ch
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

前往频道在 Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

显示更多
7 248
订阅者
-324 小时
-127
-5630
帖子存档
بزرگ‌ترین اشتباهی که ما آدم‌ها در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که: نصفه می‌شنویم، یک چهارم می‌فهمیم و هیچی فکر نمی‌کنیم. اما دو برابر واکنش نشان می‌دهیم. #علی_شریعتی ❤️☘ @filsofak

هفت خط‌ها بيش‌تر آدم‌ها به دروغ‌گویی معتادند و هرجا می‌روند، چیزی بیش‌تر از یک نسخه غیر اصیل از خودشان نیستند؛ موجودی زشت و منزجر‌کننده که حتی با «خودش» هم نفاق می‌کند! اساس کارِ این‌جور آدم‌ها «تجارت» است و تمام همّ و غم‌شان این است که هر جور شده یک ویترینِ خوب از خودشان به نمایش بگذارند و همین هم شده که بی‌چَک و چانه، توی بازیِ آداب و تشریفاتِ دور و بری‌هاشان غرق می‌شوند و آگاهانه، معصومیت‌ خودشان را دفن می‌کنند. نظرشان این است که برای زنده ماندن توی جنگلِ آدم‌ها، مجبورند خودشان را به دروغ‌گویی دچار کنند و همین هم شده که اسمِ بهترِ رویه‌شان را می‌گذارند «عاقلانه رفتار کردن»، و خودشان را فریب می‌دهند که لابد دارند در هشیارترین شکلِ ممکن زندگی می‌کنند، و لابد طعمِ گَسی که دم‌به‌دقیقه زیرِ زبان‌شان می‌رود، طعمِ واقعیِ زندگی‌ست! این‌جور آدم‌ها از یادِ خودشان می‌برند که زندگی، مزه راستینِ خودش را فقط به آن‌هایی می‌چشاند که به سرشتِ «دیوانه» خودشان بازگشته‌اند و احساسات‌شان آن‌قدر دمِ‌دست و بی‌غل و غَش و آتشین‌ است که بی‌تلنگر گُر می‌گیرند و مجنون‌‌ و شیدا و آشفته‌شان می‌کنند. دروغ‌گوها خودشان را می‌کُشند و در اِزاش حیله‌گری یاد می‌گیرند و یک عمر «تلاش برای بقا» یادشان می‌دهد که همیشه آماده جنگ باشند و کمِ کم‌اش سپر به دست، جلوی غلیان طبیعتِ وجودشان را بگیرند، مبادا ریشه‌های حقیقی‌شان برملا شود و چارچوب‌های زندگی‌ِ پوشالی‌شان را از هم بپاشاند. آدم‌های دروغ‌گو هفت‌خط‌اند. دو دَره‌باز و ترفندباف. از بچگی یاد گرفته‌اند طبیعی بودن تاوان دارد، تنهاشان می‌کند و اَنگِ حماقت را روی گُرده‌شان می‌نشاند. یاد گرفته‌اند اگر افعی نشوند، گرگ‌ها تکه‌پاره‌شان می‌کنند و اگر به بازی نگیرند بازیچه می‌شوند. باهاشان جوری تا شده که عشق را توی همان اوانِ کودکی بوسیده‌اند و گذاشته‌اند لبِ طاقچه، و تصمیم گرفته‌اند به‌جای آن‌که چوبِ سادگی و صداقت‌شان را بخورند، یک امپولِ بی‌حسی به خودشان بزنند و چوب توی آستینِ بره و گرگ کنند. بعضی‌ها می‌گویند دروغ‌گوها ناچارند زیر و رو بکشند. می‌گویند «هر راست نشاید گفت» و اسم قشنگ‌ترِ «دروغ‌گوهای حرفه‌ای» را می‌گذارند «اهلِ تقیّه» و همه حرف‌شان این است که آدمی‌زاد مجبور است با دور و بری‌هاش به اندازه عقل و فهم‌شان حرف بزند. البته بعید نیست حرف این آدم‌ها راست باشد و جانِ آدمی‌زاد به دروغ بند باشد، اما بعید هم نیست که بالأخره روزی سر برسد که همین آدمی‌زاد، یک‌جایی و یک‌جوری دل‌اش برای خودِ بی‌نقابش تنگ شود؛ خودِ بی‌شیله‌پیله و بی‌سیاست‌ای، که بلد نیست آسمان و ریسمان به هم ببافد و آن‌قدر عاقل است که دیوانه زندگی شده است. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۸۰ ☘❤️ @filsofak

برخی والدین نگران‌اند که با ظهور بچه‌ی دوم، عشق و توجهشان به فرزند اول کاهش یابد. برای رفع این نگرانی، مهم است به فرزند اول نشان داد که عشق و توجه والدین نسبت به او همچنان وجود دارد. همچنین مطالعه و مشاوره با متخصصین روانشناسی خانواده نیز می‌تواند به والدین در مدیریت بهتر این تغییرات کمک کند. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

این انیمیشن طنز، در لحظاتی کوتاه به شما نشان می‌دهد که دست بالای دست بسیار است؛ و به جای لجبازی و فرار از چیزهای ترسناک در زندگی‌، با دقت بیشتری با آن‌ها مواجه شویم. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

آن‌کس که خود را عمیق می‌داند، تلاش می‌کند که واضح و شفاف باشد. آن‌کس که می‌خواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید، تلاش می‌کند که مبهم و کدر باشد. توده‌ی مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند، عمیق می‌پندارند و از غرق شدن واهمه دارند. #نیچه ❤️☘ @filsofak

به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟ تکاندن برف از شانه‌های آدم برفی؟! #گروس_عبدالملکیان ❤️☘ @filsofak

. بخش عمده شهرت «هابز»، به خاطر نظریه‌ وی در حوزه فلسفه سیاسی است که با عنوان «نظریه قرارداد اجتماعی» (social contract theory) شناخته می‌شود. در چارچوب این نظریه،‌ هابز می‌کوشد تا با استفاده از مبنای تعامل انسان‌های آزاد، عقلانی و دارای موقعیت برابر، به استنتاج اصولی در حوزه فلسفه سیاسی بپردازد.  نکته مهمی که ‌هابز هم در فلسفه سیاسی و هم در فلسفه اخلاق خود، بارها مورد تاکید قرار داده، اعتقاد قاطع وی به نظریه «قوانین طبیعت» (Lowes of Nature) است. هابز بر اساس اعتقاد به اصالت ماده، انسان را نوعی ماشین می‌داند و به روح اعتقاد ندارد. انسان موجودی طبیعی و بخشی از جهان طبیعت است و طبیعت نیز مفهومی مکانیکی و ماشینی دارد. کل جهان طبیعت از ماده و حرکت ساخته شده است. مهم‌ترین نکته در فهم فلسفه هابز، مفهوم حرکت است. توماس هابز فلسفه را به سه دسته‌ی طبیعی، اخلاقی و مدنی تقسیم کرده و در رساله‌ی «شهروند» نیز هدف خود را در ارائه‌ی فلسفه به صورت سه مرحله‌ی طبیعی، انسانی و مدنی نشان می‌دهد./ تحلیل و رصد @tahlilvarasad

این آهنگ برگرفته از زندگی سربازی است که تیر می‌خوره و از جنگ برمی‌گرده، اون بسیار آشفته‌ و نمی‌تونه خودش رو با زندگی غیرنظامی وفق بده و هنوز حس یه ماشین کشتار تشنه‌ی خون رو داره که به دنبال شکار دشمن است...  ©Join | @janotancentre

- ما جسم‌های چاقیم و روح‌های لاغر.

۵ دلیلی که مردم شما رو ایگنور می‌کنند و تمایل کمتری برای برقراری ارتباط با شما دارند. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

هرکس حق داره هر طور می‌خواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند، اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه. #هارپرلی ❤️☘ @filsofak

ترس از رؤیا بعضی آدم‌ها هستند که هيچ‌وقت «زندگی» را ملاقات نمی‌کنند. اگر از آن‌ها بپرسند «کجای زندگی ایستاده‌اید» می‌گویند داریم توی شاهراه‌اش قدم می‌زنیم، اما از نگاه چشم‌هایی که به حقیقت بینا هستند، این‌جور آدم‌ها، فرسنگ‌ها دورتر از مرکز حیات و جایی نزدیک به لبه پرتگاه زندگی، فقط سینه‌خیز حول یک دایره کوچک، دورِ خودشان سرگردانند! خیال می‌کنند دارند زندگی را به تمامی سر می‌کشند، اما خبر ندارند که آبِ حیات هيچ‌وقت نمی‌تواند در یک حوضچه کوچک جاری شود. آب حیات، بنیان‌کَن و وحشی است و فقط بر تن و سرِ کسانی فرود می‌آید که به‌جای وحشت از جوش و خروش، زندگی را در تمامیت‌اش، وحشیانه می‌خواهند. ترسوها از خطر کردن فراری‌اند و مثل تاجرها، همیشه در حال حساب‌و‌کتاب و نقشه‌کشی و نقشه‌خوانی‌اند و تمام تلاش‌شان این است که مبادا هيچ‌وقت بی‌هوا پاشان به سرزمینِ ناشناخته‌ای باز شود و همه دودوتا چهارتاهای ذهنِ شمارش‌گرشان نقش بر آب شود! محافظه‌کاری، عادتِ این‌جور آدم‌هاست و آسه‌آسه قدم برداشتن، خصلت‌شان؛ و همین است که هيچ‌وقت آن‌قدر بینا نمی‌شوند که بتوانند جز جلوی پاشان را ببینند! آدم‌های ترسو، از خلأِ زندگی لبریزند و بی‌رنگی و بی‌طعمیِ روزگارشان، هر لحظه سر و تن‌شان را می‌خراشد، اما ترسِِ بیرون زدن از آن دایره آشنای کم‌مساحت و امن، آن‌قدر توی سرشان بزرگ شده که بی‌وقفه بر سرِ وسوسه آبِ حیات خاک می‌پاشند و برای چسبیدنِ به دستاویزهای قلّابی‌شان دلیل‌های تازه می‌تراشند و خیال‌بافی‌های پوچ می‌کنند! گمان‌شان این است که لابد می‌توانند با نقشه و تدبیر، «زندگی» را لالوی آن حصار کوچک و کوتاه پیدا کنند و آن‌قدر هشیار نیستند که ببینند ترس، جوری بی‌چاره‌شان کرده که حاضرند راه‌های به بن‌بست‌رسیده را دوباره و دوباره امتحان کنند و سفیهانه به انتظارِ پاسخ‌های تازه بنشینند! بزدل‌ها راکدند؛ بسته و غیر قابل نفوذ. و تمام‌وقت جوری گارد می‌گیرند که زندگی، حتی اگر در عمقِ لطافت و ظرافتش هم ظاهر شود، باز نمی‌تواند ذره‌ای به درون‌شان رخنه کند. این‌جور آدم‌ها از چیزی می‌ترسند که یک‌سره آرزوش را دارند! و می‌خواهند عمقِ چیزی را لمس کنند که خودشان را دائم از دسترس‌اش محروم می‌کنند. بزدل‌ها با زندگی بیگانه‌اند و می‌ترسند خودشان را در آغوش‌اش رها کنند، چون نمی‌دانند زندگی باهاشان چه‌کار می‌کند! خیال می‌کنند لابد اگر سپرهاشان را زمین بیندازند و رازهاشان را براش فاش کنند و بی‌دفاع روبه‌روش بایستند، زندگی، قامت‌شان را در هم می‌شکند و شکست‌شان می‌دهد! نمی‌دانند زندگی یک موهبتِ رام‌نشدنی است که هیچ‌گاه در یک حصار تنگ نمی‌گنجد. البته اگر می‌دانستند یک‌باره انقلاب می‌کردند و خودشان را کنج آن حصارهای دروغین گیر نمی‌انداختند. البته اگر می‌دانستند از پشتِ آن چرتکه آشنا بیرون می‌آمدند و با زندگیِ ناشناخته دیدار می‌کردند. حیف که نمی‌دانند و مثل بید به خودشان می‌لرزند و بالأخره لالوی این ترس‌ها، زندگی را برای همیشه از دست می‌دهند. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۷۹ ☘❤️ @filsofak

عشق کودکانه از این اصل پیروی می‌کند که: «من دوست دارم چون دوستم دارند.» عشق پخته و کامل از این اصل که: «مرا دوست دارند چون دوست دارم.» عشق نابالغ می‌گوید: «من تو را دوست دارم برای اینکه به تو نیازمندم.» عشق رشدیافته می‌گوید: «من به تو نیازمندم چون دوستت دارم.» اریک فروم از کتاب هنر عشق ورزیدن ترجمه پوری سلطانی

✔️علت پایداری دین و نیازهای انسانی ✍️مصطفی ملکیان 🔹انسانها گاه نسبت به این نیازها تغافل می کنند و این تغافل سبب مهجور شدن موقت دین می شود؛ نظیر آنچه در قرن هجدهم، غرب به آن دچار شد. اما از آنجا که این نیازها هرگز از بین نمی روند، دین دوباره سربلند می کند و از نوزنده می شود. این مَثَل که «بعضی را می توان برای همیشه فریفت، همه را می توان برای اوقاتی محدود فریفت، اما نمی توان همه را برای همیشه فریفت» می تواند اوج و حضیض دین و زنده شدنهای دوباره آن را تبیین کند. این امری مسلم است که همه مردم نمی توانند برای همیشه نسبت به نیازهای اساسی روانی خود غفلت ورزند و از این رو اقبال به دین، امری جاودانه است و روگردانی از آن، امری موقت و محدود. ❇️ «تأثیر دین بر منش آدمی» | در رهگذار باد و نگهبان لاله | تهران | نگاه معاصر، 1394 | (ج 2، ص 158) ‌❤️☘ @filsofak

| هم‌نوایی | این انیمیشن لطمه‌های دنباله‌روی را در جنبه‌های بزرگی مثل جامعه، خانواده و بُعد فردی به تصویر کشیده. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

غریبه با عشق بالا و پایین‌های زندگی با بعضی آدم‌ها کاری می‌کند که «خودشیفته» باشند. از بیرون این‌طوری به نظر می‌آیند که انگار عاشق و کشته‌مرده خودشان‌اند و حاضرند برای کیف و حالِ خودشان، آدم و عالم را به آتش بکشند، اما از نزدیک معلوم می‌شود که از سلول به سلولِ تن‌شان تاول‌های تنفر بیرون زده و تاول‌ها به‌قدری رسیده و درشت‌اند که به محض تماس با یک جسمِ خارجیِ سخت، از جمله انسانی از جنسِ خار، می‌ترکند و زردابه نفرت‌شان را روی سر و پیکرش می‌پراکنند. خودشیفته‌های درجه‌ یک، تنهاترین آدم‌های عالم‌اند و تنهایی‌شان آن‌قدر بزرگ است که محض دل‌گرمی اسم‌اش را گذاشته‌اند «آزادی»! خیال می‌کنند حالا که بزرگ شده‌اند و برخلاف بچگی‌‌هاشان، می‌توانند با چشم‌های باز انتخاب کنند که از کی و چی تودهنی بخورند، لابد تودهنی‌خوردن‌‌هاشان هم کم‌تر درد دارد و حواس‌شان نیست که تنهایی میان تَن‌ها، تاوانِ آزادی است و آدمِ آزاد، بیش‌تر از هر چیزی شبیه یویو است و هرچقدر هم که دورتر و محکم‌تر می‌پرد، دوباره توی یک چشم‌برهم‌زدن به خودش برمی‌گردد. خودشیفته‌ها، پرآبله‌های غمگینی‌اند، که مجبورند وقت‌ و بی‌وقت، خاطره قاشق‌های داغی را از خاطر ببرند که غریبه و آشنا روی پوست نازکِ روان‌شان مُهر کرده‌اند. خودشیفته‌ها زخمیِ اعتمادهای نافرجام‌اند و آزادی‌‌ای که یک‌سره فریادش می‌زنند، رها شدن از دل‌بستگی و در آغوش گرفتنِ تنهایی‌ست. خودشیفته‌ها غریبه‌ترین آدم‌ها با عشق‌اند. عشق به چشم‌شان مثل سیمِ مفتولیِ چندلایه پُر خاری است که اگر گرفتارش شوند، تمام تاول‌هاشان را می‌ترکاند و خاطره روزهای دورِ پر از چرکابه و خون را براشان تکرار می‌کند. خبر ندارند که عشق، پیچکِ لطیفی است که نو به نو به دور تن‌شان طواف می‌کند و چنان گرم و سبز در آغوش‌شان می‌گیرد که طعم و بوی هرچه تعفن است را یک‌سره از یاد می‌برند و لای نفس‌های امن و زنده‌اش به خواب می‌روند. خودشیفته‌ها را به دروغ «شیفته خود» نامیده‌اند. هیچ خودشیفته‌ای آن‌قدر مشتاقِ خودش نیست که حتی بخواهد برای لحظه‌ای هم که شده، در آینه به انعکاس صورتِ پر از تاولِ خودش نگاه کند! خودشیفته‌ها از خودشان و دیگران و هرچه آینه است بیزارند و بیش‌تر از هرکسی بیم دارند که مبادا نگاه‌شان توی نگاه شفافِ عشق گره بخورد! شاید باور نمی‌کنند که عشق مرهم است و درد نیست و چنان قابل اعتماد است که می‌توانند تا ابد به چهارستون‌اش تکیه کنند. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۷۸ ☘❤️ @filsofak

گس‌لایتینگ (Gaslighting) دروغ می‌گوید، مچش را می‌گیرید. انکار می‌کند، اثبات می‌کنید. از دست شما عصبانی می‌شود، عذاب وجدان می‌گیرید و احساس می‌کنید کار بدی انجام داده‌اید. اگر مواردی نظیر مورد بالا مرتب برای شما تکرار می‌شود، فردِ مقابل شما، یک گس‌لایتر می‌باشد. گس‌لایتر به افرادی گفته می‌شود که تخصص آن‌ها بازی با احساسات و کنترل افراد دیگر است تا جایی که آن‌ها به حافظه و سلامت عقل خودشان شک کنند. این مفهوم اولین بار از فیلم کلاسیک GasLight (به معنی لغوی چراغ‌گاز) الهام گرفته شده است که در آن شوهر، آگاهانه نور چراغ‌گازی‌های خانه را کم می‌کند، وقتی همسر متوجه کاهش نور می‌شود و این موضوع را بیان می‌کند، شوهر با اصرار این موضوع را انکار می‌کند تا جایی که زن  احساس دیوانگی می‌کند! برای این‌که دقیق‌تر متوجه شوید طرف مقابلتان یک گس‌لایتر هست یا نه، از ۱۱ نشانه ای که خانم "سارکیس" برای گس‌لایترها معرفی کرده است، بهره بگیرید: ۱. در چشم شما زل می‌زنند و دروغ‌های آشکار می‌گویند. ۲. علناً گفته‌های قبلی‌شان را انکار می‌کنند، حتی اگر مدرک داشته باشید. ۳. از چیزهایی که برایتان مهم است به‌عنوان سلاحی برای تخریب شما استفاده می‌کنند. ۴. به مروز زمان شما را از پا درمی‌آورند. ۵. حرف و عمل‌شان یکی نیست. ۶. گاهی اوقات به‌صورت هوشمندانه از برخی کارهای شما تعریف می‌کنند تا شما را گیج کنند تا به نقشه آن‌ها پی‌نبرید. ۷. آن‌ها می‌دانند که گیج کردن افراد باعث ضعیف‌تر شدن آن‌ها می‌شود. ۸. با فرافکنی، ذهن شما را از رفتارهای خودشان منحرف می‌کنند. ۹. تلاش می‌کنند تا دیگران را هم بر علیه شما بشورانند. ۱۰. به شما و اطرافیانتان می‌گویند که شما دیوانه هستید. ۱۱. به شما می‌گویند که همه (خانواده، رسانه‌ها و ...) دروغ‌گو هستند. مفهوم گس‌لایتینگ در خیلی جاها مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال برخی از روان‌شناسان از ترامپ به‌عنوان یک گس‌لایتر سیاسی یاد می‌کنند. در سطح سازمانی هم این موضوع خیلی اتفاق می‌افتد. برخی از رهبران ویژگی‌های گس‌لاتیرها را دارا می‌باشند و در برخورد با زیردستان‌شان طوری عمل می‌کنند که آن‌ها شست‌وشوی مغزی شوند. گس‌لایترها با هدف دستیابی به قدرت، کاری می‌کنند تا طرف مقابل‌شان در مورد واقعیت موجود دچار شک و تردید شوند. با توجه به این‌که این کار به آرامی انجام می‌شود، فرد قربانی در اکثر مواقع متوجه این موضوع نمی‌شود و بنابراین تکنیکی است که خیلی خوب جواب می‌دهد. به‌همین دلیل مهمترین اقدام برای پیشگیری، شناخت تکنیک‌هایی که گس‌لایترها به‌کار می‌برند.  گس‌لایتر سعی می‌کند با سازوکارهایی چون انکار، گمراه‌سازی، ایجاد تناقض و ارائه اطلاعات نادرست، قربانی را ناپایدار ساخته و موجب عدم مشروعیت اعتقادات قربانی گردد. هدف گس‌لایتینگ این است که به‌طور تدریجی، اعتمادبه‌نفس قربانی را تحلیل برد تا توانایی‌اش جهت تمیز حقیقت از کذب، درستی از نادرستی، یا حقیقت از توهم را از بین برده و ازاین‌رو شخص یا گروه را به‌صورت آسیب‌شناختی در فکر و احساسات به گس‌لایتر وابسته کند. گس‌لایتینگ زمینه تداوم یافتن آزارهای جنسی، خشونت خانگی و ماندن در رابطه پرخشونت را فراهم می‌کند. اگر در رابطه‌ای که دارید، اعتماد به نفس‌تان پائین است، مرتب در حال معذرت‌خواهی هستید، فکر می‌کنید همیشه کارها را خراب می‌کنید و بی‌دلیل غمگین هستید، به احتمال زیاد قربانی یک گس‌لایتر شده‌اید و این درد زمانی بیشتر می‌شود که توسط فردی به بازی گرفته شوید که به‌خاطر وی استانداردهایتان را پائین آورده‌اید. دکتر رضا صالح زاده ❤️☘ @filsofak

گس‌لایتینگ (Gaslighting) دروغ می‌گوید، مچش را می‌گیرید. انکار می‌کند، اثبات می‌کنید. از دست شما عصبانی می‌شود، عذاب وجدان می‌گیرید و احساس می‌کنید کار بدی انجام داده‌اید. اگر مواردی نظیر مورد بالا مرتب برای شما تکرار می‌شود، فردِ مقابل شما، یک گس‌لایتر می‌باشد. گس‌لایتر به افرادی گفته می‌شود که تخصص آن‌ها بازی با احساسات و کنترل افراد دیگر است تا جایی که آن‌ها به حافظه و سلامت عقل خودشان شک کنند. این مفهوم اولین بار از فیلم کلاسیک GasLight (به معنی لغوی چراغ‌گاز) الهام گرفته شده است که در آن شوهر، آگاهانه نور چراغ‌گازی‌های خانه را کم می‌کند، وقتی همسر متوجه کاهش نور می‌شود و این موضوع را بیان می‌کند، شوهر با اصرار این موضوع را انکار می‌کند تا جایی که زن  احساس دیوانگی می‌کند! برای این‌که دقیق‌تر متوجه شوید طرف مقابلتان یک گس‌لایتر هست یا نه، از ۱۱ نشانه ای که خانم "سارکیس" برای گس‌لایترها معرفی کرده است، بهره بگیرید: ۱. در چشم شما زل می‌زنند و دروغ‌های آشکار می‌گویند. ۲. علناً گفته‌های قبلی‌شان را انکار می‌کنند، حتی اگر مدرک داشته باشید. ۳. از چیزهایی که برایتان مهم است به‌عنوان سلاحی برای تخریب شما استفاده می‌کنند. ۴. به مروز زمان شما را از پا درمی‌آورند. ۵. حرف و عمل‌شان یکی نیست. ۶. گاهی اوقات به‌صورت هوشمندانه از برخی کارهای شما تعریف می‌کنند تا شما را گیج کنند تا به نقشه آن‌ها پی‌نبرید. ۷. آن‌ها می‌دانند که گیج کردن افراد باعث ضعیف‌تر شدن آن‌ها می‌شود. ۸. با فرافکنی، ذهن شما را از رفتارهای خودشان منحرف می‌کنند. ۹. تلاش می‌کنند تا دیگران را هم بر علیه شما بشورانند. ۱۰. به شما و اطرافیانتان می‌گویند که شما دیوانه هستید. ۱۱. به شما می‌گویند که همه (خانواده، رسانه‌ها و ...) دروغ‌گو هستند. مفهوم گس‌لایتینگ در خیلی جاها مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال برخی از روان‌شناسان از ترامپ به‌عنوان یک گس‌لایتر سیاسی یاد می‌کنند. در سطح سازمانی هم این موضوع خیلی اتفاق می‌افتد. برخی از رهبران ویژگی‌های گس‌لاتیرها را دارا می‌باشند و در برخورد با زیردستان‌شان طوری عمل می‌کنند که آن‌ها شست‌وشوی مغزی شوند. گس‌لایترها با هدف دستیابی به قدرت، کاری می‌کنند تا طرف مقابل‌شان در مورد واقعیت موجود دچار شک و تردید شوند. با توجه به این‌که این کار به آرامی انجام می‌شود، فرد قربانی در اکثر مواقع متوجه این موضوع نمی‌شود و بنابراین تکنیکی است که خیلی خوب جواب می‌دهد. به‌همین دلیل مهمترین اقدام برای پیشگیری، شناخت تکنیک‌هایی که گس‌لایترها به‌کار می‌برند.  گس‌لایتر سعی می‌کند با سازوکارهایی چون انکار، گمراه‌سازی، ایجاد تناقض و ارائه اطلاعات نادرست، قربانی را ناپایدار ساخته و موجب عدم مشروعیت اعتقادات قربانی گردد. هدف گس‌لایتینگ این است که به‌طور تدریجی، اعتمادبه‌نفس قربانی را تحلیل برد تا توانایی‌اش جهت تمیز حقیقت از کذب، درستی از نادرستی، یا حقیقت از توهم را از بین برده و ازاین‌رو شخص یا گروه را به‌صورت آسیب‌شناختی در فکر و احساسات به گس‌لایتر وابسته کند. گس‌لایتینگ زمینه تداوم یافتن آزارهای جنسی، خشونت خانگی و ماندن در رابطه پرخشونت را فراهم می‌کند. اگر در رابطه‌ای که دارید، اعتماد به نفس‌تان پائین است، مرتب در حال معذرت‌خواهی هستید، فکر می‌کنید همیشه کارها را خراب می‌کنید و بی‌دلیل غمگین هستید، به احتمال زیاد قربانی یک گس‌لایتر شده‌اید و این درد زمانی بیشتر می‌شود که توسط فردی به بازی گرفته شوید که به‌خاطر وی استانداردهایتان را پائین آورده‌اید. |دکتر رضا صالح‌زاده و ویکی‌پدیا| @JameahiBehtarBesazim

«قدرت دیکتاتورها را کور می‌کند. آنها همه را حامی و طرفدار خود می‌بینند، در حالی که مردم چشم انتظارِ روز انتقام هستند!» #تولستوی #یادداشت‌های_شخصی ☘❤️ @filsofak

سبک یادگیری خود را کشف کنید برای اینکه یادگیری را به شکل مؤثری شروع کنید، باید بدانید که چگونه می آموزید. ۳ گروه یا روش کلی برای یادگیری وجود دارد و بیشترِ افراد مشخصا به یکی از گروه ها تعلق دارند. حتی اگر روش یادگیری شما تنها در یک دسته قرار نمی گیرد و به روش های مختلفی مطالب را می آموزید، بد نیست که با تمام روش های یادگیری آشنا بشوید، در این صورت می دانید که چه چیزی به کارتان می آید و چه چیزی در یادگیری تان تأثیر چندانی ندارد. در واقع با شناخت روش های یادگیری مختلف، یادگیری مؤثرتر و بهتری خواهید داشت. انواع روش های یادگیری عبارتند از: ۱. یادگیری دیداری. افرادی که روش یادگیری شان دیداری است، بیشتر از طریق «دیدن» و «مشاهده کردن» می آموزند. آنها تمایل دارند که در کلاس در ردیف های جلو بنشینند، منظم و مرتب هستند و هنگام تجسم کردن یا به خاطرسپاری چیزها، چشم هایشان را می بندند. تصاویر، ویدئوها و رنگ ها به یادگیری آنها کمک می کند و ترجیح می دهند برای یادگیری، محتوا و مطالب را ببینند. ۲. یادگیری شنیداری. افرادی که سبک یادگیری شنیداری دارند، با «شنیدن» و «گوش کردن» بهتر می آموزند. آنها معمولا جایی را در کلاس انتخاب می کنند که بهتر بشنوند، اما نقطه ی دید برای شان چندان اهمیتی ندارد. وقتی خسته می شوند با خودشان حرف می زنند و زمزمه می کنند. با صدای بلند درس می خوانند و این گونه مطالب و اطلاعات را به خاطر می سپارند. آنها بیشتر از آنکه بنویسند، صحبت می کنند و از بحث کردن درباره ی آنچه آموخته اند، لذت می برند. ۳. یادگیری جنبشی و لمسی. افرادی که سبک یادگیری شان حرکتی است، با «لمس اشیا» و «انجام کارهای عملی» مطالب را می آموزند. آنها دوست دارند فعال باشند، استراحت و وقفه های زمانی زیادی در حین یادگیری به خود می دهند و اغلب در هنگام صحبت کردن از حرکات دست و زبان بدن کمک می گیرند. این افراد از انجام کارهای عملی همچون آشپزی، مهندسی، ساختن چیزی و … لذت می برند. آنها حتی در هنگام خستگی هم شروع به بازیگوشی می کنند. + این کانال را به دوستان خود معرفی کنید. ☘❤️ @filsofak