| Distorted Human |
前往频道在 Telegram
3 119
订阅者
-124 小时
-127 天
-2530 天
帖子存档
3 119
"#رومن_گاری" در کتابِ "مردیباکبوتر" چنین میگوید:
"#عمر_خیام" میگوید که خداوند هرگز دعاهایی را که از یک مسجد نوبنیاد به سویش میآید نمیشنود، مگر آنکه پرستویی دربام مسجد آشیانه کرده باشد.
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
مجوز نگهداری رادیو در منزل
۱۳۱۹
گویا همیشه راهی برای آزار و ارعاب مردم وجود داشته
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
من جادهٔ ابریشمم
در من کاروانهای بسیاری
به غارت رفتهاند
بازرگانان بسیاری راه گم کردهاند
شترانی با بار ادویه و دارچین
در شن خفتهاند
رونقی داشت دلم قبل از تو
طاعون عشق ویرانم کرد
من جادهٔ ابریشمم
که حالا با خاک یکسان شدهام
اما هنوز هم
از هر طرف که در من سفر کنند
به تو خواهند رسید.
شعر و صدای
#جواد_گنجعلی
@Javadganjali1
3 119
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
گفتند: فرق میان دل مومن و منافق چیست؟
گفت : دل مومن در ساعتی هفتاد بار بگردد
و دل منافق هفتاد سال بر یک حال بماند.
#تذکرة_الاولیاء
ذکرجنیدبغدادی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 119
آرامگهِ شاخه گلی بوده شبی
آغوشِ مرا طواف میباید کرد
#طالب_آملی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
سوگند میخورم
عمري که بیتو آه کشیدم
روزي به شکل پروانه
از ابرها خواهد بارید
و چهل روز به پاییز خواهد افزود
سوگند میخورم
تمام لحظات عاشقت بودم
چون پرندهای که آوازی تکراری میخواند
اما زیبا
اما غمگین.
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 119
ناگهان ديدم
گندم را از خوشههای موی من میدزدی
و در کيف مدرسهات پنهان میکنی
تو را از اين بازی بازداشتم
دست بردار نبودی
ضربهای روی دستت زدم
تا گندم را به يغما نبری
اما دست بردار نبودی
کوشيدم تو را به مدرسه بازگردانم
نپذيرفتی
و در گندمزار موی من خواب ماندی.
#سعاد_الصباح
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
خودم را در آغوش گرفتهام
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
امّا
وفادار،
وفادار...
#ساموئل_بکت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
چه فلاکتی بدتر از این،
بوسهای را
به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است!
#ریچارد_براتیگان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
این جزئیات است که آدمی را پیر میکند.
#هوشنگ_گلشیری
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
و این منم خسته از زمانهای
که زن را فقط
مجسمهای مرمرین میخواهد
به ملاقاتم که میآیی با من سخن بگو
چرا مردان شرقی
به وقت دیدار زن
نیمی از کلامشان را از یاد میبرند؟
و زن را فقط یک شاخه نبات
یا کبوتربچه میبینند؟
چرا مرد مشرق زمین
سیب را از شاخه میچیند
و سپس به خواب میرود؟
#سعاد_الصباح
ترجمه:
#سودابه_مهیجی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
در خوابم گذشت که آب آتش گرفته است.
و باد آتش گرفته است.
و خاک آتش گرفته است.
و آتش آتش گرفته است.
در خوابم گذشت که در رگهایم؛
خون آتش گرفته است.
"سهراب کشی"
#بهرام_بیضایی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 119
Repost from شعروصدای "جواد گنجعلی"
باد دلتنگ آخر شهریور بودی؛
دفعتاً آمدی
لباسهای پشمی را در گنجه جُستی
و چون خزان از ساقهایم بالا خزیدی
رنگ دنیایم را عوض کردی
همهچیزم را به باد دادی
و خیلی زود
در اولین برف گم شدی
رهایم کردی
چون دبستان متروکهای
که شیشههایش را سنگ زده باشند...
#جواد_گنجعلی
@javadganjali1
3 119
آسمان از هر کجا که تو باشی شروع میشود
کهکشان از کنار تو آغاز میشود
منظومهها در طواف توأند
تو در همهٔ کرات مهربانی میریزی
تو حتی کنار پنجرهٔ کوچک من
پیدا میشوی
همزمان با آن ماهی
که در اعماق اقیانوسها گریه میکند
یک پرنده در دفتر من
بال بال میزند
تو هر دو را میشنوی.
#سلمان_هراتی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
ژکیدن:
با خویشتن دمدمه کردن از دلتنگی.(لغت نامه ٔ اسدی ).
از درد یا غمی با خود سخن گفتن و تندیدن .
"لغت نامه دهخدا"
3 119
«هر که میگرداند از ما روی، ممنونیم ما»
#صائب_تبریزی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
كفايت میكرد مرا حرمت آويشن
مرا مهتاب
مرا لبخند
و آويشن، حرمت چشمان تو بود،
نبود؟
پس دل گره زدم به ضريح انديشهای
كه آويشن را میسرود
آری گلم!
دلم!
حرمت نگه دار
كه اين اشکها
خونبهای عمر رفتهی من است...
#حسین_پناهی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 119
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
شعری که برای تو سروده نشود،
اسراف کلمات است
ریختوپاش احساس است،
و صبحی که چشمم نیفتد به تو؛ روز مکافات
میخواهم روز را همانجا متوقف کنم
که چشمم به تو میافتد
میخواهم بلاگردان کسی شوم
که عاشقش هستی
مبادا اندوهِ ندیدنش دلتنگت کند
میخواهم زندگی همانجا تمام شود
که به دیگری میخندی.
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 119
«و وقتی که طوفان تمام میشود، به یاد نخواهی آورد که چطور از آن گذر کردی، چطور توانستی زنده بمانی. هرگز به این اطمینان نمیرسی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه. اما یک چیز قطعیست. وقتی از طوفان خارج میشوی، هرگز همان آدمی نیستی که وارد این طوفان شد. هدف کل این طوفان همین است.»
#هاروکی_موراکامی
کافکا در کرانه
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم آشفتگیهای شاعرانه🌷
