالت کشید: هم بابت شک داشتن در لزوم حمله‌ی نظامی و میزان نیاز مردم ایران بهش؛ و هم بابت دوگانه‌ی شرم‌آور‌«چپ vs پادشاهی‌خواه» این لینکش : https://www.youtube.com/watch?v=grNUlmt24YE&t=4s @amiropouria

روزی که اگر جان‌های عزیز ازدست‌رفته و آسیب‌خورده، یک ماه پیش در آن شب‌های رشادت و حق‌طلبی، حتی نصورش را به خود راه می‌دادند،
روزی که اگر جان‌های عزیز ازدست‌رفته و آسیب‌خورده، یک ماه پیش در آن شب‌های رشادت و حق‌طلبی، حتی نصورش را به خود راه می‌دادند، شاید جان‌هاشان را کف دستانشان نمی‌گرفتند… این مثلاً مذاکره، فارغ از هر نتیجه‌ای، سند تباهی دنیای امروز است: آمریکا به طور رسمی و علنی با جانیانی سر میز می‌نشیند که یک ماه است اینترنت جهانی را به روی مردم تحت سلطه‌شان بسته‌اند تا اخبار سلاخی مردم به دست عمله‌های پلشت این قصابان، به دنیا نرسد. ولی بیش از هزاران ایرانی از این حصار گذشتند و تصویر جنایت را به جهان رساندند و میلیون‌ها ایرانی بیرون از کشور، هفته‌هاست از تجمع‌های پرشمار تا نامه‌نگاری‌های انبوه به مقام‌های اروپایی و آمریکایی تا صدها مصاحبه با رسانه‌های غربی تا هزاران نوشته تا میلیون‌ها کمپین و پتیشن و پُست و توئیت و هشتگ، تمام هست و نیستشان را روی آگاه‌سازی ِ غیرایرانیان گذاشتند که از راجر واترز تا دانلد ترامپ، همه بدانند مردم ایران توان تحمل حتی یک روز سیاه و تباه دیگر زیر پرچم جمهوری جنایتکار اسلامی را ندارند؛ ولی حالا باید نظاره‌گر این مذاکره باشند!!

این فقط تیزر کوتاهی‌ست از ثبت احوال این روزها و شب‌های ایران، بعد از انقلاب دی ۱۴۰۴، در اپیزود ۴۱ پادکست "صدای کانون" محصول ایفما یا کانون فیلمسازان مستقل به سردبیری امیر پوریا این اپیزود در ۸۹ دقیقه در یوتوب، کست‌باکس، اسپاتیفای و وبسایت ایفما در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴/ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ با عنوان "انقلاب دی ۱۴۰۴" منتشر شد لینک یوتوب: لینک کست‌باکس: لینک اسپاتیفای: لینک وبسایت ایفما: www.iifma.net @amiropouria

صنم پوربابایی (نوازنده ویولن)، ملیکا دست‌یاب (نوازنده تنبور)، مصطفی رابطی (طراح ویدیوآرت)، مهدی سلحشور (مجسمه‌ساز)، رضا سمیع‌ پور (فیلمساز)، عسل شاکری (عکاس و فیلم‌بردار)، زهره شماعی‌ زاده (دوبلور)، شاهو شیرازی (خواننده)، فؤاد صفایی (نوازنده پیانو)، احمد عباسی (بازیگر تئاتر)، شکوفه عبدی (عکاس)، پویا فراگردی (نوازنده ویولن)، شبنم فردوسی (عروسک‌ساز)، سورنا گلگون (نوازنده پیانو)، جواد گنجی (فیلمساز)، یاسر مدیرروستا (نوازنده تار و سه‌تار)، محمد مطوری (کمدین)، امید نوروزی (خواننده)، ابوالفضل یغموری (خواننده)، ریحانه یوسفی (بازیگر) اینها بیست تن از جان‌های هنرمندی‌اند که رژیم جنایتکار اسلامی در ایران از ما گرفت. متاسفانه دو جاویدنام، حسین طهرانچی و امیرحسین ملکشاهی به این اسامی اضافه شدند. رژیم فاقد مشروعیت و گروگان‌گیر ولی‌فقیه، هر چه به پایان خود نزدیک‌تر می‌شود، سبعیت و ذات ضد ایران و ضد ایرانی خود را بیش از پیش به نمایش می‌گذارد. کانون فیلمسازان مستقل ایران، با ابراز خشم و انزجار نسبت به جنایات اخیر حکومت تروریستی اسلامی در ایران، در مسیر عدالت‌خواهی در کنار همه‌ی بازماندگان قتل عام دی ماه ۱۴۰۴ ایستاده است.

یک. درد برای تبدیل به روایت ِ درد، زمان می‌خواهد. هنوز مانده تا بتوانیم. مانده تا بتوانم جمع و جور کنم و از جلوه‌های بدیع و وجدآور "مذهب‌زدایی" و "رهایی از ایدئولوژی" در مجموع انقلاب دی ۱۴۰۴ و حتی در آیین سوگ قهرمانانش بگویم. هنر معترض برای خلق و خلاقیت، هنوز زمان می‌خواهد در برابر این جنایت مهیب‌. دو. بر اساس شناخت قالب کار حرفه‌ای، عقل می‌گوید که علی عظیمی در جایگاه Songwriter یعنی هم آهنگساز و هم ترانه‌ساز کار ِ تازه منتشرشده‌اش "خدا" که از قطعات آلبوم در دست تهیه‌اش با نام درجه یک و ایرانی‌فهم ِ "مدینه‌ی فاضلاب" (بهترین برگردان ممکن برای واژه‌ی dystopia ) است، این کار را پیشتر برای این آلبوم آماده کرده بود. حالا و با کشتار جمعی دهشتبار ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ توسط جانیان جمهوری اسلامی، آن را با تصاویر این قتل عام، خونین کرده و به سرعتی ستودنی، نشر داده. سه. این فقط نشانه‌ی هوش و تشخیص ضرورت تاریخی ِ لحظه توسط علی عظیمی و همکارانش نیست. بلکه گواهی‌ست یر فضاحت و شناعت حکومتی که می‌شود در هجو ِ خدایی که از آن دم می‌زند، ترانه‌ای ساخت و تنها مدتی بعد، دید خدای این حکومت، حتی کورتر و کودن‌تر شده! به نزول بلایی بس بزرگ‌تر از قبلی‌ها بر سر مردمان ایران - به تعبیر بهرام بیضایی بزرگ، "... که سزاوار ِ بهترند" - رضایت و حتی شدت داده! بعد می‌شود آن ترانه را برای این احوال، منتشر کرد؛ و بیشتر معنا می‌دهد! بس که حکومت، لجنزار متعفنی از سیاهی و تباهی‌ست و بس که خدای این حکومت، لایق ناسزاست. چهار. برای بازنشر کار ارزشمند و "به‌جا"ی علی عظیمی، فقط دو توضیح جانبی دارم. نخست آن که وقتی قطعه‌ی Gnossienne No. 1 اثر اریک ساتی را می‌شنویم، اگر ازمان بپرسند آیا ممکن است بشود رویش کلام گذاشت، طبعاً می‌گوییم محال یا دست‌کم بعید است. اما عظیمی با همراهی افشین خائف که تنظیم برای ارکستر "خدا" را به عهده داشته، توانسته‌اند چنین کار عجیبی را روان و البته نه چندان راحت، به انجام برسانند. دیگر این که پاچه‌خاران، پاچه‌ی فردی را که در ولایت یا خدایی ِ او ذوب‌ شده‌اند، "نمی‌خورند"، بلکه "می‌خارانند". بنابراین "پاچه‌خار" درست است؛ نه "پاچه‌خوار". بگذارید من ِ ملانُقَطی، نسخه‌‌ای را به گوش و چشمتان برسانم که این خطای کوچک در آن تصحیح شده. به امید آزادی؛ تنها چیزی که می‌تواند به ما بباوراند که خدا، خدای جمهوری اسلامی نیست @amiropouria #علی_عظیمی #خدا #پاچه_خار نه #پاچه_خوار #انقلاب_دی_۱۴۰۴

رژیم اسلامی در ایران، پس از به قتل رساندن دست‌کم ۱۷ هنرمند در اعتراضات اخیر، اکنون به ارعاب فیلمسازان حامی اعتراضات مردمی پرد
+3
رژیم اسلامی در ایران، پس از به قتل رساندن دست‌کم ۱۷ هنرمند در اعتراضات اخیر، اکنون به ارعاب فیلمسازان حامی اعتراضات مردمی پرداخته است. مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها، کارگردانان فیلم «کیک محبوب من»، در پی موضع‌گیری صریح خود در پشتیبانی از اعتراضات مردمی، احضار و به زندان و توقیف اموال تهدید شده‌اند. ایفما از جامعه‌ی بین‌المللی، به‌ویژه سینماگران جهان، درخواست دارد که با پیگیری پرونده‌ی این دو فیلمساز مستقل، رژیم اسلامی را به پاسخگویی وادار کرده و از ادامه‌ی سرکوب معترضان جلوگیری کنند. The Islamic regime in Iran, after killing at least 17 artists during recent protests, is now terrorizing filmmakers who support the demonstrations. IIFMA calls on the international community, especially human rights activists and filmmakers around the world, to hold the Islamic regime accountable by pursuing the cases of these two independent filmmakers and to prevent the continued repression of protesters.