452
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-530 天
帖子存档
452
” ترانهٔ آب دریا “
دریا خندید
در دور دست،
دندانهایش کف و
لبهایش آسمان.
ــ تو چه میفروشی
دختر غمگین سینه عریان؟
ــ من آب دریاها را
میفروشم، آقا.
ــ پسر سیاه، قاتیِ خونت چی داری؟
ــ آب دریاها را دارم، آقا.
ــ این اشکهای شور
از کجا میآید، مادر؟
ــ آب دریاها را من
گریه میکنم، آقا.
ــ دل من و این تلخی بینهایت
سرچشمهاش کجاست؟
ــ آب دریاها
سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید
در دوردست،
دندانهایش کف و
لبهایش آسمان...
– فدریکو گارسیا لورکا
«کتاب شعر» (۱۹۲۰ - ۱۹۱۸)
⁃ ترجمهی احمد شاملو
@MENMETHOD
452
تو زمین باش تا او آسمانت باشد
گاه بارانش بر تو میبارد
گاه آفتابش برتو میتابد
گاه ابرش تورا در سایه خود میپروراند
و گاه نفحات لطف او بر تو میوزد تا پخته گردی
عین القضات همدانی
452
شکوه می کنی. در تمام زندگیت شکایت کرده ای. برای اینکه هرگز مسئولیت تصمیماتت را ب عهده نگرفته ای.
دون خوان
452
.
منم یه روز برای دخترم ساری گلین میخونم که یادبگیره آدم باید عاشق باشه که بتونه زندگی کنه.
ساری گلین روایتهای متفاوتی داره .
