کدینگ ۵۰۴ | coding 504
前往频道在 Telegram
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments
显示更多📈 Telegram 频道 کدینگ ۵۰۴ | coding 504 的分析概览
频道 کدینگ ۵۰۴ | coding 504 (@coding_504) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 52 462 名订阅者,在 教育 类别中位列第 3 360,并在 伊朗 地区排名第 6 679 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 52 462 名订阅者。
根据 06 十一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -341,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 1.99%。内容发布后 24 小时内通常能获得 0.90% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 045 次浏览,首日通常累积 471 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 t.me/o2021, ایدی, مکالمه, listen, لغت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید,
ادمین شما @O2021
کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻
@Friends_en
@Coding_Toefl
@Extra_en
@Joey_en
نظرات و نتایج 👈 @coding_comments”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 十一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。
52 462
订阅者
-724 小时
-797 天
-34130 天
帖子存档
52 462
45. #circulate :
go around, go from place to place or person to person
پخش شدن، از مکانی به مکانی یا از شخصی به شخصی رفتن
a. A fan may circulate the air in summer, but it doesn't cool it.
پنکه میتواند هوا را در تابستان به جریان بیندازد اما آن را خنک نمیکند
b. My father circulated among the guests at the party and made them feel comfortable.
پدر من در میان میهمانان در میهمانی میچرخید و باعث میشد که آن ها احساس راحتی کنند
c. Hot water circulates through the pipes in the building, keeping the room warm.
آب داغ از داخل لوله های ساختمان عبور میکند و اتاق را گرم نگه میدارد
🍂 @coding_504 🍂
52 462
لغات کلی که در درس چهارم 504 واژه بکار رفته قسمت سوم
👈 برای دریافت آموزش کامل لغات 504 به این آی دی پیام بدین
👇👇🏿👇🏼
🆔 t.me/O2021
🔑 @Coding_504 🔑
52 462
قسمت های کوتاهی از سریال محبوب فرندز با زیرنویس انگلیسی و فارسی
🇺🇸 A short movie . Listen to it
If you wanna improve your English
📺 I want quit the gym. 😂 4⃣
👈🏻 فوق العاده موثر برای تقویت مکالمه و لیسنینگ
برای تهیه ی مجموعه کامل سریال فرندز با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی در فروش ویژه عدد 5 را یه ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 T.me/O2021
🇺🇸 Join @Coding_504 | @Friends_en
52 462
👂🏼بهترین منبع یادگیری مهارت شنیدار، 3کتاب 3 دی وی دی، دنیای listening رو به خانه ببر***
سفارش و ثبتنام📣📣👇👇🏿👇
t.me/silvermoon1000
✨با این سه کتاب دنیای گوشتو میرسونم به شنیدار مناسب برای ایلتس، به من میگن یکتا، اگه پشتکار داری بسم الله.
⚪️ درس یک کتاب تاکتیکس فور لیستینگ سبز در کانال نمونه ها کامل چیده شده میتونین استفاده کنید و چنانچه به گذراندن دوره های تقویت مهارت لیسنینگ با ما علاقمند شدید ثبتنام شوید.
🎵🎵لینک نمونه ی تدریس یک درس 😍😍😍کلیک کن
https://t.me/YektaEnglishclass/33005
https://t.me/YektaEnglishclass/33050
https://t.me/YektaEnglishclass/33098
https://t.me/YektaEnglishclass/33152
https://t.me/YektaEnglishclass/33200
لیسنینگ شنیدار انگلیسی رویا و ارزوی خیلی هاست
تحققش با ما
ثبتنام 👇👇👇
@silvermoon1000
52 462
با سه ترم داستانک دوستانتون حرف میزنن، تو کلاسهای زبان این فرصت تکرار و تمرین و رفع اشکال رو به یه نفر نمیدن، سر بزن تلاش دوستاتو ببین👇
@Yekta_YET_PRACTICE
کلاسهای مکالمه ی خانم استاد یکتا رو از دست ندین
نمونه👇👇👇روی تک تک لینک ها بزنین
https://t.me/YektaEnglishclass/28592
https://t.me/YektaEnglishclass/28786
https://t.me/en_courses/382
https://t.me/en_courses/454
https://t.me/YET_4000/31
ثبتنام
t.me/silvermoon1000
52 462
52 462
🔹این پست را جدی بگیرید
کلاس فانکشن مساوی حداقل شش ترم کلاس مکالمه رفتن👇👇👇
🌀1⃣
https://t.me/YET_4000/973
🌀2⃣
https://t.me/YET_4000/981
✅3⃣
https://t.me/YET_4000/988
✅4⃣
https://t.me/YET_4000/996
⁉️5⃣
https://t.me/YET_4000/1000
🔰6⃣
https://t.me/YET_4000/1015
ادمین فانکشن 👇👇👇
@silvermoon1000
52 462
💠 ابتدا میتوانید یکی دو بار بهصورت تفننی این داستان را بهصورت صوتی یا تصویری ببینید.
💠 سپس استراتژیهای گفتهشده در نوشتهی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیادهسازی کنید.
52 462
The Monster In The Wardrobe
هیولا در رختآویز
#داستان_کوتاه_انگلیسی
There was once a boy who was afraid of the dark. He thought that when it was dark his bedroom filled up with monsters. But there came a time when he was too old to be allowed to keep sleeping with the light on.
روزی روزگاری پسربچهای بود که از تاریکی میترسید. او با خودش فکر میکرد که در هنگام تاریکی اتاقش پر از هیولا میشد. اما زمانی سر رسید که آنقدری بزرگ شده بود که اجازه نداشت درحالیکه چراغها روشن باشد، بخوابد.
That first night he was paralysed with fear, his mind full of monsters. So much so, that he went over to his wardrobe to get a torch. But when he opened the wardrobe door he came face to face with a monster, and he let out the loudest scream in the world.
آن شب او از ترس فلج و ازکارافتاده شده بود، و ذهنش پر از هیولا بود. تا آنجا که، بهسوی رختآویزش رفت، تایک چراغقوه بردارد. اما وقتی درب رختآویز را باز کرد، بایک هیولا رودررو شد، و بزرگترین فریاد دنیا را از خود بیرون داد.
The monster took a step backwards, grabbed its multicoloured hair with its tentacles and… started crying! The monster cried for so long that the boy’s shock and fear subsided. He calmed the monster as much as he could, and started talking to him, asking him why he was crying, and what he was doing there.
هیولا یک قدم به عقب برگشت. و با شاخکهایش، موهای رنگارنگش را گرفت و شروع کرد به گریه کردن. هیولا بهقدری گریهاش را طول داد که شوک و ترس پسربچه فروکش کرد. او تا آنجایی که میتوانست هیولا را آرام کرد و شروع کرد به صحبت کردن با او و از او پرسید که چرا گریه میکند و آنجا چهکار میکرد.
The monster told him he lived in the wardrobe, but almost never went out, because he was afraid of the boy. When the boy asked him why, the monster told him the boy’s face seemed to him the most horrible thing he’d ever seen with eyes, ears and a nose. The boy felt exactly the same way about the monster, who had an enormous head full of mouths and hair.
هیولا گفت که در رختآویز زندگی میکرد. اما تقریباً هیچگاه بیرون نیامد چون از پسربچه میترسید. وقتیکه پسربچه از وی پرسید چرا؛ او گفت که چهرهی پسربچه با چشم و گوش و دماغ، وحشتناکترین چیزی به نظر میآمد که تابهحال دیده بود. بچه هم دقیقاً همین احساس را نسبت به هیولا داشت کهیک کلهی بزرگ پر از دهان و مو داشت.
The two of them talked so much that they became quite friendly, and they realised that both of them had been afraid of the same thing: the unknown. To lose their fear all they had to do was get to know each other. Together they travelled the world, seeing lions, tigers, crocodiles, dragons… It was the first time either of them had seen such creatures, but they made the effort to get to know them, and ended up dispelling their fear, and becoming friends.
هردوی آنها کلی باهم حرف زدند تا جایی که رفتهرفته باهم دوست شدند. و متوجه شدند که هر دوشان ازیکچیز میترسیدند: از ناشناختهها. برای اینکه ترسشان بریزد، تنها کاری که نیاز بود انجام دهند این بود که همدیگر را بشناسند. آن دو باهم دنیا را گشتند و شیرها، ببرها، کروکدیلها، و اژدها را دیدند. این اولین باری بود که هرکدام از آنها این مخلوقات را میدیدند؛ آنها تلاش کردند که این مخلوقات را بشناسند، و درنهایت منجر شد که ترسشان برطرف شود و باهم دوست شوند.
And, although his parents weren’t too happy, because they thought he was too old to still believe in monsters, the truth of it was that all kinds of creatures visited the boy’s bedroom each night. And, instead of fearing them he had learned to get to know them and befriend them.
باوجوداینکه پدر و مادر بچه خیلی خوشحال نبودند؛ زیرا فکر میکردند پسرشان خیلی بیشتر از آن بزرگ شده است که هنوز به هیولا اعتقاد داشته باشد؛ حقیقتش این بود که هر شب تمام انواع مخلوقات، به اتاقخواب بچه سر میزدند. و بجای اینکه پسربچه از آنها بترسد،یاد گرفت که آنها را بشناسد و با آنها رفیق شود.
👌لغات مهم داستان:
Paralyzed: فلج شدن، ازکارافتادن
So much so: تا آنجایی که
To go over: بهسوی (چیزی) رفتن
Wardrobe: رخت آویز
Torch: چراغ قوه
Face to face: رو در رو شدن
Tentacles: شاخکها
Subside: فروکش کردن
Realize: متوجه شدن
Creatures: مخلوقات، موجودات
Dispel: برطرف شدن
Befriend: رفیق شدن
#Short_story_31
🌳 @coding_504 🌲
52 462
🎧 Europe's skies 🎧
🎼 Alexander rybak 🎙
Now I’m home, but I cannot stay
حالا خونه ام، ولی نمیتونم بمونم
I dream of you every day
هر روز در رویای تو هستم
Got to know every inch of you
اومدم ذره ذره تورو بشناسم
Will you make my dream come true
یعنی رویا های من رو به حقیقت تبدیل می کنی
There’s no place like home they say
اونا میگن هیچ جا خونه نمیشه
you’re my home, so hear me pray
تو آشیونه منی، پس دعای منو بشنو
I don’t know you but I need more time
تورو نمیدونم ولی من به زمان بیشتری نیاز دارم
Promise me you’ll be mine
قول بده مال من می مونی
Birds are flying over Europe skies
پرنده ها دارن از آسمون اروپا پرواز می کنن
Tell me please why can’t I?
تورو خدا بگو، چرا من نه
Times have changed, but so have I
زمان تغییر کرده، تو هم همینطور
I view my life through your eyes
زندگیمو تو چشمای تو می بینم
On the go in tourist’s shoes
باید بلافاصله با رفتن این توریستها من هم برم
But I’ll stay truthful to you
ولی تا ابد با تو رو راست می مونم
Cause there’s no place like home they say
چون اونا میگن هیچ جا خونه نمیشه
You’re my home, so I guess I’ll stay!
تو آشیونه منی، پس فکر کنم بمونم
(I don’t know you but I need more time
تورو نمیدونم ولی من به زمان بیشتری نیاز دارم
Promise me you’ll be mine
قول بده مال من می مونی
Birds are flying over Europe skies
پرنده ها دارن از آسمون اروپا پرواز می کنن
Tell me please why can’t I?
تورو خدا بگو، چرا من نه)x2
🎧 @coding_504 🎼
52 462
🗯 نظر کاربر عزیز خانم موسوی
دانشجوی دکتری و در مسیر آزمون ept
لطفا گوش کنید.💝💝
جهت ثبت نام در دوره اینترنتی لغات ضروری تافل و ۵۰۴ واژه به روش کدینگ عدد 11 را به آیدی زیر ارسال کنید👇
👤 t.me/O2021
