علی مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ
前往频道在 Telegram
🍀 إن الله ليغضب لغضب #فاطمة ويرضى لرضاها 🔵 کپی و نشر #حتی_بدون_نام_کانال صدقه جاریه است در راه نشر معارف اهل بیت علیهم السلام. بزرگواران می توانند با #نام_خود مطالب را نشر دهند . http://alititle.blogfa.com/
显示更多842
订阅者
+124 小时
-17 天
+2330 天
帖子存档
⚫️ تقویم شیعه - تتمه ماه محرم - نوشتن صحیفه ی ملعونه
در این ماه در سال 11 هـ صحیفه ی ملعونه دوّم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. (1)
محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت و امامت مسلمین بعد از پیامبر صلّی الله علیه و آله به علی بن ابی طالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدّمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.
با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم و ستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند، که به فرموده ی امام صادق علیه السلام : «إذا کُتِبَ الکِتابُ قُتِلَ الحُسَینُ علیه السلام» (2) : «هنگامی که صحیفه ی ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید».
📚 منابع :
1. ارشاد القلوب : ج 2، ص 335. و ... .
2. کافی : ج 8، ص 179. و ... .
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
▪️" صباحاً و مساءً "
بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!
🎵 روایت هفدهم:
حَماة، حِمص، مرشاد و ...
▪️کانال صباحاً و مساءً
⚫️ تقویم شیعه ۲۹ محرم - رسیدن کاروان اُسرا به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند. (1)
ابراهیم بن طلحة بن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد، و کینه هایی که از جراحت شمشیرهای جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت :
دیدی غلبه با کیست ؟
حضرت فرمودند :
اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان و اقامه۵۵ بگو، آن وقت می دانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است. (2)
هر ۷
📚 منابع :ه
1. قلائد النحور : ج محرّم و صفر، ص 336.
2. بحار الأنوار : ج 45، ص 177. و ... .
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "ا
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
▪️" صباحاً و مساءً "
بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!
🎵 روایت شانزدهم:
منزلگاههای معرّة النّعمان، شیزَر و ...
▪️کانال صباحاً و مساءً
⚫️ تقویم شیعه ۲۸ محرم
⚫️ ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بَعلَبَک
بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شِکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است، (10) که حضرت امّ کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند. (11)
📚 منابع :
10. قلائد النحور : ج محرّم و صفر، ص 332 ـ 331.
11. بحار الأنوار : ج 45، ص 126. و ... .
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
28 محرّم
1 ـ وفات حُذَيفَه بن يمان
حذيفه از بزرگان اصحاب پیامبر صلّی الله علیه و آله و از خواصّ اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود. پدر حذيفه در جنگ اُحُد اشتباهاً به وسیله ی یکی از مسلمانان کشته شد. (1)
حذيفه یکی از آن هفت نفری بود که بر صدیقه طاهره علیها السلام نماز خواندند. (2) او صحابه ی منافق را می شناخت. (3)
منافقینی که پس از غدیر خم توطئه ی قتل پیامبر صلّی الله علیه و آله را چیدند و می خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برَمَد و حضرت به درّه سقوط کند و به قتل برسد. امّا جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.
پیامبر صلّی الله علیه و آله چون به محل مورد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدامشان ظرفی که داخل آن سنگریزه بود را از بالا رها نموده و شروع به داد و فریاد و نعره زدن کردند. امّا عمّار مهار ناقه را گرفته بود و حذيفه هم در کنار آن حضرت بود و سر انجام نقشه ی آن کوردلان نقش بر آب شد.
پیامبر صلّی الله علیه و آله آن منافقین را به حذيفه معرّفی فرمودند که عبارت بودند از اوّلی و دوّمی و سوّمی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و پدرش ابو سفیان و عمرو عاص و طلحه و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابو موسی اشعری و مغیرة بن شعبه و ابو هریره و اوس بن الحدثان و ابو طلحه و ابو قتاده انصاری و ابو مسعود، (4) و حذيفه همه را به خاطر سپرد.
به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذيفه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرّفی کند.
لذا حذيفه بر جنازه ی هر کس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میّت از منافقین بوده است.
نکته ی جالب آنجا بود که حذيفه بر ابوبکر نماز نخواند، (5) و دوّمی برای سر پوش گذاشتن بر نفاق خویش و تبرئه ی خود، از حذيفه می پرسید :
«اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم» ! (6)
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام در مدائن از دنیا رحلت فرمود. (7)
او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیّت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند و ایشان هم به وصیّت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفّین به شهادت رسیدند. (8)
📚 منابع :
1. الدرجات الرفیعة : ص 309 ـ 283. و ... .
2. الاختصاص : ص 5. و ... .
3. احتجاج : ج 1، ص 388. و ... .
4. کتاب سلیم بن قیس هلالی رَحِمَهُ الله : ج 2، ص 730. و ... .
5. اغتیال النبی صلّی الله علیه و آله : ص 71، ... . و ... .
6. الغدیر : ج 6، ص 242 _ 241. و ... .
7. الفوائد الرجالیة : ج 2، ص 176. و ... .
8. درجات الرفیعة : ص 288. و ... .
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
🔷 تقویم شیعه
◾️وقایع روز ۲۷ محرم؛
کاروان اسرای کربلا و حکایت بانو شیرین کنیز شهربانو علیها السلام
بیست و هفتم ماه محرم مسیر اسارت آل الله به طرف شام بعد از شهر حلب به آبادی یهودی نشین رسید که والی آن نامش عزیز بن هارون بود.
لشکردرپای کوهی شب را اتراق کردند واسراء دور هم جمع شده ودرحال گریه وناله ازمصائب بودند.
حضرت شهربانو علیهاالسلام کنیزی داشتند که نامش شیرین بود وازملاحت لیلی دوران بود. ودرکربلا واسارت حضورداشت.
حضرت شهربانو این کنیز رابه امام حسین علیه السلام بخشیده بودند وحضرت نیز بلافاصله اورا آزاد فرمود بودند. وحضرت شهربانو میفرمودند: "شیرین آزاد شده حسین است."
درآن شب شیرین ازمخدرات اجازه گرفته وگفت زیورآلاتی باخود دارم اگراجازه فرمایید درتاریکی شب آهسته به این دهات رفته و چادر والبسه ای برای اسراء مهیاکنم که همه چادرها نیم سوخته ولباسها پاره شده است.
به اواجازه دادند. بانو شیرین وارد آن دِه شد وبه اتفاق درب خانه عزیزبن هارون راکوبید.
عزیز صدا زد: ای شیرین؛ توهستی؟
درب را بازکرده وسلام کرد. بانو شیرین بسیار تعجب کرد وپرسید: چگونه نام مرا میدانی؟
عزیزگفت: امشب درخواب حضرت موسی و هارون رادیدم که سر وپای برهنه وناله کنان درحال گریه بودند.
من عرض کردم این حالت از بهرچیست؟
حضرت موسی فرمود: مگر نمیدانی که پسرپیامبر آخرالزمان را کشتند واهل وعیالش را اسیرکرده وامشب پایین این کوه جای داده اند.
عزیز عرض کرد: مگر محمد ودینش حق است؟
حضرت موسی فرمود: یقینا بحق است واگر اسلام نیاوری ازاهل دوزخ خواهی بود.
عرض کرد: نشانه ای بمن بگویید تایقین کنم.
حضرت فرمود : برخیز الان کنیزی شیرین نام که آزاد شده حسین است درب خانه تورا میزند. اوهمسر آینده توخواهد بود. برو نزد اسیران واسلام بیاور وسلام مرابه علی بن حسین وبه سرمطهر سیدالشهداء علیهماالسلام برسان.
ازخواب پریدم وتو درب خانه را زدی.
شیرین بانو فرمود: بیا وخدمت سید وآقای ما امام سجاد شرفیاب شو.
عزیز آمد اول هزاردرهم به موکلان سرها واسیران داد تابتواند درحق اهلبیت خدمتی کند.
سپس لباسهای قیمتی به اسراء هدیه کرد. خدمت امام سجاد آمد وهزاردرهم تقدیم نمود وبدست حضرت اسلام آورد وسلام موسی وهارون رابه حضرت وبه سرمطهر رسانید.
ناگاه شنید ازلبان سربریده صدابلند شد:
"سلام الله وسلامی علی موسی وهارون أنّهما من المحسنین"
پس از مکاملاتی عجیب ومحزون، امام سجاد شیرین رابه عقد عزیز درآوردند. شیرین میخواست که راه اسارت رادر کنارمخدرات تاآخر باشد ولی امام فرمودند: باشوهرخود دراین شهربمان و بااو وداع فرمودند.
📚منابع:
۱. ریاض القدس ج۲ص۲۶۷
۲. تذکرةالشهداء ج۲ص۳۱۵
۳. دمعةالساکبة ج۵ص۷۱
🤲اللهم عجل فرج مولانا صاحب العصر و الزمان و عجل خزی اعدائه.
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
▪️" صباحاً و مساءً "
بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!
🎵 روایت پانزدهم:
منزلگاههای عینالورده، دَعَوات و ...
▪️کانال صباحاً و مساءً
🔷 المستغاث بک یا صاحب الزمان عج
🔷🔷🔷
این نسخه را عمل کن و آویزه کن به گوش
جز در رضای حضرت صاحب زمان نکوش
چشمی به هم زدی و جوانی تمام شد
ای دل بگیر عبرت از آن مرد یخ فروش
لوح سیاه قلب مرا دید و دم نزد
شرمندهام من از رُخ مولای پردهپوش
گویید با امام زمان از غم فراق
دیگر برای گریهکنانش نمانده هوش
گریه نکرد آنکه به جَدِ مطهرش
والله هست معرفتش کمتر از وحوش
بار گناه و معصیتش ریخت بر زمین
هر کس کشید بار غمش را به روی دوش
**
جانم فدای داغ امامی که بین تب
میسوخت بین خیمه و داغش نشد خموش
مقتل نوشته است که زین العباد را
بستند بین سلسله بر مرکبی چموش
لعنت به شمر، حضرت سجاد هرچه گفت:
از خیمه دور باش، حرامی نکرد گوش
تبدار بود و روضه ی ناموس را چشید
آمد میان سلسله خون در رگش به جوش
🖌شاعر : محمدجوادشیرازی
••🔹•🍃🌺🍃•🔹••
🔸 وبلاگ و کانال " عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ "
🆔 http://alititle.blogfa.com
🆔 http://T.me/alititle
🆔 http://Aparat.com/alititle110
