Dr. Sohrab Delangizan
前往频道在 Telegram
کانال شخصی سهراب دل انگیزان، استاد تمام گروه اقتصاد دانشگاه رازي. دبیر منطقهای انجمن اقتصاد ایران در استان کرمانشاه. رئیس انجمن علمی مدیریت کسب و کار ایران شعبه استان کرمانشاه. محل انتشار سخنرانی، یادداشتها، اشعار و دیدگاهها sohrabdelangizan@gmail.com
显示更多1 653
订阅者
无数据24 小时
+27 天
-730 天
帖子存档
ساحت تمدن و برخی مفاهیم درهمپیچیده
ساحت تمدن را شاید بتوان در پنج عنصر تشخیص داد:
علم، فلسفه، دین، هنر و اخلاق.
این عناصر مهم تمدنی البته که به شدت در هم پیچیدگی سنگین و پیچیده دارند. اما نگاه من همواره این بوده است که ترکیبهای پیچیده آنها با یکدیگر چگونه زندگی بشر را دستخوش تحول و تنوع و تکثر و البته انحصار و قدرت و پیروزی و شکست نموده است.
به نظر میرسد که ماتریس دوبعدی از این عناصر بتواند روابط پیچیده خطی و دوگانه هر دو عنصر را با هم به نمایش بگذارد. در حالی که در جهان واقع پیچیدگی واقعی زمانی ظاهر میگردد که متوجه میشویم در طول تاریخ، ابعاد چند گانه این عناصر در هم پیچیده و آشکار گردیده است. برای سادگی فهم ابتدا ترکیبهای دوگانه را میتوان در نظر گرفت.
علم را میتوان عنصر پایه و پنج عنصر بعدی را بر آن افزود. در این صورت خواهیم داشت:
علم علمی، علم فلسفه، علم دین، علم هنر و علم اخلاق. متوجه میشویم که این ترکیبات شکل گرفته دارای ماهیتهای تحلیلی و تبیینی اختصاصی خود هستند و بسیار اساسی در زیست معرفتی کنونی بشر نقش ایفا کرده اند. همین موضوع را میتوان برای فلسفه در نظر گرفت:
فلسفه علم، فلسفه فلسفه، فلسفه دین، فلسفه هنر و فلسفه اخلاق. در مورد دین میتوان دین علم، دین فلسفه، دین دین، دین هنر و دین اخلاق را در نظر گرفت. برای هنر میتوان عنصر هنر علم، هنر فلسفه، هنر دین، هنر هنر و هنر اخلاق را و برای اخلاق: اخلاق علم، اخلاق فلسفه، اخلاق دین، اخلاق هنر و اخلاق اخلاق را.
در بین این ترکیبات اگرچه برخی ترکیبات تناور، معکوس زیبایی را به نمایش میگذارند، ولی برانگیخته شدن ذهن در خلقت مفاهیم ارزشمند را هنگام ترکیب هر دو عنصر و در تضارب معکوس آنها را نمیتوان نادیده گرفت.
مثلا علم فلسفه و فلسفه علم دو ترکیب بسیار با اهمیت هستند. حال با افزودن یک ی به انتهای کلمه دوم، میتوان مفهوم را به پرواز درآورد. علم فلسفی و فلسفه علمی. مشاهده میگردد که برای ترکیبات علم دین، دین علم، علم دینی و دین علمی نیز همین برانگیختگی ذهن شکل میگیرد. همینگونه است برای علم هنر، علم هنری، هنر علم و هنر علمی و نیز علم اخلاق، علم اخلاقی، اخلاق علم و اخلاق علمی.
در این پنج عنصر اساسی که از متون باستان به آنها رسیده اند. من میخواهم عنصر ششمی را نیز اضافه کنم و آن عنصر فضیلت است. به نظر میرسد که هرکدام از این عناصر پنجگانه خودشان یک فضیلت به شمار میروند و شاید به همین علت است که در دسته بندی پیشینیان این مفهوم وارد نشده باشد، ولی من فکر میکنم دامنه شمول فضیلت کمک کننده بسیار خوبی این حوزه های پنجگانه مفهومی است و فضیلت نیز میتواند فهم تمدن و تحقق آن را امکان پذیر نماید.
یعنی خود فضیلت اگر چه شامل همه این پنج محور تمدنی میگردد ولی عناصر بیشتری را نیز وارد این عرصه میکند. به عنوان مثال شجاعت یک فضیلت است و هیچ تمدنی بدون شجاعت امکان بروز و ظهور نمیتواند داشته باشد. قدرت یک فضیلت اصیل و برتر است و هیچ تمدنی بدون قدرت توان ظهور و بروز نداشته است. عدالت و تعریف آن یک عنصر اساسی تمدنی است و برای آن نیز این امر بایسته است. همینگونه است برای سخاوت، صداقت، شرافت و فضیلتهای دیگر.
آنچه امروز دامنه فهم بشر را از ابعاد پیچیده مفاهیم اینگونه گسترش داده است، درهم پیچیدگی دوگانگی دوطرفه این مفاهیم حتی به صورت خطی آنهاست، اگر چه ابعاد ترکیب آنها میتواند غیر خطی نیز در هم آمیخته شوند.
مثلا ساختاربندی و ساختار شناسی فلسفی برای علم، دین، هنر، اخلاق، شجاعت، عدالت، صداقت، شرافت و... کاری بسیار ارزشمند و گشوده کننده مفاهیمی دارای ساختار و اصول است، اما اگر این ساختار سازی فلسفی برای خود ساختار فلسفیدن موضوعات استوار سازیم، آنگاه فضای نگرش ما تعمیق غیر خطی یافته است. همینگونه است که دوگانگی را به سه گانگی ارتقا دهیم و...
این یادداشت را برای گشایش ذهن خودم در حوزه عناصر اصیل تمدنی و البته افزودن فضیلت بدانها و فهم بهتر موضوعات این حوزه نوشتم. شاید زمانی بهتر بتوانم یک کل منسجم و هدایتگر در این زمینه تنظیم کنم که شامل جزئیاتی دقیق و منسجم باشد. باشد که باشد.
7 تیر 1405
#کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
Repost from اقتصاد۲۴
🔺افزایش نرخ سود بانکی به ۴۰ درصد !
🔹بر اساس تصمیم جلسه شورای عالی پول و اعتبار با حضور مدنی زاده وزیر اقتصاد و همتی رئیس بانک مرکزی انجام شد، سود بلند مدت یک ساله بانک ها به ۴۰ درصد و نرخ سود اوراق به ۴۷ درصد افزایش یافت / رسانه بورس
eghtesaad24.ir
@eghtesaad24_Ir
Repost from Hi, AI • Tech News
❗️ AI Helped Separate the Twins Conjoined at the Skull
Sisters Mercy and Goodness were born in Nigeria in June 2023 with partially fused skulls. Craniopagic twins who are attached to the skull are extremely rare—1 case per 2.5 million births. In six months, the girls underwent four surgeries, which involved more than 60 doctors from five countries.
⏳ The final surgery took place in Abu Dhabi and lasted 12 hours. The risks were very high: the twins shared vital blood vessels and brain tissue.
AI helped create a highly accurate virtual map of the twins' blood vessels and nerves, allowing surgeons to rehearse the procedure in VR. During the surgery, doctors used real-time 3D CT scans, overlaying them onto the twins' heads to guide the separation with maximum precision and minimize the risk of brain damage.
💡 After successful separation, the girls' skulls were restored using titanium implants made on a 3D printer. The girls have already celebrated their third birthday with their family.
@hiaimediaen
فهم انجماد بعد از جنگ و بحرانهای بزرگ، حتی برای قوی ترین فیلسوفان هم سخت بوده است. یخها برای باز شدن فقط زمان نمیخواهند، گرما لازم دارند.
http://t.me/drdelangizan
📉*هرم رشد مککینزی* یک چارچوب ساده برای توضیح این است که یک سازمان یا کسبوکار چگونه بهصورت مرحلهبهمرحله بالغ و پایدار میشود. ایدهی اصلی آن این است که* رشد واقعی از پایین به بالا* ساخته میشود و اگر پایهها محکم نباشند، رشد در سطوح بالاتر دوام نخواهد داشت.
🔔 این هرم میگوید:
💡در ابتدا سازمان باید پایههای اساسی خود را مشخص کند؛ یعنی بداند چه ارزشی ارائه میدهد، مشتریاش کیست و مدل درآمدیاش چیست.
🔻بعد از آن باید به ثبات عملیاتی برسد؛ یعنی کارها منظم، قابل پیشبینی و استاندارد شوند.
🔺در مرحلهی بعد، قابلیتهای مدیریتی و ساختار سازمانی شکل میگیرد تا رشد وابسته به چند فرد خاص نباشد.
سپس سازمان میتواند وارد مرحلهی مقیاسپذیری شود و فعالیت خود را بزرگتر کند بدون اینکه دچار آشفتگی شود.
در سطوح بالاتر، تمرکز بر نوآوری و تحول مستمر است تا سازمان بتواند خود را با تغییرات بازار تطبیق دهد.
📌در نهایت، در رأس هرم، سازمان به مزیت رقابتی پایدار و رشد بلندمدت میرسد.
*خلاصهی پیام این مدل این است:
نمیتوان از پلههای پایین گذشت و مستقیم به رشد بزرگ رسید؛ هر مرحله باید روی مرحلهی قبل ساخته شود.
*
✏️ هم آموز،
ظرفیت مغفول ایران
روزنامه دنیای اقتصاد
شماره روزنامه:۶۵۹۳
تاریخ چاپ:۱۴۰۵/۰۳/۳۰
شماره خبر:۴۲۷۷۵۰۹
باشگاه اقتصاددانان
دکتر سهراب دلانگیزان*
تفاهم منعقدشده در مقایسه با توافق برجام، بسیار مناسبتر و کارآمدتر است. در متن چهاردهبندی منتشرشده لحنی حاکی از خوشبینی و خرسندی به چشم میخورد و میتوان امیدوار بود متن نهایی و مصوب نیز دقیقا همین نسخه باشد؛ اما باید درباره اقتصاد ایران، واقعبین بود؛ اقتصاد ایران در تمام سالهای گذشته (نزدیک به ۴۷ سال دوران تحریم) به زور در تنگنا نگه داشته شده بود.
بخش خصوصی با وجود این شرایط سخت توانمندی بسیار بالایی از خود نشان داد تا بتواند فعالیتهای اقتصادی قابلقبولی را به ثمر برساند. ظرفیتهای موجود در بخشهای کارخانهای، صنعتی، تجاری، معدنی و حتی بخش کشاورزی کاملا مشهود است. البته در بخش کشاورزی تمایلی به توسعه گسترده نداریم و صرفا باید به حفظ وضعیت موجود، نظاممند کردن آن و افزایش بهرهوری بسنده کنیم. واقعیت این است که اقتصاد ایران در حوزه صنایع کارخانهای، همواره در طول این سالها با ظرفیت کمتر از ۴۰درصد فعالیت کرده است. در بخش تجارت و حوزههای معدنی نیز وضعیت مشابهی حاکم بوده است؛ بهطوریکه ظرفیت کنونی بخش معدن شاید کمتر از ۳۰درصد توان واقعی آن باشد. این موضوع در حوزه صنایع کشاورزی و غذایی نیز صدق میکند و نشاندهنده ظرفیت بسیار بالای کشور است. کشور در صنایع دارویی، فلزی و سایر بخشها نیز دارای همین ویژگی و پتانسیلها است.
اگرچه تحت فشار تحریمها، صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی ما از منظر تکنولوژیک تا حدودی عقب نگه داشته شده بودند، اما در درون کشور تلاش شد تا این صنایع احیا شوند. حملات و آسیبهای اخیر و متعاقب آن به خوبی نشان داد که توان موجود در اقتصاد ایران، توانی واقعی و درونزا است. ما در حوزههای نیروگاهی، زیرساختی و فناوریهای مختلف، به نوعی از دانش بومی دست یافتهایم که ممکن است در مقایسه با فناوریهای جهانی بهرهوری بالایی نداشته باشد؛ اما ظرفیت صنعتیسازی کشور را به شدت ارتقا داده است. در صورتی که کشور به زنجیره تامین جهانی متصل شود، به راحتی میتوانیم از طریق پل زدن در حوزههای مهندسی و انتقال فناوری، بخش قابلتوجهی از عقبماندگیهای تکنولوژیک خود را جبران کنیم. حتی بسیاری از دستاوردهای درونزای ما که مسیرهای میانبر برای اتصال به زنجیرههای ارزش خارجی ایجاد کردهاند، میتوانند برای دیگران نیز ارزشمند باشند و سایر کشورها متقاضی انتقال فناوری از جانب ایران شوند. این موضوع بسیار حائز اهمیت است. شاید بسیاری این تحلیل را نپذیرند و بپرسند: «اگر چنین ظرفیتی وجود دارد، پس چرا کشور با این سطح از فقر، تورم بالا و بحرانهای اقتصادی مواجه است؟» در پاسخ باید گفت که بهدلیل شدت و حجم بالای تحریمها، اقتصاد ما عملا از جهان منزوی شده بود.
این انزوا هم از سوی مراجع بینالمللی، آمریکا، سازمان ملل و اروپا تحمیل شده بود و هم از سوی دیگر، در داخل تمایل چندانی برای برقراری ارتباط عمیق وجود نداشت. اما اکنون اگر بنا بر این باشد که پیوند مذکور برقرار شود و هر دو طرف مایل به توسعه روابط باشند، این ظرفیت بسیار رشد خواهد کرد. اگر تنها ۶۰درصد از صنایع ایران فعال باشند و از ۶۰درصد ظرفیت آنها استفاده شود، بازدهی کلی معادل ۳۶درصد خواهد بود. حال اگر کشور بتواند در زنجیرههای اقتصاد جهانی ادغام شود و روابط خود را توسعه دهد، احتمال بالایی وجود دارد که این میزان به ۸۰درصد ظرفیت اسمی برسد و تولید ناخالص داخلی ما از چندین منظر با رشد بسیار بالایی مواجه میشود. یکی از این مسیرها، افزایش ارزش ذاتی ریال است؛ چراکه ریال هنوز پتانسیل بالایی برای تقویت شدن دارد تا بتواند عقبماندگی رقابتی خود را جبران کند و حتی در بازارهای محلی به عنوان ارز مبادلاتی بهکار گرفته شود. از سوی دیگر، توان فروش ایران در حوزههای نفت، پتروشیمی، فولاد، خودرو و سایر بخشها به شدت افزایش مییابد. فراموش نکنیم ما کشوری بودیم که با وجود تمام فشارهای بینالمللی، سالانه یکمیلیون و ۵۰۰هزار دستگاه خودرو تولید میکردیم؛ دستاوردی که در هیچ کشور تحت تحریم دیگری سابقه ندارد. اگر به کشورهای تحت تحریمهای همهجانبه مانند کوبا، کرهشمالی یا نمونههای دیگر بنگرید، میبینید که به شدت دچار فروپاشی و اختلالات ساختاری درونی شدهاند، اما ایران توانست این ساختار را حفظ کند.
* استاد تمام دانشگاه رازی.
http://t.me/drdelangizan
Repost from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
سازمان برنامه و بودجه میتواند ردیفهای هزینهای غیرضروری را به سمت تامین کالابرگ هدایت کند
سهراب دلانگیزان،اقتصاددان
دولت برای تامین منابع افزایش کالابرگ یا باید از درآمدهای موجود استفاده کند یا درآمدهای جدید ایجاد نماید.
دلانگیزان ادامه داد: «اگر درآمدهای موجود کافی نباشد، دو راهکار پیش رو دارد؛ نخست، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری در سایر بخشها. دوم، ایجاد منابع درآمدی جدید. در مسیر کاهش هزینهها، ردیفهای هزینهای قابل حذفی وجود دارند که متاسفانه مورد استفاده قرار نمیگیرند.»
او افزود: «بهعنوان مثال، بودجه برخی سازمانها مانند صدا و سیما در سه سال گذشته چندین برابر شده است. این منابع مالی را میتوان به جای اختصاص به این نهادها، به یارانه مستقیم مردم تبدیل کرد.»
این کارشناس اقتصادی گفت: «تعداد زیادی نهاد وجود دارند که بود و نبودشان برای کشور هیچ تاثیری ندارد. این نهادها که وابسته به اشخاص یا سیستمهای خاص هستند، پول دریافت میکنند و باید سازمان برنامه و بودجه بازنگری جدی در ردیفهای بودجه انجام دهد.»
دلانگیزان ادامه داد: «سازمان برنامه و بودجه باید بازنگری در ردیفهای بودجه از خودش نشان بدهد و بر اساس کیفیت خروجی و عملکرد، بودجه را توزیع کند. متاسفانه این سازمان از گرفتن بودجه بر اساس عملکرد از سازمانهای قدرتمند خودداری میکند، زیرا آنها پشتیبانهای ذینفوذی دارند.»
ادامه مطلب؛
كانال برنامه ريزي استراتژيك
آزادی
اگر مفهوم آزادی را مثلا در مورد غذای خوردن در نظر بگیریم، میتوانیم گذاره های زیر را بنویسیم:
• من آزادم که غذا بخورم ولی گرسنه نیستم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی پولی ندارم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی غذایی در کار نیست.
• من آزادم که غذا بخورم، ولی غذا آنقدر گران است که نمیتوانم بخرم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی یک نفر اجازه این کار را نمیدهد.
• من آزادم غذا بخورم ولی برای سلامتی من زیان آور است.
• من آزادم غذا بخورم، ولی کودک من از من گرسنه تر است.
• من آزادم که غذا بخورم ولی در فرهنگ و مرام مردم من غذا خوردن ننگ است.
• من آزادم که غذا بخورم ولی قانون اجازه آن را نمیدهد.
• من آزادم که غذا بخورم، ولی برای بدست آوردن آن باید غذای یک نفر دیگر را بدزدم و یا با زور از او بگیرم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی برای این کار باید از یک نفر، حزب، گروه افراطی، یا حکومت خاص طرفداری کنم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی اصلا نمیدانم غذا چیست.
• من آزادم که غذا بخورم ولی این غذا کثیف شده و برای خوردن آن باید بخش بزرگی از کثافتها که به آن چسبیده را برطرف کنم.
• من آزادم غذا بخورم ولی از من گرسنه تر زیاد هست.
• من آزادم که غذا بخورم، ولی تنبل هستم و منتظرم یک نفر دیگر آن را برای من آماده کند و بیاورد.
• من آزادم غذا بخورم ولی روش تهیه کردنش را بلد نیستم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی غرورم اجازه نمیدهد بخورم.
• من آزادم که غذا بخورم ولی رودرواسی دارم.
• من آزادم غذا بخورم ولی غذا در یخچال است و درب آن قفل است.
• من آزادم غذا بخورم، ولی دشمن نمیگذارد و غذا را تصاحب کرده است.
• من آزاد نیستم غذا بخورم.
فلسفه آزادی در سطح محدود اقتصادی یعنی بتوانیم درک کنیم که گزاره های بالا با یکدیگر و نیز با آخرین گذاره چه فرقی دارند.
تعریف بسیط آزادی نیاز به مکاشفه موضوع در همه حوزه ها و زیر حوزه های بسیار ریز و عناصر محدود کننده و یا قاعده گذار در آن را دارد.
۲۰ خرداد ۱۴۰۵
#کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
Repost from مدرسه پردازش و تحلیل داده دقیقه
🔸 دادههای طرح نمونهگیری هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران (۱۴۰۲)
▫ مرکز آمار ایران هر سال با پرسشوپاسخ از حدود ۴۰ هزار خانوار که با نمونهگیری آماری و به صورت تصادفی از کل کشور انتخاب میشوند، دادههای ارزشمندی درباره درآمدها و هزینههای آنان فراهم میکند.
📝 طرح درآمد و هزینه خانوار یکی از مهمترین منابع داده برای تحلیلهای اقتصادی، اجتماعی، سیاستگذاری عمومی و تحقیقات بازار است و اطلاعات متنوعی درباره خانوار مانند ویژگیهای محل سکونت، سن، جنسیت، تحصیلات، وضعیت اشتغال اعضای خانوار و جزیئات درآمدی و هزینهای آنان را در بر میگیرد.
✍️ این داده با کوشش محمدامین اخوت علویان از جداول مختلف مرکز آمار، پردازش و تجمیع شده و در یک جدول یکپارچه در وبسایت مدرسه پردازش و تحلیل داده دقیقه برای دانلود در دسترس است:
🔗 d-learn.ir/iran-hbs-1402
دسترسی به دادههای دیگر:
🧑💻 d-learn.ir/data
@dlearn_ir
دورههای تورمی بزرگ واثرات شوم و فاجعه بار آنها
در دوره های تورمی، سرکوب دستمزدی به بهانه تورم مرسوم است و کارگران و صاحبان دستمزد را به نفع کارفرمایان و دریافت کنندگان قیمت کالاها جریمه میکنند. توجه اصلی این است که در این دوره ها عموما صاحبان مشاغل خدماتی نیز به تبعیت از سرکوب دستمزدی، سرکوب قیمتی میکنند. این موضوع باعث میشود که در حوزه های رقابتی، عموما بخش خدمات عقب نشینی و بخش کالا پیش روی داشته باشد. علامتهای قیمتی و سودآوری حوزه کالا نسبت به خدمات همواره قدرتمندتر هستند. البته برخی خدمات که ترکیبی از خدمت انسانی و کالایی را پوشش میدهند مانند گردشگری و یا حمل و نقل در این شرایط مابین این دو قرار میگیرند.
در هر حالت در دوره های تورمی شدید و فوق تورم این سرکوب دستمزدی و سرکوب حوزه های خدماتی، عاملی است برای تخصص گریزی و مهارت گریزی از منطقه تورم زده و یا تغییر مسیر سرمایه از حضور در بخش خدمات به بخشهای کالایی.
نرخ بازده داخلی طرحهای سرمایه گذاری طرحهای سرمایه گذاری خدماتی که استارتاپهای فناورانه و دانش بنیان را نیز شامل میگردد، همیشه در شرایط فوق تورمی از طرحهای سرمایه گذاری کالایی جا میماند و همین موضوع عاملی برای ورود اقتصادها به بخش شکننده و غیر انعطاف پذیر میگردد.
در اقتصادهای فوق تورم زده که این نرخ بسیار بالا حدود یک دهه و یا بیشتر دوام داشته باشند، عموما دچار پدیده مهاجرت شدید نخبگان سرمایه انسانی، دستمزدی و خدماتی میگردند. این موضوع به گونه ای قابلیتهای صادراتی کالاهای با ارزش افزوده بالاتر و دارای قابلیت رقابتی بین المللی را از بین میبرد.
لذا همواره مشاهده میگردد که دوره های تورمی بزرگ از هر مسیری که باشند، گونهای بیماری ازنوع دام ناتعادلی و البته با هدایت اقتصاد به سطح پائین رشد و بهرهوری به اقتصاد تحمیل میکنند. شباهت بالایی بین بیماری هلندی، نفرین منابع و اثر تورمهای بسیار بزرگ وجود مزمن وجود دارد. نوعی بیماری ماننده سرطان متازتاز کننده بدخیم و پیش رونده. باید توجه کرد که رفتار طبیعی و آزاد اقتصاد بدون مداخله صحیح، نه تنها قابلیت و قدرت حذف و بهبود این سرطان را ندارد، بلکه عامل تشدید و گسترش آن تا حد فاجعه خواهد بود.
اقتصاد ایران در حدود یک دهه است که با مهاجرت به نرخهای بسیار بالای تورمی، و البته آشفتگی تصمیمگیری در این حوزه، وارد پذیرندگی و گسترش این تومور و سرطان خطرناک شده است. در صورتی که مسیر کنونی اقتصاد ایران از آنچه هست تغییر نیافته و شجاعت اتخاذ تصمیمات بزرگ و شجاعانه در راستای مبارزه با این بیماری همچنان اصلی ترین کالای کمیاب عمومی کشور باشد، باید منتظر عواقب بسیار گرانبار و سخت این فاجعه بود. اقتصادهای که این مسیر را طی کرده اند ابتدا وارد حوزه تورمی شده اند، بعد سرکوب شدید دستمزدی صورت گرفته، بعد سرکوب بخش خدمات تخصصی و فوق تخصصی، بعد مهاجرت متخصصان و نخبگان، بعد مهاجرت صاحبان مهارت، بعد خروج شدید سرمایه، بعد نابرابریهای شدید طبقاتی شکل گرفته، بعد بخشهای تولید غذا به شدت خسارت دیده و در نهایت قحطی و آشفتگیهای اجتماعی حاصل شده است. جنگ اگر چه میتواند این مسیر را به شدت تقویت نماید، ولی عامل این موضوع به شمار نمیرود و اقتصادهای جنگ زده ضرورتا این مسیر را طی نمیکنند، ولی آشفتگی در تعیین نظام اقتصادی و رهاشدگی تصمیمگیری های مهم اقتصادی در یک نظام اقتصادی، عموما از مهمترین عامل این بحران معطوف به فاجعه به شمار می آید.
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
#کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
رعایت اخلاق پژوهشی هنگام استفاده از هوش مصنوعی در تدوین مقالات و گزارشهای علمی و رسمی
کلیه محققینی که امروزه فعالیت علمی و کارشناسی انجام میدهند، ضروری است که از انواع هوش مصنوعی به عنوان یک دستیار علمی قدرتمند استفاده نمایند. این بهره برداری البته که باید بسیار دقیق و مبتنی بر اصول اخلاق پژوهشی باشد. گزارش مستخرج البته میتواند دو ماهیت داشته باشد. نوع اول گزارشی است که کامل توسط هوش مصنوعی با راهبری و پرامپت نویسی دقیق و کارشناسانه راهبر علمی تدوین شده باشد.
و نوع دوم گزارشی است که هوش مصنوعی کمکهای ارزشمند و معنی داری در همه بخشها و قسمتهای گزارش کرده باشد، ولی گزارش را فرد محقق تهیه کرده و نتیجه اندیشه و تلاش علمی او محسوب شده باشد.
در هر دو حالت لازم است که محقق در قسمت ابتدایی گزارش تهیه شده اندازه، نوع و عمق دخالت هوش مصنوعی را آشکار سازی نماید.
بر این اساس به نظر میرسد از دیدگاه اخلاقی و البته تعیین سطح اعتماد به گزارش تهیه شده، محقق در ابتدای مقاله اشاره کند که:
1. این مقاله از کجا آمده است؟
2. برای ورود به موضوع کدام منابع اولیه و یا مصاحبه یا روش جمع اوری اطلاعات را انجام داده است.
3. بنویسد که این مقاله توسط هوش مصنوعی ..... با دستور اولیه و دستورهای اضافه .... و توسط چه روش شناسی خاصی تنظیم شده و سطح دخالت هدایتگر هوش مصنوعی در محتوای تولیدی چقدر است.
4. چه محدودیتهای شخصی هنگام تدوین این کار داشته است.
5. از چه روشی برای گرفتن تایید صحت محتواهای هوش مصنوعی استفاده کرده است.
6. هوش مصنوعی اطلاعات تا چه زمانی را مورد استفاده قرار داده و اطلاعات پس از آن زمان را محقق چگونه وارد گزارش کرده است؟
توصیه میشود که این نوع روشنگری در ابتدای همه محتواهای تولید شده مشترک بین انسان و هوش مصنوعی، آورده شود.
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
#کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
Repost from اقتصاد۲۴
🔺سیاستهای حمایتی مانند افزایش حقوق، سطح رفاه را بالا میبرد؟ | دلانگیزان: مسئله امروز یک کارگر صرفا تورم نیست؛ مسئله بقا است
🔹سهراب دلانگیزان، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز: در شرایط فعلی، اگر فردی بخواهد تنها نان خشک مصرف کند و با ابتداییترین شیوه رفتوآمد داشته باشد، باید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان هزینه کند
🔹مسئله کارگر امروز دیگر صرفاً نرخ تورم عمومی نیست، بلکه مسئله اصلی «افزایش قیمت خوراکیها» و در نهایت «مسئله بقا» است
🔹بنده معتقدم دولت باید سبد حمایتی خود را بهدرستی تنظیم کند و از نیروی کار، گروههای در معرض آسیب، طبقات کمدرآمد و بهویژه کارمندان دولت و کارگران حمایت مؤثر و هدفمند به عمل آورد
🔹اگر ما با یک فضای امن بینالمللی مواجه شویم، به گونهای که دیگر خطری ما را تهدید نکند، درگیر دشمن خارجی نباشیم و بتوانیم سرمایهگذاران خارجی را دعوت کنیم، بنده معتقدم میتوانیم تمام بخشهای از دست رفته را در یک دوره ۱۰ ساله کاملاً بازگردانیم.
eghtesaad24.ir
@eghtesaad24_Ir
اگر گوسفند بودی، آیا مهم بود چه کسی چوپان تو باشد؟
کتاب چرا ملتها شکست میخورند عجم اوغلو با ارائه مثالهایی از چند شهر و یا کشور مانند نوگالس در بین آمریکا و مکزیک و یا کشور کره شمالی در همسایگی کره جنوبی و یا آلمان شرقی و غربی که بین دو نظام یا نهاد تقسیم شده اند، این فرضیه را دنبال میکند که این انتخاب نظام نهادی تعریف، استقرار و اعمال قدرت است که باعث ثروتمند شدن یک بخش از یک شهر که در تسلط نظام دموکراسی آزاد (البته از نوع غربی) است و فقیر شدن بخش دیگر که در دام نوعی نظام ستمگر و دیکتاتوری بدون دموکراسی است.
جدای از ارزشهای درونی و ارائه زیبا و ارزشمند این کتاب که نشان میدهد حداقل توسط نویسندگان پاسخ قانع کننده ای برای سوال چرا ملتها شکست میخورند؟ ارائه میدهد، ولی به نظر میرسد که از نگاه روش شناسی این چند نکته را نادیده گرفته باشد:
۱. همه نظامهایی که در بخشهای فقیر آن شهرها و مناطق نمونه آورده شده آمده اند، به نوعی با نظام قدرت آمریکایی و مستقر در جهان امروزی دارای اختلافهای بزرگ هستند. در بخشهای غیر دموکراتیک جهان این تنها رویه حکومتی حاکمان آن کشورها نیست که برقرار و مستقر است، بلکه محدودیتها و تحریمها و تحمیل جنگها و رفتارهای سختگیرانه آمریکا و نظام قدرت نیز بر آن اضافه گردیده است. یعنی علاوه بر فقر ناشی از رفتار حاکمان خود آن کشورها، مردم و سازمانها در آن کشورها به نوعی جریمه و تحریمهای اعمال شده از ناحیه قدرت برتر جهانی نیز محکوم هستند. این محدودیتها که از طرف نظام قدرت بین الملل اعمال شده است، در بسیاری از موارد خود مهمترین عامل فقر و بدبختی تحمیل شده میتواند باشد که در این کتاب عملا نادیده گرفته شده است.
۲. ملتهای کشورهای فقیر مثال زده شده در دوران تاریخی خویش تمایل به آزادی از سلطه قدرتهای بزرگ داشته اند و در این فرایند نهادی، مجبور به انتخاب روشهایی شده اند که ممکن است در کوتاه مدت نیاز به برخی آزمون و خطا داشته باشد تا بتوانند خویش را در مسیر مربوطه تعریف و پیدا کنند. چرا که ملتهای غربی نیز برای پیدا کردن خود در فرایندهای دموکراسی غربی، پانصد سال آزمون و خطا داشته اند و دوران بزرگی از اشتباهات و جنگهای خونین و حاکمان ظالم و احمق را پشت سر گذاشته اند. این فرایند تاریخی البته که یک شبه تحقق نخواهد یافت.
۳. اساس تحول ملتها و توسعه آنها مبتنی بر انسان و توانمندی و جامعه پذیری اوست. تمام نرم افزار زندگی فردی و اجتماعی هر فردی به عنوان فعال اقتصادی و اجتماعی را باید در مجموعه مرجع تشخیص او یافت. مجموعه ای مرجع که توسط تجارب شخصی، آموزه های نهادی خانواده، نظام آموزشی، جامعه، مذهب و عرف به او آموخته شده و نظام باورهای او را شکل بخشیده است. در چارچوب نظام اجتماعی زیست افراد اما مجموعه مرجع تشخیص رسمی که توسط حاکمیتها تعریف و اعمال میگردند را نیز باید مهم دانست. در این فرایند تعریف توسعه را عملا باید در بالنده، پذیرنده و رشد یابنده بودن این مجموعه های مرجع تشخیص معرفی کرد. انسان توسعه یافته اما فقط در چارچوب مجموعه مرجع تشخیص حکومتها تعریف نمیگردد و فقط حاکمان نیستند که عدم توسعه را بر فرد و سیستمهای فردی تحمیل میکنند، بلکه این خود مجموعه مرجع تشخیص فرد است که فرایند درک، قضاوت و انتخاب را در همه امور برایش ممکن میسازد. کتاب عجم اوغلو در خصوص، از این مجموعه ارزشمند و مهم که نظم درونی و اجتماعی فرد را تعریف میکند، تقریبا کم توجه رد میشود. یعنی در فرایند توسعه به جامعه مانند انبوه درختان با نام جنگل برخورد میکند، در حالی که در عمل این تک تک درختان هستند که مهم بوده و بدون تک تک درختان، هیچ جنگلی وجود نخواهد داشت. لذا توسعه را باید از فرد شروع کرد. البته که در نظام لیبرالیزم مود نظر او و همکارانش، این فرد گرایی وجود دارد، ولی در برابر چارچوب نهادی که ترسیم و تحلیل میگردد، این نهادها هستند که انسانها را در خود هضم و به آنها شکل میدهند، در حالی که اساس موضوع توسعه فرد فرد انسانها است.
نتیجه غیر اخلاقی:
آنچه در حوزه قدرت سیاسی و البته مبتنی بر نظم کنونی جهان بر اساس قدرت برهنه و منطق مبتنی بر آن میتوان مشاهده کرد این است که مردم و جوامع آن را میتوان میش هایی در نظر گرفت که در اختیار چوپان (حاکمان) هستند. حال این چوپان از این میش ها نگهداری میکند، به آنها آب و غذا میدهد تا بتواند زیست و بقای خودش را با شیر آنها و ثروت خود را با زادآوری آنها تضمین کند. حال مساله این کتاب و فرضیه پنهان پس پشت کتاب عجم اغلو میتواند این باشد که مهم این نیست که مردم میش نباشند، بلکه مهم این است که میش کدام چوپان باشند.
۷ خرداد ۱۴۰۵
کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
چند نکته مهم در مورد سوگیری های شناختی رفتاری در اقتصاد
اثر این سوگیری ها متنوع است.
مقاله ارزشمند استیگلیتز ۲۰۱۷ نکات مهمی را در تقابل نگاه پل سامولسن و ژوزف استیگلر باز کرده است.
چند نکته مهم اما:
این فقط سوگیری شناختی رفتاری در فرد دارای سوگیری نیست که عامل انحراف از کارآمدی بازار میشود، بلکه بسیاری دیگر از مردم روی این سوگیری های شکل گرفته سرمایه گذاری میکنند و محصول و بنگاههای خود را بر این نوع رفتار سازماندهی و عرضه میکنند. یعنی سوگیری رفتاری در طرف تقاضا، خود یک طرف را عرضه هم شکل میدهد.
دوم سوگیری افراد فقط در بازار نیست که اثر ناکارآمدی دارد، بلکه وقتی این افراد در دولت و یا سایر جاهای حاکمیتها قرار میگیرند نیز همین اختلالهای مرسوم را با شکل و شدت متفاوت و البته با تاثیر متفاوتی اعمال میکنند.
سوم موضوع اختلال در سازماندهی نهادها است وقتی افراد، سازمانها، حاکمیتها و دولتها، آنها را با سوگیری های تشخیصی، قضاوتی و انتخاب، همراه میکنند.
اردیبهشت ۱۴۰۵
کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
