ch
Feedback
انرژی مثبت

انرژی مثبت

前往频道在 Telegram

انرژی مثبت تنها چیزیه که اگه با یکی دیگه تقسیمش کنین بجای اینکه نصف بشه دوبرابر میشه ارتباط با ادمین کانال:

显示更多
773
订阅者
无数据24 小时
-37
-730

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '260
在0个频道中
六月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在0个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十月 '240
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '240
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+3
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+4
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+10
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+54
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+52
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+14
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+52
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+14
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+49
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+120
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+97
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+34
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+16
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+81
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+37
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+39
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+64
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+53
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 970
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
14 七月0
13 七月0
12 七月0
11 七月0
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月0
05 七月0
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月0
频道帖子
فقط ۱٪ مردم این رازهای ژاپنی را می‌دانند؛ رازهایی که زندگی‌تان را دگرگون می‌کند: ۱. ایکیگای (Ikigai) هدف زندگی‌تان را کشف کنی
فقط ۱٪ مردم این رازهای ژاپنی را می‌دانند؛ رازهایی که زندگی‌تان را دگرگون می‌کند: ۱. ایکیگای (Ikigai) هدف زندگی‌تان را کشف کنید. دلیلی را پیدا کنید که هر روز صبح به خاطرش از خواب بیدار می‌شوید. کاری را انتخاب کنید که با نقاط قوت، اشتیاق شما و نیازهای دنیا هم‌راستا باشد. این همان چیزی است که به زندگی معنا می‌دهد. ۲. شیکیتا گا نای (Shikita ga nai) چیزهایی را که نمی‌توانید تغییر دهید، رها کنید. (معادل فارسی: کاریش نمیشه کرد). بپذیرید که کنترل بعضی چیزها دست ما نیست و این هیچ اشکالی ندارد. رهایشان کنید و روی چیزی تمرکز کنید که در دستان شماست. @positive_e ۳. وابی-سابی (Wabi-sabi) در نقص‌ها به دنبال آرامش باشید. بپذیرید که هیچ‌چیز در زندگی کامل و بی‌نقص نیست؛ نه خودتان و نه دیگران. به جای اینکه مدام دنبال «بی‌عیب و نقص بودن» باشید، از همین نقص‌هایی که زندگی را منحصربه‌فرد کرده‌اند، لذت ببرید. ۴. گامان (Gaman) در روزهای سخت، وقار خود را حفظ کنید. حتی وقتی با چالش‌های بزرگ روبه‌رو هستید، بلوغ عاطفی و خویشتن‌داری نشان دهید. یادتان باشد: صبور، تاب‌آور و با‌درک باشید. ۵. اوبایتوری (Oubaitori) خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی زمان‌بندی و مسیر منحصر‌به‌فرد خودش را دارد. مهم این است که روی پیشرفت خودتان تمرکز کنید، نه اینکه خودتان را با خط‌کش دیگران اندازه بگیرید. ۶. کایزن (Kaizen) همیشه به دنبال بهبود باشید. در تمام جنبه‌های زندگی سعی کنید بهتر شوید. تغییرات کوچک شاید به چشم نیایند، اما در طول زمان روی هم جمع می‌شوند و تأثیر بزرگی می‌گذارند. ۷. شو-ها-ری (Shu-Ha-Ri) «وقتی شاگرد آماده باشد، استاد از راه می‌رسد. وقتی شاگرد واقعاً آماده باشد، استاد ناپدید می‌شود.» (تائو ته چینگ) این یک روش فکری برای یادگیری و استادی است که ۳ مرحله دارد: شو (Shu): یادگیری اصول اولیه با تقلید از استاد. ها (Ha): شروع تجربه‌گری؛ یادگیری از اساتید مختلف و ترکیب آموخته‌ها با عمل. ری (Ri): نوآوری؛ توانایی استفاده از دانش در موقعیت‌های مختلف (رسیدن به استادی).

2
۹ عادت آدم‌هایی که انگار هیچ‌وقت استرس ندارند ۱. همیشه زودتر برسید سعی کنید همیشه ۱۰ دقیقه زودتر برسید؛ فرقی نمی‌کند جلسه باشد، مهمانی شام یا یک رویداد. این «وقت اضافه» (Buffer) باعث می‌شود هول نشوید و قبل از شروع کار، ذهنتان آرام و آماده باشد. ۲. شب قبل آماده شوید روزتان را با آماده‌سازی برای فردا تمام کنید. لباس‌هایتان را کنار بگذارید، کیفتان را ببندید و مهم‌ترین کارهای فردا را یادداشت کنید. شاید کار کوچکی به نظر برسد، اما باعث می‌شود صبح‌ها یک قدم جلوتر باشید و دیگر اول صبح دنبال کنترل اوضاع ندوید. ۳. شروع طوفانی (ریستِ کار عمیق) یک ساعت اول صبح را خالی کنید و قبل از هر کاری، سراغ مهم‌ترین وظیفه‌تان بروید. وقتی آن کار تمام شود، دیگر سایه‌اش کل روز روی سرتان سنگینی نمی‌کند. بهترین حالت این است که این کار را قبل از چک کردن ایمیل‌ها انجام دهید؛ ایمیل‌ها فقط حواستان را پرت می‌کنند. ۴. حد و مرز بگذارید هر چند ماه یک‌بار، کاملاً فاصله بگیرید. حتی یک آخر هفته با خانواده یا دوستان می‌تواند یک «ریست» عالی باشد. برای اینکه حسابی شارژ شوید، تا وقتی برنگشته‌اید ایمیل یا اسلک (پیام‌رسان کاری) را چک نکنید. ۵. از قدرت «نه» گفتن استفاده کنید هر «بله»ای که می‌گویید، یک هزینه پنهان دارد. تعهدات بیش‌ازحد، لایه لایه روی هم استرس ایجاد می‌کنند. هرچه بیشتر از تقویمتان دفاع کنید (و وقتتان را الکی پر نکنید)، فضای بیشتری برای فکرِ باز و تصمیم‌های هوشمندانه خواهید داشت. ۶. کارهای تکراری را خودکار (اتوماتیک) کنید پرداخت‌ها را خودکار کنید، یادآورهای تکرارشونده تنظیم کنید و تنظیمات دلخواهتان را ذخیره کنید. هرچه کمتر درگیر کارهای تکراری و یدی شوید، انرژی بیشتری برای چیزهایی دارید که واقعاً مهم هستند. ۷. فقط یک لیست داشته باشید داشتن یک «مرکز فرماندهی واحد» کارتان را ساده می‌کند. می‌خواهد یک لیست کاغذی باشد یا اپلیکیشن یادآور (Reminder)؛ مهم این است که فقط یکی باشد. این‌طوری تمرکزتان پخش نمی‌شود و چیزی از قلم نمی‌افتد. ۸. در لحظه زندگی کنید تمام تمرکزتان را روی چیزی بگذارید که همین الان در کنترل شماست. کار را خوب انجام دهید، تمامش کنید و بعد سراغ بعدی بروید. وقتی این بردهای کوچک روی هم جمع شوند، نتیجه بزرگی می‌دهند. ۹. تقویم‌هایتان را یکی (Sync) کنید تقویم کاری و شخصی‌تان را با هم هماهنگ کنید. لازم نیست آن را به کس دیگری نشان دهید، اما وقتی همه برنامه‌ها را یکجا می‌بینید، جلوی سورپرایز شدن را می‌گیرید و برنامه‌ریزی ۱۰ برابر راحت‌تر می‌شود. @positive_e
106
3
روزهای خوب و بد در راه‌اند «اگر می‌خواهی در بورس یا املاک سرمایه‌گذاری بلندمدت کنی، قطعا دوره‌هایی پر از رنج و دوره‌هایی پر ا
روزهای خوب و بد در راه‌اند «اگر می‌خواهی در بورس یا املاک سرمایه‌گذاری بلندمدت کنی، قطعا دوره‌هایی پر از رنج و دوره‌هایی پر از شکوفایی خواهی داشت. باید یاد بگیری با آن‌ها کنار بیایی.» @positive_e
78
4
درباره حماقت «یک ضرب‌المثل قدیمی هست که می‌گوید: حماقت همیشگی است.» @positive_e
درباره حماقت «یک ضرب‌المثل قدیمی هست که می‌گوید: حماقت همیشگی است.» @positive_e
79
5
پیش‌بینی کوتاه‌مدت نکن «فکر می‌کنم در پیش‌بینی‌های بلندمدت خوب هستم، اما در مورد نوسانات کوتاه‌مدت نه. کوچک‌ترین ایده‌ای ندار
پیش‌بینی کوتاه‌مدت نکن «فکر می‌کنم در پیش‌بینی‌های بلندمدت خوب هستم، اما در مورد نوسانات کوتاه‌مدت نه. کوچک‌ترین ایده‌ای ندارم که در کوتاه‌مدت چه اتفاقی می‌افتد.» @positive_e
88
6
بدون غرور با واقعیت روبرو شو «واقعیت را بپذیر، حتی وقتی دوستش نداری؛ به‌ویژه زمانی که دوستش نداری.» @positive_e این اصل یکی از سرسختانه‌ترین و در عین حال نجات‌بخش‌ترین قوانین چارلی مانگر است. او معتقد بود که بسیاری از شکست‌های بزرگ (در تجارت و زندگی) نه به خاطر کمبود هوش، بلکه به خاطر «انکار روان‌شناختی» (Psychological Denial) رخ می‌دهند. بیایید این مفهوم را عمیق‌تر بررسی کنیم: ۱. مکانیسم دفاعی «انکار» ذهن انسان طوری برنامه‌ریزی شده که از درد فرار کند. وقتی واقعیت دردناک است (مثلاً سهام ما سقوط کرده، فرزندمان معتاد شده، یا کسب‌وکارمان دیگر سودآور نیست)، ذهن ما به صورت ناخودآگاه واقعیت را تحریف می‌کند تا قابل‌تحمل شود. مانگر می‌گوید: «واقعیت تغییر نمی‌کند، فقط چون شما آن را دوست ندارید.» نادیده گرفتن واقعیت، مثل نادیده گرفتن یک تومور سرطانی است؛ فقط اوضاع را بدتر می‌کند. ۲. قانون «کشتن پیک» (Kill the Messenger) در زمان قدیم، پادشاهان پیکی را که خبر شکست جنگ را می‌آورد، می‌کشتند! مانگر می‌گوید این رفتار هنوز در شرکت‌ها و خانواده‌ها وجود دارد. اگر کارمندان یا اعضای خانواده‌تان بترسند که اخبار بد را به شما بدهند، شما در حبابِ بی‌خبری می‌مانید تا زمانی که فاجعه رخ دهد. قانون برکشایر هاتاوی: مانگر و بافت قانونی دارند که می‌گوید: «خبر بد را فوراً به ما برسانید؛ خبر خوب می‌تواند صبر کند.» ۳. اثر شترمرغ (The Ostrich Effect) این یک اصطلاح رفتاری است که دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد: «دفن کردن سر در شن» برای ندیدن خطر. مانگر هشدار می‌دهد که وقتی اوضاع خراب است، دقیقاً همان زمانی است که باید چشمانتان را بازتر کنید، نه اینکه آن‌ها را ببندید. ۴. مثال تاریخی: کداک و نوکیا چرا شرکت‌های غول‌پیکری مثل کداک (در برابر دوربین دیجیتال) یا نوکیا (در برابر گوشی‌های هوشمند) شکست خوردند؟ آن‌ها احمق نبودند؛ آن‌ها واقعیت را دوست نداشتند. مدیران کداک واقعیتِ «مرگ فیلم عکاسی» را دوست نداشتند، بنابراین آنقدر آن را انکار کردند تا ورشکست شدند. مانگر می‌گوید این «عشق به باورهای قدیمی» کشنده است. چگونه این اصل را در زندگی پیاده کنیم؟ برای اینکه مثل مانگر باشید، باید پوست‌کلفت باشید و این تمرین‌ها را انجام دهید: آزمونِ «اگر امروز شروع می‌کردم»: اگر امروز با دانش فعلی‌تان می‌خواستید شروع کنید، آیا باز هم وارد این رابطه، این شغل یا این سرمایه‌گذاری می‌شدید؟ اگر جواب «نه» است ولی هنوز در آن مانده‌اید، یعنی دارید واقعیت را انکار می‌کنید (به خاطر هزینه‌هایی که قبلاً کرده‌اید). به دنبالِ «شواهد مخالف» بگردید: وقتی عاشق یک ایده هستید، عمداً دنبال اطلاعاتی بگردید که نشان دهد اشتباه می‌کنید. چارلی مانگر می‌گفت: «من به خودم اجازه نمی‌دهم نظری داشته باشم، مگر اینکه بتوانم استدلال‌های طرف مقابل را بهتر از خودشان بیان کنم.» درد را به عنوان سیگنال بپذیرید: هر وقت خبری شنیدید که باعث شد عصبانی شوید یا بخواهید بحث را عوض کنید، مکث کنید. این دردِ روانی یعنی احتمالاً با واقعیتی روبرو شده‌اید که دوستش ندارید اما باید بپذیریدش. جمله پایانی مانگر در این مورد: «ما باید با واقعیت کنار بیاییم، چه آن را بپسندیم و چه نپسندیم. البته، کنار آمدن با آن وقتی که نمی‌پسندیمش، واجب‌تر است.» آیا در حال حاضر در زندگی یا کارتان موضوعی وجود دارد که حس می‌کنید «واقعیتِ تلخی» دارد و شاید ناخودآگاه از روبرو شدن با آن طفره می‌روید؟
80
7
بدون غرور با واقعیت روبرو شو «واقعیت را بپذیر، حتی وقتی دوستش نداری؛ به‌ویژه زمانی که دوستش نداری.» @positive_e
بدون غرور با واقعیت روبرو شو «واقعیت را بپذیر، حتی وقتی دوستش نداری؛ به‌ویژه زمانی که دوستش نداری.» @positive_e
84
8
چرا مغزتان همیشه درباره زمان به شما دروغ می‌گوید؟ رشته‌توییت: فکر می‌کنید کاری یک ساعت طول می‌کشد، اما چهار ساعت زمان می‌برد.
چرا مغزتان همیشه درباره زمان به شما دروغ می‌گوید؟ رشته‌توییت: فکر می‌کنید کاری یک ساعت طول می‌کشد، اما چهار ساعت زمان می‌برد. قول می‌دهید پروژه را تا جمعه تحویل دهید، اما سه‌شنبه‌ی هفته بعد آماده می‌شود. این اسمش «بی‌برنامگی» نیست، این «خطای برنامه‌ریزی» (Planning Fallacy) است. مغز شما درباره زمان به‌شدت خوش‌بین است. شما همیشه بهترین حالت ممکن را تصور می‌کنید. تجربه‌های قبلی، تأخیرها و وقفه‎های وسط کار را نادیده می‌گیرید. مثال‌های واقعی: «این گزارش را ۲ ساعته تمام می‌کنم» ← واقعیت: کل روز طول می‌کشد. «اسباب‌کشی فقط یک آخر هفته زمان می‌برد» ← واقعیت: یک ماه درگیرش هستید. «این جلسه خیلی سریع تمام می‌شود» ← واقعیت: ۲ ساعت بیشتر از وقت مقرر طول می‌کشد. چرا مغز این کار را می‌کند؟ شما فقط «مراحل انجام کار» را می‌بینید، نه «موانع» را. حواس‌پرتی‌ها، خستگی و مشکلات یهویی (غیرمنتظره) را فراموش می‌کنید. فرض می‌کنید همه چیز قرار است طبق روال و اصطلاحاً «گل و بلبل» پیش برود. هزینه‌ای که می‌پردازید: ددلاین‌های (مهلت‌های) سوخته. روابطی که شکراب شده و استرس گرفته. عجله و دویدن‌های همیشگی. این حس که همیشه از زندگی عقب هستید. تله‌ی کسب‌وکار: پروژه‌ها همیشه دیرتر و گران‌تر از بودجه‌بندی تمام می‌شوند. تیم‌ها همیشه زیر فشار کار زیاد له می‌شوند. وقتی مدام بدقولی می‌کنید، مشتریان اعتمادشان را از دست می‌دهند. نشانه‌های تشخیص (از کجا بفهمیم دچارش شدیم؟): اغلب از اینکه کارها چقدر لفت پیدا می‌کنند، متعجب می‌شوید. مدام مجبورید تا دیروقت کار کنید تا چیزی را که فکر می‌کردید «سه‌سوته» تمام می‌شود، جمع کنید. حس می‌کنید وقت طلا نیست، جیوه است (هیچ‌وقت وقت کم می‌آورید). قانون جدید شما: زمانی که فکر می‌کنید لازم است را تخمین بزنید. حالا آن را دو برابر کنید. این زمان‌بندیِ واقعی شماست. تحقیقات چه می‌گویند؟ آدم‌ها زمان انجام کار را ۲۰ تا ۵۰ درصد کمتر از واقعیت تخمین می‌زنند. جالب اینجاست که حتی وقتی تجربه کارهای مشابه را دارند، باز هم همین اشتباه را تکرار می‌کنند. فرمولش این است: خطای خوش‌بینی + خطای برنامه‌ریزی = تأخیر همیشگی. چرخه را بشکنید: ثبت کنید کارها در واقعیت چقدر طول می‌کشند. تخمین‌هایتان را با واقعیت مقایسه کنید. بگذارید داده‌های گذشته، راهنمای برنامه‌های آینده باشند. سلاح مخفی شما: تکنیک «کالبدشکافی پیش از مرگ» (Pre-mortem). قبل از شروع کار از خودتان بپرسید: «چه چیزهایی ممکن است خراب شود؟» برای آن مشکلاتِ احتمالی برنامه‌ریزی کنید. آدم‌های خیلی موفق چکار می‌کنند؟ آن‌ها لزوماً بهتر برنامه‌ریزی نمی‌کنند، بلکه زمان اضافه (Buffer) در نظر می‌گیرند. توی هر برنامه، جای نفس کشیدن می‌گذارند. کمتر قول می‌دهند و بیشتر عمل می‌کنند (Under-promise and over-deliver). ذهنیت جدید: فرض کنید کارها گره می‌خورد. فرض کنید وسط کار حواستان پرت می‌شود. فرض کنید چیزی را فراموش کرده‌اید. یادتان باشد: زمان محدودترین سرمایه شماست. با برنامه‌ریزی واقع‌بینانه به آن احترام بگذارید. نگذارید خوش‌بینیِ الکی، آرامش شما را بدزدد. دیگر به خودتان درباره زمان دروغ نگویید. برای واقعیت برنامه‌ریزی کنید، نه برای رویا. سطح استرس شما بابت این کار از شما تشکر خواهد کرد. @positive_e
87
9
سرمایه‌گذاری آسان نیست «قرار نیست آسان باشد. هر کسی که فکر می‌کند آسان است، احمق است.» @positive_e این جمله مانگر یکی از واقع‌بینانه‌ترین و تلخ‌ترین هشدارهای او به کسانی است که به دنبال «ثروتمند شدن سریع» هستند. او معتقد بود سرمایه‌گذاری با «قمار» یا «شانس» متفاوت است و به شدت به نظم و تلاش ذهنی نیاز دارد. در اینجا دلیل اصرار مانگر بر «سخت بودن» سرمایه‌گذاری را بررسی می‌کنیم: ۱. تضاد با طبیعت انسان سرمایه‌گذاری موفق یعنی خریدن وقتی همه می‌ترسند و فروختن وقتی همه طمع‌کارند. این دقیقاً برخلاف غرایز تکاملی ماست که تمایل داریم با «گله» حرکت کنیم. مانگر می‌گفت مبارزه با این غریزه اصلاً آسان نیست. ۲. کارایی بازار و رقابت شما در بازار با باهوش‌ترین آدم‌های دنیا رقابت می‌کنید که از ابرکامپیوترها و اطلاعات وسیع استفاده می‌کنند. مانگر می‌پرسید: «چطور فکر می‌کنید بدون تلاش زیاد، می‌توانید از تمام این آدم‌های باهوش که شبانه‌روز کار می‌کنند، جلو بزنید؟» ۳. تحمل رنج و انتظار بخش بزرگی از سرمایه‌گذاری، «هیچ کاری نکردن» است. مانگر می‌گفت نشستن روی دست‌ها و تماشای نوسانات بازار بدون اینکه واکنشی از روی ترس نشان دهید، یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. او این را «تاب‌آوری در برابر رنج» می‌نامید. ۴. تفاوتِ «سادگی» و «آسانی» این مهم‌ترین بخش است. مفاهیم سرمایه‌گذاری (مثل ارزان بخر و گران بفروش) ساده هستند، اما پیاده‌سازی آن‌ها آسان نیست. ساده است: بدانید سیگار نکشیدن خوب است. آسان نیست: که هرگز سیگار نکشید. چرا مانگر می‌گوید هرکس فکر می‌کند آسان است، احمق است؟ چون فکر کردن به اینکه سرمایه‌گذاری آسان است، شما را بی‌دقت می‌کند. وقتی بی‌دقت شوید: سراغ «سیگنال‌های» زرد می‌روید. تمام پولتان را روی یک گزینه ریسکی می‌گذارید. هزینه‌های پنهان و مالیات را نادیده می‌گیرید. درس کاربردی برای شما: هر زمان شخصی یا پلتفرمی به شما وعده سود «قطعی»، «سریع» و «آسان» داد، بلافاصله یاد این جمله مانگر بیفتید. او معتقد بود که اگر سودی در کار است، باید بهای آن را با مطالعه، صبر و انضباط پرداخت کنید.
93
10
سرمایه‌گذاری آسان نیست «قرار نیست آسان باشد. هر کسی که فکر می‌کند آسان است، احمق است.» @positive_e
سرمایه‌گذاری آسان نیست «قرار نیست آسان باشد. هر کسی که فکر می‌کند آسان است، احمق است.» @positive_e
78
11
۷ سرمایه‌گذاری که شما را ثروتمندتر، عاقل‌تر و شادتر می‌کند ۱. اول روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید سلامتی فقط یک ثروت نیست، زیربن
۷ سرمایه‌گذاری که شما را ثروتمندتر، عاقل‌تر و شادتر می‌کند ۱. اول روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید سلامتی فقط یک ثروت نیست، زیربنای همه‌چیز است. رژیم غذایی مقوی داشته باشید که سوخت اهدافتان را تأمین کند. باشگاه رفتن فقط برای خوش‌تیپی نیست، برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس و انرژی است. دورِ آدم‌های سمی را خط بکشید تا اعصابتان آرام باشد. خوب فکر کنید: یک ذهن و بدن سالم می‌تواند شما را به جاهایی ببرد که پول نمی‌تواند. ۲. روی اطرافیانتان سرمایه‌گذاری کنید بله، دوستان هم نوعی سرمایه‌گذاری هستند. کسانی که با آن‌ها نشست‌وبرخاست دارید، ذهنیت شما را می‌سازند. با کسانی بپرید که تشنه‌ی پیشرفت هستند. از کسانی که کارشان فقط خاله‌زنک‌بازی و نالیدن است دوری کنید؛ این‌ها همان‌هایی هستند که ذهن شما را فقیر می‌کنند. اطرافتان را با آدم‌های سازنده پر کنید، نه مخرب. ۳. روی کتاب‌ها سرمایه‌گذاری کنید کتاب‌ها دنیاهایی را باز می‌کنند که با پول نمی‌شود خرید. هر کتاب، دریچه‌ای تازه است. ثروت فقط به دست آوردنی نیست، یاد گرفتنی است. کتاب‌هایی پیدا کنید که در ذهنتان جرقه بزنند، به شما دیدگاه تازه بدهند یا چیزهایی یاد بدهند که کسی درباره‌شان حرف نمی‌زند. هرچه بیشتر بخوانید، پخته‌تر می‌شوید. ۴. روی تجربه‌ها سرمایه‌گذاری کنید هیچ‌چیز جای درس‌های واقعی زندگی را نمی‌گیرد. سفر کنید، یاد بگیرید و ناشناخته‌ها را کشف کنید. تجربه را به خرید کالا ترجیح دهید. تجربه‌ها همیشه اثرشان می‌ماند، حتی اگر عکس‌هایشان مناسب اینستاگرام نباشد. از دایره امن خود خارج شوید و سختی بکشید؛ چون رشد فقط این‌طوری اتفاق می‌افتد. ۵. روی ظاهر و آراستگی سرمایه‌گذاری کنید این قضیه ربطی به خودشیفتگی ندارد؛ بحثِ پرستیژ و حضور شماست. وقتی توی پوست خودتان احساس خوبی دارید، این حس در رفتارتان هم پیداست. سر و وضع شما، قبل از اینکه حتی دهان باز کنید، معرف شخصیت شماست. اعتمادبه‌نفس سرمایه‌ای است که هر بار وارد جمعی می‌شوید، سودش چند برابر می‌شود. ۶. روی شغل دوم یا کسب‌وکارتان سرمایه‌گذاری کنید داشتن یک بیزینس (حتی کوچک) باعث می‌شود ذهنتان همیشه درگیر بازی و پیشرفت باشد. فقط منتظر حقوق سر ماه نباشید؛ بحث سرِ مالکیت است، نه فقط درآمد. حوزه‌ای را پیدا کنید که به شما شور و شوق می‌دهد. بله، وقتی منبع پول متعلق به خودتان باشد، ثروت خیلی سریع‌تر رشد می‌کند. ۷. روی سکوت سرمایه‌گذاری کنید عجیب است، نه؟ ولی به آن فکر کنید... آخرین بار کی در سکوت مطلق بودید؟ در دنیای شلوغ امروز، لحظات سکوت نه تنها کمیاب، بلکه حیاتی هستند. روزی ۵ دقیقه به خودتان زنگ تفریحِ سکوت بدهید. خب که چی؟ دقیقاً همین‌جاست که شفافیت، آرامش و ذهنی تیزتر پیدا می‌کنید. «بهترین سرمایه‌گذاری‌ها یک‌شبه جواب نمی‌دهند. آن‌ها مثل بذری هستند که با زمان، تعهد و صبر رشد می‌کنند. به مسیر اعتماد کنید؛ یک روز به عقب نگاه می‌کنید و می‌بینید که از هر نظر ثروتمندتر شده‌اید.» @positive_e
79
12
ریشه اکثر خطاها، روانی است «تمام انسان‌ها با "انگیزه‌ها" حرکت می‌کنند و اکثر مشکلات ناشی از نادیده گرفتن این واقعیت ساده است.» @positive_e این یکی از بنیادی‌ترین دروس چارلی مانگر است که او آن را در قالب یک سخنرانی مشهور به نام «روان‌شناسی قضاوت نادرست انسانی» (The Psychology of Human Misjudgment) تدوین کرده است. مانگر معتقد بود اگر روان‌شناسی و تأثیر «انگیزه‌ها» را درک نکنید، مثل این است که در یک مسابقه شطرنج، نصف مهره‌ها را نبینید. ۱. قدرت جادویی انگیزه‌ها (Incentive Power) جمله معروف او این است: «هرگز به قدرت انگیزه‌ها شک نکنید.» او معتقد بود اکثر مردم فکر می‌کنند رفتارها ناشی از منطق است، در حالی که رفتارها ناشی از پاداش و تنبیه هستند. مثال مانگر: اگر به یک مشاور املاک بگویید «آیا الان وقت خوبی برای خرید است؟»، او به دلیل انگیزه‌ی کمیسیون، تقریباً همیشه می‌گوید «بله». او لزوماً دروغگو نیست، بلکه ذهنش ناخودآگاه واقعیت را طوری تفسیر می‌کند که با انگیزه مالی‌اش جور دربیاید. ۲. سوگیریِ ناشی از انگیزه (Incentive-Caused Bias) مانگر می‌گوید خطرناک‌ترین نوع خطا این است که فرد خودش هم نمی‌داند که دارد اشتباه می‌کند، چون انگیزه‌اش او را کور کرده است. او می‌گفت: «اگر انگیزه در میان باشد، مغز انسان به راحتی می‌تواند وحشتناک‌ترین رفتارها را برای خودش توجیه کند.» ۳. سیستم‌های پاداش کثیف بسیاری از مشکلات مدیریتی و اجتماعی به این دلیل است که ما ناخودآگاه به رفتارهای غلط پاداش می‌دهیم. مثال در بیزنس: اگر به تعمیرکار ماشین بر اساس «تعداد قطعاتی که تعویض می‌کند» پول بدهید، او همیشه قطعات بیشتری را خراب می‌بیند. شما نباید از او گله کنید، بلکه باید «سیستم انگیزه» را اصلاح کنید. ۴. چطور از این خطا دور بمانیم؟ مانگر دو راهکار ارائه می‌دهد: اول: هرگاه کسی به شما پیشنهادی می‌دهد، از خودتان بپرسید: «انگیزه او از این پیشنهاد چیست؟» (Show me the incentive and I will show you the outcome). دوم: برای خودتان و تیم‌تان سیستم‌هایی بسازید که در آن «پاداش» دقیقاً با «نتیجه درست» همسو باشد. مثال کاربردی برای زندگی شخصی: اگر می‌خواهید عادتی را در خودتان تغییر دهید، به جای استفاده از «اراده»، روی «انگیزه» کار کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید «باید با اراده ورزش کنم»، سیستمی بسازید که فقط در صورت ورزش کردن، اجازه داشته باشید سریال مورد علاقه‌تان را ببینید. در اینجا شما از قدرت انگیزه برای دور زدن خطای تنبلی استفاده کرده‌اید.
90
13
ریشه اکثر خطاها، روانی است «تمام انسان‌ها با "انگیزه‌ها" حرکت می‌کنند و اکثر مشکلات ناشی از نادیده گرفتن این واقعیت ساده است.
ریشه اکثر خطاها، روانی است «تمام انسان‌ها با "انگیزه‌ها" حرکت می‌کنند و اکثر مشکلات ناشی از نادیده گرفتن این واقعیت ساده است.» @positive_e
91
14
شبکه مدل‌های ذهنی (Latticework of Mental Models) یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در فلسفه چارلی مانگر است. مانگر معتقد بود: «اگر فقط یک ابزار داشته باشید، تمایل دارید با هر مشکلی مثل میخ برخورد کنید.» (قانون چکش). مفهوم «شبکه مدل‌های ذهنی» چیست؟ او می‌گوید شما نباید فقط در یک رشته (مثلاً اقتصاد یا مدیریت) متخصص باشید. بلکه باید مفاهیم کلیدیِ چندین رشته مختلف را یاد بگیرید و آن‌ها را مثل یک توری یا شبکه در ذهن‌تان به هم ببافید. وقتی با مشکلی روبرو می‌شوید، آن را از چند زاویه مختلف (مدل ذهنی) بررسی می‌کنید. مدل های ذهنی، ستون‌های اصلی تفکر چارلی مانگر هستند. او معتقد بود حدود ۸۰ تا ۹۰ مدل ذهنی وجود دارد که بار سنگین تصمیم‌گیری‌های دنیا را به دوش می‌کشند، اما یادگیری این ۱۰ مدل پایه، شما را از ۹۰ درصد مردم جلوتر می‌اندازد: ۱. مدل وارونگی (Inversion) به جای اینکه فکر کنید چطور یک پروژه را موفق کنید، فکر کنید: «چه چیزهایی باعث شکست قطعی این پروژه می‌شود؟» (مثلاً تنبلی، نداشتن نقدینگی، غرور). بعد از اینکه لیست شکست‌ها را نوشتید، تمام تمرکزتان را بگذارید که آن کارها را انجام ندهید. شعار مانگر: «من فقط می‌خواهم بدانم کجا خواهم مرد، تا هیچ‌وقت به آنجا نروم.» ۲. دایره توانمندی (Circle of Competence) شما نیازی ندارید در همه چیز متخصص باشید. باید مرزهای دانش خود را دقیقاً بشناسید. بدانید کجا "خبره" هستید و کجا "آماتور". استراتژی: در داخل دایره خود بازی کنید و اگر فرصتی خارج از آن بود، به راحتی بگویید: «نمی‌دانم.» ۳. تفکر مرتبه دوم (Second-Order Thinking) اکثر مردم به نتایج فوری یک عمل فکر می‌کنند (مرتبه اول). متفکران بزرگ به نتایجِ آن نتایج فکر می‌کنند. مثال: نتیجه مرتبه اولِ خوردن فست‌فود، لذت و سیری است. نتیجه مرتبه دوم، اضافه وزن و بی‌آبی بدن است. همیشه بپرسید: «و بعدش چی؟» ۴. اثر لولاپالوزا (Lollapalooza Effect) این اصطلاح ابداعی خود مانگر است. زمانی رخ می‌دهد که چند مدل ذهنی یا سوگیری روان‌شناختی همزمان در یک جهت عمل کنند. کاربرد: در یک حراجی، هم حس "کمیابی" وجود دارد، هم "رقابت اجتماعی" و هم "فشار زمانی". ترکیب این‌ها باعث می‌شود آدم‌ها قیمت‌های احمقانه‌ای پرداخت کنند. ۵. حاشیه ایمنی (Margin of Safety) در مهندسی، اگر قرار است پلی ۵ تن وزن تحمل کند، آن را برای ۱۰ تن می‌سازند. در زندگی و مالی هم همیشه باید جا برای خطا بگذارید. کاربرد: اگر فکر می‌کنید پروژه‌ای ۶ ماه زمان می‌برد، بودجه و زمان را برای ۹ ماه ببندید. ۶. سود مرکب (Compounding) این فقط یک فرمول ریاضی نیست، یک قانون جهانی است. تغییرات کوچک (۱ درصد بهبود روزانه) در بلندمدت نتایج جادویی می‌سازند. نکته: مانگر می‌گفت اولین قانون سود مرکب این است که: «هرگز بی دلیل جریان آن را قطع نکنید.» (با توقف‌های ناگهانی یا تغییر مسیرهای مداوم). ۷. انگیزه (Incentives) مهم‌ترین قانون روان‌شناسی از نظر مانگر. او معتقد بود اگر انگیزه کسی را بدانید، رفتار او را پیش‌بینی خواهید کرد. نکته: هرگز از یک آرایشگر نپرسید که آیا به اصلاح مو نیاز دارید یا نه! (چون انگیزه‌ی مالی او در پاسخ مثبت است). ۸. تیغ اوکام (Occam's Razor) اگر برای یک پدیده دو توضیح وجود دارد، معمولاً آن که ساده‌تر است و پیش‌فرض‌های کمتری دارد، درست است. از پیچیده کردن بی دلیل مسائل پرهیز کنید. ۹. سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) ذهن ما دوست دارد اطلاعاتی را جذب کند که باورهای قبلی‌اش را تأیید می‌کند. راهکار مانگر: او همیشه به دنبال قوی‌ترین استدلال‌های جبهه مخالف بود تا ببیند آیا می‌تواند ایده خودش را تخریب کند یا نه. ۱۰. نظریه بازی‌ها (Game Theory) درک اینکه نتیجه کار شما فقط به تصمیم شما بستگی ندارد، بلکه به واکنش دیگران (رقبا، همسر، همکار) هم بستگی دارد. @positive_e
93
15
از مدل‌های ذهنی چندگانه استفاده کن «باید شبکه‌ای از مدل‌های ذهنی در سر داشته باشی و به طور روتین از آن‌ها استفاده کنی.» @posi
از مدل‌های ذهنی چندگانه استفاده کن «باید شبکه‌ای از مدل‌های ذهنی در سر داشته باشی و به طور روتین از آن‌ها استفاده کنی.» @positive_e
88
16
در محدوده توانایی‌ات بمان «باید بفهمی کجا برتری داری و همیشه در "دایره توانمندی" خودت بازی کنی.» @positive_e این مفهوم که مانگر به آن «دایره توانمندی» (Circle of Competence) می‌گوید، یکی از حیاتی‌ترین رازهای موفقیت او و وارن بافت است. جالب است بدانید که آن‌ها بسیاری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری پرسود (مثل تکنولوژی‌های نوظهور در اوایل کارشان) را از دست دادند، فقط به این دلیل که آن را خارج از دایره توانمندی خود می‌دیدند. بررسی دقیق این مدل ذهنی: ۱. تعریف مرزها، مهم‌تر از وسعتِ دایره مانگر می‌گفت: «مهم نیست دایره توانمندی شما چقدر بزرگ است؛ مهم این است که مرزهای آن را دقیقاً بشناسید.» کسی که دایره کوچکی دارد اما دقیقاً می‌داند کجا تمام می‌شود، بسیار موفق‌تر از نابغه‌ای است که فکر می‌کند همه‌چیز را می‌داند اما در واقع مرزهای دانشش را گم کرده است. ۲. مزیت رقابتی (Edge) در دنیای واقعی، شما با افرادی رقابت می‌کنید که سال‌ها در حوزه خود وقت گذاشته‌اند. اگر خارج از دایره توانمندی خود بازی کنید، در واقع دارید با کسانی رقابت می‌کنید که در آن حوزه از شما برترند. مانگر می‌گفت: «اگر در بازی‌ای شرکت کنید که دیگران در آن برتری دارند و شما ندارید، محکوم به شکست هستید.» ۳. جراتِ گفتنِ «نمی‌دانم» مانگر سه پوشه روی میزش داشت: «بله»، «نه» و «خیلی سخت». او اکثر فرصت‌ها را در پوشه «خیلی سخت» می‌انداخت. او ابایی نداشت که بگوید: «من این کسب‌وکار را درک نمی‌کنم، پس در آن سرمایه‌گذاری نمی‌کنم.» این همان «تواضع فکری» است که مانگر را از فجایع مالی نجات می‌داد. ۴. چطور دایره توانمندی خود را تشخیص دهیم؟ مانگر معتقد بود شما در صورتی در یک موضوع صاحب‌نظر هستید که: بتوانید استدلال‌های طرف مقابل را بهتر از خودش بیان کنید. تجربه عملی و تکرار شونده در آن داشته باشید. نتایج کارهایتان در آن حوزه، در طول زمان قابل پیش‌بینی و مثبت باشد. مثال کاربردی: فرض کنید شما یک نویسنده عالی هستید (دایره توانمندی شما: محتوا و ادبیات). ناگهان موجی راه می‌افتد که همه دارند در بازار «ارزهای دیجیتال» یا «هوش مصنوعی» نوسان‌گیری می‌کنند. وسوسه: ورود به بازار برای عقب نماندن از بقیه. رویکرد مانگر: اگر این تکنولوژی را درک نمی‌کنی، وارد نشو. به جای آن، از مهارت نویسندگی‌ات برای ورود به دنیای تکنولوژی استفاده کن (مثلاً نوشتن محتوا برای شرکت‌های AI). این یعنی بازی در لبه‌ی دایره خودت، نه خارج از آن. یک نکته حیاتی برای گسترش دایره: مانگر نمی‌گفت هرگز یاد نگیرید؛ او می‌گفت تا زمانی که یاد نگرفته‌اید، روی آن شرط‌بندی سنگین نکنید. برای گسترش دایره، باید به آرامی و با مطالعه مستمر (اثر مرکب) مرزها را جلو ببرید. فکر می‌کنید «دایره توانمندی» اصلی شما در حال حاضر در چه حوزه‌ای است؟ و چه موضوعاتی برای شما در پوشه «خیلی سخت» قرار می‌گیرند؟
99
17
در محدوده توانایی‌ات بمان «باید بفهمی کجا برتری داری و همیشه در "دایره توانمندی" خودت بازی کنی.» @positive_e
در محدوده توانایی‌ات بمان «باید بفهمی کجا برتری داری و همیشه در "دایره توانمندی" خودت بازی کنی.» @positive_e
89
18
لازم نیست پیچیده باشد «یک ایده ساده را بردار و آن را جدی بگیر.» @positive_e این جمله مانگر در واقع پادزهری برای دنیای مدرن است که در آن فکر می‌کنیم برای رسیدن به نتایج بزرگ، حتماً به فرمول‌های پیچیده، استراتژی‌های عجیب و ابزارهای گران‌قیمت نیاز داریم. مانگر معتقد بود «نبوغ در سادگی است، نه در پیچیدگی.» بیایید این مفهوم را کالبدشکافی کنیم: ۱. قدرتِ «تمرکزِ لیزری» بسیاری از مردم هزاران ایده دارند اما هیچ‌کدام را به جایی نمی‌رسانند. مانگر می‌گوید یک ایده‌ی ساده (مثل: «هر روز مطالعه کن» یا «کمتر از درآمدت خرج کن») به تنهایی ارزشی ندارد؛ ارزش واقعی زمانی خلق می‌شود که آن را «جدی بگیرید». جدی گرفتن یعنی: آن ایده را به یک قانون تخلف‌ناپذیر در زندگی‌تان تبدیل کنید، نه اینکه فقط وقتی حالتان خوب است به آن عمل کنید. ۲. پیچیدگی؛ راهی برای فرار از عمل مانگر متوجه شده بود که افراد باهوش عاشق پیچیده کردن مسائل هستند، چون پیچیدگی به آن‌ها حسِ «مهم بودن» می‌دهد. اما در واقع، پیچیدگی اغلب پوششی برای ابهام و تردید است. وقتی طرحی پیچیده است، پیدا کردن مقصرِ شکست سخت می‌شود. وقتی طرحی ساده است (مثل: «محصولی بساز که مردم واقعاً دوست داشته باشند»)، جایی برای بهانه باقی نمی‌ماند. ۳. مثال‌هایی از «ایده‌های ساده» که جدی گرفته شدند: وارن بافت و مانگر: ایده‌ی ساده‌ی آن‌ها این بود: «کسب‌وکارهای عالی را در قیمت‌های منصفانه بخر و برای همیشه نگه دار.» آن‌ها این ایده‌ی ساده را ۶۰ سال جدی گرفتند و ثروتمندترین شدند. اپل (استیو جابز): ایده‌ی ساده: «تکنولوژی باید زیبا و کار با آن راحت باشد.» آن‌ها این سادگی را تا حد وسواس جدی گرفتند. رژیم غذایی: ایده ساده: «قند مصنوعی نخور و پیاده‌روی کن.» اگر کسی این را واقعاً جدی بگیرد، از ۹۰ درصد مکمل‌های پیچیده بی‌نیاز می‌شود. ۴. چطور یک ایده را «جدی» بگیریم؟ مانگر معتقد بود جدی گرفتن یعنی تداوم (Consistency). او می‌گفت اکثر مردم به دنبال «یک جرقه بزرگ» یا «یک معجزه» هستند، در حالی که موفقیت حاصل انجامِ کارهای ساده و درست به مدت طولانی است. تمرین عملی برای شما: همین الان یک ایده‌ی ساده که می‌دانید برای زندگی‌تان مفید است را انتخاب کنید. مثلاً: «قبل از خواب، اولویت‌های فردا را بنویسم.» یا «در هر جلسه، بیشتر گوش بدهم تا صحبت کنم.» یا «هر ماه ۱۰ درصد از درآمدم را پس‌انداز کنم.» حالا به جای اینکه دنبال ایده‌ی دوم بگردید، تمام قدرتتان را بگذارید که همین یک مورد را به مدت ۳ ماه «بسیار جدی» بگیرید. آیا ایده‌ی ساده‌ای در ذهن دارید که مدتی است به آن فکر می‌کنید اما هنوز «جدی‌اش» نگرفته‌اید؟
122
19
لازم نیست پیچیده باشد «یک ایده ساده را بردار و آن را جدی بگیر.» @positive_e
لازم نیست پیچیده باشد «یک ایده ساده را بردار و آن را جدی بگیر.» @positive_e
99
20
اول از حماقت دوری کن «بسیار عجیب است که افرادی مثل ما، تنها با تلاش برای "احمق نبودنِ مستمر" (به جای تلاش برای بسیار باهوش بودن)، چقدر مزیت بلندمدت به دست آورده‌اند.» این یکی از هوشمندانه‌ترین و در عین حال متواضعانه‌ترین استراتژی‌های چارلی مانگر است. او نام این مدل را «اجتناب از حماقت» (Avoiding Stupidity) می‌گذارد. بیایید این مفهوم را کالبدشکافی کنیم تا ببینیم چرا «احمق نبودن» از «باهوش بودن» سودآورتر است: ۱. بقا، مقدم بر پیروزی است مانگر معتقد بود در بازی زندگی و سرمایه‌گذاری، قبل از اینکه به فکر بُرد باشید، باید مطمئن شوید که از بازی اخراج نمی‌شوید. بسیاری از افراد باهوش به دلیل غرور زیاد، دست به ریسک‌های بزرگی می‌زنند که منجر به «فنا شدن» آن‌ها می‌شود. اما اگر شما فقط اشتباهات فاحش (مثل بدهی سنگین، قمار روی تمام دارایی، یا اعتماد به افراد شیاد) را انجام ندهید، به مرور زمان و به حکم قانون احتمالات، در صدر قرار می‌گیرید. ۲. مفهوم «بازی بازنده» (The Loser's Game) مانگر اغلب به کتابی درباره تنیس اشاره می‌کرد که می‌گفت: در تنیسِ آماتور، برنده‌ی مسابقه کسی نیست که ضرباتِ نمایشی و حرفه‌ای می‌زند، بلکه کسی است که کمترین توپ را به تور می‌زند. درس: اگر فقط اجازه دهید طرف مقابل اشتباه کند و خودتان توپ را سالم از روی تور رد کنید، برنده می‌شوید. در زندگی هم، اجتناب از اشتباهات احمقانه، شما را به پیروزی می‌رساند. ۳. چرا احمق نبودن سخت‌تر از باهوش بودن است؟ باهوش به نظر رسیدن جذاب است و به غرور (Ego) ما غذا می‌دهد. اما «احمق نبودن» مستلزم انضباطی خسته‌کننده است. حماقت یعنی: انجام کاری که می‌دانید غلط است، اما چون همه دارند انجامش می‌دهند (مثل حباب‌های اقتصادی)، شما هم وسوسه می‌شوید انجامش دهید. خرد مانگر یعنی: داشتنِ این قدرت روحی که وقتی همه در حال انجام کاری احمقانه هستند، شما فقط کنار بایستید و هیچ کاری نکنید. ۴. چک‌لیستِ «ضد حماقت» مانگر برای اینکه احمق نباشد، از یک «فهرست بررسی» استفاده می‌کرد. او قبل از هر تصمیم بزرگ می‌پرسید: آیا من تحت تأثیر احساسات (خشم، طمع، ترس) هستم؟ آیا دارم این کار را فقط چون بقیه انجام می‌دهند انجام می‌دهم؟ بدترین سناریوی ممکن چیست؟ اگر اتفاق بیفتد، آیا من نابود می‌شوم؟ (اگر جواب بله بود، آن کار را انجام نمی‌داد). مثال کاربردی برای شما: فرض کنید می‌خواهید در حوزه‌ای سرمایه‌گذاری کنید یا شغل‌تان را عوض کنید. رویکرد «تلاش برای باهوش بودن»: دنبال راهی می‌گردید که یک‌شبه پولتان را ۱۰ برابر کنید یا به سرعت به بالاترین مقام برسید (ریسک بالا). رویکرد مانگر (اجتناب از حماقت): ابتدا لیست می‌کنید که چه کارهایی قطعاً شما را به خاک سیاه می‌نشاند؟ (مثلاً استعفا بدون پس‌انداز، یا قرض گرفتن پول با بهره زیاد). سپس با حذف این گزینه‌ها، امن‌ترین و منطقی‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنید. جمله طلایی مانگر در این مورد: «اینکه بدانید چه کاری را نباید انجام دهید، بسیار مهم‌تر از این است که بدانید چه کاری را باید انجام دهید.»
121