ch
Feedback
⋆ -` 𝚃𝚑𝚎𝙲𝚞𝚛𝚜𝚎𝚍𝚂𝚞𝚗'𝚜𝙲𝚊𝚅𝚎

⋆ -` 𝚃𝚑𝚎𝙲𝚞𝚛𝚜𝚎𝚍𝚂𝚞𝚗'𝚜𝙲𝚊𝚅𝚎

前往频道在 Telegram

「 Just a pirate and their random shits . She/he/they, whatever u want. Enxp - 🩷💛🩵 𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘯𝘦𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘴𝘢𝘺 𝘢 𝘸𝘰𝘳𝘥: @TheCursedSunsCaVebotbot 」 𝘈𝘯𝘥 𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘮𝘺 𝘧𝘢𝘯𝘧𝘪𝘤: ✵﹝https://t.me/+6_b92oPeHT01NmFk ﹞✵

显示更多
未指定国家未指定类别
289
订阅者
+124 小时
无数据7 天
+1130 天
帖子存档
نه قرار نیست ادیتی که الان دیدمو بذارم اینجا میرم زیر میز درموردش گریه می‌کنم

راحت باش خاله من خدا هم خندیده بهم🫃🏼

ظهری خوابیده بودم ژورنال جان از قفسه تخت افتاد خورد تو سرم ❤️ الهی بمیری که هیچ‌جا از دستت آسایش ندارم

ببخشید امروز محتوا نداشتم بچها

تست دادم ولی نتیجه رو قبول ندارم پس همون ENXP می‌مونیم💞

بیاید همگی تست بدیم بچها حوصلم سر رفتههه (از باشگاه که برگشتم خودمم میدم❤️)

من یه دوره ای اینقدر آبسسد بودم نمی‌دونی 🤣 خیلی درسته به نظرم

در مقابل بعضی چنلا، شما گوهری نایاب هستی عزیزم❤️

Me when my fav channels talk shit bout themselves:

نمی‌دونم اسمشو چی بدارم یه نامه مسخره یا صداهای توی سرم؟ هرچی که هست، مجبور نیستید بخونیدش اما باید نوشته می‌شد :)

「✸ 𝘍𝘰𝘳 𝘮𝘺 𝘵𝘸𝘪𝘯 𝘣𝘳𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘪𝘯 𝘢𝘯𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦. -
اولین باری که دیدمت، خیلی برام رو اعصاب بودی با شوخی های بی‌مزه، عادت ها و کارایی که عمدی یا ناخوداگاه می‌کردی، خیلی گیج می‌شدم انگار داشتم یه انعکاس از درونمو می‌دیدم. بین تو و سم، سم برام قابل دفاع تر بود و عزیز دردونه نمی‌فهمیدم چجوری باید میزان عشقمو به تو که فقط یه کرکتر فیکشنال بودی بیان کنم چون هیچوقت از خودم خوشم نمی‌اومد پس چرا تورو دوست دارم؟ همونقدر که از خودم بدم میاد تورو دوست دارم شاید چون تو واقعی نیستی اما اگه واقعی نیستی، چرا هر دقیقه و ثانیه حست می‌کنم؟ وقتی سر راهم قرار گرفتی که هیچی نبودم. لبه مرز بودم؛ مرزی که تو بارها ردش کردی و دوباره ازش برگشتی اما من نمی‌تونم از اون مرز بگذرم چون بر خلاف تو، من راه برگشتی ندارم تو دنیای ما نمیشه هزاربار با مرگ و شیطان ها معامله کرد و قوانین کیهانی رو دور انگشت پیچید. این که فکر می‌کنم شبیهتم برای چیه؟ چون هرکاری می‌کنم که از قانون های بابام فرار کنم ولی بازم می‌بینم دارم شبیه خودش رفتار می‌کنم؟ یا شاید چون از تنها بودن می‌ترسم Sarcastic بودن چی؟ جز به مسخره گرفتن مشکلاتم راه دیگه ای برای حلشون ندارم. توهم همینطور بودی نه؟ هربار مشکلی سر راهت سبز می‌شد می‌پریدی جلوش و می‌خواستی سریع دفعش کنی که ترکشاش به کسی نخوره ولی من همش فرار می‌کنم. شاید هم جای فرار کردن مشکلاتو دنبال خودم می‌کشونم شاید مشکل خوده منم تو هم توی سرت صداهای عجیب و غریب می‌شنوی؟ همیشه یکی هست که سرم داد بزنه و سرزنشم کنه یکی هست که می‌خواد بیاد بیرون و همه چیزو نابود کنه ولی نمی‌تونم بهش اجازه بدم باید درونم دفنش کنم باید خودمو باهاش غرق کنم آخه از غرق شدن می‌ترسم! ای کاش واقعی بودی و بهم می‌گفتی خفه شدن واقعا ترسناکه؟ اما واقعی نیستی. ولی من هر روز دارم تورو زندگی می‌کنم. هر روز برای آزاد شدن از ذهنم و زنجیر هایی که به گردنم بسته شده تلاش می‌کنم شاید قصه منو هم مثل تو یه نفر دیگه نوشته فکر می‌‌کنی اگه اونو پیدا کنم، بتونم بهای آزادی‌مو بپردازم؟ تو واقعی نیستی که جوابمو بدی.. شاید هیچ چیز واقعی نیست کاش همه ی اینا به خواب بود.
▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ #𝚝𝚑𝚒𝚗𝚐𝚜𝙸𝚌𝚘𝚞𝚕𝚍𝚗𝚝𝚍𝚘     - #𝘋𝘦𝘦 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-