ch
Feedback
باكلاس باشيم

باكلاس باشيم

前往频道在 Telegram

✨ آموزش مهارت هاي اجتماعي و فردي✨ ادمین: @Al1Az1z لینک تعرفه های تبلیغات 👇 https://t.me/tablighatebozoorg فروشگاه باکلاس باشیم 👇 https://t.me/joinchat/AAAAAFN_Y58nwsJa09lUTQ

显示更多

📈 Telegram 频道 باكلاس باشيم 的分析概览

频道 باكلاس باشيم (@bakelasbashim) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 70 833 名订阅者,在 教育 类别中位列第 2 276,并在 伊朗 地区排名第 4 586

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 70 833 名订阅者。

根据 06 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -624,过去 24 小时变化为 -36,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 3.47%。内容发布后 24 小时内通常能获得 1.65% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 461 次浏览,首日通常累积 1 172 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 14
  • 主题关注点: 内容集中在 وقت, آریا, ایتا, السلام, ایرانسل 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
✨ آموزش مهارت هاي اجتماعي و فردي✨ ادمین: @Al1Az1z لینک تعرفه های تبلیغات 👇 https://t.me/tablighatebozoorg فروشگاه باکلاس باشیم 👇 https://t.me/joinchat/AAAAAFN_Y58nwsJa09lUTQ

凭借高频更新(最新数据采集于 07 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。

70 833
订阅者
-3624 小时
-1987
-62430
帖子存档
زندگی را زیباتر کنیم ، گاهی با ندیدن ، نشنیدن و نگفتن ، زندگی زیباتر میشود با یک گذشت کوچک . . . به همین سادگی ! ‏  @bakelasbashim

از خودکشی و نزول خواری تا زنان بدکاره(زناکار) دیدن عذاب برزخی برخی اعمال توسط تجربه گر @ARYAMEH1

سید تو واقعا سیدی؟! گرفتاری تجربه گر در وادی حق الناس @ARYAMEH1

🎥 ویدیو انگیزشی: 👤 دکتر علیرضا آزمندیان 💬 تو قهرمان زندگی خودت هستی موفقیت     Instagram    ایتا    کنکوری

🔹درسته که توی جامعه ما ‏اغلب فقط به خروجی نهایی توجه می‌شه، ‏اما فرق هست بین کسی که خودش مسیرشو ساخته ‏و براش زحمت کشیده ‏تا کسی که همه چی براش مهیا بوده. 🔸‏باید ببینیم هرکسی ‏جدا از امکانات خانوادگی‌اش چه کسیه ‏و چه قدر حرف برای گفتن داره. 🔹اصلا باید یک کار جدی روی این موضوع بشه ‏تا آدما ارزش بیشتری برای خودشون ‏و تلاش و زحمتشون قائل بشن ‏و با مقایسه‌های بی‌ربط ‏ارزش دستاوردهاشونو کم تلقی نکنن. ‏ 🔸فکر نکنن چون فلانی در فلان جایگاهه‌، ‏اون‌ها هم باید به اون موقعیت برسن، این‌طوری یادشون می‌ره چه قدر خودشون موفق هستن. 💢 ‏مقایسه نابه‌جا ‏فقط باعث می‌شه تا دستاوردهایی که ‏برای رسیدن بهشون جون کندی، ‏در ذهن خودت هم بی‌ارزش بشن. 🆔 @bakelasbashim

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ... ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ ... ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ @bookk_lo
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ... ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ ... ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ @bookk_lovers ♥️💜

آن روزهایی را فراموش مکن که برای چیزهایی دعا می‌کردی که الان داری! 📚 @Academic_Library
آن روزهایی را فراموش مکن که برای چیزهایی دعا می‌کردی که الان داری! 📚 @Academic_Library

🔹پزشکی می‌گفت: وارد اتاق احیا شدم. پیرمردی با چهره‌ نورانی روی تخت خوابیده بود. نگاهی به پرونده‌ او انداختم. بر وی عمل قلب انجام داده بودند که در خلال آن دچار خون‌ریزی شده بود. به همین سبب خون به برخی از قسمت‌های مغزش نرسیده و به کما رفته بود. 🔸دستگاه‌ها به او وصل بودند و با تنفس مصنوعی هر دقیقه ۹ بار نفس می‌کشید. 🔹یکی از فرزندانش کنار او بود. درباره‌اش پرسیدم، گفت پدرش سال‌هاست در یک مسجد موذن است. 🔸نگاهش کردم. دستش را تکان دادم. چشمانش را باز کردم. با او صحبت کردم. هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. وضعیتش خطرناک بود. 🔹پسرش کنار گوشش شروع به حرف‌زدن کرد. اما او چیزی نمی‌فهمید. 🔸گفت: مادر حالش خوبه. برادرها هم حالشون خوبه. دایی از سفر برگشت. 🔹و همین‌طور با او صحبت می‌کرد. اما پیرمرد در همان وضعیت بود و عکس‌العملی نشان نمی‌داد. دستگاه تنفس هر دقیقه ۹ بار به او نفس می‌داد. 🔸ناگهان پسر در گوش پدرش گفت: مسجد مشتاق توست. به‌جز فلانی که اشتباه اذان می‌گه کس دیگه‌ای نیست که اذان بگه. جای تو توی مسجد خالیه. 🔹همین که اسم مسجد و اذان را برد، سینه‌ پیرمرد لرزید و شروع به نفس‌کشیدن کرد. به دستگاه نگاه کردم؛ نشان می‌داد که ۱۸ تنفس در دقیقه دارد. پسر اما خبر نداشت. 🔸سپس گفت: پسرعمو ازدواج کرد. برادرم فارغ‌التحصیل شد. 🔹باز پیرمرد از حرکت ایستاد و تنفس به ۹ بار در دقیقه رسید که توسط دستگاه بود. 🔸این را که دیدم پیش او رفتم و کنار سرش ایستادم. دستش را تکان دادم. چشمانش را باز کردم. هیچ حرکتی نداشت. هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. تعجب کردم. 🔹به گوشش نزدیک شدم و گفتم: الله اکبر، حی علی الصلاة، حی علی الفلاح. 🔸در همین حال دستگاه تنفس را نگاه می‌کردم. تعداد ۱۸ تنفس را در دقیقه نشان می‌داد. چه بیماری بود او! بلکه چه بیمارانی هستیم ما! 💠 «مردانی که نه تجارتی و نه خریدوفروشی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات مشغول نمی‌دارد؛ از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیده‌ها در آن زیر و رو می‌شود. تا خدا آنان را بر اساس بهترین کاری که انجام داده‌اند، پاداش دهد و از فضل خود به آنان افزون دهد و خدا هر که را بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد.»(نور: ۳۷و۳۸) 🔹این بود حال آن بیمار. اکنون تو ای کسی که از بیماری‌ها و دردها دوری، آیا از نعمت‌ها و فضل بی‌شمار او برخوردار نیستی؟ 🔸آیا نمی‌ترسی که فردا در برابر خداوند بایستی و به تو بگوید: بنده‌ام آیا بدن سالم به تو ندادم؟ آیا روزی‌ات را نگستردم؟ آیا بینایی و شنوایی‌ات را سالم نگرداندم؟ 🔹و تو بگویی: آری. 🔸سپس بگوید: پس چرا با نعمت‌های من معصیتم کردی؟ 💢 چه داری بگویی؟! 🆔 @bakelasbashim

تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با افرادی که با شما موافق نیستند صبور باشید، نه شاد خواهید بود و نه موفق! ✍🏻 #ناپلئون_هیل @book
تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با افرادی که با شما موافق نیستند صبور باشید، نه شاد خواهید بود و نه موفق! ✍🏻 #ناپلئون_هیل @bookk_lovers

شخص عصبی، مثل کسی هست که از پشت یک شیشه مه به دنیا نگاه می‌کند، ذهن، خود برای مقابله با خشم ساخته و تمام تلاشش رسیدن به آن شخ
شخص عصبی، مثل کسی هست که از پشت یک شیشه مه به دنیا نگاه می‌کند، ذهن، خود برای مقابله با خشم ساخته و تمام تلاشش رسیدن به آن شخصیت یا خود ایده آلی است. #معرفی_کتاب 📕 کتاب : عصبیت ورشد آدمی ✍️ اثر : #کارن_هورنای @bookk_lovers 💚❤️

کت اینقدر خوش آب و رنگ آخههه؟ 😍 🥳انواع مانتو و کت شب عیدی در لینک های زیر 🫵 پیج اینستاگرام 👇 https://www.instagram.com/aheel_design?igsh=MnRtaXR5c3R5bWw3&utm_source=qr لینک تلگرام 👇 https://t.me/aheel_design

یک جرعه کتاب 🔹یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است . مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند . انتظار م
یک جرعه کتاب 🔹یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است . مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند . انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند ، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند . توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند . صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی . انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی . منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید . منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد . توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه . #چارلز_بوکوفسکی 📚 عامه پسند ✍️"عامه پسند " نوشته ی چارلز بوکوفسکی داستانی است که کمی پیش از مرگ نویسنده منتشر شد و درباره شخصیتی به نام نیک بلان است . یک کارآگاه بدشانس که شانسش او را با یکی از مهم‌ترین پرونده‌های قرن روبه‌رو می‌کند . نویسنده در این کتاب با بهره گرفتن از طنز تلخ سعی کرده تا پوچ بودن زندگی انسان امروزی را بیشتر آشکار کند . کتاب عامه پسند از زبان نیکی بلان ، کارآگاه ، روایت می‌شود . در این کتاب برخلاف دیگر کتاب‌های پلیسی ، کارآگاه مردی کم‌توان است و با کمک دیگران و گاهی هم شانس در انجام دادن وظایف موفق می شود #چند_ثانیه @chandsanieh

📡 لحظه تحویل سال ۱۴۰۳ اعلام شد براساس اعلام مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، لحظه تحویل سال ۱۴۰۳ هجری شمسی به ساعت رسمی ایران ساعت ۶ و ۳۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه روز چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳ است. @ARYAMEH1

مردم شریف و نازنینمون ❤️❤️ • Zhuan • @OfficialPersianTwitter
مردم شریف و نازنینمون ❤️❤️ • Zhuan • @OfficialPersianTwitter

🔹️اگر روزی کار بدی کردیم که حس کردیم خودمان نبودیم، بدانیم که در تصرف شیطان بودیم که از قدرت نفسمان بهره برده است. 🔸️و اگر هم روزی کار نیکی کردیم که حس کردیم خود نیستیم، بدانیم که عنایت خدا و کمک فرشتگان الهی بوده است، پس بسیار شاکر خداوند باشیم. 🆔 @bakelasbashim

🔺مطالعه بر روی ۱۴ هزار نفر نشان داده که ورزش دو برابر قرص‌های ضدافسردگی‌ بر درمان این بیماری تاثیر می‌گذارد #نشر_دهید 👇🏿👇
🔺مطالعه بر روی ۱۴ هزار نفر نشان داده که ورزش دو برابر قرص‌های ضدافسردگی‌ بر درمان این بیماری تاثیر می‌گذارد #نشر_دهید 👇🏿👇🏿 ⁣🩺 @IRPEZESHK ⁣🩺 @IRPEZESHK

من به جرات می‌گویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند. در این گفته نیچه
من به جرات می‌گویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند. در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که «کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت.» #انسان_در_جستجوی_معنی #ویکتور_فرانکل @bookk_lovers 💚❤️

دکتر اریک بِرگ از فواید روزه برای مقابله با بیماری سرطان می‌گوید. علم تجربه‌گرا در مسیر پی بردن به فواید "روزه و روزه‌داری" #نشر_دهید 👇🏿👇🏿 ⁣🩺 @IRPEZESHK ⁣🩺 @IRPEZESHK

🔹مرد ثروتمندی بود که فرزندی داشت عیاش. هرچه پدر به فرزند خود نصیحت می‌کرد که با دوستان بد معاشرت مکن و دست از این ولخرجی‌ها بردار، چون این‌ها عاشق پولت هستند، جوان جاهل قبول نمی‌کرد. 🔸تا اینکه مرگ پدر می‌رسد و به فرزند می‌گوید: با تو وصیتی دارم. من از دنیا می‌روم ولی آن مطبخ کوچک را قفل کردم و کلیدش را به دست تو می‌دهم. داخل مطبخ یک طناب به سقف آویزان است. هر موقع که دست تو از همه جا کوتاه شد و راهی به جایی نبردی، برو آن طناب را بینداز دور گردن خودت و خودت را خفه کن. چون زندگی دیگر به دردت نمی‌خورد. 🔹پدر از دنیا می‌رود و پسر همچنان در معاشرت با دوستان خود افراط می‌کند و به عیاشی می‌گذراند تا جایی که هرچه ثروت دارد تمام می‌شود و چیزی باقی نمی‌ماند. 🔸دوستان و آشنایان او که وضع را چنین می‌بینند از دور او پراکنده می‌شوند. 🔹پسر در اوج فقر و نداری روزی مقدار کمی خوراکی آماده می‌کند و در دستمالی می‌گذارد و روانه‌ صحرا می‌شود تا به یاد گذشته در لب جویی یا سبزه‌ای روز خود را به شب برساند. 🔸در لب جویی دستمال خود را گوشه‌ای نهاده و کفش خود را درمی‌آورد که پایی بشوید و آبی به صورت بزند. 🔹در این موقع کلاغی از آسمان به زیر می‌آید و دستمال را به نوک خود می‌گیرد و می‌برد. 🔸پسر ناراحت و افسرده و گرسنه به راه می‌افتد تا می‌رسد به جایی که می‌بیند رفقای سابقش در لب جویی نشسته و به عیش‌ونوش مشغولند. 🔹می‌رود به طرف آن‌ها سلام می‌کند و پهلوی آن‌ها می‌نشیند و سر صحبت را باز می‌کند و ماجرای کلاغ را تعریف می‌کند. 🔸رفقا شروع می‌کنند به خندیدن و رفیق خود را مسخره‌کردن که مگر مجبوری دروغ بسازی؟ گرسنه هستی بگو گرسنه هستم. ما هم لقمه‌نانی به تو می‌دهیم. دیگر نمی‌خواهد دروغ سرهم بکنی. 🔹پسر ناراحت می‌شود و پهلوی رفقا نمانده و چیزی هم نمی‌خورد و راهی منزل می‌شود. وقتی به منزل می‌رسد به یاد حرف‌های پدر می‌افتد و می‌گوید خدا بیامرز پدرم می‌دانست که من درمانده می‌شوم که چنین وصیتی کرد. حالا وقتش رسیده که بروم در مطبخ و خود را با طنابی که پدرم می‌گفت حلق‌آویز کنم. 🔸می‌رود در مطبخ و طناب را می‌اندازد گردنش و طناب را می‌کشد. ناگهان کیسه‌ای از سقف می‌افتد پایین. پسر می‌بیند پر از جواهر است. می‌گوید خدا تو را بیامرزد پدر که مرا نجات دادی. 🔹بعد می‌آید چند نفر چماق‌دار اجیر می‌کند و هفت رنگ غذا هم درست می‌کند و دوستان قدیم خود را دعوت می‌کند. 🔸وقتی دوستان می‌آیند و می‌فهمند که دم‌ودستگاه روبه‌راه است، به چاپلوسی می‌افتند و دوباره دم از رفاقت می‌زنند. 🔹خلاصه در اتاق به دور هم جمع می‌شوند و بگووبخند شروع می‌شود. در این موقع پسر می‌گوید حکایتی دارم. من امروز دیدم کلاغی بزغاله‌ای را به پنجه گرفته بود. کلاغ پرواز کرد و بزغاله را با خود به هوا برد. 🔸رفقا می‌گویند: عجیب نیست. درست می‌گویی. 🔹پسر می‌گوید: جاهل‌ها! من گفتم یک دستمال کوچک را کلاغ برداشت شما مرا مسخره کردید، حالا چطور می‌گویید کلاغ یک بزغاله را می‌تواند از زمین بلند کند؟ 🔸در این هنگام چماق‌دارها را صدا می‌کند. کتک مفصلی به آن‌ها می‌زند و بیرونشان می‌کند و می‌گوید شما دوست نیستید بلکه دنبال پول هستید و غذاها را می‌دهد به چماق‌دارها می‌خورند و بعد هم راه زندگی خود را عوض می‌کند. 🆔 @bakelasbashim

❣تا زمانی که شناخت شما از خودتان، بر اساس گفته‌ها و حرف‌های دیگران باشد شما دربارهٔ سلایق دیگران شناخت پیدا می‌کنید؛ نه خودتا
❣تا زمانی که شناخت شما از خودتان، بر اساس گفته‌ها و حرف‌های دیگران باشد شما دربارهٔ سلایق دیگران شناخت پیدا می‌کنید؛ نه خودتان #کريشنا_مورتی @bookk_lovers 💚❤️