ch
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

前往频道在 Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

显示更多
945
订阅者
无数据24 小时
+27
+1830
帖子存档
شخصیت‌هایی در من‌اند که با برف‌ها آب می‌شوند با رودها می‌روند و سالها بعد در من می‌بارند. #گروس_عبدالملکیان @delnote

♥️ دو دستم ساقهٔ سبز دعایت گل اشکم نثار خاک پایت دلم در شاخهٔ یاد تو پیچید چو نیلوفر شکفتم در هوایت به یادت داغ بر دل می‌نشانم ز دیده خون به دامن می‌فشانم چو نی گر نالم از سوز جدایی نیستان را به آتش می‌کشانم به یادت ای چراغ روشن من ز داغ دل بسوزد دامن من ز بس در دل گل یادت شکوفاست گرفته بوی گل پیراهن من همه شب خواب بینم خواب دیدار دلی دارم دلی بی‌تاب دیدار تو خورشیدی و من شبنم، چه سازم نه تاب دوری نه تاب دیدار سری داریم و سودای غم تو پری داریم و پروای غم تو غمت از هر چه شادی دل‌گشاتر دلی داریم و دریای غم تو #قیصر_امین‌پور @delnote

بدون او، همه‌چیز چه طولانی است. #رولان_بارت خاطرات سوگواری، ترجمه‌ی واقف @delnote

#آلبر_کامو در افسانه‌ی سیزیف جمله‌ی وحشتناکی دارد که می‌گوید: “شکاف عمیقی وجود دارد بین آرزوهای انسان و تلاش‌هایی که برای رسیدن به آن آرزوها انجام می‌دهد.“ انسان، دست خودش نیست. رویا می‌پرورد و لزوما هرچقدر خودش را به آب و آتش بزند به تمامیت رویاهایش نمی‌رسد. در آن شکاف، در آن شکاف که لزوما با تلاش آدمی پر نمی‌شود… در آن شکاف که رویاهایی دست نخورده و نرسیده و کال باقی می‌مانند به زعم من، تمامی دردها و ملال‌های یک انسان نهفته است. شکافی که مملو از نرسیدن‌ها و شکست‌ها و خیرگی‌های انسان به آرزوهای ممتد و مدامش هستند. و روزی می‌رسد که انسان می‌پذیرد، بعضی از آرزوها قرار است در شکوه یک رویا باقی بماند. نه برای آنکه انسان از تلاش دست کشیده. نه… بعضی از آرزوها باید آرزو بمانند. و انسان تنها خودش می‌داند که چرا دست از خیرگی به آن برنمی‌دارد. 🎥ویدیو، سکانسی از فیلم چشم‌اندازی در مه، شاهکاری از #تئو_آنگلوپولوس برگرفته از کانال: های موویز @delnote

🎵”Winter Waltz” #Stephan_Moccio #Instrumental @delnote

برف‌‌ همان زَر بود که می‌بارید. هر پَر برف هزار دانهٔ گندم بود، یک هندوانه بود، یک مُشت زیره بود. چهل گل غوزه. نه تنها برای مردم زمین که برای همهٔ اهل بیابان، برف‌ْ نان بود. نان بود که می‌بارید و چه خوش می‌بارید. جای خالی سلوچ #محمود_دولت‌آبادی @delnote

🎵”The Winner Takes It all” #November_Ultra #Instrumental @delnote

نخ به پای بادبادک‌های کم طاقت مبند؛ زندگی را هرچه آسان‌تر بگیری بهتر است #فاضل_نظری @delnote
نخ به پای بادبادک‌های کم طاقت مبند؛ زندگی را هرچه آسان‌تر بگیری بهتر است #فاضل_نظری @delnote

♥️ بگذرد آرام شب از بام تو خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است همیشه در نظر خاطر مرفه ماست اگر به سالی حافظ دری زند بگشای که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست #حافظ @delnote

🎵”ساعت دیواری” #محسن_چاوشی @delnote

عاشقم، عاشق ستارهٔ صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هر چه نام توست بر آن #فروغ_فرخزاد @delnote

🎵”The Winner Takes It all” #November_Ultra #Instrumental @delnote

♥️ شفافیت یاخته‌های سیب بر پیشانی آهوان ماده هستی موجی نو از برهنه شدن در آفتابستی مادینه‌ی سبزه‌زارانستی که در کنار مادیانی سبز بدل به بلبلی از شعر ناب شده‌ست بید مجنونی از طلای نابستی درخت سرخی هستی که به دور خویش در آفتاب می‌چرخد گویایی زبان زنده‌ی زمینستی قلم حافظ بر حنجره‌ی کفتر چاهی هستی بیت اشراق و خنجر مصرعی تا قبضه فرو رفته در سینه‌ی گسترده‌ی مولانا هستی تو به زیر بارانستی و خود آسمان صافستی نه آبشاری تنها نه که رودی عمودی از آفتاب آبستی #رضا_براهنی @delnote

هیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفت #حافظ @delnote

از ظهر یک لحظه این صورت‌های پر شور این صداهای پر شرر این داغیِ سرما‌زده این سرخیِ غوطه‌خورده در سپیدی این همه از دست دادن این همه پرپر شدن این همه ناگهان غیب‌شدن از جلوی چشمانم نمی‌رود هزاران دریغ… تسلیت به پدر و مادرهای‌تان تسلیت به ما تسلیت به این مملکت... #علی_نیک‌جو @delnote

♥️ ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان! عطری بیفشان بر حیاطِ خانه، شب‌بو جان! من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد حالا که وقت آبروداری ست جارو جان! اینقدر بی‌تابی نکن پیراهنِ نازم! هی روی پیشانی نیا با شیطنت، مو جان! وقتی تو می‌آیی در و دیوار می‌رقصند انگار چیزی خورده باشد خانه بانو جان عاشق‌شدن را داشتم از یاد می‌بردم این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان در چشم‌هایت شیشه‌ی عمرِ مرا داری وقتی که می‌بندیش دیگر مُرده‌ام...کو جان؟ کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی گیرم که روزی بازگردی نوش‌دارو جان! #مهدی_فرجی @delnote

🎵"برف روی کاجها" #کارن_همایونفر @delnote

آن وقت اواخر تابستان بود و من به انتظار رسيدن چلچله‌ها تا بهار انتظار كشيدم. روی میز حجره یک تقویم گذاشتم، و هر روز ورق زدم. برف می‌آمد. زمین‌ یخ می‌بست. کلاغ‌ها روی کاج‌ها می‌گفتند: «برف. برف.» و بهار نمی‌رسید. #عباس_معروفی @delnote