Payvast Software Group
前往频道在 Telegram
ارائه کننده محصولات اتوماسیون سازمانی درحوزه مالی مدیریت منابع انسانی و اتوماسیون اداری نسل جدید محصولات تحت وب پیوست با رویکرد ERP سایت: www.payvast.com تماس با مدیر کانال: @PayvastSoftwareGroup
显示更多1 121
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+1830 天
帖子存档
Repost from N/a
من اناری را میکنم دانه، به دل میگویم
خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود...
حجم سبز سهراب سپهری
.
Repost from N/a
من اناری را میکنم دانه، به دل میگویم
خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود...
حجم سبز سهراب سپهری
Repost from N/a
همه میخواهند جهان را تغییر دهند،
اما کسی در پی تغییر خویش نیست.
#تولستوی
.
Repost from N/a
💠در ستایش کارنکردن
من هم مانند بسیاری دیگر با این جمله بزرگ شدهام که «شیطان برای دستهای بیکار برنامهریزی میکند» و مانند یک پسر خوب همیشه پرکار بودهام ولی به نظر من مردم دنیا زیادی کار میکنند و این باور که کار کردن فضیلت است بشریت را دچار خسرانی عظیم کرده است! در واقع ایده کار طولانی مدت در هر شرایطی بیشتر ناشی از تفکرات طبقات فرادست جوامع برای استثمار طبقات فرودست بوده است. من زمانی از یک دوشس محترم شنیدم که میگفت «تعطیلی به چه درد فقراء می خورد؟ آنها باید کار کنند» مردم زمان ما اینقدر رک نیستند ولی این مدل تفکر کماکان پابرجاست. در صورتی که فنآوریهای مدرن امروزی موجب کاهش چشمگیر زمان لازم کار برای تامین یک زندگی معمولی شده است ولی هنوز هم بسیاری از شاغلین اضافه کاری میکنند و بسیاری دیگر از بیکاری رنج میبرند و در تامین معاش اولیه خود ماندهاند.
فرض کنیم مردمی که به کار تولید میخ در دنیا اشتغال دارند به صورت روزانه هشت ساعت کار میکنند و به میزان نیاز جهانی میخ تولید میکنند و در این شرایط کسی روش نوینی در میخ سازی ابداع کند که با همان تعداد شاغل در بخش میخ سازی بتوان دو برابر میخ تولید کرد، در این شرایط عرضه میخ بیش از تقاضای جهانی آن است و میخ ارزان میشود. در این شرایط و در یک دنیای معقول همه شاغلین میخ ساز میتوانند نیمه وقت کار کنند. ولی در دنیای امروز کماکان میخ سازان هشت ساعت کار میکنند و به دلیل عرضه زیاد میخ نیمی از کارخانه های میخسازی ورشکست میشوند و شاغلین این کارخانه ها بیکار میشوند و دست آخر همان حجم بیکاری ایجاد میشود که وقتی همه نیمه وقت کار کنند. به این ترتیب زمانی که میتوانست اوقات فراغت همه میخ سازها باشد دلیل فلاکت و ادبار برخی خواهد شد.
وقتی که ما کار میکنیم و وقتی که ما خرج میکنیم، تلقی بسیاری آن است که بخش اول بسیار مطلوب و شرافتمندانه است و بخش دوم مهمل و بیفایده است. در صورتی که پول درآوردن وخرج کردن آن پول دو روی یک سکه است. زمانی که کار میکنید لقمهای را از دهان دیگری خارج میکنید و هنگامی که خرج میکنید لقمهای را در دهان دیگری قرار میدهید. اگر این توازن در زندگی ما ایجاد شود همه میتوانند از یک زندگی شادمانهتری بهرهمند باشند. ولی زندگی امروز ما به شدت از این عدم توازن رنج میبرد، بخش عمدهای از منافع تولید سهم اقلیت کوچکی است و کالاهای بسیاری تولید میشود که هیچ متقاضی ندارند و درصد بالایی از نیروی کار بیکار هستند و بسیاری نیز در ساعات طولانی کار میکنند.
خانواده های اشرافی گذشته و اعقاب ایشان یعنی طبقات ثروتمند، بیشترین سهم را در القاء این باور در طبقات فرودست جامعه داشتهاند که کار کردن و کار کردن و کار کردن بهترین کار زندگی است و کرامت انسان در کار کردن نهفته است و البته خود را به طور کامل بی نیاز از این کرامت میدانستند، ولی من مطمئن هستم که هیچ کارگری چنین کرامت ساختگی را درک نمیکند و مثلا نمیگوید که که هر روز سخت کار میکنم چون میخواهم به غایت کرامت انسانی برسم بلکه میداند که برای ادامه زندگی مجبور است که به کار سخت تن دهد.
واقعیت آن است که کار به مفهوم تولید کالا و خدمات برای همه ما ضروری است ولی مسلما یکی از غایات زندگی بشر به شمار نمیرود وگرنه باید هر کارگر ماهری را از شکسپیر و مولانا برتر بدانیم. با برقراری توازن بین کارکردن وکارنکردن همه ما امکان بهرهمندی از خوشیها و علاقهمندیهایی را خواهیم داشت که کار طولانی مدت از ما سلب کرده است و این شادی بیشتری به زندگی همه ما خواهد بخشید و این شادی میتواند سطح آرامش و امنیت همگانی را ارتقاء بخشد. شیوههای مدرن تولید کالا و خدمات امکان بهرهمندی از اوقات فراغت بیشتری را به ما میدهد ولی ما بدترین انتخاب ممکن را انجام دادهایم: اضافه کاری یک گروه و گرسنگی گروه دیگر!
کار تا اندازه ای منطقی و انسانی است که فرصت لذت بردن از زندگی را از ما سلب نکند، در دنیایی که همه ما نیمهوقت کار کنیم، میتوانیم به علائق و آرمانهای شخصی خود در زندگی توجه بیشتری داشته باشیم. در این شرایط مردان و زنان شادمانتر و مهربانتر خواهند بود و تمایل کمتری به آزار و اذیت دیگران خواهند داشت. رغبت به جنگ افروزی تضعیف خواهد شد و معضل بیکاری تا حد زیادی حل میشود. شاید در دوران گذشته ما نیاز به کار سخت برای تامین کالاهای مورد نیاز زندگی داشتهایم و ایده کار سخت توجیه داشته است ولی در دنیای مدرن و تولید انبوه کالا با بهرهمندی از تکنولوژیهای مختلف این شیوه تفکر به سود خوشبختی و سعادت ما نیست. ما انسانها در این موضوع مانند بسیار موضوعات دیگر انتخاب احمقانهای داشتهایم ولی دلیلی ندارد که تا ابد روی این انتخاب احمقانه اصرار داشته باشیم.
برداشت آزاد از:
In Praise of Idleness
Book by Bertrand Russell
.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
