ch
Feedback
کدینگ ۵۰۴ | سریال فرندز

کدینگ ۵۰۴ | سریال فرندز

前往频道在 Telegram

ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments

显示更多

📈 Telegram 频道 کدینگ ۵۰۴ | سریال فرندز 的分析概览

频道 کدینگ ۵۰۴ | سریال فرندز (@coding_504) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 54 056 名订阅者,在 教育 类别中位列第 3 157,并在 伊朗 地区排名第 6 189

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 54 056 名订阅者。

根据 02 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -503,过去 24 小时变化为 -20,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 2.35%。内容发布后 24 小时内通常能获得 1.06% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 269 次浏览,首日通常累积 572 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 1
  • 主题关注点: 内容集中在 t.me/o2021, ایدی, مکالمه, listen, لغت 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید, ادمین شما @O2021 کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻 @Friends_en @Coding_Toefl @Extra_en @Joey_en نظرات و نتایج 👈 @coding_comments

凭借高频更新(最新数据采集于 03 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。

54 056
订阅者
-2024 小时
-1137
-50330
帖子存档
ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

Emily’s Secret راز امیلی #داستان_کوتاه_انگلیسی Emily is 8 years old. She lives in a big house. She has a huge room. She has many toys and she has a lot of friends. But Emily is not happy. She has a secret. امیلی 8 سال سن دارد. او در یک خانه بزرگ زندگی می‌کند. او یک اتاق خیلی بزرگ دارد. او اسباب بازی‌ها و دوستان زیادی دارد. اما امیلی شاد نیست. او یک راز دارد. She doesn’t want to tell anyone about her secret. She feels embarrassed. The problem is that if nobody knows about it, there is no one that can help her. او نمی‌خواهد به در مورد رازش به کسی بگوید. او احساس شرمساری می‌کند. مشکل این است که اگر کسی (هم) در این مورد بداند، هیچ کس نمی‌تواند به او کمک کند. Emily doesn’t write her homework. When there is an exam – she gets sick. She doesn’t tell anyone, but the truth is she can’t read and write. Emily doesn’t remember the letters of the alphabet. امیلی تکلیف مدرسه‌اش را نمی‌نویسد. وقتی یک امتحان دارد، او مریض می‌شود. او به هیچ کس نمی‌گوید، اما واقعیت این است که او نمی‌تواند بخواند و بنویسد. امیلی حروف الفبا را به یاد نمی‌آورد. One day, Emily’s teacher finds out. She sees that Emily can’t write on the board. She calls her after class and asks her to tell the truth. Emily says, “It is true. I don’t know how to read and write”. The teacher listens to her. She wants to help Emily. She tells her, “That’s ok. You can read and write if we practice together”. یک روز معلم امیلی می‌فهمد. او می‌بیند که امیلی نمی‌تواند روی تخته بنویسد. او امیلی را بعد از کلاس صدامی‌زند و از او می‌خواهد  حقیقت را به او بگوید. امیلی می گوید "این درست است. من نمی‌دانم چطور بخوانم و بنویسم." معلم به او گوش می‌کند. او می‌خواهد به امیلی کمک کند. او به امیلی می‌گوید "مشکلی نیست. تو می‌توانی بخوانی و بنویسی، اگر ما با هم تمرین کنیم." So Emily and her teacher meet every day after class. They practice together. Emily works hard. Now she knows how to read and write. پس امیلی و معلمش هر روز بعد از کلاس (همدیگر را) ملاقات می‌کنند. آنها با هم تمرین می‌کنند. امیلی به سختی کار می‌کند. حالا او می‌داند چگونه بخواند و بنویسد. #Short_story_68 👧🏻 @coding_504 👧🏻

🫧 Storm in a tea cup 🫧 از کاه کوه ساختن هی گایز😍 اینم یه اصطلاح پرکاربرد و ضروری که درطول روز خیلی استفاده میکنیم. 🎓 @Coding_504 🎓

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

cc2a0ba8bfb332681862336f1dc5d629.ogg2.02 KB

Go Fishing ماهیگیری #داستان_کوتاه_انگلیسی A man called home to his wife and said, “Honey I have been asked to go fishing up in Canada with my boss & several of his Friends. We’ll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I’ve been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out My rod and fishing box, we’re Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up” “Oh! Please pack my new blue silk pajamas The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت : “عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم ” ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود .این فرصت خوبی است تا ارتقا شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن  ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد .. . The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good. The wife welcomed him home and asked if he caught many fish یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود ، هفته بعد مرد به خانه آمد همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟ He said, “Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn’t you pack my new blue silk pajamas like I asked you to do”? You’ll love the answer… The wife replied, “I did. They’re in your fishing box” مرد گفت  :” بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا، چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟ ” جواب زن خیلی جالب بود … زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم . #Short_story_67 🐟 @coding_504 🐟

#awesome با هیبت/با شکوه/وحشت اور کدینگ:آو، سام هیبت تو وحشت آوره 🌹 @coding_504 🌹
#awesome با هیبت/با شکوه/وحشت اور کدینگ:آو، سام هیبت تو وحشت آوره 🌹 @coding_504 🌹

305. #Awesome ˈɑːsəm Causing or showing great fear, wonder, or respect سهمگین، پرهیبت، باشکوه a. The towering mountains, covered with snow, are an awesome sight. کوهستان های سر به فلک کشیده ی پوشیده از برف، منظره ی حیرت انگیزی می باشند. b. Connie had such an awesome amount of work to complete before graduation she doubted she would have everything ready in time. کارهای ناتمام «کانی» پیش از جشن فارغ التحصیلی به قدری زیاد بود که شک داشت بتواند همه چیز را به موقع تمام کند. c. The atom bomb is an awesome achievement for mankind. بمب اتم برای بشریت دستاورد سهمگینی است. 🌹 @coding_504 🌹

sticker.webp0.14 KB

ابتدا داستان را به صورت روزنامه وار بخوانید. سپس با خواندن موشکفانه، داستان رو دوباره بخونید و این موارد رو چک کنید: ۱. لغت های جدید ۲. ساختارهای گرامری ۳. عبارت کاربردی ۴. تلفظ 🗣 @coding_504 🗣

c65f03534b8b2824ad3174e246b3356d.ogg0.67 KB

cowboy گاوچران #داستان_کوتاه_انگلیسی A cowboy rode into town and stopped at a saloon for a drink. Unfortunately, the locals always had a habit of picking on strangers. When he finished his drink, he found his horse had been stolenHe went back into the bar, handily flipped his gun into the air, caught it above his head without even looking and fired a shot into the ceiling. “Which one of you sidewinders stole my horse?!?!? ” he yelled with surprising forcefulness. No one answered. “Alright, I’m gonna have another beer, and if my horse ain’t back outside by the time I finish, I’m gonna do what I done in Texas! And I don’t like to have to do what I done in Texas! “. Some of the locals shifted restlessly. The man, true to his word, had another beer, walked outside, and his horse had been returned to the post. He saddled up and started to ride out of town. The bartender wandered out of the bar and asked, “Say partner, before you go… what happened in Texas?” The cowboy turned back and said, “I had to walk home. گاوچراني وارد شهر شد و براي نوشيدن چيزي ، كنار يك مهمان‌خانه ايستاد . بدبختانه ، كساني كه در آن شهر زندگي مي‌كردند عادت بدي داشتند كه سر به سر غريبه‌ها مي‌گذاشتند . وقتي او ( گاوچران ) نوشيدني‌اش را تمام كرد ، متوجه شد كه اسبش دزديده شده استاو به كافه برگشت ، و ماهرانه اسلحه‌ اش را در آورد و سمت بالا گرفت و بالاي سرش گرفت بدون هيچ نگاهي به سقف يه گلوله شليك كرد . او با تعجب و خيلي مقتدرانه فرياد زد : « كدام يك از شما آدم‌هاي بد اسب منو دزديده؟!؟! » كسي پاسخي نداد . « بسيار خوب ، من يك آب جو ديگه ميخورم ، و تا وقتي آن را تمام مي‌كنم اسبم برنگردد ، كاري را كه در تگزاس انجام دادم انجام مي‌دهم ! و دوست ندارم آن كاري رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم! » بعضي از افراد خودشون جمع و جور كردن . آن مرد ، بر طبق حرفش ، آب جو ديگري نوشيد، بيرون رفت ، و اسبش به سرجايش برگشته بود . اسبش رو زين كرد و به سمت خارج از شهر رفت . كافه چي به آرامي از كافه بيرون آمد و پرسيد : هي رفيق قبل از اينكه بري بگو ، در تگزاس چه اتفاقي افتاد ؟ گاوچران برگشت و گفت : مجبور شدم پیاده برم خونه. #Short_story_66 🐂 @coding_504 🚶‍♂

📺 پیتزای اشتباهی🍕🍕🍕 قسمت های کوتاهی از سریال محبوب فرندز با زیرنویس انگلیسی 🇺🇸 A short movie . Listen to it If you wanna improve your English 🌐 لینک تمام صفحات ما در شبکه های اجتماعی برای تهیه ی مجموعه کامل سریال فرندز با دو زیرنویس انگلیسی و فارسی  در فروش ویژه عدد 5 را به ایدی زیر ارسال کنید👈🏻 🆔 @O2021 🇺🇸 Join @Coding_504

🔵 با سلام و عرض احترام در کانالی که ایدی اون رو در انتهای این پست قرار دادیم داستان و روایت های آکسفورد از کتاب Anecdotes in American English By L. A. Hill پست و تدریس شده است 🔰 ۳۰ درس اول مربوط به سطح یا لِوِل Elementary 1000 Word Level 🔰۳۰ درس دوم به سطح Intermediate 1500 Word Level 🔰 و دروس انتهایی برای دوره ی پیشرفته Advanced 2075 Word Level است. 🙏 امید که برای شما زبان آموزان مفید باشد، و انگیزه ی یادگیری و پیشرفت را در شما زنده دارد. برای شما آرزوی موفقیت روزافزون داریم. برای آموزشهای این کانال شهریه ای از زبان آموزان دریافت نمیشود.امید است در کنار کارهای اصولی دیگری که برای یادگیری و مرور انگلیسی انجام میدهید، این مباحث نیز تسهیل گر باشند. سهم شما فقط فاتحه ای نثار روح شهدای گمنام و اموات تیم ما است. @Yekta_Anecdotes @Yekta_Anecdotes تیم کدینگ ۵۰۴ شاد و پیروز باشید🎁🌸🎁

#authority اختیار/اجازه/قدرت کدینگ: توی اسارتی و اجازه بیرون رفتن نداری 🌹 @coding_504 🌹
#authority اختیار/اجازه/قدرت کدینگ: توی اسارتی و اجازه بیرون رفتن نداری 🌹 @coding_504 🌹

#authority اختیار/اجازه/قدرت کدینگ: توی اسارتی و اجازه و اختیار نداری 🌹 @coding_504 🌹
#authority اختیار/اجازه/قدرت کدینگ: توی اسارتی و اجازه و اختیار نداری 🌹 @coding_504 🌹