ch
Feedback
کانال لُغَةُ القُرآنِ (دکتر همّت دادرس)

کانال لُغَةُ القُرآنِ (دکتر همّت دادرس)

前往频道在 Telegram

⭕دکترای تخصصّی زبان و ادبیات عرب ☑️دبیر و سرگروه درس عربی شهرستان پارس آباد /استان اردبیل ✔️ دانش آموخته دانشگاه های⏬ 💠 دانشگاه شهید بهشتی تهران 💠 دانشگاه شهید مدنی تبریز 💠 دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

显示更多
1 412
订阅者
无数据24 小时
+37
+730
帖子存档
دانش آموزان عزیز : 1 - در جمله های اسمیه بدون فعل (یعنی خبرشان جمله فعلیه نباشد) از صیغه های مختلف فعل ربطی (است) استفاده می شود. مثال )الشهداء قنادیل الامة. شهیدان چراغ های مردم هستند. 2- اگر خبرجمله های اسمیه به صورت مثنی وجمع مذکر باشند به صورت مفرد ترجمه می شوند. مثال )المومنون صادقون فی حیاتهم. مومنان در زندگی خود راستگو هستند. کانال عربی آقای همت دادرس https://telegram.me/d5821

منصوب به نزع خافض چیست ؟ نزع در لغت به معنی کندن و خافض به به معنی جر یعنی در واقع اسم منصوب می شود به واسطه حذف حرف جری که در معنی آن مشهود است مثل دخلت المسجدَ  در اصل دخلتُ فی المسجد ِ بوده چون حرف جر  فی  کنده شده  مسجد به همین دلیل منصوب می گردد.  کانال عربی آقای همت دادرس https://telegram.me/d5821

دوستان واساتید بزرگوار با اقسام «إن» بیشتر آشنا بشویم : الف – إن شرطیه: مانند (إن تدرس تنجح) ب – إن شبیه به لیس : که به دو شرط عمل می کند اولا :خبر ومعمول آن به إن مقدم نشود . ثانیا: خبرش به وسیله ی الا نقض نشود.مانند (إن الجاهلُ محترماً ) ج – حرف نفی : مانند (إن العالمُ الا محترمٌ ) د – مخففه از مثقله : در این حالت لام إبتدا بر سر خبر می آید ( لام فارقه همان لام مزحلقه است زیرا بین إن مخففه و إن شبیه به لیس تفاوت می گذارد ) مانند : ( إن عمراً لمنطلقٌ ) - إن مخففه اگر بر سر جمله ی اسمیه بیاید بقای عملش جایز است ه – إن زائده :اگر إن بعد از (مای نافیه –الای استفتاحیه – مای موصول اسمی و مای مصدری زمانی ) بیاید زاید است مانند :( الا إن فعلت حسناً – إشتریت ما إن ضرّنی – سادافع عن وطنی ما إن حییتُ – ما إن أتیتُ بشی ء تکرهُه ) و – إن وصلیه : در این صورت بعد از واو قرار گیرد و نیاز به جواب شرط ندارد مانند :( أکرم أباک و إن وبّخک ) کانال عربی آقای همت دادرس https://telegram.me/d5821

#کنکوری‌ها #پاسخ‌به‌سوالات‌قواعدعربی تیپ های سوالی کنکور 🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹 فهم سوال، نصف جواب برای اینکه در پاسخ به سوالات کنکور مبحث مفعول مطلق به مشکل بر نخوریم بهتر است با تیپ سوالات آشنا باشیم : 🔷سوالات کنکور تیپ سوالات خود را : 🔹یا مستقیما ذکر می کنند : ⭐عیّن المفعول المطلق ⭐عیّن مفعول المطلق للنوع ⭐عیّن المفعول المطلق التاکیدیّ 🔹یا غیر مستقیم و متفاوت می آورند. مثلاً : 🔴به جای مفعول مطلق تاکیدی از تیپ سوالی ⭐عیّن وقوع فعل للتاکید ⭐عیّن ما فیه تأکید للفعل استفاده می کنند. 🔴 به جای مفعول مطلق نوعی از تیپ سوالی 🌟عیّن وقوع الفعل للنوع 🌟عیّن وقوع فعل للبیان 🌟عیّن کیفیّة وقوع الفعل 🌟عیّن الخطأ للفراغ لبیان نوع الفعل استفاده می کنند. 🔴بجای مفعول مطلق برای فعل محذوف ⭐عیّن ما فیه اهتمام و عنایة علی «وقوع الفعل» فقط( سوال مثبت) ⭐عیّن لیس فیه تأکید علی وقوع الفعل(سوال منفی) استفاده می کنند. #خوشخو 🍃💖@OhebboArabic

#وجه تسميه و معاني اسماء: 💢گروه عربی دفتر تالیف برخی اسم¬ها در عربی ريشۀ عبری دارند. در چنين اسم¬هايی به دنبال حروف اصلی و وزن نباشيم؛ زيرا وزن و حروف اصلی ويژگی منحصر به فرد زبان عربی است. به چند اسم غير عربی (عبری) دقّت کنيد: «موسَی» يا «موشَی» ترکيب (مو: آب+ شا: درخت) است. آسيه همسر فرعون زمانی که چشمش به سبد زيبای روی رود نيل می¬افتد فرياد می¬زند «مو شا مو شا»، يعنی «آب درخت آب درخت» و سربازان متوجّه می¬شوند و سبد زيبای شناور روی آب را که ظاهراً به شاخۀ آويزان درختی گير کرده بود از آب در می¬آورند. نام موسی برگرفته از فرياد آسيه (موشا) است. إسماعيل (سَمِعَ الله): آنکه خدا صدای او را شنيد؛ إبراهيم (أب رحيم): پدر مهربان؛ زکريّا (ذَکَرَهُ الله): خدا او را ياد کرد؛ حَوّاء (حَياة): زندگی، آدَم: خاکی؛ بِنيامين (بِن+يَـمين): فرزند دست راست سارا: شاهزادۀ من؛ سالومه: آشتی؛ يونس: کبوتر؛ اِسحاق (يَضحَك): می¬خندد؛ إسرافيل (إسراف+ئيل): درخشيدن چو آتش؛ أيّوب: مراجعه کننده به خدا؛ جبرائيل (جبرا+ئيل): مرد خدا؛ دانيال (دانـي+ ئيل): خدا داور من است؛ داوود: محبوب؛ سليمان: آشتی؛ ميکائيل (مي+کا+ئيل = مَن کَـإلـٰـه) کسی که شبيه خداست، چه کسی مثل خداست؛ يَعقوب: گيرندۀ پاشنه (چون هنگام تولّد پاشنۀ پای برادر دوقلويش در دست او بود.)؛ يوسف (يُضيفُ): می¬افزايد؛ عِزرائيل: ياور خدا؛ يوحَنّا (يحيی): زنده می¬ماند ؛ صَفورا (عُصفور): گنجشک

دانلود سوالات و پاسخ تشریحی کنکور سراسری سال 95 رشته ریاضی http://konkur.in/44333/konkur95-riazi.html

دانلود سوالات و پاسخ تشریحی کنکور سراسری سال 95 رشته انسانی http://konkur.in/44335/konkur95-ensani.html

دفترچه عمومی کنکور 95 تجربی 👇👇

دانلود سوالات کنکور سراسری خارج از کشور سال 95 رشته ریاضی http://konkur.in/44421 دانلود سوالات کنکور سراسری خارج از کشور سال 95 رشته تجربی http://konkur.in/44424 دانلود سوالات کنکور سراسری خارج از کشور سال 95 رشته انسانی http://konkur.in/44419 دانلود سوالات کنکور سراسری خارج از کشور سال 95 رشته هنر http://konkur.in/44426 دانلود سوالات کنکور سراسری خارج از کشور سال 95 رشته زبان خارجه http://konkur.in/4442

قد 3نوع کاربرد دارد : 1-تحقق(وقوع فعل بطور قطع) : قد افلح من تزکی(کسی که نفس خویش را بپالاید رستگار گردیده است). 2-تقلیل(وقوع فعل به ندرت) : قدیجود البخیل(شخص خسیس گاهی بخشش میکند) . 3-توقع(احتمال و انتظار وقوع فعل) : قد یقدم الوالد اللیلة من الحج(ممکن است پدر،امشب ازمکه بیاید). https://telegram.me/d5821 باتشکر از استاد مومنی

دانش آموزان عزیز می دانید که هدف از تست زدن چیست؟ حتما بعد این که درسی رو میخوانید تستش را بزنید چرا؟؟؟ خیلی ها میگویند بعد یکی دو روز تست بزنید و بلافاصله نزنید که این اشتباهه٬ چون شما تست می زنید که چیزی یاد بگیرید نه این که ببینید چیزی یاد گرفتید یا نه . الان کار شما یاد گیری است٬ نه یاد آوری٬ وقتی همان موقع تست میزنید هم این که مطلب جدید یاد میگیرید هم باچگونه درس خواندن آشنا میشیوید هم نکات مهم اون درس را میفهمید. hematdadras.blogfa.com https://telegram.me/d5821

تجزيه وترکيب(الاعراب والتحليل الصرفی)  hematdadras.blogfa.com      بهترين راه جهت به خاطر سپردن قواعد وجلوگيری ازفراموشی آن چيست؟ اگر مي خواهيد قواعد درس عربی را به خوبی ياد بگيريد و،آنرا فراموش نکنيد(ملکه ذهن شود) وهرلحظه برای درس جديد آماده باشيدبهترين راه حل اين است، که خودتان را به تجزيه وترکيب جملات وکلمات عربی عادت دهيد(ازجملات ساده شروع کنيد)اگر بتوانيد متن درسها را تجزيه وترکيب کنيد قول مي دهم که از درس عربی لذت خواهيد برد.وهيچ وقت نمره کمتر از انتظار نخواهيد گرفت.آزمايش کنيد از همين الآن شروع کنيد https://telegram.me/d5821

(سپاس از استادمومنی عزیز بابت مطلبشان ~~نکات بسیار مفید در ترجمه عربی ترجمه حروف: حرف « قَدْ »: « قَدْ فعل مضارع به معنای شاید / گاهی مانند: قَدْ یذهبُ ( گاهی میرود) قَدْ تَقُولُ ( گاهی میگویی ) . « قَدْ فعل ماضی برای تاکید است که معمولاً معنی را به ماضی نقلی تبدیل میکند مانند: قَدْ کتَبَ ( نوشته‌است) قَدْ قالَ ( گفته است) قَدْ قُلْتُم ( گفته‌اید) آموزش نکات مهم وکلیدی ترجمه عربی عیّن الخطأ للترجمة : الف) قَدْ تَزَیّنَت الارضُ فی الربیع = زمین دربهارآراسته است . ب) قَدْ شَعَرَ بأنَّ شَعْبَهُ یُعانی الکسالةَ = او احساس کرده‌است که ملتش ازتنبلی رنج می برند. ج) قَدْ تَقولون کلامَ الحقَّ = گاهی سخن حق می گویید. د) قَدْ أَثْبَتَت الاکتشافاتُ الجدیدةُ = اکتشافات جدید کشف نمود. حرف « لَنْ» : حرف « لَنْ » جز حروف ناصبه است ومعنی فعل را به آینده منفی تبدیل میکند مانند: لَنْ یَذهبَ ( نخواهد رفت) لَنْ أَقُولَ ( نخواهم گفت) لَنْ تضربُوا ( نخواهید زد) بعضی مواقع درترجمه آن از کلمه « هرگز» استفاده میشود مانند: لَنْ تَذهَبَ ( هرگزنخواهی رفت) . عین الخطأ للترجمة: الف) لَنْ تَعیشَ فی راحةٍ : هرگزدرراحتی زندگی نمی کنی . ب) لَنْ تَبلُغَ الآمالَ الکبیرةَ : هرگزبه آرزوهای بزرگ نخواهی رسید. ج) لَنْ تَقُولوا الکذبَ : دروغ نخواهید گفت . د) لَنْ یَکْتُبْنَ دروسَهُنَّ : درسهایشان را نخواهند نوشت. حرف « لام امرغایب « لـِ »: درترجمه آن ازکلمه « باید »استفاده میشود مانند: « لِنَعْلَمْ » ( باید بدانیم ) « لِیَقُلْ »( باید بگوید) « لِیَضربوا » ( باید بزنند) « لِأَکْتُبْ » ( باید بنویسم ). « لِیَعبُدُوا رَبَّ هذا البیتِ »( باید صاحب این خانه را عبادت کنند). عین الخطأ : الف) لِنُواصلْ جهادَنا : ما باید به مبارزه خود ادامه دهیم . ب) لِیَعِشْ کالنّسرِ فوقَ الجبالِ: باید همچون عقاب دربالای کوهها زندگی کند . ج) لِیَرمِ الکُرّةَ : توپ را باید بیاندازد. د) لِنُساعدْ المساکینَ : ما به بیچارگان کمک می کنیم . حرف « لَمْ »: « لَمْ » برسر مضارع می آید وآن را مجزوم میکند که به آن فعل جحد میگویند ومعنا را به ماضی منفی تبدیل میکند مانند: لَمْ یَذهبْ ( نرفت) دقیقاً ازلحاظ معنا مانند « ماذَهبَ » است . « ما ذَهَبَ نرفت = لَمْ یذهبْ نرفت » لَمْ تَقُلْ نگفتی = ما قُلْتَ نگفتی » . « لَمْ یکتُبُوا ننوشتند » « ما کَتَبوا ننوشتند » . - ما هو الخطأ : الف) لَمْ تَعلمْ : ندانستی ب) ما عَلِمْتَ : ندانستی ج) لَمْ یَبْکِ : گریه نمی کند د) ما بَکَی : گریه نکرد. - عین الصحیح للتعریب : « ثروتمندان به فقیران اجازه ندادند» الف) الاغنیاءُ لَمْ یَسْمَحُوا للفقراء ب) الاغنیاءُ لَنْ یَسمَحوا للفقراءِ ج) الاغنیاءُ لا یَسمحونَ للفقراء د) الاغنیاءُ لما یَسمحوا للفقراء حرف « لَمّا »: هرگاه قبل ازفعل ماضی بیاید اسم است به معنای هنگامی که / زمانی که مانند: لَمّا ذَهبَ ( هنگامی که رفت) لَمّا قالَ ( هنگامی که گفت ) لَمّا ضربتُم ( هنگامی که زدید) . لَمّا هرگاه قبل ازفعل مضارع بیاید حرف جزم است ومعنی مضارع را به نقلی منفی تبدیل می کند مانند: لَمّا یذهبْ ( هنوز نرفته است) لَمّا تقُلْ ( هنوز نگفته‌ای ) لَمّا تضربوا (هنوز نزده اید). - عین الخطأ للترجمة: الف) لَما أسلَمتُم = زمانی که مسلمان شدید . ب) لَما تَتلُ = هنوز تلاوت نکرده‌ای ج) لَما تَلَوْتَ القرآنَ = قرآن تلاوت نکرده‌ای د) لَما یُسلموا = هنوز مسلمان نشده‌اند - عین الصحیح للتعریب: « زمانی که بهلول سخن را شنید خندید» الف) لَما یسمعْ بهلولُ الکلامَ إبتَسمَ ب) لَما سَمِعَ بهلولُ الکلامَ یبتسمُ ج) لَما یَسمعُ بهلولُ الکلامَ إبتَسَمَ د) لَما سَمِعَ بهلولُ الکلامَ إبتَسَمَ حرف« ل»: لـ ضمیر یا اسم به معنی «دارد » است مانند: لَکَ کتابٌ ( کتابی داری) لِمحمدٍ قلمٌ ( محمد قلمی دارد) لی صدیقٌ ( دوستی دارم) لکم آمالٌ = آرزوهایی دارید. کان ل ضمیر یا اسم به معنی «داشتن » است مانند: کانَ لکَ کتابٌ ( کتابی داشتی) کانَ لِمحمدٍ قلمٌ ( محمد قلمی داشت) کانَ لی صدیقٌ ( دوستی داشتم) . - ما هُوَ الخطأ للترجمة : الف) للنباتاتِ فوائدُ عدیدةٌ = گیاهان فایده های زیادی دارند. ب) کانَ لِرجلٍ بستانٌ = مردی باغی داشت . ج) لِی کتبٌ مفیدةٌ = کتابهای مفیدی برای من هست . د) کانَ لکم اصدقاءُ اوفیاءُ = دوستان وفاداری داشتید. https://telegram.me/d5821

دانش آموزان عزیزم 👇👇👇 ترجمه داشتن و نداشتن در عربی : برای این کار از دو کلمه " عند" و " لِ" حرف جر استفاده میشود. ♻ داشتن. 1⃣ [لِ یا عند + اسم ] 2⃣ [ لِ یا عند + اسم ] ترجمه: دارم، داری، دارد و... 🍀لَکَ مَحفَظَةٌ جَمیلَة ٌ>>>> کیف زیبایی داری. 🍀لی کتابٌ >>>>> کتابی دارم. عندهُ کتابٌ >>>>> کتابی دارد. ⭕لِمحمدٍ صدیقٌ >>>> محمد دوستی دارد. ☑نکته: میتوان از چنین فرمولی هم استفاده کرد : ⭕[مالک + لِ یا عند + ضمیر + اسم ] ⭕محمدُ له صَدیقٌ >>>> محمد دوستی دارد. محمدُ عنده صَدیقٌ = محمد دوستی دارد. بریم سراغ نداری : ♻نداشتن : فرمول 1⃣[لَیسَ + لِ + اسم ] 2⃣ [ لَیسَ + عند + اسم ] ندارم، نداری ندارد... 🍀لَیسَ لِمحمدٍ کتابٌ >>>> محمد کتابی ندارد 🍀لَیسَ عنده ذَرَّة الحَسَد >>>> او ذره ای حسادت ( در وجودش) ندارد. ☘ محمدٌ لیس له ( عنده) کتابٌ: محمد کتابی ندارد. 🌷فرمولی دیگر: 1⃣[ کان + لِ+ اسم ] 2⃣ [ کان + عند + اسم ] داشتم داشتی داشت... ☘کان لسعیدِِ مشکلةٌ: سعید مشکلی داشت. 🍀کان عنده کتابٌ : او کتابی داشت. ☘سعید کان له مشکلةٌ: سعید مشکلی داشت 1⃣[ ما+ کان + لِ + اسم ]= نداشتم نداشتی نداشت... 2⃣[ما + کان + عند + اسم ] ☘ما کان لی قلمٌ: قلمی نداشتم. ☘ماکان عنده صدیقٌ: او دوستی نداشت https://telegram.me/d5821 09143549372

مطالب مخصوص همکاران 👇👇👇 واو استیناف چیست ؟ «استیناف»؛ مصدر باب استفعال از ریشه «أنف» است و «إستئناف» و «إئتناف» به معنای ابتدا است. «اسْتَأْنَفَ الشَّیْ‌ءَ و ائْتَنَفَهُ: أَخَذَ أَوَّلَهُ و ابْتَدَأَه»؛ یعنی آن‌را سر آغاز کار گرفت و از آن شروع کرد. واو در جایی استعمال می‌شود که هدف از آن، قطع ارتباط میان جمله بعد با ماقبل خود باشد مانند ذهب محمد و دخل المعلم الصف 🙏🙏🙏

مبتدای وصفی چیست ؟ اگر اسم مشتق (اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، افعل تفضیل و اسم منسوب) بعد از نفی یا استفهام قرار گیرد و اسم ظاهر یا ضمیر بارز را رفع دهد. این اسم مشتق را مبتدای وصفی و فاعل آن را جانشین خبر می گیریم. (در مورد اسم مفعول، نایب فاعل را) این اسم مشتق و اسم بعد آن ممکن است سه حالت زیر را داشته باشد: هر دو مفرد: أ قائمٌ زیدٌ؟ یا أ قائمٌ أنت؟     در این مورد دو گونه ترکیب داریم.     1. اسم دوم (زید و انت) را مبتدا می گیریم و مشتق را خبر (مبتدا و خبر عادی).     2. مشتق را مبتدای وصفی و اسم بعدی را فاعل و سدّ مسدّ (جانشین) خبر. هر دو تثنیه یا جمع: أ قائمان الزیدان؟ أ قائمون الزیدون؟ أ قائمان انتما؟ أ قائمون أنتم؟ در این صورت فقط یک گونه ترکیب داریم. اسم دوم مبتدا و صفت، خبر است. چون در این ماردد اسم مشتق نمی تواند در اسم ظاهر عمل کند. مشتق مفرد و اسم بعدی (مفرد، مورد اول که گذشت) تثنیه یا جمع: أ قائمٌ الزیدان؟ أ قائمٌ الزیدون؟ أ قائمٌ أنتما؟ أ قائمٌ أنتم؟ در این صورت هم فقط یک ترکیب داریم. اسم مشتق، مبتدای وصفی و اسم بعدی، فاعل و سد مسد خبر است. اسم بعدی را نمی توانیم مبتدا بگیریم، چون در این صورت اگر مشتق را خبر بگیریم با مبتدا همخوانی نخواهد داشت.

(لا سیّما)که از حرف (لا) نفی جنس ،اسم سی به معنی مثل وما تشکیل شد ه است هر چند از أدوات إستثنا شمرده می شود ولی بر خلاف دیگر ادوات ،حکم ما بعد خود را بر ما قبل برتری می دهد .این است که به (خصوصا یا به ویژه ) و نظایر آن ترجمه می شود . اسمی که بعد از (لا سیّما ) می آید اگر معرفه باشد رفع وجر آن هردو جایز است مانند:( أحب رجال العلم ولا سیّما العاملُ/العاملِ منهم )و اگر نکره باشد رفع ونصب وجر آن هر سه جایز است مانند :( أجاد الخطباء ولا سیّما خطیباً/خطیبٌ/خطیبٍ) *- رفع اسم بنا بر این است که خبر برای مبتدای محذوف باشد یعنی در اصل (هو العاملُ) بوده،که در این صورت1- اگر ما را اسم موصول فرض کنیم تمام جمله صله ی موصول خواهد بود .2- هر گاه ما را نکره به معنی شیء بدانیم صفت برای ما می باشدو مجرور ساختن اسم بنا بر این است که (ما) حرف زائد و (سیّ) به آن اضافه شده است - نصب آن بنا بر این است که آن اسم تمییز و (ما) نیز حرف ومانع از اضافه است از قبیل مای کافه . لا سیّما همیشه بعد از واو به کار می رود وگاهی آن را بدون (واو)و( لا ) می خوانند که فصیح نیست.🌺🌺🌺

دوستان واساتید بزرگوار با اقسام «إن» بیشتر آشنا بشویم : الف – إن شرطیه: مانند (إن تدرس تنجح) ب – إن شبیه به لیس : که به دو شرط عمل می کند اولا :خبر ومعمول آن به إن مقدم نشود . ثانیا: خبرش به وسیله ی الا نقض نشود.مانند (إن الجاهلُ محترماً ) ج – حرف نفی : مانند (إن العالمُ الا محترمٌ ) د – مخففه از مثقله : در این حالت لام إبتدا بر سر خبر می آید ( لام فارقه همان لام مزحلقه است زیرا بین إن مخففه و إن شبیه به لیس تفاوت می گذارد ) مانند : ( إن عمراً لمنطلقٌ ) - إن مخففه اگر بر سر جمله ی اسمیه بیاید بقای عملش جایز است ه – إن زائده :اگر إن بعد از (مای نافیه –الای استفتاحیه – مای موصول اسمی و مای مصدری زمانی ) بیاید زاید است مانند :( الا إن فعلت حسناً – إشتریت ما إن ضرّنی – سادافع عن وطنی ما إن حییتُ – ما إن أتیتُ بشی ء تکرهُه ) و – إن وصلیه : در این صورت بعد از واو قرار گیرد و نیاز به جواب شرط ندارد مانند :( أکرم أباک و إن وبّخک )

أنواع الفاء 🌹 1 ـ فاء السببية. 2-جواب الشرط 3 ـ حرف عطف 4 ـ حرف تعليل 5 ـ زائدة برای زینت 6 ـ الفاء الفصيحة 7- فاء استینافیه فاء السببیّة : بر سر فعل مضارع می آید و قبل از آن نفی یا طلب (امر یا نهی...) قرار می گیرد: إجتهِد فتنجحَ فاءجواب الشرط: اگر جواب شرط جمله اسمیه یا امر یا نهی یا استفهام باشد یا (قد، س ، سوف ،لن ) داشته باشد واجب است بر سرجواب شرط فاء جواب شرط (جزاء) بیاید. مانند : إن تصبر فله أجر عظیم حرف عطف: جمله ما بعدش را به ما قبلش عطف می کند حرف تعليل : معنی «به علت اینکه »دارد مانند: ساعد الناس فهم إخوانك. زائدة برای زینت: برسر حسب و قط می آید .مانند: معي درهم فقط الفاء الفصيحة: برسر جواب شرطی می آید که جمله شرط آن حذف شده است مانند: الكلام اسم و فعل و حرف فالاسم كذا . جمله شرط محذوف چنین بوده است« فإذا أردت أن تعرف الاسم فهو كذا». فاء استینافیه: حرفی است که ما بعد آن با کلام سابق هیچگونه رابطه‏أی ندارد (البته در لفظ) و جمله بعد شروع جمله جدید است و این فاء محلی از اعراب ندارد مثل این آیه شریفه‏(فلمّا آتاهما صالحا جعلا له شرکاء فیما آتاهما فتعالی اللّه عمّا یشرکون) نکته :فرق بین «فاء السببية» و «فاء تعليل»این است که در«فاء السببية» ما قبل آن علت برای ما بعد است مانند: اجتهد فتنجح. و در«فاء تعليل»ما بعد آن علت برای ما قبل است مانند:اخرج منها فإنك رجيم و فرق دیگر ابن است که بعد از «فاء السببية» فعل مضارع منصوب می آید🍀🍀