سایت پانویس
前往频道在 Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
显示更多2 679
订阅者
-124 小时
-27 天
+630 天
帖子存档
2 679
اگر یکی از نزدیکان شما به موفقیت مالی بزرگی دست یابد، آیا شما خوشحال میشوید؟
2 679
دربارهٔ «موفقیت»
کتاب «آگاهی» که قبلاً با نام «همه آگاهی» منتشر میشد، عمیقترین کتاب پیرمرد است. روزهایی که آن را مینوشت با وجود اینکه هنوز منتشر نشده بود، از بس از او سوال میپرسیدم، دستنوشتهٔ این کتاب را داد تا چند روزی دستم باشد و بخوانم. با وجود اینکه در آن زمان چندان آشناییای با من نداشت، اعتماد کرد. دغدغهاش واقعاً و صمیمانه آگاه شدن انسان بود. خدایش رحمت کند.
باری، این کتاب از نظر بنده عمیقترین کتاب اوست. در بعضی از دورههای خودشناسی در حال خواندن و بررسی این کتاب بطور کامل هستیم و به فصل ششم آن رسیدهایم. پس از ضبط ویدیوی بررسی فصل ششم، گفتم دوستانی که در دورهها نیستند حیف است از مطالب بسیار دقیق و غنی این فصل(فصل ششم) که در آن با ظرافت از موضوع «موفقیت» و چرایی جذابیت آن برای عموم انسانها سخن رفته است، بیخبر باشند. لذا تصمیم گرفته شد بررسی فصل ششم را بطور عمومی منتشر کنیم.
در کانال تلگرام محمدجعفر مصفا این بررسی، در قالب هشت بخش، از امروز منتشر میشوند. شایسته است با دقت بر مطالب عمیق آن تأمل کنیم.
@Panevisdotcom
2 679
مرگِ بر تجربه
موغان صبحها به تماشای طلوع و مغرب به تماشای غروب میرفتیم. و هنگام برگشت از تماشای دستجمعی طلوع، لمهایی را انجام میدادیم.
پس از اتمام لم، ذهن دوستان تمایل زیادی به ایدئولوژیزه کردن یا همان فکری کردن تمرین داشت. سوال و توضیح، و در واقع توصیف، میخواستند.
نمیدانم آیا تا به حال شده است چیزی را تجربه کنید و پس از اتمام آن تجربه، رابطهٔ ذهنتان با آن را بطور کامل تمام کنید، در ذهنتان مرورش نکنید؟
حتماً متوجه شدهاید که ذهن چقدر تمایل به فکری کردن، سیستمایز و نظاممند کردن(به لحاظ عقیدتی) تجارب دارد. مثلاً بنده سالها پیش در جمع کسانی که به تماشای آفتاب مینشستند بودم و میشنیدم که چه سخنفرساییها در مورد «نورخواری» میکردند و با چه ایدئولوژیها و حتی اشعار مولوی آن را سازماندهی فکری و عقیدتی میکردند.
باری، بگذاریم چیزی که تمام شده، بطور طبیعی، تمام شده باشد. آگاه باشیم که ذهن تمایل زیادی به نشخوار تجارب و به حیطهٔ فکر درآوردن آنها دارد.
@Panevisdotcom
2 679
- دیگه مجبور شدم اخبار تماشا کردن رو بگذارم کنار. چون داشت باعث میشد مسائل خودم بیاهمیت به نظر برسند.
@Panevisdotcom
2 679
اسمش شاهده است. دوستان اطراف اصفهان در اولویت پذیرش شاهده هستند.
دوستان متقاضی به خانم صبا پیام دهند.
@Panevisdotcom
2 679
اسمش شاهده است. دوستان اطراف اصفهان در اولویت پذیرش شاهده هستند.
دوستان متقاضی به خانم صبا پیام دهند.
@Panevisdotcom
2 679
فیه ما فیه
یک دورهٔ مصفاخوانی لایو داریم که از ابتدا عامداً تعداد اعضای کمی برای آن در نظر گرفتهایم. کتاب «با پیر بلخ» را در شرف اتمامیم و الآن برای شروع کتاب بعدی هشت نفر دیگر عضو میپذیرد. کسانی که جلسات دورهٔ خودشناسی را تا ۲۴ جلسه گذرانده باشند، میتوانند تقاضای ثبتنامشان را به خانم صبا بدهند.
فرقش با دورههای خودشناسی؟ مباحث پیشرفتهتر است و جلسات لایو است.
زمان؟ یکشنبهها ساعت هشت شب بوقت تهران.
محتوی؟ بحث آزاد و مباحث خودشناسی با محوریت تألیفات محمدجعفر مصفا.
اولین چهار نفر که شرایط ثبتنام را داشته باشند در اولویت پذیرش خواهند بود. لذا اگر زود پر شد، دوستان گلهمند نشوند.
این دوره، ادامهٔ همان کلاسهای «لایو استرالیا»ست. نام آن را «فیه ما فیه» گذاشتهایم، که نامی بسیار هوشمندانه است که جلالالدین برای یکی از کتابهایش انتخاب کرده است. البته که ما کتاب «فیه ما فیه» را در این دوره نمیخوانیم.
خدمت دوستان دورههای خودشناسی نیز عرض شود که طی سه چهار روز آتی جلسات گروههایشان فرستاده خواهد شد. چند روزی با دوستان در سفر بودیم و تأخیر پیش آمد.
شادکام باشید.
@Panevisdotcom
2 679
نانباره
با دوستان در دامنهٔ کوهی که پر از لالههای واژگون است هستیم، کنار جوی آبی روان. مشغول ناهار خوردنیم و دوستی میآید و پیش ما مینشیند.
میپرسد منظور مولانا از ابیات زیر چیست:
نانی بده نانخواره را
آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را
کنجی بخسبان ساقیا
ای جان جان جان جان
ما نامدیم از بهر نان
برجه گدارویی مکن
در بزم سلطان ساقیا
سوال ایشان در مورد «نانباره» است. دربارهاش صحبت کردیم، دربارهٔ «نانباره» بودن. حین صحبت بودیم که یکی از دوستان که مسئول کشیدن و پخش کردن غذا بود پارهای نان در بشقاب بنده گذاشت. شاهدی بود «که از غیب رسید»!
@Panevisdotcom
2 679
Repost from سایت پانویس
اقامت
موتیف جای گرفتن دل عشاق در گیسوی معشوق
ترانهٔ شانه
@Panevisdotcom
2 679
اگر بخواهی یک کلمه را به عنوان محور اصلی بخش اکسپلور در اینستاگرام، که باعث جذب عموم میشود، انتخاب کنی، آن کلمه چیست؟ گزینهٔ مورد نظر اساس انتخابها و تصمیمهای اکثر انسانهاست.
2 679
ای که شهدِ لبت از غوره رطب خواهد کرد
از لهیبِ تنت آتشکده تب خواهد کرد
چالشِ خوردنِ خرمایِ لبت قبلِ اذان
همه را با هیجان داوطلب خواهد کرد
حملۀ وسوسۀ خواستنت ایمان را
بیشک آوارهتر از مُلکِ حلب خواهد کرد
رونمایی ز تو ای ماهِ شبِ اولِ ماه
یک جهان را همه انگشت به لب خواهد کرد
رقصِ بیپیرهنت در شبِ پایانیِ رنج
خلق و خالق همه را غرقِ طرب خواهد کرد
رمضان میرود و باز شرابِ لبِ تو
روز را مستتر از نیمۀ شب خواهد کرد
شاعر: پورعلی
@Panevisdotcom
2 679
چه بگویم؟!
شهریار تضمینی بر غزلی از سعدی کرده است که در زیبائی کم از اصل غزل ندارد. در این پادکست ابتدا غزل سعدی و سپس تضمین شهریار را میشنوید.
@Panevisdotcom
2 679
موضوعی که در این نوشته آمده است در کدام داستان یا ابیات از مثنوی معنوی نیز بیان شده است؟
+ ترجمهٔ متن فوق به فارسی
@Panevisdotcom
2 679
نظرسنجی
کدام گزینهها پشت ایدهٔ «من بهتر» است؟ میتوانید بیش از یک گزینه انتخاب کنید.
2 679
ایدههای «منِ برتر»، «شخصیت بهتر»، «ابر انسان»، و نظایر اینها ترفندی جذاب برای به جلب توجه و به دام انداختن انسانهاست تا از او بهرهکشی کنند. بهرهکشی به هر شکل.
@Panevisdotcom
2 679
«میندانم»
وقتی ذهن میخواهد چیزی با عنوان «من» را در نظر بگیرد، لاجرم باید از حافظه، از گذشته، خاطره، از محفوظاتش استفاده کند. اینطور نیست؟
شما همین الآن بدون مراجعه به حافظهات بگو کیستی؟ میتوانی بگویی؟ آیا میتوانی «خودت» را بدون استفاده از گذشته در نظر بگیری؟ نمیشود.
پس وقتی فرد در مقابل این سوال قرار میگیرد که «آیا تو آدم خوبی هستی یا آدم بدی»، باید به تصویری که در ذهنش دارد، که مبتنی بر گذشته است، مراجعه کند و ابتدا خودش را با آن تصویر تعریف و تعیین کند، سپس با ارزیابی و قضاوت آن تصویر(یعنی «من»، که ریشه در خاطره دارد)، بگوید: من آدم خوبی یا بدی هستم. اینها را اگر در وضعیت حرکت آهسته ذهن را ببینیم، میتوانیم تشخیص دهیم.
بسیار خوب، پس وقتی ذهن در مقابل این سوال قرار میگیرد که «تو آدم خوبی هستی یا آدم بدی؟»، لاجرم ابتدا اشعار را اجرا میکند، با جریانی که در بالا گفتیم. و هنگامی که اشعار باشد، عشق(یعنی واقعیت) نمیتواند باشد.
پس «من آدم خوبی هستم» ناقض خودش است. و «من آدم بدی هستم» نیز بدلیل مبتنی بودن بر تصویر، واقعیت نیست.
پاسخ عشق «لاادری» است. این اشعار است که پاسخ دارد.
خانه را من روفتم از نیک و بد
خانهام پر گشت از نور احد
@Panevisdotcom
