Ehsan_Afshari
前往频道在 Telegram
✒کانال شخصی احسان افشاری🎙 Instagram : ehsan_afshari Official website : www.ehsan-afshari.ir
显示更多4 420
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+730 天
帖子存档
4 420
چنان در آتش افتادم که دود از دودمان برخاست
چه معراجی از این خوشتر ، که جسم افتاد و جان برخاست
.
این اثر از معراج ققنوس وار جان سخن میگوید . در تصنیف سازی گاهی موسیقی ترجمان شعر است و گاهی شعر ، ترجمان موسیقی. گاهی با هم جفت می شوند ، اما در بهترین حالت با هم چفت و در هم تنیده می شوند. چفت شدن حتی از حل شدن برای من زیباتر است ، چون چفت شدن ، بر خلاف حل شدن ، هم آغوشی با حفظ هویت اولیه است.
4 420
Repost from Ali Ghamsari
«خونریز»
اثر سوم آلبوم «گهواره سکون»
آهنگساز : علی قمصری
شعر : احسان افشاری
خواننده : حسین پیرحیاتی
تار و سه تار و بم تار : علی قمصری
سازهای کوبه ای : حمیدرضا یوسفی
سنتور : مهیار طریحی
کمانچه : بهنام بیات
هم آوا : مهگل صفدری
.
میکس و مسترینگ @saba.studio
@kavehab
مدیر اجرایی پادکست @ehsan.moghaddas_pour
گرافیک:
@tunneldesignstudio
طراح کاور:
@khashayar_teymoori
موشن گرافیست:
@ahmad_ghafari
4 420
شعر و دکلمه احسان افشاری
نوازنده تار: علی قمصری قطعه کاشان
@ehsan_afshari
با سپاس دوست هنرمندم
محمد زرنوش
4 420
.
از گریه نگو بغض من افشا شدنی نیست
بغضی که به تسلیم رسد وا شدنی نیست
من چند غزل پیر شوم تا که بفهمی
تصویر تو در قاب زمان جا شدنی نیست؟
همخانگی و عشق قشنگ است ولی حیف
چیزیست که با منطق دنیا شدنی نیست
دربارهی عشق تو همین قدر بگویم،
روحیست که از کالبدم پا شدنی نیست
پرسیدمت از آب، جواب آمد از آتش:
درد تو و پروانه مداوا شدنی نیست
شعر و دکلمه #احسان_افشاری
با کلارینتنوازی زیبای @zarnoosh.music
4 420
.
در این پاییز حلق آویز خنجرها فراوانند
برادر کور خواندی نابرادرها فراوانند!
برادر موج سرکش سنگ خواهد شد در این ساحل
صدفها لانهی خرچنگ خواهد شد در این ساحل
مراقب باش حوض نقرهای قلاب هم دارد
که نیلوفر شدن تنهایی مرداب هم دارد
همان دستی که آخر خنجری از پشت خواهد زد
به حلوای تو در روز عزا انگشت خواهد زد
بترس از آنکه دست جاده با جادو یکی باشد
مسیر خانهی صیاد با آهو یکی باشد
بزن اما از این دیوار مشتت در نمیآید
کسی در زندگی جز مرگ پشتت در نمیآید
سکوتم را پذیرفتی دل بیطاقتم را نه
تو تنها چهرهام را میشناسی، غربتم را نه
#شعر #دکلمه و #موسیقی:#احسان_افشاری
با تشکر از رفیق هنرمندم محمد زرنوش
4 420
تا قصهی دلتنگی تو یار مویه
جای تو فقط خیال، دلدار مویه
ای شانس بخشک، مو پرستار غمم
ای بخت بسوز، غم پرستار مویه
رفتی و خیالت به شبم رنگ نزد
یاد تو به شیشهی غمم سنگ نزد
تو درهی عشق تو مو اون ماهم که
بعد از تو پلنگی به دلم چنگ نزد
با صحبت این و اون حسودم کردی
رو مجمر انتظار، عودم کردی
یادت باشه عزیز یادت باشه
آتیش شدم ولی تو دودم کردی
#احسان_افشاری
@ehsan_afshari
4 420
در این پاییز حلق آویز خنجرها فروانند
برادر کور خواندی نابرادرها فراوانند
چرا باور کنم ترفندهای حقه بازان را
برادر می شناسم چهره ی تابوت سازان را
#احسان_افشاری
4 420
در خواب یکی نبودِ خود را دیدم
با خالی ِ جای خالیاش رقصیدم
دیروز دوباره یادش از یاد گذشت
یک گریهی سیر با خودم خندیدم
#احسان_افشاری
#رباعی
#سراسیمه_در_مکث
@ehsan_afshari
4 420
تنهایی انسانم و سرگردانم
انسانم و تنهایی بیپایانم
از این همه احساس، چرا تنهایی؟
از این همه موجود، چرا انسانم؟
#احسان_افشاری
#رباعی
#سراسیمه_در_مکث
4 420
سایهها، سایههای سنگفروش
نعش آیینه میبرند به دوش
آفتاب آیهای بدون لب است
ماه کاملترین دهان شب است
راهزن دزد جیب خود شدهاست
هر درختی صلیب خود شدهاست
گرگهای گرسنه بهر ثواب
بره سر میبرند در محراب
شحنه شلاق می کند خیرات
یقرا فاتحه مع الصلوات
احسان افشاری
4 420
این دیگر چیزی نبود شبیه به همه ی آن از دست دادنهای معمول که بدنبال شنیدن خبر از دهان کسی بگوییم: «جدی؟ کی؟ ای وای » و کلمات بیهودهی دیگری که تنها بهانههایی هست برای به تعویق انداختن باور مرگ.
قتل #مهرجویی و همسرش یک زلزلهی روحی روانی چندین ریشتریست. نمیدانم از دیشب تا به این لحظه چندبار آن سایهی «به کشتن چراغ آمده» را تصور کردهام و از هول آنچه آن دو تجربه کردهاند چشمانم را باز و بسته کردهام. متن همسر مهرجویی را میخوانم و آن سایه (چه بسا سایه های) چاقو به دست را پشت پردهی خانه احساس میکنم. میگوید : حسابت را می رسم و می رود.دوباره چشم باز میکنم و میبندم. کات/ هفته ی بعد، شب/ داخلی/ ویلای دنج آقای مهرجویی که با یک نوار زرد حالا تبدیل شده است به «صحنهی جرم»/، صاحبان سایه با خون تسویه حساب کردهاند و رفتهاند.
این فاجعه با هیچ کلمهای تسلی بخش نیست و نباید هم باشد. آنقدر فاجعه است که بهت زیاد آن هنوز اجازهی بغض نداده.اینچند خط هم برای کاستن از وزن ناباوریاش افاقه نمیکند.فقط همین را دارم بگویم که ما مردمانی هستیم که عادت کردهایم جراحت زخم های پیشین را با زخم های تازه تر جبران کنیم.
امان از این زخم تازه ...
#احسان_افشاری
