سایت پانویس
前往频道在 Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
显示更多2 678
订阅者
-324 小时
-37 天
-230 天
帖子存档
2 678
ای از شراب غفلت، مست و خراب مانده
با سایه خو گرفته وز آفتاب مانده
روزی که بازخواهند از جان و دل امانت
هم دل تباه بینی هم جان خراب مانده
آنجا که نقدها را ناقد عیار خواهد
مردان مرد بینی در اضطراب مانده
وانجا که عاشقان را از صدق باز پرسند
پیر و مرید بینی کاندر جواب مانده
ترسم که هیچ عاشق این راه را نبیند
وان ماهروی ما را رخ در نقاب مانده
2 678
رمضان
گینه گلدی رمضان،
هامی مسلمان اولاجاق!
دین اسلام اوجالوب،
خلق نمازخوان اولاجاق!
او آداملار که ائدیب،
میلته چوخ جور و ستم!
هامیسی بیر گئجه ده،
قاری قرآن اولاجاق!
شهریار
ترجمه:
بازم ماه رمضان آمد
همه مسلمون میشن
دین اسلام اوج گرفته
همه خلق نمازخون میشن
اون آدمایی که
به ملت خیلی ظلم و ستم کردن
همشون یک شبه
قاری قرآن میشن
—
تشکر از سحر خانم جهت ترجمه
@Panevisdotcom
2 678
تکمیلیِ پست قبل:
دربارهٔ «مردآزما» در متن زیر توضیحات خوبی آمده است. متن را بخوانید و بصورت صوتی تکملهای بر آن خواهم گفت.
«مردآزما (مردوزوان، مردهآزما، مدزما، مردزما، مرتزما، مِردِزمال، مندرآزما، جوانآزما، مَدوزما) موجودی افسانهای در باورهای عامیانهٔ ایرانیان است که در مناطق مختلف ایران به شکلهای گوناگون توصیف میشود.
ویژگیهای مشترک:
* ظاهر ترسناک: اغلب با قدی بلند، بدنی سیاه، چشمانی قرمز و دندانهای تیز توصیف میشود.
* محل زندگی: در بیابانها، کوچههای تاریک، آسیابهای متروکه و غارها زندگی میکند.
* رفتار: شبها ظاهر میشود و مردان را میآزارد، بهویژه کسانی که در زمینهای کشاورزی یا مکانهای خلوت هستند.
* تغییر اندازه: در برخی روایات، هر چه بیشتر به او نگاه شود، بزرگتر میشود.
تفاوتها در مناطق مختلف:
* خراسان جنوبی: به او «مردوزوان» یا «مردهآزما» میگویند. او در آسیابهای متروکه زندگی میکند و از نور خورشید فراری است.
* لرستان: او را «مرتزما» مینامند و به عنوان جنی ترسناک میشناسند.
* هرمزگان: با گویش محلی «مدوزما» نامیده میشود. او قدی بسیار بلند دارد که یک پایش بر کوهی و پای دیگرش بر کوه دیگر قرار دارد.
* کردستان: او را «جوانآزما» میدانند، زیرا میزان دلاوری جوانان را میسنجد.
* استان مرکزی: به «مَدِزما» شناخته میشود. موجودی که در بیابان است و شبها مردانی که در زمینهای کشاورزی مشغول هستند را اذیت میکند.
باورها:
* برخی معتقدند که مردآزما واقعاً وجود دارد و موجودی خطرناک است.
* برخی دیگر آن را صرفاً افسانهای برای ترساندن کودکان و دور نگه داشتن مردم از مکانهای خطرناک میدانند.
نکات جالب:
* نامهای مختلف این موجود در مناطق گوناگون، نشاندهندهٔ تنوع فرهنگی و زبانی در ایران است.
* داستانهای مربوط به مردآزما، اغلب در شب و مکانهای تاریک اتفاق میافتند که به ترسناکتر شدن این موجود کمک میکند.
* این افسانه ها اغلب برای ترساندن کودکان و دور نگه داشتن آنها از مکان های خطرناک استفاده می شده است.
در نهایت، مردآزما نمادی از ترسهای ناشناخته و تاریکیهای شب است که در فرهنگ عامهٔ ایرانیان جایگاه ویژهای دارد.»
@PanevisDotCom
2 678
Repost from دانش، آگاهی
وقتی که ۱.۲ میلیون نفر این محتوا رو برای دیگران ارسال کردن، ۲۵ میلیون بار ویو خورده، ۲۳۸هزار لایک دیگه چطور میشه توقع تغییر از این جامعه داشت، حالا من به عنوان کوچکترین عضو در کنار دوستان عزیز ساعتها محتوا تولید کنیم روی هم دیگه ۱۰هزار بار هم دیده نمیشه...
😵💫 بدتر از اون، این ده هزار احمقی هستند که متن توضیح اون احمق رو برای این موجود لایک کردن، یعنی فضای مجازی تبدیل شده به یک مرکز فساد مغز، ننگ بر این سیستم تربیتی و آموزشی واقعا
متاسفم برای بلایی که بر سر کشورم آوردن، مغزها رو فاسد کردند تا به راحتی بر آنها حکومت کنند...
خیلی دردناک بود برام.
سروش سارابی
پ.ن: لینک ویدئوی اصلی رو هم در کامنتها قرار دادم.
@daneshagahi
2 678
شما وقتی از کسی چیزی میدزدید، فقط آن چیز موضوع دزدیدن نیست. شما اعتماد را دزدیدهاید. مخصوصاً اگر به شما اعتماد کرده بودهاند و شما را معتمد خود میدانستهاند.
و این، زشتکاریست.
@PanevisDotCom
2 678
لفظ
اول اینکه دست سازندهٔ این ویدیو(ی هرچند تبلیغاتی) درد نکند. ما هم از ظن خودمان یارش میشویم و به سیاق نوشتههای عرفانی و خودشناسانه مطالبی مرتبط با آن میگوییم. امید که مفید افتد.
عرض شود خدمت انورتان که چنان که مستحضرید یکی از اصلیترین موضوعاتِ عرفانی مسئلهٔ لفظ و لفظمندی است. اینکه ذهن گرفتارِ خوردنِ ارزش در قالبِ لفظ میشود و دیگر واقعیت را کنار میگذارد و فقط لفظ، یعنی تصویر و ارزشِ هر چیز برایش مهم میشود.
یعنی انسانها به واقعیتها بیاعتنا میشوند و به ارزشِ واقعیتها توجه میکنند. به عنوان مثال، برای انسانِ اسیر لفظمندی، واقعیتِ یک اتومبیل دیگر مهم نیست، بلکه ارزشی که آن اتومبیل از نظر جایگاه اجتماعی دارد مهم و شایستهٔ اهمیت است. مثال دیگر: خود انسانها! برای منی که گرفتارِ تصویر و لفظ هستم، خود انسان مهم نیست بلکه ارزش و جایگاه اجتماعی و مقام و میزان پول و ارزشش مهم است.
یکی از دلایل اینکه ما موقع روبرو شدن با کسانی که نمیشناسیم اینقدر دوست داریم اطلاعات شخصی، مثل شغل و محل سکونت و اینطور چیزهایشان را بدانیم همین است. در واقع میخواهیم میزان ارزش اجتماعی آنها را بدست آوریم تا با آن تصویری که از وی پیدا میکنیم در رابطه شویم، نه با خودش! رفتارمان را متناسب با ارزشی که از وی در ذهن داریم تنظیم میکنیم! و این یعنی رابطهٔ دو تصویر با هم. نه رابطهٔ دو موجود واقعی.
این تا اینجا. حالا برگردیم به آن ویدیوی بانمک. علی العموم افرادی که به سفر مثلاً خارجه میروند، برای ارزشش میروند، نه برای واقعیتش. تو را به قرعان(!) بیاییم با خودمان روراست باشیم. آیا اینطور نیست؟
منی که میروم اروپا، و در خیابانهای پاریس و کجا و کجا قدم میزنم، در پسزمینهٔ ذهنم در حال نجوای با خودم هستم که: «اینجا اروپاست، اینجا لندنه، اینجا فرانسهست.». شما اینطور نیستی؟ به حضرت عباس من که اینطورم.
و این یعنی لفظ خوردن، تصویر خوردن، ارزش خوردن. دلم خوش است که دارم از یک چیز باارزش بهرهمند میشوم. تازه از چیزی که دیگران(در ایران) هم از آن محروم هستند!
این را قبلاً هم گفتهام که خیل عظیمی از به اصطلاح ایرانیان خارجنشین، علی رغم اینکه در اعماق وجودشان دلشان برای داخل ایران بودن لَک میزند، دلخوشیشان که باعث تحمل دور بودن از ایران است، ارزش خارجنشین بودنی است که پزش را به دوست و آشنایان داخل کشورشان میدهند. این عین واقعیت است. کور شم اگر دروغ بگویم! به همین سوی چراغ!
باری. بقول مولوی: «جمله بر فهرست قانع گشتهایم». یعنی ما انسانها عاشق لفظیم. عاشق تصویریم، عاشق ارزشیم. به واقعیت بیاعتنا و به ارزش توجه داریم. این یعنی تصویرخوری. این یعنی مردگی و مردهخواری.
+ پینوشت: حالا ما یک سفر اروپایی هم در پیش داریم! ایشالله که ناظر به واقعیت باشد. ضمناً خاطرم آمد همین موضوع را چند سال پیش در همان اروپا، بگمانم در اشتوتگارت آلمان، بطور مفصل گفتهام. اگر ویدیویش را پیدا کنم، میگذارم.
@PanevisDotCom
2 678
سانتیمانتالیسم
این ویدیو را دیشب از روی طنزی که نوشتهٔ رویش داشت استوری کردم. بعد که چند بار دیگر تماشایش کردم، به این فکر افتادم که چقدر دخیل کردن احساسات و عواطف سانتیمانتال به راحتی میتواند عموم انسانها را بفریبد.
احساساتی شدن توسط ملودیها، لحنها، بلندی صدا، اشعار، همگی انسان را از نظر به واقعیت دور میکند. سانتیمانتالیسم واقعیت را تحریف میکند.
اصولاً دین و مذهب عموم مردم از این جنس است. و به همین خاطر است که مداحان و تجلیلکنندگان، محور اصلی دین عموم مردم هستند. چون نقش بسیار پررنگی در برانگیختن احساسات سانتیمانتال افراد دارند.
آن سخن پیامبر(ص) که از جلالالدین محمد نقل کرده بودم را خاطرتان هست؟ اینکه «ذرهای عقل بهتر از نماز و روزه است» و سخنان مشابه دیگر ایشان در ستایش عقل، توصیه به خردورزی در شبهای قدر که حتی بهتر از عبادت معرفی کردهاند. اینها شما را به تأمل نمیاندازد؟
عموم انسانها را سانتیمانتالیسم حرکت میدهد. عاطفی شدنِ بدون اساسِ عقل ورزیدن.
البته که بخشی از دین و مذهب شامل عواطف میشود، اما عواطفی که پایه و بنیانشان عقل و خرد است و در پی عقلورزی میآیند. عواطفی که زیربنای آنها عقل نباشد، صرفاً سانتیمانتال شدن است و بس. و اساساً چنین دین و مذهب و معنویتی هم مطلوب حکومتهاست. چرا که با احساساتی کردن به راحتی میتوان توده را مثل موم در دست داشت.
فکر نکنیم که ما سانتیمانتال نیستیم. هستیم. منی که اساساً کار دینی و معنویام با احساساتی شدن توسط ربنای شجریان، اذان موذنزادهٔ اردبیلی، تواشیح اسماء الحسنی، قرآن عبدالباسط، آواز افشاری مثنوی، دعای سحر ذبیحی و موسوی و صالحی و مانند آنهاست، فرقی ندارد با شکلهای دیگر احساساتی شدن.
آیا تابحال توسط نوجوانان در مورد عقایدتان مورد سوالپیچ شدن قرار گرفتهاید؟ آیا پاسخهای عقلپسندی برایشان دارید؟ برای سوالهای خودتان چطور؟ اگر چهار تا سوال بهچالشکشنده برای خودتان مطرح کنید، پاسخِ درخوری برای خودتان دارید؟!
@PanevisDotCom
2 678
گل و دل
اما بعد. میگویم: حتی اگر میخ طلای اسبت را به گل کوبیده باشی و نه به دل، در صورتی که ببینی کسی به پول آن میخ طلا نیازمند است، نابخردی میکنی.
اگر ببینی!
اما اگر نبینی، به طور دستوری عمل کردنت به دادن میخ طلا به نیازمند، غنایی درش نیست. درک تو مهم است. بینش تو مهم است. آن بینش را پیدا کن.
@PanevisDotCom
2 678
چالش دل و گل
این سوال بسیار از بنده پرسیده می شود. چالشی است که برای بسیاری مطرح است.
این پادکست مربوط به حدود سال ۲۰۰۹ است. شما هم میتوانید نظرتان را بگویید.
بعد از گوش دادن به فایل صوتی فوق، »ایـن لینـک« را نیز مطالعه کنید. حتماً بعد از مطرح شدن چالش برای خودتان.
@PanevisDotCom
2 678
گرمرویی
بیت معروفی حافظ دارد در زمینهٔ همراه و همصحبت:
نخست موعظهٔ پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
که یعنی اولین، یعنی مهمترین، توصیهٔ سلوک در زندگی این است که از همصحبت ناسالم پرهیز کنید.
اما حافظ نگفته است دومین موعظهٔ پیر صحبت چیست! بنده به شما میگویم که دومی این است که با معاشر همجنس، خوشجنس همنشین شوید.
شما نمیدانید تأثیر همنشینی حضوری، معرفتی، چقدر زیاد است. با کسانی همنفس شوید که اهل زندگیاند. تأثیرشان را در احوالتان میتوانید ببینید. اینها شما را در کار سلوک گرم میکنند. چرا که خودشان هم گرمرو هستند.
لذا مصاحبت با اینگونه افراد باعث گرمی در فرد میشود و در کار گردیدن دور یار ناگفته پرورشتان میدهند.
سلسلهٔ این قوم جعد مُشکبار
مسئلهٔ دور است، اما دور یار!
اگر پیدا نکردید انسانهای اینچنینی را، کودکان، حیوانات و گیاهان از این قومند.
@PanevisDotCom
2 678
دربارهٔ احترام به عقاید دیگران
عقاید نه محترم هستند و نه نامحترم. عقاید و باورها میتوانند منطبق بر واقعیت باشند یا نباشند. لذا عقاید میتوانند معتبر(منطبق بر واقعیت) باشند یا نامعتبر(نامنطبق بر واقعیت) باشند.
اما احترام. احترام از جنس اعتبار نیست. احترام برای جان انسان است. جان هر انسانی محترم است، چه آن انسان عقیدهای معتبر داشته باشد، چه عقیدهای نامعتبر.
پس عقاید یا معتبرند یا نامعتبر. نه محترم یا نامحترم.
موضوع و خطای مهمی که در اینجا هست این است که: به دلیل همگونی ذهن با اعتقاد، و اینکه آن اعتقاد را جزو هستی و جان انسانیاش مفروض میگیرد، رد کردن و نامحترم شمردن آن اعتقاد را برابر با رد کردن و نامحترم شمردن جان انسانیاش تلقی میکند! لذا لزوم «محترم شمردن عقاید» برایش مطرح میشود. یعنی میگوید: «من عبارت از اعتقادم هستم. اگر اعتبار اعتقادم را زیر سوال ببری، برابر با این است که حرمت جان مرا زیر سوال بردهای.»! و این اشتباه است. فرد میتواند عقیدهای داشته باشد هرچند نامعتبر و اشتباه، اما همچنان محترم است. چون جان انسان محترم است. جان هر انسانی.
عقاید محترم نیستند، نامحترم هم نیستند. یا معتبرند، یا نامعتبر. اگر بر واقعیت منطبقند، معتبرند. اگر بر واقعیت منطبق نیستند، نامعتبرند.
اما و صد اما که: به دلیل جریان همگونی با عقاید(که عمدتاً میل به آن، علل و ریشههای عمیق در مسائل دوران کودکی دارد)، یکی از روشهای تخلیهٔ میل آزار میان انسانها این است که در قالب «انتقاد سازنده» عقاید یکدیگر را زیر سوال ببرند. و چون آگاه هستند که افراد با عقاید همگونی میکنند، در واقع به این صورت میخواهند همدیگر را آزار دهند و میل خشمشان را ارضاء کنند.
مثال: اگر ماشین شما مثلاً پیکان باشد، من آگاهم که شما پیکان را(ارزش پیکان را) عبارت از خودتان میدانید. لذا برای آزار شما و ارضای خشم خودم نسبت به شما، پیکان را تحقیر میکنم.
جریان حمله به عقاید، «نقد سازنده»، «انتقاد از سر روشنگری»، علی العموم با این مکانیسم روانی منطبق است. یعنی افراد در چنین ظاهری مانند «نقد»، در حقیقت به دنبال ارضای خشمشان و تشفی روانشان هستند. چون میدانند آن طرف خودش را با عقایدش(علی العموم) همگون کرده و یکی میداند.
@PanevisDotCom
2 678
حد و مرز
به علتِ واضحِ ناهنجار بودنِ اکثرِ انسانها و به قول مولانا «آدمیخوار» بودن اغلب مردمان، حد و مرز گذاشتن در روابط را باید آموخت و اجرایی کرد.
بیشتر انسانها در این زمینه آموزش ندیدهاند و آن را بلد نیستند.
در گروه رابطه جلساتی لایو بصورت هفتگی با مبحث «حد و مرز گذاشتن در رابطه» داریم. این جلسات هر جمعه ساعت هشت شب به وقت ایران است.
شرکت در گروه «رابطه» رایگان است برای اعضای هر کدام از دورههای باشگاه مهمانکُش: دورهٔ خودشناسی با مثنوی معنوی، دورهٔ مصفاخوانی، دورهٔ کریشنامورتیخوانی، دورهٔ لپراخوانی، دورهٔ درس حافظ(کرشمهٔ حُسن)، دورهٔ «گعدهٔ شناخت» و جلسات حضوری باغ مهمانکُش.
همچنین بخوانید »این مطلب« را در این رابطه از نیکول لپرا.
@PanevisDotCom
2 678
فلسفه برای نوجوانان
و در ضمن، باشگاه کتابخوانی نوجوانان در حال حاضر پذیرش عضو دارد. در دو ردهٔ سنی ۹ الیٰ ۱۳ و ۱۳ الیٰ ۱۹ سال.
برای اطلاع از جزئیات با »ادمین طوبیٰ« تماس حاصل کنید:
@PanevisAdmin
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
