ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

前往频道在 Telegram

در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالش‌های گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبت‌هاتون: @Derafshanbot

显示更多
未指定国家未指定类别
219
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-330 天
帖子存档
«ارزش انسان‌ها در پیروزی‌هایش نیست، در تلاش برای رسیدن به پیروزی است، و حتی برتر از آن، ارزش او تنها در این است که با تمامی شهامت زندگی کند و بمیرد.» _سفرها، نیکوس کازانتزاکیس_

دلتون نخواد شله‌زرد هم دارم، نذری هم نیست، مامانم پخته🙂‍↔️
دلتون نخواد شله‌زرد هم دارم، نذری هم نیست، مامانم پخته🙂‍↔️

خبر بد اینه که از آشپزخونه گل فقط کلی ظرف و کار مونده🎀 درنتيجه با من آماده شین تا برقا نرفته سامان بدیم🙏🏻 و خیلیییی خوابم میاد، یعنی خیلی‌ها، و بازم دلم نمی‌خواد کار‌ها رو انجام بدم😂😭 الان می‌دونین به عشق چی می‌رم؟ آیس‌کافی و کیک بعد کار🙂‍↔️

گفتم که دیشب خسته بودم، و حقیقتا دلم نمی‌خواست کارها رو انجام بدم. چون خیلی زیاد بودن، علاوه‌بر ظرفا، آشپزخونه هم به‌شدت به‌هم‌ریخته بود چون مامان کیک پخته بود. خلاصه، واقعا دوست داشتم بخوابم اما به این فکر کردم که امروز تعطیله و بابا صبح زود صبحانه می‌خوره و اینکه آشپرخونه مرتب نباشه اذیت‌کننده است. پس آهنگ مورد‌علاقه‌م رو پلی کردم و شروع کردم. خیلی موقع‌ها توی زندگی همچین موقعیتی پیش میاد، حوصله‌ یه کار سخت اما مهم نیست ولی همراه کردنش با کاری که دوست داری باعث می‌شه انجامش بدی. یه فیلم بذار برو تردمیل، یه آهنگ یا پادکست پلی کن برو کارات‌و انجام بده، با خودکارای رنگی و ادایی درس بخون. با روش‌های جذاب مثل دولینگو یا فیلم و کارتون زبان بخون. و ... زندگی سخته، تو برای خودت آسون‌ترش کن🩵✨

ویویی که داداشم باهاش درس می‌خونه: پ.ن: جالبه که یه عکسی همین‌جا هست، من در حال تماشای زیستِ حنیف عظیمی!
ویویی که داداشم باهاش درس می‌خونه: پ.ن: جالبه که یه عکسی همین‌جا هست، من در حال تماشای زیستِ حنیف عظیمی!

من الان جلسه‌ای با بابا داشتم. همیشه برام سواله، باباها چطوری همه‌چیز رو می‌دونن؟ یا مثلا چرا انقدر پیش‌بینی‌هایی که می‌کنن درست درمیاد؟ درهرحال، الان بهتر می‌دونم چیکار باید بکنم..

می‌خواستم چند صفحه سووشون بخونم و بخوابم؛ بعد گفتم بذار ببینم من ۳، ۲ ساعت نبودم تلگرام چه‌خبره، دیدم خانوم ایندی (Independen
می‌خواستم چند صفحه سووشون بخونم و بخوابم؛ بعد گفتم بذار ببینم من ۳، ۲ ساعت نبودم تلگرام چه‌خبره، دیدم خانوم ایندی (Independent) درباره جفری دامر و تد باندی صحبت کرده. رفتم ببینم تد باندی کی هست؟ و اینگونه شد که تا ساعت ۳ نصفه شب بنده درحال مطالعه درباره یک قاتل سریالی وحشتناک بودم🎀 خداروشکر نیومد به خوابم:///

دوستان؛ همونطور که یادتون هست کار‌های من قبل ساعت ۲ تموم شد، اما ساعت ۳ خوابیدم با اینکه خیلی خسته و داغان بودم. به‌نظر شما ع
دوستان؛ همونطور که یادتون هست کار‌های من قبل ساعت ۲ تموم شد، اما ساعت ۳ خوابیدم با اینکه خیلی خسته و داغان بودم. به‌نظر شما علت چی می‌تونه باشه؟؟

الان کارم تموم شد. آشپزخونه‌‌ی گل تحویل مامان✨
الان کارم تموم شد. آشپزخونه‌‌ی گل تحویل مامان✨

اینم ببینید و دیگه خدانگهدار؛ کیسه آب با طرح لبوبو!
اینم ببینید و دیگه خدانگهدار؛ کیسه آب با طرح لبوبو!

عزیزانم در ناشناس و دایرکت پیام دادین، پاسخ می‌دم فردا؛ الان خیلی خسته‌م و باید کلی ظرف هم بشورم🎀

Repost from Shiva.Study
تا حالا به این فکر کردی که اگه زندگی فعلیت‌ دقیقاً همین‌طور ادامه پیدا کنه و پنج سال دیگه هم همین آدم، با همین ترس‌ها، همین عادت‌ها و همین انتخاب‌ها باشی از اینکه چه کسی شدی بیشتر میترسی؟

کاش یکی یدونه از اینا برام بخره.. البته من Philips بیشتر می‌پسندم ولی خب^^
کاش یکی یدونه از اینا برام بخره.. البته من Philips بیشتر می‌پسندم ولی خب^^

می‌روم بیرون، آقای برادر نیازمند جزوه هستند🙏🏻

عزیزان چندتا نکته؛ اول اینکه فلن چیزکیک نیست، با اون فرق داره و خوش‌مزه‌تره! دوم، کارامل درست کردن سخته، من خودمم هنوز خوب بلد نیستم و مامانم درست می‌کنه برام. نیاز به تمرین داره یعنی، احتمالا چند دفعه اول که درست می‌کنید می‌سوزه اما بعدش یاد می‌گیرین. شیرعسلی مارک البحر یا الفجر رو بهتون پیشنهاد می‌دم. شیر تبخیر شده هم مارک نستله یا المراعی یا هر مارک دیگه‌ای خوبه، (حالا نه هر مارکی، شناخته شده باشه دیگه. بعد نبود هم خامه). فلن هرچقدر بیشتر توی یخچال بمونه خوش‌مزه‌تر می‌شه. ۲۴ ساعت بذارید حتما. نوشِ جان🩵 #Pastry

فلن مواد لازم: پنیر خامه‌ای: 120 گرم تخم مرغ: 2 عدد شیر عسلی (Condensed Milk): 200 گرم شیر تبخیر شده / اواپریتد میلک (Evaporated Milk): 90 گرم وانیل: 1 قاشق چای‌خوری شکر: نصف لیوان (برای کارامل) طرز تهیه: ۱. کارامل کردن شکر: شکر رو می‌ریزیم توی ظرف و اصلاً بهش دست نمی‌زنیم و هم نمی‌زنیم. فقط ظرف رو دورانی می‌چرخونیم تا شکر مذاب حاشیه جمع نشه و نسوزه. همینطور می‌چرخونیم تا فقط وسط ظرف دونه‌های شکر باقی بمونه. ادامه می‌دیم تا همه شکرها کامل ذوب بشن و رنگش طلایی بشه (نه تیره، نه تلخ) اگه احساس کردید داره تیره می‌شه، ظرف رو از روی حرارت بردارید، بچرخونید، بعد دوباره بذارید روی حرارت. سریع کارامل رو می‌ریزیم توی قالب (چون زود می‌بنده) و قالب رو می‌چرخونیم تا کل کف قالب رو بپوشونه. ۲. مایه فلن: پنیر خامه‌ای + تخم مرغ + وانیل رو با هم مخلوط می‌کنیم نصف قوطی شیر عسلی رو اضافه می‌کنیم. حالا نوبت شیر تبخیر شده‌ست: بهش می‌گن اواپریتد میلک (Evaporated Milk)، همون شیر معمولیه که بعد از فرآوری غلیظ شده. فرقش با شیر عسلی اینه که شیرین نیست. می‌تونید به‌جاش خامه بریزید، ولی به‌هیچ‌وجه نمی‌تونید به‌جای شیر عسلی از چیز دیگه‌ای استفاده کنید. این رو هم اضافه می‌کنیم به مخلوط. نکته مهم: زیاد هم نزنید! فقط تا حدی که مخلوط شه، وگرنه کف می‌کنه و بافتش خراب می‌شه (به‌جای فلن، چیزکیک تحویل می‌گیرید!) ۳. پخت: مخلوط رو روی کارامل توی قالب می‌ریزیم قالب رو توی یه ظرف بزرگ‌تر می‌ذاریم (روش بن‌ماری) تا نصف قالب، آب جوش دور قالب می‌ریزیم. فر رو روی 180 درجه سانتی‌گراد، به مدت 50 دقیقه ۴. سرد کردن: وقتی از فر درآوردیم، وسطش هنوز مثل ژله می‌لرزه - طبیعیه می‌ذاریم 1 ساعت توی دمای اتاق خنک شه بعد می‌ذاریم توی یخچال حداقل یک شب (یا ۱۰ ساعت) بمونه ۵. سرو: دور تا دور قالب رو با چاقو می‌بریم که مطمئن شیم نچسبیده بشقاب سرو رو روش می‌ذاریم و برش می‌گردونیم اگه جدا نشد، روش سشوار بگیرید تا از قالب جدا بشه و بیفته توی بشقاب نکته طلایی: هرچی قالب کوچیک‌تر باشه، فلن بلندتر می‌شه. اگه قالب بزرگ‌تر از 18 سانته، بهتره مواد رو دوبرابر کنید. #Pastry

یوتیوب گردی و کرانچی🍡🪭
یوتیوب گردی و کرانچی🍡🪭

این هم مدرک! این خاطره رو آخرِ کلاس ششم دوستم برام نوشته، درباره آرزوی دوم، امیر همون امیرحسین آرمانه که حقیقتا بنده هیچ صحبت
این هم مدرک! این خاطره رو آخرِ کلاس ششم دوستم برام نوشته، درباره آرزوی دوم، امیر همون امیرحسین آرمانه که حقیقتا بنده هیچ صحبتی ندارم جز شرمساری😔 باورم نمی‌شه یه‌روزی براش گریه می‌کردم، خداروشکر زود شفا پیدا کردم🎀 اون کیانا و آوا و داداشا و دخترخاله و این صحبتا هم یه داستان دیگه داره، ولی کوتاه بگم خاله‌بازی‌های ما خیلی واقعی بود:///

وقتی بچه بودم شغل‌های زیادی دوست داشتم، اول دوست داشتم مهندس عمران بشم چون مهندس‌ها پولدار بودن؛ بعد سریال پریا رو دیدم و به امیرحسین آرمان علاقه‌مند شدم و عاشقِ بازیگری و کارگردانی! حتی توی گروه تئاتر مدرسه بودم و مقام استانی آوردم. بعد که فهمیدم عاشق کتابام تصمیم گرفتم نویسنده بشم و انشا‌هایی که می‌نوشتم توی مدرسه معروف بود. ولی مامان بابام گفتن توی ادبیات پول نیست و حتی دیگه نمی‌ذاشتن کتاب بخونم! باورتون می‌شه من دزدکی کتاب می‌خوندم؟ کتاب‌ها رو جاساز می‌کردم:)) کلاس ششم ابتدایی اینا بودم که با پروفسور سمیعی آشنا شدم، بابام بهم گفت قراره یه بیمارستان نزدیک خونه مامان‌جونم توی تهران برای پروفسور سمیعی بسازن که شبیهِ مغزه! منم برگام ریخت و گفتم منم می‌خوام! بعد بیشتر توی دنیای پزشکی گشتم و درنتیجه عاشق جراحی مغز و اعصاب شدم. مثلا کسی ازم می‌پرسید می‌خوای بزرگ شدی چیکاره بشی، نمی‌گفتم دکتر، می‌گفتم جراح و مغز و اعصاب! خلاصه، از اون‌موقع قرار شد من به پیشنهاد (!) خانواده، مثل محمد اصفهانی، پزشکی باشم که هم بازیگره، هم نویسنده، هم بیزینس وومن! (رویاهای کودکیه دیگه..) حتی اسم هلدینگی که می‌خواستم تاسیس کنم هم انتخاب کرده بودم:/ البته هرچی بزرگتر شدم فقط پزشکی موند.. درنتیجه الان دانشجوی پزشکی شدم، شغل هم توی فعالیت توی حوزه کنکوره فعلا. تا بعد، شاید بیزینس وومن هم شدم🎀