مامی دستسازه |mamidastsazeh
前往频道在 Telegram
جایی برای رشد و یاد گرفتن با هم پیج اینستاگرام مامی دستسازه Www.instagram.com/mamidastsazeh وبسایت دستسازه های مادر و کودک www.mamidastsazeh.com
显示更多9 220
订阅者
无数据24 小时
-167 天
-9130 天
帖子存档
بهترین فیلم تبلیغاتی که این چندوقت دیدم
در مورد اینکه مردم در فضای مجازی با خود واقعیشون چقدر فرق میکنند.
درسته تبلیغ بود ولی با یه تیر به دوتا نشون زد و اون پیام فرهنگی را هم منتقل کرد و سه دقیقه فیلمش هم تا انتها دیده شد.
@mamidastsazeh
+9
یک سری عکس جدید زمستونی از باغ بی برگی شهر جدیدم میذارم ادم با دیدن این همای تمیز روحش تازه میشه🥰حاتون خالی نیستید باهم بریم قدم بزنیم😍
@mamidastsazeh
+9
یک سری عکس جدید زمستونی از باغ بی برگی شهر جدیدم میذارم🥰😍
@mamidastsazeh
از گروهی از دوستای دهه شصتیم که به تازگی به #کانادا مهاجرت کردند از بزرگترین چالش ها و تجربیات ازین دوران پرسیدم ( بقیه را در استوری ها میذارم)
1️⃣بزرگترین چالشم اینه که انگار زمان رو از دست دادم. فکر میکنم دیر مهاجرت کردم، بچههام بزرگ شدن، و حالا دیگه وقت زیادی ندارم که خودمو جمع کنم. از یه طرف سنم داره میره بالا و از طرف دیگه هنوز خیالم از آینده راحت نیست.
2️⃣ توی ایران ۴۰ سالگی رو پایان میدونستن، اما اینجا فهمیدم سن فقط یه عددِ. کسی به ظاهر من کاری نداره. دیگه خبری از قضاوتها، عملهای زیبایی غیرضروری و نگاههای سنگین نیست. انگار یه نفس راحت کشیدم.
3️⃣ اینجا قدم زدن با بچههام توی یک پارک نزدیک خونه، بدون نگرانی از امنیت یا دزدیده شدن، برام یه نعمت بزرگه. احترامی که به عنوان یک مادر از جامعه گرفتم، فوقالعادهست. تو ایران بارها به خاطر مادر بودن، حس منفی گرفتم.
4️⃣ بعد مهاجرت، خیلی چیزا تغییر کرد. شغلم دیگه اون جایگاه گذشته رو نداره، ولی روحیهام قویتر شده. تو ایران اگه پیشرفتی نمیکردم، خودمو به در و دیوار میزدم، ولی اینجا فهمیدم باید آرامش داشته باشم.
5️⃣ اینجا دیگه لازم نیست برای لباس پوشیدن یا آرایش کردن قضاوت بشم. اگه دلم نخواد، موهامو رنگ نمیکنم، و حتی دخترم هرجور که دوست داره بیرون میره. این آزادیهای کوچک، آرامش روانمو بهتر کرده.
6️⃣ بزرگترین دغدغهام سلامت روان همسرمه. اون که همیشه خوشبین و خوشاخلاق بود، حالا اگه نارضایتی از کار و زندگی ادامه پیدا کنه، ممکنه آسیب جدی ببینه. منم، مثل خیلی از شما، گاهی احساس تنهایی و دلتنگی میکنم، ولی به خودم میگم که این سختیها برای آینده بچههامه.
7️⃣ من تو این مسیر تازه فهمیدم زندگی مشترک یعنی چی. قبلاً فقط خوش میگذروندم و به همسرم تکیه میکردم، اما اینجا مسئولیتها روی دوش خودمم اومد. یاد گرفتم که چطور قویتر باشم و به خودم اعتماد کنم. این تجربه شاید سخت بود، ولی باعث شد واقعاً رشد کنم.
8️⃣از بستهبندی تا فرودگاه، از عادت کردن به هوا و بوها، تا درگیری با شغل و زبان. مهاجرت فقط یک تغییر مکان نیست، بلکه تغییر در همه ابعاد زندگی است.
9️⃣با سن ما مهاجرت سختتره؛ از دغدغه کار کردن تا بدهیها. اما راهی که برای بچههامون باز میکنیم ارزشش رو داره. تو ایران شاید دغدغه کار نداشتم، اما اینجا برای آینده بچهها تلاش میکنیم و امیدوارم زودتر به جایگاه قابل قبولی برسیم.
در کانادا :۱-بچه ها از سن پایین به استقلال مالی فکر میکنند .
۲-همینقدر محرمانه با بچه ها برخورد میشه.
۳-اینجا اعتماد حرف اول را میزنه و همه چیز بر مبنای اعتماد پیش میره
.
ویدیویی از دو بچه که میخوان جلوی خونه همسایه ها را پارو کنند و پول در ازاش بگیرند.
@mamidastsazeh
این تد تاک را دیدم که خیلی برام جالب بود
تو سخنرانی تد
دکتر ساشا همدانی، درباره یک ایده جالب صحبت میکنه که چطور میتونیم با استفاده از خستگی ذهنی و رها کردن مغزمون، تمرکزمون رو بهتر کنیم. اون تعریف میکنه که تو دوران قرنطینه، وقتی همه چیز آروم و بیهیجان بود، ذهنش شروع به پرسه زدن کرد و همین باعث شد خلاقیتش شکوفا بشه. مثلاً ایده ساخت یه اپلیکیشن برای مدیریت ADHD و تولید محتواهای آموزشی رو تو همین دوران به دست آورد.
اون میگه وقتی مغز ما وارد حالتی بشه که دیگه لازم نیست خیلی روی یه کار خاص تمرکز کنه (چیزی که خودش بهش میگه Brain Babbling یا همون پرحرفی ذهنی)، شبکهای تو مغزمون فعال میشه به اسم “Default Mode Network” یا DMN. این شبکه کمک میکنه ما بهتر فکر کنیم، خلاقتر باشیم و مشکلات رو راحتتر حل کنیم.
ساشا پیشنهاد میده که گاهی به خودمون اجازه بدیم از کار و گوشی فاصله بگیریم و بذاریم ذهنمون آزاد باشه. مثلاً:
• قدم زدن بدون هدف خاص،
• ریلکس کردن بدون اینکه کار خاصی انجام بدیم.
هدفش اینه که بدونیم این سرگردانی ذهنی برخلاف چیزی که فکر میکنیم، یه جور تقویتکننده ذهنیه و میتونه کمکمون کنه بهتر و خلاقتر فکر کنیم.
خلاصه: برای تمرکز و خلاقیت بهتر، گاهی لازمه ذهنمون رو آزاد بذاریم و بهش استراحت بدیم و هیچ کاری نکنیم
https://youtu.be/PBaFURjVrm0?si=2yg1O724ormXj0Ul
@mamidastsazeh
این ویدیو از مل رابینز را هم از یوتیوب میتونید ببینید هم از پادکستش گوش کنید:
چطور سال ۲۰۲۵ را بهترین سال عمرم کنم؟
نکته های خوبی میگه
خلاصه ای کوتاهیش را امروز در استوری های اینستام نوشتم
https://youtu.be/Cm6oJwpuOYc?si=mZTdVzqSPe0Pue84
@mamidastsazeh
🎯 منِ عزیز؛
— اگر نامهای برای خود دهسال بعدتان بنویسید، چه چیزهایی خواهید گرفت؟
🔴 اگر اهل خاطرهنوشتن باشید، حتماً میدانید که عمومیترین احساسی که هنگام خواندن نوشتههای گذشته به آدم دست میدهد این است: «خدایا! چقدر احمق بودم!» اما اگر دربارۀ خود آیندهمان نوشته باشیم، داستان جالبتر هم میشود. خودِ گذشتهمان را میبینیم که برای آیندۀ خیالیاش رؤیا بافته است و بعد یادمان میآید که زندگی چه فراز و نشیبهایی داشته است، چطور به چیزهایی که میخواستهایم نرسیدهایم و چقدر چیزهایی که امروز داریم برایمان پیشبینیناپذیر بودهاند. آن تاپولیتن، رماننویس آمریکایی، وقتی ۱۴ساله بود، تصمیم گرفت نامهای برای خودِ ۲۴ سالهاش بنویسد.
🔴 هر سال روز تولدش که میرسید، جلوی خودش را میگرفت تا نامه را باز نکند. نمیخواست این مأموریت نیمهتمام بماند. گمان میکرد حقیقتِ پاکی در آن نامه هست که وقتی بخواندش، شاید خوشبختتر شود. دوران دبیرستانش تمام شد، برای گذراندن دوران دانشگاه از شهر محل زندگیاش رفت، و بالاخره صبح روز تولد ۲۴ سالگیاش، در آپارتمان دوخوابهای که اجاره کرده بود، نامه را باز کرد. ولی خیلی زود، شور و شوقش خوابید. خودِ ۱۴سالهاش یک احمقِ حوصلهسربر بود که از خودِ ۲۴اش فقط دو چیز خواسته بود: لاغر بماند و عاشق شود.
🔴 در ۲۴سالگی از قضا هم لاغر بود، هم عاشق. اما بینهایت هم افسرده و بدحال بود. همان روز تصمیم گرفت نامهای برای خود ۳۴ سالهاش بنویسد. اینبار واقعبینانه و جدی. حال و روزش را توضیح داد و برنامههایی که میخواست ده سال دیگر محقق شده باشند، فهرست کرد: ازدواج خواهد کرد، یک بچه خواهد داشت، رمان اولش را تکمیل و منتشر خواهد کرد و شغلی در زمینۀ نشر یا تدریس دستوپا خواهد کرد.
🔴 آن ده سال بعدی زودتر و پرفشاتر گذشت و خیلی زود وعدههای آن نامه فراموشش شد. وقتی در صبح تولد ۳۴ سالگیاش نامه را باز کرد، غمی مثل آبشار بر سرش ریخت.به هیچکدام از اهدافش نرسیده بود. بعد از ده سال نامزد کرد، ولی سه ماه قبل از عروسی، کارشان به جدایی کشید. رمانش را هیچ ناشری منتشر نکرد. رمانِ دومش را هم همینطور. بچهدارشدن منتفی بود و پولش را از راه نوازندگی و دستیاری یک نویسندۀ دیگر تأمین میکرد. البته همین اواخر با آدم جدیدی آشنا شده بود و همین. سنت نامهنوشتن را باز هم تکرار کرد.
🔴 در ۳۴سالگی، خودِ ۴۴سالهاش را چطور میدید؟ فقط دو چیز کافی بود: نویسنده شود و مادر. او درسِ نامهها را آموخته بود: زندگی پیشبینیناپذیر است و هر چه جلوتر میرویم، دایرۀ انتخابهایمان کم و کمتر میشود. هر چقدر برنامه میریزیم، باز ناگهان پنجرهای زیر پایمان باز میشود و سقوط میکنیم در زنجیرهای از اتفاقات نامعلوم که زندگیمان را به ناکجا میکشاند.
🔴 صبح روز تولد ۴۴سالگی، آرامتر بود. خودِ ۳۴سالهاش را خوب میشناخت، ازدواج کرده بود، دو تا بچه داشت، و بله، بالاخره رمانهایی به چاپ رسانده بود و دیگر نویسنده به شمار میرفت. به رسم همیشگی، نامهای برای خودِ ۵۴سالهاش نوشت، اما به تعبیر خودش «دیگر دلم غنج نمیرود که نامه را زودتر باز کنم، بااینحال هنوز عاشق باز کردن آن هستم. این روزهای تولد هنوز برایم هیجانی شبیه روز اول عید دارند. چه کسی را در آن نامه خواهم یافت؟ شگفتزده خواهم شد؟ پیشنویس نامۀ بعدی را آماده میکنم؟ یا به خود جوانیام خواهم خندید که همهچیز را اینقدر جدی گرفته است؟»
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب ««منِ عزیز»: نامههای یک رماننویس به خودِ آیندهاش»
@tarjomaanweb
@mamidastsazeh
برای کسانیکه حواسشون به تمام جهان هست به غیر از خودشون!
خودشون را مسئول حال خوب همه میدونند
@mamidastsazeh
۳فیلم از طبیعت ونکوور میفرستم.
در اینستا جنگلهای کانادا را با حنگلهای هیرکانی مقایسه کردم
و گفتم وسعت جنگلهای کانادا چند صد برابر جنگلهای شمال است
ولی ازون طرف جنگل هیرکانی از قدیمی ترین جنگلهای دنیا هست.
بهش که فکر میکنم اون بوی جنگلهای شمال و نوع درختها و برگهاش تا عمق وجودم رفته و به نظر زیباترین جنگل در دنیاست.
@mamidastsazeh
Repost from Science Magazine
🔴 چطور وارد حالت فلو بشیم؟
🤔 تا حالا شده اونقدر غرق یه کاری بشید که نفهمید زمان چطور گذشته؟ وقتی کاملاً روی یه کار چالشی که مهارت انجامش رو دارید تمرکز میکنید و اون کار خودش براتون لذتبخشه، میتونید وارد حالتی بشید به نام Flow.
🧠 حالت فلو فقط یه لحظه الهامبخش نیست، بلکه یه مهارته که میشه با تمرین بهش رسید. این حالت میتونه تاثیرات خیلی خوبی داشته باشه، مثل افزایش حال خوب، رضایت شغلی، آرامش ذهنی و حتی بهبود عملکرد توی کار.
🧐 حالت فلو چیه؟
👈 اولین بار توی دهه ۷۰ میلادی، "Mihály Csíkszentmihályi" حالت فلو رو به عنوان یه تجربه ایدهآل توصیف کرد. تو این حالت، شما کاملاً درگیر کاری میشید، زمان از دستتون در میره و حس کنترل کامل و راحتی دارید.
🔎 احتمالاً قبلاً این حالت رو تجربه کردید. مطالعات نشون میده که این حس تو موقعیتهای مختلفی مثل ورزش کردن، رقصیدن، انجام یه پروژه خلاقانه یا حل یه مسئله سخت کاری قابل دستیابیه.
📝 چطوری میتونیم در کارها وارد حالت فلو بشیم؟
✅ در قدم اول انتخاب کار درست
بعضی کارها بیشتر احتمال داره که شما رو وارد حالت فلو کنن. تحقیقات میگن که یه کار مناسب باید این ویژگیها رو داشته باشه:
🎯 هدف مشخص: باید بدونید که دقیقاً دنبال چی هستید و ساختار یا مسیر کار چطوریه. وقتی یه هدف واضح دارید، دیگه لازم نیست مدام فکر کنید "الان باید چی کار کنم؟". مثلاً توی یه پروژه کدنویسی، بهجای اینکه فقط بگید "میخوام کدم رو بهتر کنم"، هدف میتونه این باشه که یه قابلیت مشخص بسازید یا یه باگ خاص رو برطرف کنید.
📊 بازخورد فوری و واضح: باید مرتباً بفهمید که چقدر پیشرفت داشتید و چقدر خوب کار میکنید. مثلاً وقتی ساز میزنید، فوراً میشنوید که آیا نتها درست اجرا شدن یا نه. این بازخورد سریع به شما انگیزه میده ادامه بدید و بهتر بشید.
📉 تعادل بین چالش و مهارت: سختی کار باید متناسب با مهارتتون باشه. اگر کار خیلی آسون باشه، زود حوصلهتون سر میره. اگر خیلی سخت باشه، ممکنه دچار استرس بشید یا کلاً قیدش رو بزنید. بهترین حالت اینه که کار نه اونقدر آسون باشه که قطعاً موفق بشید، نه اونقدر سخت که شکست حتمی باشه.
😍 لذت ذاتی از کار: خودِ انجام دادن کار براتون لذتبخش باشه، بدون توجه به نتیجه. برای اینکه یه کار این ویژگی رو داشته باشه، باید چیزی توش باشه که واقعاً براتون ارزشمنده. مثلاً یادگیری، خلاقیت یا صرفاً لذت بردن از فرآیند.
🏠 محیط مناسب پیدا کنید: حالت فلو فقط به کار مربوط نمیشه، بلکه محیط و شرایط کار هم خیلی مهمه. یه محیط خوب میتونه حواسپرتیها رو کم کنه، تمرکز رو بالا ببره و ذهن شما رو آماده کنه.
👀 تمرکز بالا: باید بدون حواسپرتی روی کار تمرکز کنید. حتماً محیطتون رو از چیزایی که حواستون رو پرت میکنه، مثل موبایل یا سر و صدا، خالی کنید. حتی میتونید از هدفونهای نویزگیر یا موسیقی بدون کلام استفاده کنید. دمای محیط، نور و کیفیت هوا هم تاثیر زیادی دارن؛ پس سعی کنید شرایط رو برای خودتون ایدهآل کنید.
⬅ حس کنترل: حس کنید کار دست خودتونه و میتونید از پس چالشها بربیاید. تو محیطهای کاری، داشتن آزادی عمل بیشتر، مثلاً تعیین اهداف شخصی یا تنظیم شرایط کار، میتونه بهتون کمک کنه بیشتر وارد این حالت بشید.
🆔 Science Magazine
