-unspoken🕯️
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
227
订阅者
+124 小时
+37 天
+1130 天
帖子存档
227
گفتم :خدایا وقتی زندگی موهام رو کشید تو کجا بودی؟ وقتی از پا من رو روی زمین کشید تا به اقیانوس غم بندازه تو کجا بودی؟ وقتی دونه به دونه دلخوشی هام رو گرفت که به بیابون پرت کنه وقتی خسته و خیس و خاکی بودم
تو کجا بودی؟!
خدا گفت: طفلک رنجور پریشون احوال من یادت نیست؟ اونی که رفت، تو بودی ولی من هیچ وقت ازت نپرسیدم که کجایی چون فرقی نمی کرد؛ من پشت تو بودم هر جا که بودی منتظر که کی بشه به بهونه تن خسته و خیس و خاکی ات، برگردی و نگاهی به من
بندازی.
227
امشب، گویی در آستانهی فنا بودم،
در جهانی که انگار جایگاهی برایم نداشت
دلم از اضطراب، هزار تکه شده بود؛
در میانِ جنگی میانِ من و خویشتن،
قلبی کوچک داشتم که از شدتِ تنهایی، میشکست
ناگهان…
نسیمی گذشت و گونههایم را نوازش کرد.
تکیه بر پنجره، رو به تاریکیِ شب،
و آنجا، در میانِ سیاهیِ بیکران،
تنها یک ستاره!
همانگونه که تو، تنها ستارهی دنیای منی،
آن ستاره، گویی به من خیره شده بود
نمیدانم، شاید در اعماقِ وجودم میدانستم؛
که تویی…
همان که شیفتهی ستارهها بودی،
و من، هر ستارهای را که میبینم، در چهرهی تو مییابم
ناگهان، آرامش در رگهایم دوید،
گویی نوری از آسمان، بر قلبِ من نشست
خوابم برد و آن ستاره، تا سپیدهی صبح
نگهبانِ تنهاییِ من بود…
میدانم که آن ستاره، تو بودی که مراقبم بودی.
227
دییر بو محبت بلع شی دیر کی چعتین آنیاسان
وفاسی اولمیانین خیری نعدیر دانیاسان
دییر یانلیز دولانیم گوش کیمی داغ داش ایاغیندا
عمریم چوریب فایده سیز ای کاش حیاتیدا
یوخسا عمریم یاندی محبت گوماریندا بیهوده سوروندیم گنه من بی وفا یار ایاغیندا
دییر من بیر گوشام غملر اولوب گزمخ دع خوش گعلمیر منه
باده لر بیر بیر دولب ایچمخ دع خوش گعلمیر منه
دییر غملرینن بیر زمان شاه لیخ ادعردیم عالمه سن گدنن گونن بری غملرده خوش گعلمیر منه
227
آدما همه تا قیامت همینن
میزدن منو با سیاست زمینم
همه چیو دیدم با تو
بهم خنجر زدی با ذوق
فهمیدم باید خیانت کنم خیانت نبینم.
