هوژین
前往频道在 Telegram
535
订阅者
+124 小时
-87 天
-2930 天
帖子存档
535
گیرم که بیایی و بگیری خبرم
این بار چگونه میکنی دست به سرم؟
گیرم که دلت تنگ شده، منتظری
خود گفتی به من، که دل نبند، رهگذرم!
گیرم که پشیمان شدی از آن همه ظلم
گفتی که مقابلت فقط یک نفرم؟
حالا تو دچاری به غم و غصهی من
رفتم که نبینی به کنارت، اثرم
من بی چمدان میروم از کنجِ دلت
مر خاطرهای مانده که با خود ببرم؟
یک روز تو افتادی ز پرتگاه دلم
جای تو منم که زخم شد بال و پرم!
یک عمر در انتظار تو سر شد و رفت
پای خود من خورده ببین، این تبرم
در اوج جوانی گشتهام پیر زمان
برف روی سر و روی زمین است سپرم...
00:54:,25
#هوژین
ری اکت ندید به شعر جدیدم خیلی زیاد ناراحت میشم. خیلی دوست دارم این شعرو.
535
این روزا آدما مثل سنگ شدن و من مثل شیشه. شاید هم من سنگ شدم، که الان قابلیت آسیب زدن به همه رو دارم.
نمیدونم؛ شاید هم به خاطر اینه که تابستون داره تموم میشه. پاییز زرد داره میاد.
پاییزی که همیشه برای من غم رو به یاد میاره و که از آخراش، دل خوشی ندارم.
پاییزی که میتونم بگم عاشقشم و ازش بدم میاد. شاید هم از آدمایی که توی این فصلِ زیبا میرن، و غمهایی که با بارون به همراهش میان، متنفر باشم.
اگر پاییز بیاید، حال معشوقان چه خواهد شد؟
535
از ظلم تو این را بگویم اکتفایت میکند
جز خاطرات، از من گرفتی قدرتِ شعر مرا
من بی تو چون تهماندهی سیگارها له میشوم
قلب مرا دزدیدهای و پس نمیآری چرا؟
عمریست بی تو نامِ من دیوانهی شیدا شده
باید بیابم در جهان دیگری آیا تو را؟
بعد از تو گویا بردهی غمها شده احساس من
این خانه است یا غمکده؟ لعنت بر این ماتمسرا...
من مطمئن هستم که وقتِ مرگ، چشمم بسته نیست
در خواب هم میگویمت؛ از در درآ، از در درآ...
#هــ
بیت آخر:))
ریاکشن؟ زیاددددددددد
535
از ظلم تو این را بگویم اکتفایت میکند
جز خاطرات، از من گرفتی قدرتِ شعر مرا
من بی تو چون تهماندهی سیگارها له میشوم
قلب مرا دزدیدهای و پس نمیآری چرا؟
عمریست بی تو نامِ من دیوانهی شیدا شده
باید بیابم در جهان دیگری آیا تو را؟
بعد از تو گویا بردهی غمها شده احساس من
این خانه است یا غمکده؟ لعنت بر این ماتمسرا...
من مطمئن هستم که وقتِ مرگ، چشمم بسته نیست
در خواب هم میگویمت؛ از در درآ، از در درآ...
#هــ
ریاکشن؟ زیاددددددددد
535
از ظلم تو این را بگویم اکتفایت میکند
جز خاطرات، از من گرفتی قدرتِ شعر مرا
من بی تو چون تهماندهی سیگارها له میشوم
قلب مرا دزدیدهای و پس نمیآری چرا؟
عمریست بی تو نامِ من دیوانهی شیدا شده
باید بیابم در جهان دیگری آیا تو را؟
بعد از تو گویا بردهی غمها شده احساس من
این خانه است یا غمکده؟ لعنت بر این ماتمسرا...
#هــ
