سایت پانویس
前往频道在 Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
显示更多2 680
订阅者
-424 小时
-17 天
+830 天
帖子存档
2 680
بازی
فیلمی که این هفته تماشا و دربارهٔ آن صحبت خواهیم کرد، فیلم
The Game
محصول سال ۱۹۹۷ است. با بازی اصلی مایکل داگلاس است:
https://m.imdb.com/title/tt0119174/
این فیلم شامل یکی از اصلیترین تمهای خودشناسی با عنوان «استیصال» است.
در گروه رمان و فیلم این فیلم و فیلمها و کتابهای برگزیده را بصورت دستجمعی تماشا و مطالعه میکنیم. بسیاری از فیلمها و کتابهای این گروه تم معناگرا دارند.
جهت پیوستن به این گروه به »خانم صبا« پیام دهید. عضویت در این گروه برای اعضای دورههای خودشناسی رایگان است. چنانچه عضو دورههای خودشناسی نیستید، جهت عضویت باید ورودیه بپردازید.
@Panevisdotcom
2 680
فاز
زانکه جنسیت عجایب جاذبیست!
اصل بسیار ساده و بسیار عالی و متعالیییست این اصل جنسیت. اگر میخواهی تغییر کنی، خودت را دم پر آنها که میخواهی همخویشان شوی قرار بده و بهر صورت که شده دمخورشان شو و بر آن استقامت بورز.
دو دوست اگر خلق و خویشان بعد از مدتی از هم فاصله بگیرد، هر قدر هم سعی کنند که با هم بمانند، این اصل بهر حال نهایتاً آنها را از هم جدا خواهد کرد. چرا که دیگر جنسیتی و سنخیتی بین آنها نیست. لاجرم جدا میشوند. این اصلی اساسیست که حاکم و جاری در نظام عالم است.
ذره ذره کاندر این ارض و سماست
جنس خود را همچو کاه و کهرباست
نوریان مر نوریان را جاذبند ... و الی آخر.
گمان نکنیم اگر جدایییی بین ما و همدم یا دوستمان پیش آمد، حتماً اشتباه ما یا وی بوده. این را هم در نظر بگیریم که فاز ما از هم تغییر کرده و دیگر جنس و سنخ هم نبودهایم.
ژوئن ۲۰۱۶
@PanevisDotCom
2 680
محرک
احتمالاً شما نیز این ویدیو را دیدهاید و حواشی مربوط به آن را شنیده و خواندهاید. ظاهراً نماینده ای است که «درخواست برگرداندن پرستارانی که در دوران کرونا جان خود را از دست داده اند».
بعید می دانم کسانی که این فرد را مسخره می کنند که «اینقدر عقلش نمی رسد که بداند پرستارانی که جان خود را از دست داده اند چطور ممکن است به سر کار برگردند؟» اصل حرف او را متوجه نشده باشند. منتها موضوع این است که ما به دنبال بهانه ایم برای ارضای خشم مان.
با کمی دقت متوجه می شویم منظورش این است که: «قشر پرستار را دریابید، اینها زحمتکش هستند و بسیاری از آنها در جریان مردهاند. آنها را، یعنی قشر پرستار را برگردانید.» خب، درک این موضوع اصلاً سخت نیست. ما انسانها اگر محرک و انگیزه دهندهٔ برداشتهایمان از سخنان دیگران خشم و نفرت باشد، تا دلمان بخواهد می شود بهانه جفت و جور کرد.
سخن بنده بر سر مصادیق و موارد نیست. بخوبی می دانم عده ای هستند که می گویند داری از ظلم اینها دفاع می کنی و غیره. سخن بنده بر سر توجه به محرکها و انگیزههای درون ماست. این موضوع مورد بحث بنده است.
به محرکهایت آگاه باش.
@Panevisdotcom
2 680
احتمالاً شما نیز این ویدیو را دیدهاید و حواشی مربوط به آن را شنیده و خواندهاید. ظاهراً نماینده ای است که «درخواست برگرداندن پرستارانی که در دوران کرونا جان خود را از دست داده اند».
بعید می دانم کسانی که این فرد را مسخره می کنند که «اینقدر عقلش نمی رسد که بداند پرستارانی که جان خود را از دست داده اند چطور ممکن است به سر کار برگردند؟» اصل حرف او را متوجه نشده باشند. منتها موضوع این است که ما به دنبال بهانه ایم برای ارضای خشم مان.
با کمی دقت متوجه می شویم منظورش این است که: «قشر پرستار را دریابید، اینها زحمتکش هستند و بسیاری از آنها در جریان مردهاند. آنها را، یعنی قشر پرستار را برگردانید.» خب، درک این موضوع اصلاً سخت نیست. ما انسانها اگر محرک و انگیزه دهندهٔ برداشتهایمان از سخنان دیگران خشم و نفرت باشد، تا دلمان بخواهد می شود بهانه جفت و جور کرد.
سخن بنده بر سر مصادیق و موارد نیست. بخوبی می دانم عده ای هستند که می گویند داری از ظلم اینها دفاع می کنی و غیره. سخن بنده بر سر توجه به محرکها و انگیزههای درون ماست. این موضوع مورد بحث بنده است.
به محرکهایت آگاه باش.
@Panevisdotcom
2 680
رابطه
وقتی با کسی ازدواج میکنید، رابطهٔ معنیدار برقرار میکنید، با یک مجموعه ارتباط میگیرید: با آسیبهایی که او در زندگیاش در گذشتهاش، در کودکی و نوجوانیاش دیده است، با عقاید و باورهایش، با عقاید و باورهایی که حتی خودش ممکن است به آنها آگاه نباشد، با الگوهای ارتباطی رفتاریاش، با ترسهایش، با شرطیشدگیهایش، با آرزوهایش، با ضعفهایش. با یک مجموعه رابطه میگیرید.
دوران روابط سنتی تمام شده است. در دنیای امروز، دانستن حداقلهای امور درونی از ملزومات رابطه است.
@Panevisdotcom
2 680
رابطه
وقتی با کسی ازدواج میکنید، رابطهٔ معنیدار برقرار میکنید، با یک مجموعه ارتباط میگیرید: با آسیبهایی که او در زندگیاش در گذشتهاش، در کودکی و نوجوانیاش دیده است، با عقاید و باورهایش، با عقاید و باورهایی که حتی خودش ممکن است به آنها آگاه نباشد، با الگوهای ارتباطی رفتاریاش، با ترسهایش، با شرطیشدگیهایش، با آرزوهایش، با ضعفهایش. با یک مجموعه رابطه میگیرید.
دوران روابط سنتی تمام شده است. در دنیای امروز، دانستن حداقلهای امور درونی از ملزومات رابطه است.
@Panevisdotcom
2 680
مراقبت
دوستانی که در کلاسهای خودشناسی هستند، مهم است که در کنار تمرینهای دوره، از تماشای فیلمهای وحشتناک، هرگونه محتوی اعم از نوشتاری، فیلم یا صدا دربارهٔ روح و جن و پری، و نیز صحنهها و نوشتههای خشن حاوی خونریزی و از این دست، بپرهیزند. همچنین بپرهیزند از همنشین و همسخن شدن با افرادی که در این فضاها سیر میکنند و چنین فازهایی دارند. ایجاد وهم و خیالات آزاردهنده نتیجهٔ عدم چنین مراقبتی است.
رعایت این موضوع نه تنها در این مقطع، بلکه بطور کلی برای تمام طول یک زندگی سالم و شاداب اهمیت دارد.
@Panevisdotcom
2 680
فصل ششم کتاب «انسان در اسارت فکر» اثر محمدجعفر مصفا به مبحث «زمان و حرکت» اختصاص دارد. در ابتدای این فصل نویسنده اشاراتی به موضوع حرکت جوهری صدر المتألهین ملاصدرا دارد و از آنجا بحثش را آغاز می کند و به واقعی یا غیرواقعی بودن «زمان» از منظر فلسفی می پردازد.
در جلسه نیز گفتم که روزی نزد پیرمرد بودم و از کتاب مثنوی معنوی کلاله خاورش این بیت را نشانم داد و دربارهٔ موضوع «حرکت» صحبت کردیم:
از فسون او عدم ها زود زود
خوش معلق میزند سوی وجود
دیشب در دورهٔ مصفاخوانی با همراهی دوستان به این فصل رسیدیم و ذیل فتح باب مبحث فوق، این بیت را مورد گفتگو قرار دادیم. این بحث طی هفته های آتی نیز ادامه خواهد داشت. پیش از شروع فصل ششم کتاب، به دوستان توصیه شد ابتدا پیش مطالعه ای از کتاب «نهاد ناآرام جهان» نوشتهٔ عبدالکریم سروش داشته باشند. در این کتاب، نویسنده مبحث «حرکت جوهری» ملاصدرا را به خوبی توضیح می دهد. مطالعه و تأمل بر این کتاب را به علاقمندان مبحث مذکور توصیه می کنم.
@Panevisdotcom
2 680
«خود»، ایدهآل و رابطه
این شعر اصفهانی را بخوانیم:
تا اون شکوفه ای بُستونی دل کناری مَنِس
سه ذرع برف بیوفتِد بازم باهاری منس
درازی ای شبی یلدا و کوچه ای جلفا
سری همِش بوکونند نصفی زلفی یاری منس
ترجمه:
تا زمانی که آن شکوفهٔ بوستان دل کنار من است
باندازهٔ سه ذرع هم که برف بیاید، هنوز برای من بهار است
درازیِ شب یلدا و درازی کوچهٔ جلفا(واقع در اصفهان)
را که بهم بچسبانند تازه میشود باندازهٔ نصف بلندی گیسوان یار من!
(خانهات آباد! گیسوان به این بلندی را میخواهید چکار؟! جلوی دست و پایتان را نمیگیرد؟ ظاهراً اصفهانیها با آبادانیها بینسبت نیستند!)
باری، همین غلوهای ادبیات فارسی عزیز بعلاوهٔ باور عمومی آنهاست که ایجاد توقعات غیرطبیعی از معشوق و عاشق میکند و رابطه را میپُکاند.
ملاک روابط عاشقانه انسانها شده است ایدهآلهای موجود در ادبیات سانتیمانتال، یا در فیلمهای هالیوود، یا در روابط شخصیتهای کارتونهای والت دیزنی. چقدر از واقعیت ساده و معمولی دوریم.
این قطعه از کتاب «رابطه» محمدجعفر مصفا را بخوانیم:
«منشأ ایدهآلسازی در خود انسان و نیازهای اوست. ولی خدا پیر کند شعرا و نویسندگان و هنرمندان را که آنها هم کم سهمی در این جریانات ندارند. همانطور که به مناسبت دیگر گفتم، همه چیز را به صورت کتابی، ایدهآل و کمال مطلوب به افراد عرضه میکنند. از همسر گرفته تا اخلاق و فضیلت و شجاعت و خوشبختی و زیبایی و همه چیز را طوری ترسیم میکنند که دهن آدم آب میافتد. و نتیجهاش احساس حسرت است. من فکر میکنم آن همسر و آن فضیلت و آن زیبایی و آن خوشبختیای که شاعر در کتاب ترسیم کرده است در جامعه پر است و گیر همه آمده و من یکی محروم ماندهام. غافل از اینکه آن اخلاق و آن همسر و آن خوشبختی و آن زیبایی، بعد از کتاب شاعر در بهشت یافت میشود، نه در اجتماعات و روابطی که ما درگیر آن هستیم.»
@Panevisdotcom
2 680
شبخون
طی چند هفتهٔ گذشته با دوستی دربارهٔ موضوع طرحوارهها صحبت می کرده ام و قرار است بزودی نیز در گروه رابطه سلسله جلساتی در مورد بررسی و نقد موضوع طرحواره ها داشته باشیم.
دیشب بطور اتفاقی ترانهٔ فوق از خوانندهٔ معروف، داریوش اقبالی، را شنیدم و به نظرم آمد اگر کسی به فرض تمام طرحواره هایش را درمان کرده باشد، کافی است یک بار این ترانه را بشنود تا به یکباره زیر و رو شود و برایش اظهر من الشمس گردد که همۀ مسائلش همچنان تر و تازه سر جای خودشان هستند! عنایت بفرمائید.
@Panevisdotcom
2 680
شبخون
طی چند هفتهٔ گذشته با دوستی دربارهٔ موضوع طرحوارهها صحبت می کرده ام و قرار است بزودی نیز در گروه رابطه سلسله جلساتی در مورد بررسی و نقد موضوع طرحواره ها داشته باشیم.
دیشب بطور اتفاقی ترانهٔ فوق از خوانندهٔ معروف، داریوش اقبالی، را شنیدم و به نظرم آمد اگر کسی به فرض تمام طرحواره هایش را درمان کرده باشد، کافی یک بار این ترانه را بشنود تا به یکباره زیر و رو شود و برایش اظهر من الشمس گردد که همۀ مسائلش همچنان تر و تازه سر جای خودشان هستند! عنایت بفرمائید.
@Panevisdotcom
2 680
به علاقمندان خودشناسی توصیه می شود به این دو صفحه بپیوندند. جلسات، معرفی ها، لایوها، جمعخوانی ها و مباحث متنوع و عمیق از طریق این دو صفحه اطلاعرسانی می شوند:
محمدجعفر مصفا:
@Mossaffadotcom
جیدو کریشنامورتی:
@Krishnamurti
2 680
۹۷۶
موضوعات:
احولیت، دوبینی، مغبون شدن، برد کردن
خندمینتر از تو هیچ افسانه نیست
@Panevisdotcom
2 680
آخرین اعلام
دورهٔ خودشناسی
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به خانم صبا، شمارهای که در تصویر آمده(فقط در تلگرام)، و یا مراجعه به » اینجـا « میتوانید درخواست کنید.
این آخرین اعلام این دوره است. تا چند ماه آتی دورهٔ دیگری نخواهیم داشت.
در قسمت نظرات و یا پیام خصوصی پیام نفرستید.
@Panevisdotcom
