𝑶𝑹𝑬𝑳 𝑻𝑨𝒀𝑭𝑨• 𝓕𝓾𝓻𝓽𝓾𝓷𝓪 𝓚𝓸𝔂𝓾࿐
前往频道在 Telegram
216
订阅者
+524 小时
+97 天
+930 天
帖子存档
ادامش هم یامان دلش برای رویا میسوزه رویا میره به چاعلا زنگ بزنه یامان مشت میزنه تو صورت آلاز بیهوشش میکنه خودش میبرتش خونشون توی راه رویا ادکلن میزنه یامان سرفه میکنه رویا میگه ببخشید یامان پرسید این بو از شما میاد رویا گفت بله؟یامانم گفت معلوم نیست چی خوردید نوشیدنی ها رو روی سر و صورتتون میترکونید و اینکه بعد از اون عطرهای گرون قیمت نجاتتون نمیده نه که تو بوی خیلی خوبی میدی البته بخاطر شغلی که داری هست یامان پرسید چی رویا گفت خب آشغال جمع میکنی دیگه یامانم گفت اون آشغال نیست مواد بازیافتیه
تاحالا اینو تو زندگیت شنیدی رویا هم گفت متوجه نمیشم این اعتماد به نفست رو از کجا نیاری یامانم ماشین رو تند روند رویا از رانندگی میترسید بخاطر یه حادثه برای همین یاد نگرفت هرگز رویا گفت بهتر نیست یکم سرعتت رو کم کنی لوکیشن سمت راست بود ردش کردی داری ما رو کجا میبری ماشینو نگه دار من پیاده شم بعد داد زد کمک کنید دارن آدم ربایی میکنن یامان ماشین رو نگه داشت رویا گفت میشه الان ما رو به خونه ببری لطفا یامانم قبول کرد
و اولین دیدار زوج قشنگمون رویا و یامان🥹🤍✨️اینجا رویا حالش بد شد بعد یامان بهش گفت چیکار میکنی اونجا رویا گفت ببخش گفتم بجای اینکه کوچه رو کثیف کنم بهتره سمت زباله ها برم یامان گفت اونا ببین اونجا زباله هست یا نه کار من همینه رویا گفت هر چقدر پولش باشه میدم مشکلش چیه یامانم گفت برو پی کارت و اینجا رویا به یامان گفت وحشی🥹😂
Repost from “ 𝓢𝗂𝗋𝖽ᥲş𝗅ᥲ𝗋𝗂𝗆 🩵 ”
هیچی ندارم بگم فقط فالو کنید🍸
https://www.instagram.com/sirdasedit?igsi=NDZnbXljcXliMjA0
اینجا آلاز مواد مصرف کرده بود و دیوونه بازی در میاورد خیلی سریع رانندگی میکرد
رویا هرچی بهش میگفت ماشین رو نگه دار نگه نمیداشت وسطای رانندگی گفت گرممه و لباسشو در آورد آخرشم وارد یه کوچه شد و ماشین رو نگه داشت رویا حالش بد شد پیاده شد🥺🥲🙄
اینجا ملک دنبال سیب میگشت برای خوردن🍎 یدونه سیب زیر کامیون افتاده بود رفت زیر کامیون تا برش داره یامان دید نجاتش داد راننده کامیون بچه رو دعوا کرد یامانم ازش دفاع کرد🥹🥲
