ch
Feedback
کدینگ ۱۱۰۰ واژه

کدینگ ۱۱۰۰ واژه

前往频道在 Telegram

یادگیری سریع لغات توسط استاد امیر احمدی مولف کتاب تصویرسازی لغات انگلیسی ۵۰۴ مدرسان شریف @amirahmadie

显示更多
4 104
订阅者
无数据24 小时
无数据7
无数据30
帖子存档
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره 327 fraught (FULL OF) /frɔːt/ US /frɑːt/ adjective پر،مملو تلفظ:فرات کد: فر
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره 327 fraught (FULL OF) /frɔːt/ US /frɑːt/ adjective پر،مملو تلفظ:فرات کد: فرات یه روده پر آبه @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره 326 impeccable /ɪmˈpek.ə.bļ/ adjective بی عیب و نقص تلفظ: ایم پکبل کد: این
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره 326 impeccable /ɪmˈpek.ə.bļ/ adjective بی عیب و نقص تلفظ: ایم پکبل کد: این پاکه بله بی عیب و نقصه کاراش @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره 326 impeccable /ɪmˈpek.ə.bļ/ adjective perfect with no problems or bad parts: impeccable taste/manners/credentials His English is impeccable. بی عیب و نقص تلفظ: ایم پکبل کد: این پاکه بله بی عیب و نقصه کاراش @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره325 assiduous /əˈsɪd.ju.əs/ دارای پشت کار،زحمت کش،ساعی کد: [اسیدیس] کار کردن
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره325 assiduous /əˈsɪd.ju.əs/ دارای پشت کار،زحمت کش،ساعی کد: [اسیدیس] کار کردنش خیلی زحمت کشه، همه چی رو سریع حل میکنه @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره325 assiduous /əˈsɪd.ju.əs/ دارای پشت کار،زحمت کش،ساعی کد: [اسیدیس] کار کردن
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره325 assiduous /əˈsɪd.ju.əs/ دارای پشت کار،زحمت کش،ساعی کد: [اسیدیس] کار کردنش خیلی زحمت کشه، همه چی رو سریع حل میکنه @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره325 assiduous /əˈsɪd.ju.əs/ دارای پشت کار،زحمت کش،ساعی کد: [اسیدیس] کار کردنش خیلی زحمت کشه، همه چی رو سریع حل میکنه @English1100

manifold (MANY) /ˈmæn.ɪ.fəʊld/US /-foʊld/ بسیار،زیاد تلفظ: منیفلد کد: مانی فلدرهای زیادی تو کامپیوترش داره @English1100
manifold (MANY) /ˈmæn.ɪ.fəʊld/US /-foʊld/ بسیار،زیاد تلفظ: منیفلد کد: مانی فلدرهای زیادی تو کامپیوترش داره @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره324 manifold (MANY) /ˈmæn.ɪ.fəʊld/US /-foʊld/ adjective FORMAL many and of several different types: Despite her manifold faults she was a strong leader. بسیار،زیاد تلفظ: منیفلد کد: مانی فلدرهای زیادی تو کامپیوترش داره @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره323 fallacious /fəˈleɪ.ʃəs/ adjective FORMAL not correct: His argument is based on fallacious reasoning. غلط،مغاطله آمیز تلفظ: فلیشس کد:[ فله ای شاسکول] مغالطه میکنه برا ما،فکر کرده حالیمون نیست.😜 @English1100

fallacious: غلط،سفسطه آمیز،مغالطه آمیز @English1100
fallacious: غلط،سفسطه آمیز،مغالطه آمیز @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره323 fallacious /fəˈleɪ.ʃəs/ غلط،مغاطله آمیز تلفظ: فلیشس کد:[ فله ای شاسکول]
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره323 fallacious /fəˈleɪ.ʃəs/ غلط،مغاطله آمیز تلفظ: فلیشس کد:[ فله ای شاسکول] مغالطه میکنه،انگار حالیمون نیست @English1100

Concoct:درست کردن،سرهم کردن @English1100
Concoct:درست کردن،سرهم کردن @English1100

Concoct: درست کردن،سرهم کردن کد: کنتاکی درست میکنم برات حال کنی @English1100
Concoct: درست کردن،سرهم کردن کد: کنتاکی درست میکنم برات حال کنی @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره322 concoct /kənˈkɒkt/ US /-ˈkɑːkt/ verb [T]  1 to make something usually food by adding several different parts together often in a way that is original or not planned: He concocted the most amazing dish from all sorts of unlikely ingredients. 2 to invent an excuse explanation or story in order to deceive someone: He concocted a story about working late at the office. تلفظ: کنکاکت کد: مرغ (کنتاکی) درست میکنم برات حال کنی. @English1100

consummate:به پایان رساندن،کامل کد: کو اون سمیت که کار موشهارو پایان میده؟ @English1100
consummate:به پایان رساندن،کامل کد: کو اون سمیت که کار موشهارو پایان میده؟ @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره321 consummate /ˈkɒn.sjʊ.meɪt/ US /ˈkɑːn.sə-/ verb [T] FORMAL  to make something complete or perfect به پایان رساندن،انجام دادن تلفظ: کانسیومیت کد: کو اون سمیت که به کار موشها پایان میداد؟ @English1100

✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی هفته7⃣1⃣💟💟💟 لغت شماره320 perpetrate /ˈpɜː.pə.treɪt/ US /ˈpɝː-/ verb [T] FORMAL  to commit a crime or a violent or harmful act: In Britain half of all violent crime is perpetrated by people who have been drinking alcohol. Federal soldiers have been accused of perpetrating atrocities againstinnocent people. مرتکب شدن،مقصر بودن تلفظ:پرپتریت کد:بپر برو تو زمین مرتکب یه خطا شو بیا بیرون😜 @English1100

Perpetrate:مرتکب شدن کد: بپر برو تو زمین چندتا خطا مرتکب شو حال کنیم😜 @English1100
Perpetrate:مرتکب شدن کد: بپر برو تو زمین چندتا خطا مرتکب شو حال کنیم😜 @English1100

saturate: اشباع کردن،سیر کردن کد: ساطورت رو بردار هرچقد سیرت میکنه از اون گوشت جدا کن @English1100 سفارش کتابهای کدینگ. 👇👇�
saturate: اشباع کردن،سیر کردن کد: ساطورت رو بردار هرچقد سیرت میکنه از اون گوشت جدا کن @English1100 سفارش کتابهای کدینگ. 👇👇👇👇 @amirahmadie