کدینگ ۵۰۴ | coding 504
前往频道在 Telegram
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments
显示更多📈 Telegram 频道 کدینگ ۵۰۴ | coding 504 的分析概览
频道 کدینگ ۵۰۴ | coding 504 (@coding_504) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 52 726 名订阅者,在 教育 类别中位列第 3 320,并在 伊朗 地区排名第 6 620 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 52 726 名订阅者。
根据 13 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -305,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 1.81%。内容发布后 24 小时内通常能获得 0.87% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 957 次浏览,首日通常累积 457 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 t.me/o2021, ایدی, مکالمه, listen, لغت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید,
ادمین شما @O2021
کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻
@Friends_en
@Coding_Toefl
@Extra_en
@Joey_en
نظرات و نتایج 👈 @coding_comments”
凭借高频更新(最新数据采集于 14 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。
52 726
订阅者
无数据24 小时
-627 天
-30530 天
帖子存档
52 726
📺 چندلر و ماجرای کات کردن 2
قسمت های کوتاهی از سریال محبوب فرندز با زیرنویس انگلیسی و فارسی
🇺🇸 A short movie . Listen to it
If you wanna improve your English
👈🏻 فوق العاده موثر برای تقویت مکالمه و لیسنینگ
برای تهیه ی مجموعه کامل سریال فرندز با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی در فروش ویژه عدد 5 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 T.me/O2021
🇺🇸 Join @Coding_504 | @Friends_en
52 726
Repost from فرندز فارسی و انگلیسی
🔴 دریافت بسته ویژه و جامع آموزش لغات 504 به روش کدینگ و با تدریس استاد یکتا
با واریز مبلغ ۳۰۰ هزار تومان به شماره کارت زیر و ارسال فیش به ادمین دریافت کنید :💳💳
6219-8619-1842-6064
بنام محمدصادق عسکری(بانک سامان)
🌐یا از طریق درگاه امن پرداخت👇
www.moneyar.me/Coding
👤 روابط عمومی ثبتنام (پاسخگوی 24 ساعته)
🆔 t.me/O202152 726
💠 ابتدا میتوانید یکی دو بار بهصورت تفننی این داستان را بهصورت صوتی یا تصویری ببینید.
💠 سپس استراتژیهای گفتهشده در نوشتهی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیادهسازی کنید.
52 726
The bird king
سلطان پرندگان
#داستان_کوتاه_انگلیسی
All the animals in the jungle had a king. The birds were jealous. They wanted a king too.
همه حیواناتِ جنگل رئیس و سلطانی داشتند. پرندهها حسودیشان شد. آنها هم یک سلطان میخواستند.
“Let me be king. Look at my wonderful colours!” said the beautiful parakeet.
طوطی دمدراز گفت: «بزارید من سلطان بشم. پرهای رنگارنگ و فوقالعادهام رو ببینید!»
“No, no,” said the myna. “I can speak and talk to the other animals. I should be king.”
مینا گفت: نه نه، من می تونم حرف بزنم و با حیوونای دیگه صحبت کنم. من باید سلطان بشم.»
“And I have a fantastic beak!” said Toucan. “I want to be the bird king.”
توکان گفت: من منقاری عجیبوغریب دارم. من میخواهم سلطان پرندگان شوم.»
“I know,” said the macaw. “Why don’t we have a competition? The bird who can fly the highest will be the bird king.”
طوطی مکو گفت: می دونم. چرا مسابقه ندهیم؟ پرندهای که بتواند از بقیه بالاتر پرواز کند، سلطان جنگل شود.»
Everyone thought this was an excellent idea, especially the eagle. “Make me king now,” he said. “I am the strongest, and I can fly the highest.”
همه و مخصوصاً عقاب قبول کردند که این فکر خوبی است. او گفت: «مرا سلطان کنید. من از همه قویترم و میتوانم بالاتر از همه پرواز کنم.»
“Ah,” said a little voice. “But you might not win!”
صدای ضعیفی گفت: «آه، شایدم تو برنده نشی!»
“Ha ha!” laughed the eagle. “You can’t beat me, little sparrow!”
عقاب خندهای کرد: «ها ها! گنجشک کوچولو تو نمی تونی منو شکست بدی!»
“We’ll see,” said the sparrow.
گنجشک گفت: «خواهیم دید.»
The race began, and all the birds flew high into the sky. They flew higher, and higher, and the eagle flew the highest. “Ha! I told you!” squawked the eagle. “I, I am the king!”
مسابقه شروع شد و همه پرندهها به اوج آسمان پرواز کردند. بالا و بالاتر رفتند و عقاب از همه بالاتر بود. عقاب جیغی زد: «من که گفته بودم. من سلطانم!»
But the sparrow was hiding under the eagle’s wing. Suddenly, he flew higher than the eagle’s head. The sparrow was the highest bird of all! He won the competition! And the sparrow was the new bird king.
اما گنجشک زیر بالهای عقاب قایم شده بود. ناگهان بالاتر از عقاب به پرواز درآمد. گنجشک بالاتر از سر عقاب پرواز میکرد. گنجشک از همه بالاتر بود! او برنده مسابقه و سلطان پرندگان شد.
#Short_story_40
🦉 @coding_504 🦅
52 726
52 726
52 726
✅اگر به دنبال اقامت دائم هستید و میخواهید شغلتون رو توی کانادا با دآرمد $ ادامه بدید ، شرکت مهاجرتی پارسی کانادا با 15 سال سابقه و دارا بودن تمامی
مجوزهای بین المللی و ملی میتونه بهترین انتخابتون باشه🥇
◀فرم ارزیابی رو به صورت رایگان پر کنید تا مشاورها در اسرع وقت باهاتون تماس بگیرن
🌐مشاهده فرم ارزیابی
آدرس کانال تلگرام👇🏻
https://t.me/parsicanadacom
52 726
📚 " دانلود 100 کتاب برتر قرن "
📕 ادبیات
📕 تاریخ
📗 روانشناسی
📗علم
📙 فلسفه
📙 هنر
🌹" کتاب هایی که باید بخوانی :
https://telegram.me/joinchat/AAAAADzVmwL8K1QBbeN9bg
52 726
هر چقد بیشتر از آدمای منفی باف فاصله بگیری زندگیت مثبت تر میشه.
Join 👉 @Coding_504 | @OfficialEnglishTwitter
52 726
✨✨
اگر نیاز مبرم به روانشناس دارید، اما شرایط رفتن پیش مشاور را ندارید...
اگر خجالتی و کمحرف هستید
اگر مدام از درون خودخوری میکنید
اگر به شدت بدبین و ناامید شدهاید
روزی چند دقیقه با ما باشید، قول میدهیم مطالب این کانال کمکتان کند:
@milyarder
@milyarder
@milyarder
52 726
🎧 Lets Talk About Love 🎧
🎼 Modern Talking 🎙
Let me rock you, let me roll you
بذار به وجد بیارمت
Take my hand
دستمو بگیر
I will take you to a new start
تورو به یک ستاره جدید میبرم
Calling the promised land
عرض موعود رو صدا می کنم
Let me love you, let me hold you
بذار عاشقت باشم، بذار در آغوشت بگیرم
With all my heart
با تمام قلبم
Trust me baby, like I trust you
عزیزم به من اعتماد کن، درست مثل من
I did it from the start
من از همون اول بهتو اعتماد کردم
And each and every day
و هر روز
I’m gonna always say
میخوام هر لحظه بهت بگم
Let’s talk about love, love, love, love
بیا راجع به عشق صحبت کنیم
That’s all I’m dreaming of
و این تمام چیزیه که همش در رویاهام میبینم
Let’s talk about love
بیا راجع به عشق حرف بزنیم
It’s up to you
به تو ربط داره
To make your dreams come true
که بخوای رویاهات رو به حقیقت تبدیل کنی یا نه
Look in my eyes, there’s a way
تو چشمام نگاه کن، یک راهی وجود داره
Don’t throw your dreams away
نذار رویاهات از بین برن
You’ll never lose
هرگز از دستشون نمیدی
Keep love alive
بذار عشق زنده بمونه
Baby, then our love survive
عزیزم اونوقته که عشقمون نجات پیدا می کنه
Let me rock you, let me roll you
بذار به وجد بیارمت
I’ll be close to you
کنارت می مونم
We can have a one way trip to paradise for two
میتونیم جفتمون به بهشت سفر کنیم و دیگه بر نگردیم
There’s so much
I can give you
چیزهای زیاد دیگه ای هم هست که میتونم بهت بدم
I’ll give all my heart
من تمام قلبم رو بهت میدم
We can always be together
میتونیم همیشه با هم باشیم
And never break apart
و هرگز از هم جدا نشیم
And each and every day I’m gonna always say
و هر روز میخوام بهت بگم
🎧 @coding_504 🎼
52 726
🎞 #موزیک_ویدیو
🎙 #Modern_Talking
🎼 Lets Talk About Love
همراه با زیرنویس انگلیسی
🎵 @coding_504 🎵
52 726
ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید.
سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید:
۱. لغت های جدید
۲. ساختارهای گرامری
۳. عبارت کاربردی
۴. تلفظ
🗣 @coding_504 🗣
52 726
The snowman
آدم برفی
#داستان_کوتاه_انگلیسی
It was nearly Christmas. Katie woke up and found that the world was white and magical.
تقریباً کریسمس شده بود. کتی از خواب بیدار شد و دید که همهجا سفید و جادویی شده.
“Snow!” she shouted, “Snow for Christmas!”
او داد زد: برف اومده! برفِ کریسمس!
She ran outside and danced in the snow.
بیرون دوید و روی برفها رقص و پایکوبی کرد.
Her brother Eddie came out too. They made a big round snowball and a small one. They put them together and made a huge snowman.
برادرش اِدی هم بیرون آمد. آنها یک گلوله برفی بزرگ و یک گلولهی کوچکتر درست کردند. آنها را روی هم گذاشتند و یک آدمبرفی بزرگ درست کردند.
“Hello.” he said. “It’s Christmas. Would you like a present?”
آدمبرفی گفت: سلام. کریسمس شده. دوست دارید بهتون عیدی بدم؟
“Yes please!” they said.
آنها گفتند: بله، لطف میکنید.
The snowman waved his arms. Silver crystal snowflakes filled the sky. It was so beautiful.
آدمبرفی بازوهایش را تکان داد. دانههای بلوری نقرهایرنگ برف آسمان را پر کرد. خیلی قشنگ بود.
“We must give you a present too,” said Katie.
کتی گفت: ما هم باید به تو عیدی بدهیم
They gave the snowman a carrot for a nose, a scarf for his neck, and a hat for his head.
آنها هویجی برای بینیاش گذاشتند، شالگردنی به گردنش بستند و کلاهی بر سرش گذاشتند.
“Happy Christmas!” they said.
آنها گفتند: کریسمس مبارک
The snow stopped and the sun came out. The snowman started to melt.
برف بند آمد و آفتاب درآمد. آدمبرفی شروع به آب شدن کرد.
“Goodbye” he said. “Build me again next year!”
او گفت: سال دیگر دوباره من را درست کنید!
#Short_story_38
⛄️ @coding_504 ⛄️
52 726
