ch
Feedback
آینده (عباس عبدی)

آینده (عباس عبدی)

前往频道在 Telegram

📈 Telegram 频道 آینده (عباس عبدی) 的分析概览

频道 آینده (عباس عبدی) (@abdiabbas) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 30 643 名订阅者,在 政治 类别中位列第 1 986,并在 伊朗 地区排名第 11 126

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 30 643 名订阅者。

根据 12 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -13,过去 24 小时变化为 -2,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.15%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 هم‌میهن, اعتراض, آقا, نهاد, ۱۴۰۴ 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

尚未提供频道描述。

凭借高频更新(最新数据采集于 13 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

30 643
订阅者
-224 小时
+87
-1330
帖子存档
🔴جنگ؛ مذاکره؛ گفتگوکنندگان؛ فضای ملتهب؛ حباب رسانه و... 🔺گفتگو با مهدی بیک در اعتماد ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔹آقاي عبدي! به نظرم براي اولين ‌بار است كه چنين واكنشي نسبت به يادداشت شما ايجاد شده است. انتظارش را داشتيد با اين بازخوردهاي وسيع روبه‌رو بشويد؟ 🔘بنده در همان روز اول يك توضيح مختصر دادم كه به نظرم براي فضاي مجازي كافي بود. پس اين گفت‌وگو با شما بيش از اينكه براي اقناع مخالفان باشد، مخاطبان ديگري هم دارد. چون آنها تصميم به مخالفت دارند و كاري به هيچ توضيحي ندارند. در آن يادداشت در پي اشاره به اين مشكل بودم كه برخي افراد و جريانات مي‌خواهند روي مسوولان مذاكره‌كننده درباره جنگ تاثير منفي بگذارند. اين توضيحات براي مسوولان مزبور و بخش بزرگي از همان جمعيت خيابان است كه دوست ندارند در ذيل اين گروه قرار بگيرند يا نسبت به محتواي نوشته من ابهام دارند. البته نكاتي هم دارم كه بعدا خواهم گفت. اينكه چرا اشتباه كردند و با تحريف مطلب من و جريان‌سازي دروغين براي رسانه‌هاي فرامرزي مخالف ايران خوراك تبليغي تهيه كردند و... https://telegra.ph/جنگ-مذاکره-گفتگوکنندگان-فضای-ملتهب-حباب-رسانه-و-05-10

🔴مهم‌ترین زیرساخت کشور در جنگ 🔺اعتماد ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘آخرین یادداشت به نسبت بلندی که پیش از توقف نوشتن در ۲۲ دی ماه منتشر کردم، در باره آموزش و پرورش بود که عنوان "یتیم بودن آموزش" را برای آن برگزیدم. فکر نمی‌کردم به این زودی و بویژه پس از صد روز ننوشتن مجبور شوم دو باره به این مسأله مهم و تاثیرات جنگ بر آن بپردازم. من فرزند مدرسه‌ای ندارم، لذا چندان درگیر مستقیم مسأله آموزش نیستم. ولی برخی از خوانندگان محترم لطف می‌کنند و بر حسب درگیری ذهنی و عملی خود موارد مهم را برای نوشتن یادداشت تذکر می‌دهند و بنده هم برحسب وظیفه با کارشناسان و افراد مطلع گفتگو می‌کنم و براساس چارچوب ذهنی و تحلیلی خود که بیان تبعات این جنگ است به موضوع می‌پردازم. 🔘واقعیت این است که وضعیت آموزش کشور از یتیم بودن گذشته و مطابق نظر کارشناسان امر در وضعیت خطیری قرار دارد. بهتر است آخرین فراز یادداشت قبلی را اینجا تکرار کنم که در پاسخ به پرسش چه باید کرد بود؟ نوشتم: ▪️"طبعاً این را کارشناسان آموزش و پرورش باید نظر دهند ولی لازمه هر تحولی، تغییر نگرش ساختار رسمی نسبت به فلسفه آموزش و پرورش و پذیرش اولویت آن در هر گونه برنامه‌ریزی آینده‌نگرانه است. آموزش برای دستیابی به علم، مهارت‌های زندگی، اجتماعی شدن و ایجاد انگیزه نشاط و پیشرفت در آینده‌سازان کشور است."▪️ 🔘آن یادداشت به نسبت تحقیقی و ۲۵۰۰ کلمه‌‌ای بلند تر از یادداشت‌های متعارف بود و بخشی از مهم‌ترین مسایل آموزش عمومی کشور را در حد مختصر و براساس داده‌ها و یافته‌های موجود تحلیل کرده بود. ولی از آن تاریخ تا کنون که نزدیک به ۴ ماه می‌گذرد بعید است که آموزش و پرورش حتی در حد چند روز برقرار بوده است. البته توجه داریم که جنگ مانع جدی ماجرا بود. ولی نه پیش از جنگ، بویژه از ابتدای سال و نه پس از آتش‌بس و نه تا پایان سال آموزشی ۱۴۰۵ هیچ چشم‌انداز روشنی از بهبود وضعیت آموزش عمومی و حتی عالی دیده نمی‌شود. در این یادداشت می‌کوشم که نگاهی اجمالی به وضعیت مذکور بیندازم. داده‌های آن از گفتگو با کارشناسان مستقل آموزش عمومی و منابع رسمی گرفته شده است. https://telegra.ph/مهم%E2%80%8Cترین-زیرساخت-کشور-در-جنگ-05-08

🔴تذکر 🔘یادداشت دیروز با این گزاره پایان یافت که: "بدتر این که اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز." 🔘برداشت خلافی از این شده، گویی آنان که در خیابان هستند همه اقلیت و رانتی هستند. در حالی که معنای متن خلاف این است و کلمه "یک" پیش از اقلیت بیانگر این معناست. آنان که شعارهای افراطی در این جمعیت می‌دهند یک اقلیت رانتی هستند و الا این جمعیت بسیار متنوع و حتی بسیاری از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند.

🔴نتیحه جعل و تبعیض رسانه‌ای 🔺اعتماد ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘گل بود به سبزه آراسته شد؛ پیش از جنگ هم دسترسی به اطلاعات و اخبار معتبر سخت بود، اکنون با وجود وضع امنیتی کشور مرز اخبار واقعی از جعلی مخدوش‌تر شده است. در فضای ملتهب کنونی برخی افراد اخباری را می‌گویند که یا دروغ است یا مرجعی برای تأیید و رد آنها نیست و کسی هم جرأت تکذیب عمومی آنها را ندارد، و در این فضای ارتباطی تبعیض‌آمیز، این اخبار برای مخاطبانِ آن خط خبری، پذیرفته شده تلقی می‌شوند و بر همان اساس موضع‌گیری می‌کنند. 🔘این کار اغلب از طرف تندروهای مجلس است که تحت نام نمایندگی هر چه بخواهند می‌گویند، و کسی هم در مقام اصلاح آنها برنمی‌آید، بویژه که تأیید و رد اخبارشان معنادار و مهم است. البته انان مثل هر شهروندی حق ابراز نظر ولو بی‌ربط را دارند. ولی از طرف حکومت حرف زدن امر دیگری است. 🔘در کنار اینها تعداد زیادی موضوع وجود دارد که با زندگی روزمره مردم در ارتباط است ولی نه اظهار می‌شود و نه به تناسب مورد بحث و گفتگوی عمومی قرار می‌گیرند. اخبار بیکاری‌ها، از دست دادن کسب و کار و درآمد، تورم و قیمت‌ها، مسایل اجتماعی، رشد اقتصادی، خسارات دیگری که در راه است و... همه اینها می‌تواند درک جامعه و مردم را از آنچه که می‌گذرد بهبود بخشد و به واقعیت نزدیک نماید. 🔘برای نمونه یک نماینده ۵ روز پس از محاصره دریایی آمریکایی‌ها در توییتر نوشت: ▪️«نفت ایران با قیمت تقریبا دو برابر قبل از جنگ در حال فروش است... اخذ عوارض از کشتی‌ها در تنگه هرمز برقرار است... کشور مشکل صادرات و واردات ندارد. ترسوها به سیل خروشان ملت بپیوندند ...».▪️ 🔘این خبر پس از محاصره آمریکا خلاف واقع و گمراه کننده است. ایران باید بتواند نفت را استخراج و صادر کند تا خسارات بزرگ فنی برای چاه‌ها پیش نیاید و به منابع نفتی کشور خسارت وارد نشود. اکنون و با محاصره مزبور این مشکل کم‌کم بوجود خواهد آمد. مسأله مهم‌تر حذف درآمدهای حاصل از این وضع است. همچنین واردات از همسایگان گران‌تر و با ریسک بالاتر خواهد بود. 🔘ایرادی ندارد که بگوییم همه اینها را باید تحمل کرد و جنگید، ولی چرا باید واقعیت را نگفت؟ آیا همین جعل خبر به معنای آن نیست که فقط با تحریف واقعیات است که می‌توانند دیگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پیوستن به سیل خروشان ملت کنند؟ و الا معلوم نیست اگر واقعیت را بگویند آیا کسی اطراف آنها خواهد ماند؟ گرچه واقعیت دیر یا زود آشکار خواهد شد ولی آن زمان برای جبران تبعات این جعلیات خیلی دیر خواهد بود. 🔘یکی دیگر از کارهای تندروهای طرفدار جنگ بی‌پایان، ایفای نقش سخنگویی از طرف رهبری است. معلوم نیست، اینها چگونه چنین ارتباطی دارند که خبر را به نحوی می‌گویند که گویی در آنجا حاضر بوده‌اند. این نوع خبرسازی‌ها به جریان‌سازی می‌انجامد و در ذهن و روان تندروها رسوب می‌کند و تبعات خود را به کشور بار خواهد کرد. 🔘دیگری می‌گوید: ▪️«وقتی مردم درخیابان از محتوای مذاکره اطلاعی ندارند، چطور با فریادهای خود روی آن تأثیر بگذارند؟! میز مذاکره اگر حمایت خیابان را می‌خواهد، باید با او صادقانه سخن بگوید و اجازه ندهد تا خیابان، اخبار مذاکره را از دشمن بشنود.»▪️ خوبه که طرفدار شفافیت شده‌اند، ولی مگر میز مذاکره بدون اجازه مقامات ذیصلاح چیده شده؟ بعلاوه کافیه خیابان برای طرفداران هر خط مشی، متمایز شود تا وزن آنان معلوم‌ گردد. به این هم نیاز نیست. ابتدا توافق کنند، سپس برای تایید نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبوله. 🔘آن دیگری برای نمایش خود همسایگان را با ادبیات ترامپی تهدید می‌کند در حالی که معلوم نیست چه کاره است؟ دیگری در روزنامه خود نوشته که تنگه را باید حداقل ۱۰ سال پیش می‌بستیم ولی غرب‌زده‌ها نگذاشتند. نویسنده یک لحظه هم فکر نمی‌کند، مگر کسی می‌خواست ببندد که غرب‌زده‌ها نگذاشتند؟ مگر این اقدام همچون این بار، جز در اختیار رهبری نظام بود؟ بعلاوه ۵ سال پیش که همه خودی و یکدست شدید چرا تنگه را نبستید؟ 🔘متاسفانه جریان سیاسی طرفدار جنگ با هدف پایان یافتن زیست متعارف در ایران، آزاد است هر رفتار رسانه‌ای داشته باشد. در مقابل، دستان جریان طرفدار کوشش برای رسیدن به توافقی پایدار و به سود ایران به نسبت بسته است و جریان سوم ضد ایرانی نیز آزادانه از رسانه‌های فرامرزی کار خود را می‌کند. نتیجه این وضعیت به زیان کشور است. آنان بدون اطلاع دقیق از میدان و وضع کشور در پی ادامه جنگ هستند و برای سیاستگذاران جریان‌سازی می‌کنند. قطعا چنین تصمیماتی موفق و به سود کشور نخواهد بود، ولی تندروها مسئولیت هر شکستی را متوجه مجریان سیاست‌های کلان خواهند نمود. 🔘🔘بدتر این که اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز.

🔴میدان نت 🔺اعتماد ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘جنگ پدیده‌ای کلان و فراگیر است، بویژه جنگی که به عنوان تمام‌عیار توصیف شود. این جنگ برای ایالات متحده، «جنگ محدود» محسوب می‌شود ولی برای ایران تمام‌عیار است. این جنگ گذشته و حال و آینده ما؛ همچنین جغرافیا و همه مردم را به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم درگیر می‌کند. اقتصاد، سیاست، محیط زیست، خانواده، فرهنگ و روان جمعی، فن‌آوری، ارتباطات، آزادی‌ها، دوست و دشمن و نسبت نیروهای سیاسی به یکدیگر را تغییر می‌دهد. جنگ از فراگیرترین و کلان‌ترین پدیده‌های اجتماعی و تاریخی است و نباید و نمی‌توان آن را به میدان نبرد و امور نظامی محدود کرد. 🔘در ایران کنونی یکی از مهم‌ترین میدان‌های این جنگ، "میدان نت" است. این میدان به طرز عجیبی از ابتدای آمدن اینترنت فعال بود و جنگی دایمی در آن قرار داشت و با اطمینان می‌توان گفت که بیش‌ترین خسارت به رابطه حکومت و مردم و حتی در اقتصاد در این میدان زده شده است، زیرا پیش از دو دهه است که با شدت هر چه تمام‌تر ادامه داشته و به جنگ بی‌پایان میان دو طرف تبدیل شده است. تردیدی نیست که تلفات سیاسی، عاطفی، اقتصادی آن از هر میدان دیگری بیش‌تر بوده، و بدتر از همه اینکه طی سه ماه اخیر آتش این جنگ شعله‌ورتر شده است و در حال گرفتن قربانیان و خسارت بیشتری است. 🔘برخی افراد مسئولیت آن را متوجه دولت و آقای پزشکیان می‌دانند، زیرا در زمان انتخابات ۱۴۰۳ صریحاً و مکرر وعده آزاد کردن اینترنت را داده بود. این وعده‌ها به نحوی بود که تصور می‌شد آقای پزشکیان بلافاصله با آمدن به پاستور اولین اقدامش اجرای این وعده است. نه تنها آن را انجام نداد، بلکه توضیح روشنی هم در باره آن ارایه نکرد و این ضربه سنگینی به اعتبار ایشان زد. هنوز هم کسی نمی‌داند چرا آن را انجام نداد. 🔘برخلاف دیگران من یقین دارم که آن وعده را صادقانه بیان کرد و قصد دروغ نداشت ولی در عمل مردم با وعده انجام نشده مواجه بودند که هیچ دلیلی برای عدم انجامش وجود نداشت، یا اگر هست کسی آن را نمی‌داند. پس مسئولیت این امر متوجه آقای پزشکیان بود یا اگر هم متوجه دیگران بود، ایشان با سکوت خود و در عمل آن را به عهده گرفت. 🔘ولی این مسأله تا دی ماه ۱۴۰۴ بود پس از آن متوجه نیروهای دیگر است. بویژه پس از جنگ که به کلی ماجرا فرق کرد. نه اینترنت که هیچ چیز دیگری در مسئولیت مستقیم دولت نیست، مسئولیت‌های دولت به طور متعارف در ذیل مدیریت جنگ تعریف می‌شود. https://telegra.ph/میدان-نت-05-05

🔴نقطه ضعف یا قوت؟ 🔺اعتماد ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘اخیراً گفتگویی داشتم که مصاحبه‌کننده محترم پرسید که؛ آیا فکر می‌کردی که ایران چنین پاسخ قاطعی در مقابله نظامی بدهد. بلافاصله گفتم خیر. البته لحن ایشان به گونه‌ای بود که گویی این را به عنوان نقطه قوت می‌گفت؛ که واکنش ایران بر خلاف انتظارات قبلی، همه را بصورت مثبتی شگفت‌زده و به قول جوانان سورپرایز کرده است. بنابر این بلافاصله نیز اضافه کردم که این را نقطه قوت نباید دانست. این نظر خود را توضیح دادم و در اینجا نیز قدری شرح می‌دهم. 🔘حکومتی که دنبال جنگ نیست و دکترین نظامی آن غالبا دفاعی است، اگر قدرت ناشناخته‌ای دارد که از دیگران پنهان نگه‌داشته شده و از آن اطلاعی ندارند این سیاست نتیحه مثبت و بازدارنده‌ای در آغازگری جنگ از سوی دشمن ندارد. چرا؟ به این علت که اغلب حکومت‌ها حتی ایالات متحده هم مشغول معرفی ابعادی از قدرت پنهان داشته و نداشته خود هستند که دیگران را بترسانند تا مبادا دست از پا تخطی کنند. در واقع این ویژگی هر موجود زنده است که به عنوان یک سازوکار دفاعی و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی دیگران، خود را قدرتمندتر از آنچه که هست نشان دهد، البته به نحوی که طرف مقابل نیز آن را باور کند و فکر تهاجم علیه او را از سر خود بیرون نماید. 🔘اینکه یک موجود زنده یا کشوری که خواهان جنگ و حمله نیست، قدرت خود را ابراز نکند تا طرف مقابل از آن مطلع نشود، خلاف قاعده است. البته در مراحل اولیه طراحی و ساخت آن را ابراز نمی‌کنند تا اصل و جزییات آن را پنهان بماند، و دشمن مانع تحقق آن نشود، ولی هنگامی که عملیاتی شد، دشمن باید با توجه به وجود آن تصمیم به جنگ بگیرد. 🔘در همین جنگ اخیر نیز می‌توان گفت اگر ایالات متحده تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران و طول زمان این جنگ داشت، به احتمال زیاد جنگ را آغاز نمی‌کرد و این جنگ رخ نمی‌داد. ترامپ تصور یک جنگ سه روزه را داشت. اگر اطلاعات درستی داشت شاید مسیر مذاکرات پیش از جنگ هم به گونه دیگری می‌شد و مثل حالا پیچیده‌تر و با ابعاد بزرگ‌تری نمی‌شد. 🔘بنابراین پنهان‌کاری مزبور کمکی به بازدارندگی ایران در بروز جنگ نکرده هر چند متجاوزان را از موفقیت مورد نظرشان دور کرده است. چون ایران قطعاً خواهان جنگ نبود و رهبری نظام هم چند بار تاکید کردند که جنگ نخواهد شد، که احتمالاً این نظر براساس قرائنی از واقعیت قدرت موشکی ایران بود. ولی آغازگری جنگ نشان داد که این ابراز قدرت یا نبوده یا حداقل، کافی و دقیق و بازدارنده نبوده است. 🔘اکنون و با آغاز جنگ، این مسأله در مورد قدرت نظامی قدری حل شده است. ولی نمی‌دانیم که در باره سیاست‌های گفتگو و امتیازاتی که ایران می‌تواند رد و بدل کند هم برای طرف مقابل شفاف‌سازی شده است یا خیر؟ 🔘البته پنهان‌کاری و عدم ابراز قدرت برای طرف مقابل که دنبال تهاجم و جنگ بود یک نقطه قوت بود، زیرا در هر دو جنگ بی‌اطلاعی ایران از ابعاد قدرت اطلاعاتی و هوش‌های مصنوعی امثال "کلود"، موجب شد که ابعاد خسارات تجاوز اسراییل و آمریکا به ایران را بطور دقیق یا نسبی پیش‌بینی نشود، ولی در عمل معلوم شد که ورود هوش مصنوعی به جنگ بسیار ویرانگرتر از قدرت ادوات نظامی به تنهایی است. 🔘شاید گفته شود که ایران بارها قدرت موشکی و شهرک‌های موشکی خود را به رخ کشیده و ابراز کرده بود. درست است. ولی متأسفانه تا حدودی اعتماد لازم نسبت به ادعاهای ایران زائل شده بود و لذا ادعاهایش شنیده نمی‌شد. چون ادعاهای عجیب و غریب زیادی از سوی افراد مسئول و غیر مسئول می‌شد که هیچ کدام حتی با عقل حتی متعارف هم جور در نمی‌آمد. هنگامی که اعتماد به نسبت زایل شود و شیشه اعتماد بشکند، بند زدن کامل آن اگر نگوییم نشدنی است قطعآ بسیار سخت است.

🔴شرط پیروزی 🔺اعتماد ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘اخیراً گفتگویی ویدیویی دیدم از یکی از اصول‌گرایان که از اعضای اصلی هیأت مذاکره کننده در پاکستان بود. گفتگوی مفصلی بود و در باره تحلیل چرایی رخ دادن جنگ رمضان و موقعیت کنونی ایران و آینده آن که اغلب از زاویه اقتصاد جهانی تحلیل می‌کرد. نکات قابل توجهی بود ولی چون با زاویه مورد نظر آشنایی نداشتم قادر به تایید و رد دقت و درستی آن گفتگوها نیستم، ولی دو نکته مهم داشت که شایسته یادآوری و بحث است. 🔘در مورد پیروزی ایران نکاتی را به این مضمون گفت که؛ ما فقط به شرطی پیروز جنگ خواهیم بود که بتوانیم اقتصاد کشور را سر و سامان دهیم، و نکته جالب‌تر این بود که معتقد بود می‌توانیم برحسب سیاست‌های کلان اقتصادی که پیش از این ابلاغ شده بود هدف و شرط اول را محقق کنیم. البته مورد دوم و ارجاع به سیاست‌های کلان ابلاغی برداشت من است و او با اشاره به نگاه رهبری در سال‌های گذشته چنین ادعایی را داشت که طبعاً آن نگاه در اصول کلی سیاست‌های کلان اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی بازتاب می‌یافته است. 🔘در مورد اول باید توافق قطعی داشت. پیروزی و شکست در هر جنگی معانی گوناگونی دارد. پیروزی در میدان با پیروزی در جنگ می‌تواند متفاوت باشد. سیاست‌مداران و نظامیان دنبال پیروزی در میدان به عنوان مقدمه‌ای برای رسیدن به پیروزی در جنگ هستند. جنگ، مفهوم و ابعادی بسیار فراتر از میدان دارد. به نظر می‌رسد که این شاخص خیلی خوبی برای سنجش پیروزی و شکست در جنگ است. اگر اقتصاد ایران بتواند در مسیر بازسازی سریع و رشد ۸ درصد و در بهترین حالت در مرز رشد دو رقمی قرار گیرد و در کوتاه‌مدت خسارات را جبران کند، قطعاً ایران پیروز این جنگ خواهد بود. فارغ از اینکه وضعیت میدان و مساله هسته‌ای چه سرنوشتی پیدا کند. 🔘ولی مورد دوم می‌تواند ناقض مورد اول باشد. زیرا اگر آن سیاست‌ها با همان پیش‌فرض‌ها می‌توانست چنین شکوفایی و توسعه‌ای را در اقتصاد فراهم کند، در این صورت تا کنون محقق شده بود و شاهد چنین عقب‌گردی در ۱۵ سال گذشته در معیشت مردم نبودیم. اصولاً حتی اقتصاددانان هم به این نتیجه رسیده‌اند که وضعیت سیاسی کشور مانع اول و اصلی در نرسیدن به رشد و شکوفایی اقتصاد ایران است. چگونه می‌توان در سایه جنگ بود و در داخل هم تنش و درگیری داشت و بدیهی‌ترین امور مثل اینترنت را حل نکرد و همچنان استخوان لای زخم گذاشت، و انتظار داشته باشیم که می‌توانیم به شکوفایی اقتصادی برسیم؟ 🔘برخی معتقدند که آن سیاست‌های کلان ابلاغی به خودی خود مشکلی نداشت و حتی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی قابلیت این را داشت که به عاملی برای رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل شوند، مشروط بر اینکه دو پیش‌شرط ضروری آنها نیز فراهم می‌شد. اول؛ کاهش و حذف تنش‌های خارجی از قبیل تحریم و بویژه برداشتن سایه جنگ از روی کشور؛ دوم؛ رسیدن به حدی از تفاهم عملی و نظری در داخل کشور که نشانه‌ای از ثبات و آرامش سیاسی و شکل‌گیری امید به آینده باشد. 🔘با وجود شرایطی که به رویداد ۱۸ و ۱۹ دی منتهی شود، نمی‌توانیم واجد این شروط برای شکوفایی اقتصادی باشیم. فارغ از علل بروز این رویداد، اصل وجودی آن، مسأله اصلی است. بنابراین می‌توان گفت که اگر با این نگاه و تحلیل به ایده و شرط ایشان بپردازیم، احتمال اینکه در شرایط امروزی، شرط پیروزی نامبرده محقق نشود، بیشتر است، مگر اینکه دو شرط سیاست خارجی و داخلی فراهم شود، در این صورت تازه می‌رسیم به این خاکریز که در اقتصاد چه کار کنیم تا شکوفا شویم؟

🔴تحلیل اعتراضات پیش از ۱۸دی ✍️عباس عبدی ▪️پس از آغاز اعتراضات، در تاریخ ۱۲ دی(یک هفته پیش از اعتراضات سراسری) گروه تلگرامی "گفت‌وشنود" از بنده خواست که تحلیل خود را درباره اعتراضات عرضه کنم. متن زیر از تحلیل شفاهی از ۱۵ دقیقه سخنانم در آن گروه است که با توجه به شفاهی بودن، اندکی ویرایش شده تا مناسب انتشار رسمی شود. 🔹عبدی؛ 🔘در مورد اصل اعتراضات اخیر، چیز جدیدی اضافه بر آنچه در این مدت نوشته‌ام نمی‌توانم بگویم. دو ماه پیش هم گفتم که؛ "تصور نمی‌رود حکومت بتواند امسال به راحتی از این وضعیت عبور کند." این گزاره یک تصور و خیال ساده و شعاری نبود؛ بلکه تمامی شاخص‌ها آن را نشان می‌داد. دو هفته پیش(اواخر آذر) هم مطلب مفصلی در باره این ادعای خود نوشتم و می‌خواستم منتشرش کنم که این اعتراضات پیش آمد و گفتم ممکن است تعبیر دیگری از انتشارش بشود و متوقف کردم. اما در نهایت برای مسئولین کشور فرستادم؛ تا آقای پزشکیان و دیگران ببینند واقعیت چیست.(اکنون منتشر شده است) توصیه کردم اگر نسبت به هر ادعایش نقد، علامت سؤال یا ابهامی دارند، بگویند، در باره آنها توضیحات بیشتری می‌دهم. 🔘مختصر این که هیچ نکته مثبتی برای آینده دیده نمی‌شود و این بدترین وضعیتی است که در تصورمان بگنجد. این اعتراضات تمام نمی‌شود و می‌تواند ادامه پیدا کند؛ بویژه با مواضعی که ترامپ و یا احیانا نتانیاهو در ادامه بگیرند. متاسفانه ماجرای دخالت خارجی در ایران بیشتر برجسته و حتی مقبول‌ هم می‌شود؛ و امیدوارم که ادامه این اعتراضات همراه با یک جنگ جدید نباشد هر چند بعید هم نیست. https://telegra.ph/تحلیل-اعتراضات-پیش-از-۱۸دی-04-29

🔴با توجه به وضعیت اینترنت بسیاری از مخاطبان عزیز دسترسی متعارف به تلگرام را ندارند. این آدرس کانال آینده در بله است که می‌توانید در گروه‌ها یا ارتباطات متعارف دیگر در اختیار علاقه‌مندان قرار دهید. ▪️«آينده یادداشت‌های عباس عبدی» در این کانال یادداشت‌های عباس عبدی بازنشر می‌شود که ابتدا در کانال تلگرامی وی منتشر شده است. 🆔 شناسه: https://ble.ir/ayandeha

🔴مسئولیت و مذاکره 🔺اعتماد ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘در یادداشت دیروز در باره گریزناپذیری از پذیرفتن مذاکره برای هر دو طرف جنگ نوشتم. در این میان طرفی که موضع قوی و بالاتر را دارد در صورت ضرورت و نیاز می‌تواند شرط‌های خیلی نامتعارفی بگذارد تا طرف دیگر نپذیرد و به جنگ ادامه دهد. در این یادداشت می‌خواهم به پاسخ این پرسش بپردازم که چه کسی باید مذاکره کند؟ 🔘اهمیت این پرسش از آنجا است که برخی افراد از موضع مثلاً انقلابی، اصل مذاکره را هم نفی می‌کنند و می‌خواهند خانه مذاکره‌کننده را روی سرش خراب کنند. البته این کار را به بدترین شکل اسراییل انجام می‌دهد، همچنان که در مورد مرحوم لاریجانی انجام داد، ظاهراً اسراییلی‌ها به دلایلی موقعیت روزانه ایشان را در اختیار داشتند ولی اقدام به ترور نکردند تا اینکه مطمئن شدند وی طرح مذاکره را نهایی کرده است، در این مرحله اقدام به ترور و خانه را بر سر مذاکره‌کننده خراب کردند و بیش‌ترین خسارات به اقتصاد کشور را پس از آن ترور وارد کردند تا رسیدیم به آتش‌بس. 🔘بنابراین انقلابیون بدلی و صوری چندان نگران نباشند، اسراییل به عنوان تنها موجودی که همراه آنان مخالف مذاکره و حل مسأله است، اگر بتواند کاشانه همه مذاکره‌کنندگان بالفعل و بالقوه را با بمب روی سرشان خراب می‌کند، و نشان داده که توان و اراده این کار را دارد. 🔘ولی شعار مخالفت با مذاکره یک ظاهر دارد و دو باطن. ظاهرش همان مخالفت با مذاکره است. ولی باطن اصلی آن شعار علیه مدیریت استثنایی در زمان جنگ است. به عبارت دیگر مگر یک در هزار هم احتمال دارد که هر گونه مذاکره‌ای بدون اجازه مدیریت عالی جنگ و کشور انجام شود؟ اگر امکان دارد که واویلا است و اول باید این مسأله را حل کرد، و پرسید جنگ چگونه اداره می‌شود که یک عده‌ای می‌جنگند و عده‌ای دیگر خودسرانه مذاکره می‌کنند؟ این نوعی تعریض به عالی‌ترین مقامات است زیرا به معنای آن است که مذاکره بدون اجازه و رضایت و دستور آن انجام می‌شود و در واقع نقد به این جایگاه است، و اگر چنین کاری امکان ندارد، باطن دوم این شعار آشکار می‌شود که با علم و آگاهی مستقیماً این شعار علیه مسئولیت اصلی جنگ و صلح داده می‌شود. 🔘متأسفانه آوردن سیاست جنگ به خیابان عوارض جدی خود را دارد. خیابان نباید محل مناقشه در باره اصل مذاکره یا مفاد آن باشد. خیابان فقط در دفاع از کشور و مدیریت جنگ است. چه پیروز شوند و چه پیروز نشوند. قرار نیست خیابان که مسئولیتی در برابر مصالح ملی ندارد و حتی آن را تشخیص نمی‌دهد، سیاست تعیین کند. 🔘مگر در جنگ تحمیلی چنین وضعی وجود داشت؟ همه تصمیمات در سطح شورای عالی دفاع و رهبری گرفته می‌شد. حتی قطعنامه هم به صورت کاملاً ناگهانی پذیرفته شد. سخنران برنامه رادیویی یک ساعت پیش از اخبار ساعت ۱۴، در حال تبیین شعار رسمی جنگ جنگ تا پیروزی بود. پس از آن به یک باره متن اطلاعیه پذیرش قطعنامه خوانده شد. 🔘آن مردم متحد بودند و از سیاست‌گذاران و ساختار حمایت می‌کردند، و قطعنامه را پذیرفتند بدون این که اندکی درباره پذیرش آن اطلاع می‌داشتند. اگر قرار بود پیش از آن خیابان‌کشی شود که سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. 🔘انجام مذاکره و مفاد مورد مذاکره صد درصد منحصرا در اختیار کسانی است که طی سالها و تا کنون این مسیر طولانی را آمده‌اند. قرار نیست کسان دیگری در این مورد دخالت کنند و نمی‌توانند هم دخالت کنند و هر گونه دخالتی ولو رسانه‌ای زیان‌بار است. آنان باید در باره اصل مذاکره کردن یا نکردن، مفاد مذاکره و توافق احتمالی بدون هر دخالتی تصمیم بگیرند و این برنامه را پیش ببرند. 🔘البته همه می‌توانند در باره این مسایل نظر کارشناسی و مشورتی دهند، ولی اگر قرار باشد که سیاست مذاکره و مفاد آن به خیابان کشیده شود، ممکن است دیگرانی هم که نگاه متفاوتی دارند، بخواهند ابراز وجود کنند و به لحاظ منطقی هیچ تقدمی در حق اظهار عمومی این دو رویکرد بر یکدیگر وجود ندارد. 🔘بنابراین نیروی پیش‌برنده جنگ باید در چارچوبی که قبول دارد و حق می‌داند تصمیم بگیرد که مذاکره کنند یا نکنند یا در چه چارچوبی توافق کنند. مسئولیت نتایج هر تصمیمی هم باید روشن باشد. ضرورت تناسب میان قدرت و مسئولیت روشن است. مردم فقط می‌توانند حمایت کنند و منتظر نتایج آن باشند.

🔴آیا مذاکرات فایده دارد؟ 🔺اعتماد ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘یادداشت‌هایم در باره جنگ را با دفاع از اصل مذاکره آغاز می‌کنم. چرا این مسأله مهم است؟ چون با یک مغلطه رایج علیه آن مواجهیم که عده‌ای با استناد به آن در صدد نفی مذاکره هستند. آنان می‌گویند که ایالات متحده دنبال مذاکره نیست و در صدد اتلاف وقت یا خریدن فرصت است. تجربه مذاکرات بهار سال گذشته (پیش از جنگ ۱۲ روزه) و مذاکرات پیش از جنگ رمضان نیز نشانه درستی این ادعا است. در تایید این ادعا حتی شواهدی را از مذاکرات اخیر هم ارایه می‌دهند. 🔘هر سه مورد یا حداقل دو مورد اول کاملاً درست است، ولی این نافی فایده‌مند بودن مذاکرات نیست. اتفاقاً در هر دو مورد قبلی برنده اصلی مذاکرات ایران بوده است، هر چند گفتگوها در عمل به نتیجه‌ای نرسید و جنگ شد؟ چرا این ادعا می‌شود؟ 🔘فرض کنیم که بهار سال گذشته پیشنهاد آمریکا در باره مذاکره را نمی‌پذیرفتیم و انجام نمی‌شد. چه دستاورد مثبتی برای ایران حاصل می‌شد؟ هیچ. به معنای دقیق هیچ. هیچ کمکی هم به افزایش آمادگی رزمی ایران نمی‌کرد، چون مسیر آن مستقل از مذاکرات بود. هیچ نفع اقتصادی برای ایران نداشت، فقط قدری هزینه رفت و آمد مذاکره کنندگان را کم می‌کرد. 🔘در مقابل نتایج رد کردن پیشنهاد گفتگو، همگی منفی بود. ترامپ می‌گفت ایران نمی‌خواهد مذاکره کند، لذا برای حمله اسراییل و آمریکا مشروعیت‌تراشی می‌کرد. دنیا هم مخالفت با مذاکره را نمی‌پذیرد. از همه بدتر اینکه در داخل اختلاف می‌افتاد و بطور قطع افراد زیادی معتقد می‌شدند که اگر مذاکره می‌کردیم، چنین می‌شد و چنان می‌شد و در نهایت جنگ را محصول مخالفت ایران با مذاکره می‌دانستند. 🔘پذیرش مذاکره نتایج کاملاً معکوسی داشت. همه پذیرفتند که ایران می‌خواهد حل کند، هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی چنین برداشتی مشهود بود. بویژه آثار آن در داخل بسیار گسترده و عمیق بود. یکی از مهم‌ترین دلایل واکنش مناسب مردم در جنگ ۱۲ روزه، همین بود که ایران وارد مذاکرات شده بود و حتی تاریخ دور بعدی مذاکرات هم تعیین شده بود، ولی بدون هیچ اعلان قبلی و برخلاف اصول متعارف جنگی، و در میانه مذاکرات به ایران حمله کردند. 🔘شاید رهبری نظام نیز متوجه این نکته بودند که متفاوت از نظرات پیشین خود، اجازه مذاکرات را دادند. جالب اینکه حتی پیش از جنگ اخیر نیز این اجازه صادر شد، علی‌رغم آنکه تجربه مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز وجود داشت. چرا؟ برای اینکه آن مذاکرات که معلوم شد از طرف آمریکا صوری بوده، در نهایت به سود ایران شد. 🔘چرا آمریکا چنین سیاستی را پیش می‌برد؟ آیا متوجه تبعات منفی این کار نیستند؟ آنان هم محدودیت‌های خود را دارند. در واقع بدون پیشنهاد مذاکره و مستقیماً حمله کردن، در جهان محکوم است. آنان هم نیاز دارند که بگویند ما پیشنهاد مذاکره دادیم، طرف مقابل نپذیرفت یا پذیرفت ولی به توافق مورد نظر ما نرسید. بنابراین هر دو طرف در برابر اصل مذاکره، مجبورند کوتاه بیایند، هر چند ممکن است یکی یا هر دو طرف با آن صوری و شکلی برخورد کنند و هدفشان جنگ باشد. 🔘عجیب این که در دوره جلیلی ایران بود که مذاکرات نمایشی و صوری دور دنیا را انجام می‌داد و طرف مقابل هم آن را رد نمی‌کرد و مخالفان امروز مذاکره آن زمان از آن مذاکرات بی‌فایده و نمایشی دفاع می‌کردند. 🔘جالب است که علی‌رغم دو تجربه قبلی، باز هم در این دور، ایران مذاکره را پذیرفت و جالب‌تر اینکه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقیم انجام داد. شاید از ابتدا هم می‌دانستند به نتیجه نمی‌رسند. پس نفی مذاکره هیچ نتیجه‌ای ندارد جز اینکه خود را در موضع ضعیف‌تر قرار می‌دهید. طبعا مذاکره نباید مانع آمادگی‌های دیگر شود، بلکه برعکس باید آنها را تقویت کند.

🔴با مخاطبان عزیز 🔺اعتماد ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✍️عباس عبدی 🔘بیش از صد روز است(از ۲۲ دی ۱۴۰۴) که از گذاشتن نام خود بر یادداشت برای انتشار در فضای عمومی خودداری کرده‌ام. اکنون با این نوشته که تغییر و پایان آن تصمیم است؛ وظیفه دارم که ابتدا جهت اطلاع خوانندگان محترم به دلایل آن ننوشتن و اینکه چرا دو باره آغاز می‌کنم بپردازم. بیان علت آن تصمیم و تغییر کنونی، برای درک بهتر رویکردم از پرداختن یا نپرداختن به مسائل کشور، لازم است. 🔘پیش از آن نیز متذکر شوم، در این صد روز نیز چندین یادداشت نوشتم که در فضای محدودی برای گفتگو قرار گرفت و برای افراد گوناگونی نیز ارسال شد. همه آنها را نیز به مرور در کانال «آینده» منتشر خواهم کرد. هر چند موضوعات و رویکرد انها کارشناسانه بود، به تعبیر دیگر جزئی از هدف روزنامه‌نگاری من که توضیح خواهم داد نبود، زیرا اهداف خودم و انتظارات مخاطبان را تامین نمی‌کرد و به همین دلیل بصورت عمومی منتشر نمی‌کردم و آنها را جزئی از کارنامه حرفه‌ای خود محسوب نمی‌کنم. https://telegra.ph/با-مخاطبان-عزیز-04-27-2

جنگی علیه موجودیت ایران از تاریخ ۲۱ دی‌ماه سال پیش و بنا به دلایلی که در فرصت مناسب خواهم گفت، از نوشتن مطبوعاتی خودداری کردم. این امتناع از نوشتن پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نیز ادامه یافت، هر چند پس از این جنگ، تحلیل‌ها و ایده‌های خود را نوشته و به مخاطبان رسمی و نیمه رسمی منتقل می‌کردم، با این حال وضعیت جنگ به گونه‌ای شده است که انتظار می‌رود هر نیرویی که دل در گرو ایران دارد، نظر خود را بصورت عمومی نیز اعلام کند. این جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه با هر ادعای دروغینی که آغاز شده باشد، اکنون و بر همگان روشن شده که هدف و نتیجه‌ای جز نابودی و ویرانی ایران ندارد. ایرانی که محل شکل‌گیری و ظرف تمدنی و فرهنگ غنی این ملت است. تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر به عصر حجر بردن ایران عزیز و زدن موارد بیشتری از زیرساخت‌های ملی ما، جنگ را وارد مرحله خطیری کرده است. باید اذعان کرد که متأسفانه هم اکنون نیز جهان وارد عصر حجر شده است، چرا که ویژگی این عصر فقدان اخلاق، فقدان قانون، فقدان تعهدات بین‌المللی و نفی هر گونه ضابطه سیاسی و عقلانی است که ترامپ نماد اصلی آن است، و این همان عصر حجری است که دیگران را به بردن به آن تهدید می‌کند. فردی بغایت خودشیفته و خودمحور که هیچ مصلحتی بالاتر از سود و زیان شخصی خودش نمی‌بیند. بنده از دو دهه پیش همواره و بطور صریح در نوشته‌هایم جنگ را خط قرمز دانسته‌ام. جنگ نه فقط راه‌حل نجات یک ملت نیست بلکه با تخریب ثروت انسانی و فیزیکی و مادی، آن ملت را به نابودی می‌کشاند، و جز کشتار و بدبختی و فقر و آوارگی نتیجه دیگری ندارد. بنابر این با تاکید بر محکومیت قاطع این تجاوز و جنگ غیرقانونی، معتقدم که با حفظ منافع و آزادگی ملی باید کوشید که مانع تلفات انسانی و زیرساختی ایران شد. تلفاتی که از کودکان بیگناه مینابی آغاز شد و اکنون به دستاوردهای ملی چون پل‌ها، صنایع فولاد و پتروشیمی رسیده است و در پی زدن نیروگاه‌ها نیز برآمده‌اند. از این جنایت در حق ملت ایران، جز تباهی هیچ زاده نمی‌شود و هیچ هدف و آرمان سیاسی وجود ندارد که چنین جنایتی را به نام آن توجیه کند. اطمینان دارم که اراده ملی نخواهد شکست و ملت سرافراز ایران قادر به عبور سربلندانه از بحران کنونی خواهد بود، بحرانی که ساخته و پرداخته تجاوزی غیرقانونی است. ایران و ایرانی بزودی جایگاه شایسته خود را به دست آورده و تثبیت خواهد کرد. عباس عبدی ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

پاسخ به یک پرسش.docx0.34 KB

4_6046472555789818310.docx0.27 KB

یتیم بودن آموزش.docx0.38 KB