ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

اشعار حامد عسکری

اشعار حامد عسکری

前往频道在 Telegram

جهت ارتباط: @farzadfathi700

显示更多

📈 Telegram 频道 اشعار حامد عسکری 的分析概览

频道 اشعار حامد عسکری (@hamedaskari) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 13 482 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 838,并在 伊朗 地区排名第 24 878 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 13 482 名订阅者。

根据 23 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 66,过去 24 小时变化为 -1,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 26.88%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 625 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 18。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“جهت ارتباط: @farzadfathi700”

凭借高频更新(最新数据采集于 24 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

13 482
订阅者
-124 小时
+147 天
+6630 天
帖子存档
Hossein Monzavi - Shatak Zadeh Ast.mp35.20 MB

شاید اگه یه فصل دیگه ای بود ... ترانه: حامد عسکری اجرا: سید حسن حسینی

بگو جان ما را خداوند سبحان کنون وقت شعر است فردا بگیرید ‌ بگو تلخ بودیم سرتا سر عمر سر راه یک ظرف خرما بگیرد ‌ گناهی نکردیم در شأن دوزخ شرابی نخوردیم، ما را بگیرد ‌ به صف ایستادیم او را بمیریم به تختی نشسته ست، امضا بگیرد ‌ شعر و صدا: #حامد_عسکری

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواه عشق کاری کرده که تبریز می‌سوزد در آه بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد با من تنهاتر از ستارخان بی‌سپاه موی من مانند یال اسب مغرورم سپید روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه هر کسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق کنده‌ی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن آدم است و سیب خوردن! آدم است و اشتباه! سوختم دیدم قدیمی‌ها چه زیبا گفته‌اند: "دانه‌ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه" ✍حامد عسگری 🎥🎤  آیلار موقر @AylarMovaghar

ای دلبری‌ات دلهره‌ی حضرت آدم

دردا که چه شب‌ها که چه شب‌ها که چه شب‌ها ...
دردا که چه شب‌ها که چه شب‌ها که چه شب‌ها ...

شعر: #حامد_عسکری خوانش: #اوین_محمدی

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان مانده نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده فقط اندوه می‌گیرد سراغی از غریبی‌مان همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟ چقدر از دلخوشی‌های کم و کوتاه‌مان رفته؟ چقدر از داغ‌های بر جگر بسیارمان مانده؟ صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید: بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده! #حامد_عسکری دکلمه #نگاه_موسوی #ابوالفضل_فتحی_آزاد

به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را که یک عمر است عادت کرده ام بی سرپناهی را منم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب می‌بیند به روی شانه‌هایش فوج کفترهای چاهی را زلیخاها اگر پیراهنی پاره نمی‌کردند به یوسف‌ها که می‌آموخت رسم بی گناهی را؟ سواری خسته‌ام از کوه پایین آمدم دختر! ببند این زخم‌های کهنهٔ مشروطه خواهی را تفنگ و اسب را دادم به جای شانهٔ نقره بکش هموارتر کن پیچ و تاب این دو راهی را چه می فهمند سربازان مست روس و عثمانی شمیم اشک‌هایم روی کاغذهای کاهی را؟ سپیداری که بر آن پیکر ستّارخان رقصان چه سازد شرمساری را؟ چه نالد روسیاهی را؟ سپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگذار مگیر از شیرمَردت لطف صید صبحگاهی را رهاتر از سر زلفت بخند امشب، پریشانم برقصان توی تُنگ صورتت دو بچه ماهی را #حامد_عسکری #آوا_مریم_عسگری @Naghznava, 🌿 @hamedaskari

دردا که چه شب‌ها، که چه شب‌ها، که چه شب‌ها .... @hamedaskari

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد اه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد بـــــــرد #حامد عسگری #شاهین شاهدوست https://t.me/nedaaye_aramesh

همه شهـــر فهمیده بیــــتابتم... مگه قول ندادی به هیشکــی نگی ؟!🙃 ✒️شعر: حامد عسگری 🎼صدا : دل آرام

شاید اگه یه فصل دیگه‌ای بود ... ترانه: #حامد_عسکری صدا: #فاطمه_یوسفی #یاس_سفید #قرص_خواب

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حوا که لب گشود، عسل اختراع شد! آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت تا هاله‌ای به دور زحل اختراع شد! آدم نشسته بود، ولی واژه‌ای نداشت نزدیک ظهر بود غزل اختراع شد! آدم که سعی کرد کمی منضبط شود مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد! یک دست جام باده و یک دست زلف یار اینگونه بود ها..! که بغل اختراع شد! #حامد_عسکری آوا : #پریسا_رشیدی http://t.me/Parisa_Rashidi

گفتی یه مدت دور باشیم، عشق با دوریه که بی‌کران میشه گفتم نمیشه گفتی جونِ من من میدونستم داستان میشه ویزات که اومد ساکتو بستی گفتی واسه آیندمون میری باهم بلیطاتو گرفتیم و... بعدش همش غُر میزدی گیری یه مدتی رفتی دلت یخ زد ایمیل دادی که فراموش کن شب گریه هامو که تو جریانی حالا از اون به بعدشو گوش کن اول بلایی که سرم اومد بیت های خوب و روشنم گم شد عطر نجیب و ساده ی موهات از یقه ی پیراهنم گم شد تو آخرین مهمونی که بودیم با تک تکِ اون خنده ها سوختم هیچی نبود من رو نگه داره وقتی کتابخونم رو میفروختم ایمیلتو میخوندم و بغضو تو بی کسی هام خاک میکردم خیلی چیزا روی زبونم بود هی مینوشتم پاک میکردم حتما زبانت خوب شده دیگه با دوستات از کشورت میگی از مزه ی سالادِ شیرازی رو تیکه های سرخِ ته دیگی تو توی یه کافه با دوستاتی نسکافتو با خنده می نوشی من گوشه ی بم توی نخلستون غرقم تو مرداب فراموشی آیندمون هروقت روشن شد برگرد من رو صحبتام هستم من آخرین پُل روهم خراب کردم امشب دیگه ایمیلمم بستم... #حامد_عسکری @hamedaskari

فصل جنگ اپیزود چهارم: کافه گلاسه شکلاتی! 🎙 به روایت: علیرضا رافتی 🔹 کارگردان: فواد عبدالعلی‌پور @LovelyTehran_pod

چفیه مصطفی.mp314.65 MB

﷽ |اختتاميه‌کنگره‌ملی‌شعرمکتب‌الرضا| شعرخوانی|برادر‌حامد‌حسگری مسجـــــــدروح‌اللّــــــه ســـال۱۴۰۱ #هیئت_مکتب_الرضا Telegram.me/razaviouninfo