ch
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

前往频道在 Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

显示更多
2 679
订阅者
-124 小时
-27
+630
帖子存档
‌ شطحیات خدا خودش آتئیست است! @Panevisdotcom
‌ شطحیات خدا خودش آتئیست است! @Panevisdotcom

‌ «دلم برا ابهام اخلاقی تنگ شده.» @Panevisdotcom
‌ «دلم برا ابهام اخلاقی تنگ شده.» @Panevisdotcom

‌‌ کمبزه با خیار واقعاً؟! پس چرا هزاران سال گذشته و این روزگار تلخ‌تر از زهر نگذشته؟! این «روزگار چون شکر» چرا فقط در کتاب‌های شعر و ادبیات هست؟ چرا واقعیت آن را ندیده‌ایم؟! چرا همیشه وعده‌اش هست و خودش نیست؟! + ایضاً + متنی که سازندهٔ ویدیوی فوق ذیل آن نوشته است را می‌توانید اینجا بخوانید. @Panevisdotcom

‌ فکر پیرمرد داشت دربارهٔ نام‌گذاری کتاب‌هایش صحبت می‌کرد. می‌گفت علت اینکه مثلاً نام یکی از کتاب‌هایش را گذاشته «انسان در اس
‌ فکر پیرمرد داشت دربارهٔ نام‌گذاری کتاب‌هایش صحبت می‌کرد. می‌گفت علت اینکه مثلاً نام یکی از کتاب‌هایش را گذاشته «انسان در اسارت فکر» این است که خیلی‌ها فکر را چیزی مهم دانسته‌اند. چیزی که اهمیت فوق‌العاده دارد. حال من با این نام‌گذاری‌ها خواسته‌ام این را گوشزد کنم که فکر نه تنها چیز مهمی نیست، چیزی که اینقدر اهمیتش داده‌اند، بلکه می‌تواند مخرب و مضر نیز باشد. فکر می‌تواند زائد باشد. irrelevant باشد. یادم می‌آید در زمان نوجوانی ما کتابهایی بود به سیاق «قدرت فکر» ژوزف مورفی که در آنها از توانایی باورمندی و شگفتی تفکر به چیزهایی که حتی ممکن است غیرممکن باشند اما با فکر کردن به آنها، ممکن می‌شوند، صحبت می‌شد. همین مباحث و کتابها بنیانگذار اراجیف امروزی مانند کتاب و سی‌دی‌های «راز» شد، که در روزگار ما گستردگی‌ بسیار بسیار زیادی یافته‌‌اند. @Panevisdotcom

‌ موضوعات: اشتباهات املایی در تایپ، استفاده از کسره به جای «ه»، بی‌سوادی، خواندن و نوشتن، آئین نگارش، رویکرد شما به اخلاقیات و رفتارهای ناصحیح، ناراحت شدن، به هم ریختن، فرصت خوب برای شناخت، شرطی‌شدگی به متن معیار، چالش برای ذهن، شکستن شرطی‌شدگی ذهن، مواجه شدن با رسم‌الخطی که معیار نیست، شکستن امور روتین، درست‌نویسی @Panevisdotcom

‌ آقای مسائلی! اصفهان حوالی فلکه ملک‌شهر قدم می‌زدم یک بنگاه املاک یا بنگاه ماشین دیدم که روی شیشهٔ آن نوشته بود: بنگاه مسائلی. یعنی نام صاحب‌بنگاه، «مسائلی» است. یادم به شعری از مثنوی افتاد که در آن، انسان را به علت گرفتار فکر و اندیشه بودن، «غم‌پیشه» می‌نامد: جمله خلقان سخرهٔ اندیشه‌اند زاین سبب خسته دل و غم‌پیشه‌اند یعنی شغل ما انسان‌ها شده فکری بودن، مسئله‌مند بودن. بعد با خودمان هم فکر می‌کنیم این یعنی متفکر و فرهیخته بودن و چنین چیزهایی. ما همه مسائلی هستیم! شغل و مشغولیت ما مسئله‌مندی است. دائماً فکری هستیم. به تعبیر مولانا «فلسفی» شده‌ایم. فلسفی خود را از اندیشه بکشت گو بدو کاو راست سوی گنج پشت! گو بدو چندان که افزون می‌دود از مراد دل جداتر می‌شود بیشتر اصحاب جنت ابله‌اند تا ز شر فیلسوفی می‌رهند از کودکی شرطی‌ شده‌ایم به اینکه: «زندگی یک مسئله است و تو باید دائماً به حل کردن آن بیاندیشی. نباید لحظه‌ای فارغ از فکر کردن باشی». و ذهنی که شرطی شده به حل کردن مسئله، کل زندگی را هم یک مسئلهٔ بغرنج می‌بیند که باید حلش کند. آیا بی‌فکری را امتحان کرده‌ایم؟ @Panevisdotcom

‌ موضوعات: ماریو بارگاس، نقل قول، جنگ انسان‌ها، طرفداری و هلهله، ارث فرهنگی، مسابقه، المپیک، ورزش، شرط‌بندی، احساسات، برد و باخت، مرزبندی و خطوط فرضی، برتری، مدیا، واقعی انگاشتن مفروضات، جریان فکری و ذهنی، وحدت انسانی، عشق، فرهیختگی، اهل کتاب، اندیشیدن، اهل تفکر، انسان قدیم و انسان امروز، جبر زمان، جدا کردن انسان‌ها از یکدیگر، نقد انسان‌های قدیم، برتری‌طلبی @Panevisdotcom

آیا فوتبال دیشب و نتیجهٔ آن برای شما اهمیت داشته است؟
Anonymous voting

‌ سنگ‌فرشِ رهِ دوزخ بُوَد از نیّتِ خیر. مَثَلِ انگلیسی مترجم: بهروز صفرزاده به نظر شما این ضرب‌المثل به چه معناست؟ آیا خلاف ا
‌ سنگ‌فرشِ رهِ دوزخ بُوَد از نیّتِ خیر. مَثَلِ انگلیسی مترجم: بهروز صفرزاده به نظر شما این ضرب‌المثل به چه معناست؟ آیا خلاف این منطق عمومی نیست که «نیت خیر نهایتاً به خوبی ختم می‌شود.»؟ @Panevisdotcom

‌‌ برای یک نوجوان هیچ چیز از یک جمع نوجوان سالم و خوب بهتر نیست. نوجوانان، و البته بزرگسالان نیز، به شدت از همنشینان‌شان تأثی
‌‌ برای یک نوجوان هیچ چیز از یک جمع نوجوان سالم و خوب بهتر نیست. نوجوانان، و البته بزرگسالان نیز، به شدت از همنشینان‌شان تأثیر می‌پذیرند. لذا اگر جمع هم‌سن و سال یک نوجوان سالم و اهل رشد باشد، بصورت خودبخودی او هم رشد خوب خواهد داشت. بلحاظ فرهنگی. خوشبختانه باشگاه کتاب‌خوانی‌ای که اوایل آوریل 2021 برای نوجوانان تشکیل دادیم، به همت خانم ساجد و آقای علیزاده اکنون به جمع کتاب‌خوان و تحلیل‌گر قصه و داستان تبدیل شده است و فضای خوبی برای رشد فرهنگ کتاب‌خوانی و تحلیل داستان برای نوجوانان است. این باشگاه کتاب‌خوانی، که آن را باشگاه «کانگورو» نامیده‌ایم، از امروز عضو جدید می‌پذیرد. از هفتهٔ آینده کتاب «هری پاتر و سنگ جادو» و فیلم‌های مربوط به این رمان را شروع به بررسی می‌کنند. نوجوانان‌تان را با این جمع خوب و دوست‌داشتنیِ کتاب‌خوان آشنا کنید. + بخشی از رزومهٔ باشگاه کانگورو @Panevisdotcom

‌ هش دار! کسانی که انبوهی، یا حتی مقداری کم، از دانش ادبی، تاریخی، عرفانی، فلسفی دارند در معرض آسیب از ناحیهٔ همین اطلاعات‌شا
‌ هش دار! کسانی که انبوهی، یا حتی مقداری کم، از دانش ادبی، تاریخی، عرفانی، فلسفی دارند در معرض آسیب از ناحیهٔ همین اطلاعات‌شان هستند. چطور؟ به این صورت که با تکرار این اطلاعات، و مخصوصاً اگر اهل تدریس اینها هم باشند، و مخصوصاًتر اگر وجهه‌ای با پرستیژ اجتماعی نیز از کنار چنین تدریسی بگیرند، پس از مدتی این یابو برشان می‌دارد که این اطلاعاتی که در سرشان است و تکرار می‌کنند را واقعاً زیسته‌اند! چه توهم هولناکی! (آیا توجه کرده‌ایم که حجم عظیمی از حرف‌های روزانهٔ ما چیزی جز تکرار مطالب و اطلاعاتی که از کسانی و جاهایی دریافت می‌کنیم، نیست؟ چه خوب است جهت چالش هم که شده یک روز را با خودم قرار بگذارم که هیچ سخنی از هیچ کسی نقل قول نکنم. هیچ شعر، جمله، موضوع و مطلبی که قبلاً جایی خوانده یا شنیده‌ام را نگویم، حتی برای خودم تکرار نکنم.) من نه تنها به دیگران می‌باورانم که این اطلاعات که فقط می‌دانم را واقعاً زیسته‌ام، بلکه بعد از مدتی تکرار، آن هم با همراه کردن احساسات و شور و هیجان، خودم هم فکر می‌کنم واقعاً این سخنان از وجود خودم و دست اول دارد تراوش می‌کند! هش دارید ای پانویس‌ها! @Panevisdotcom

‌ این رباعی خیام را هنگام نوجوانی‌ام عموی امریکایی در نامه‌های مطولش می‌نوشت. آرزویش آرزوی خیام بود. زندگیِ بی‌رنج و دردسر، آ
‌ این رباعی خیام را هنگام نوجوانی‌ام عموی امریکایی در نامه‌های مطولش می‌نوشت. آرزویش آرزوی خیام بود. زندگیِ بی‌رنج و دردسر، آسوده. آرزوی جذابی‌ست، اینطور نیست؟ غرولندهای ما به زندگی و خدا و فلک و چرخ گردون هم از دست همین رنج‌هاست. «ای کاش این دردسرها نبود و زندگی روان و بی‌دردسری داشتم». حتی نمود آن در ساختن بهشت موعود تجلی کرده است. جایی پر از آسودگی، لذت و بی‌دردسری. واقعیت این است که زندگی بدون رنج، زندگی نیست. رنج جزوی از زندگی‌ست چرا که عامل تغییر و رشد است، رشد طبیعی‌ای که در جریان فرگشت است. و کسی که این موضوع را درک نکند، رنج مضاعف می‌برد! یکی رنج‌هایی که در خود زندگی هست، و یکی رنجِ نپذیرفتن این موضوع که «رنج جزو جدانشدنی زندگی‌ست». علت اینکه در تعلیمات صحیح معنوی نیز دعوت به تحمل و حتی تحمیل مختارانهٔ(و البته متعادل) رنج می‌شود، همین است. و نیز واضح است که منظور، رنج ناشی از هویت فکری نیست. اگر (به فرض) فردی همه چیز زندگی‌اش جور باشد، و رنج و سختی‌ای نداشته باشد، رفته‌رفته از بین می‌رود، فاسد می‌شود. این اصلی واضح در زندگی است. به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت @Panevisdotcom

ظرفیت تکمیل. تا اطلاع بعدی، گروه «رمان و فیلم» بسته است و عضو جدید نمی‌پذیرد.

‌ فردا هین و هین ای راهرو بیگاه شد آفتاب عمر سوی چاه شد هین مگو فردا، که فرداها گذشت تا به کلی نگذرد ایام کشت عمر من شد فدیهٔ فردای من وای از این فردای ناپیدای من! ابیاتی از کتاب «مثنوی معنوی» آواز: رضا عبداللهی @Panevisdotcom

‌‌ برنامهٔ بعدی گروه رمان و فیلم، بررسی فیلم «قهرمان» از اصغر فرهادی است. این فیلم مملو از نکات قابل تأمل مرتبط با مباحث خودش
‌‌ برنامهٔ بعدی گروه رمان و فیلم، بررسی فیلم «قهرمان» از اصغر فرهادی است. این فیلم مملو از نکات قابل تأمل مرتبط با مباحث خودشناسی نیز هست. شرکت در گروه «رمان و فیلم» برای اعضای دوره‌های خودشناسی‌ آزاد است. جهت عضویت به خانم صبا پیام دهید، فقط در واتس‌اپ. لطفاً در بخش نظرات سوال نپرسید. @Panevisdotcom

‌ - تا اینکه یک روز، وقتی در حال گرفتن توپ تنیس توی هوا بودم، از خودم پرسیدم: «همهٔ زندگی اینه؟» @Panevisdotcom
‌ - تا اینکه یک روز، وقتی در حال گرفتن توپ تنیس توی هوا بودم، از خودم پرسیدم: «همهٔ زندگی اینه؟» @Panevisdotcom

بنویسیم من که به شما قول ندادم. ننویسیم من ک ب شما قول ندادم. #درست‌نویسی