ch
Feedback
مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

前往频道在 Telegram

مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem

显示更多
未指定国家未指定类别

📈 Telegram 频道 مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 的分析概览

频道 مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) 是活跃参与者。目前社区聚集了 18 678 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 18 678 名订阅者。

根据 27 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 3 857,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 27.09%。内容发布后 24 小时内通常能获得 27.21% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 061 次浏览,首日通常累积 5 084 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 92。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin...”

凭借高频更新(最新数据采集于 28 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。

18 678
订阅者
-724 小时
-1747 天
+3 85730 天
帖子存档
جهان، جایِ ماندن نیست؛ هرچه امروز پناه می‌پنداریم، فردا شاید تنها خاطره‌ای دور باشد. آدمی اما تا دل به ناپایداریِ دنیا نبندد، معنایِ آرامش را نخواهد فهمید. بعضی حقیقت‌ها را باید نه با عقل، که با شکستگیِ دل شناخت ، همان‌طور که مولانای جان فرموده:
«ای دل پاره پاره‌ام، دیدن اوست چاره‌ام اوست پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن.»
متین https://t.me/Mersiye_vatan

بعضی آدم‌ها، تمام عمر در جست‌وجوی «بهتر» می‌دوند؛ بی‌آنکه بفهمند زندگی، مسابقه‌ی یافتن کامل‌ترین‌ها نیست، هنرِ دیدنِ ارزشِ همان چیزهایی‌ست که بی‌صدا کنارشان مانده‌اند. عجیب است؛ انسان گاهی آن‌قدر محوِ افق‌های دور می‌شود که باغِ شکوفه‌زده‌ی زیرِ پایش را نمی‌بیند و وقتی روزی برای بازگشت برمی‌گردد، تنها جای خالیِ همان داشته‌هایی را می‌یابد که زمانی عادی می‌پنداشت. حقیقت این است که بسیاری از حسرت‌ها، نه از نداشتن، که از دیر فهمیدنِ ارزشِ داشته‌ها آغاز می‌شوند. متین https://t.me/Mersiye_vatan

گاهی بزرگ‌ترین خطای انسان، این است که می‌کوشد زندگی را بفهمد؛ حال آن‌که زندگی، بیش از آنکه فهمیدنی باشد، زیستنی است. هرچه بیشتر در پیِ گشودنِ رازهایش می‌رویم، بیشتر از زیبایی‌های خاموشش دور می‌شویم. شاید حقیقت، نه در پاسخِ پرسش‌ها، که در حیرتِ بی‌پایانِ نگاه به آسمان، بوی باران، یا لبخندِ بی‌دلیلِ یک رهگذر پنهان باشد. جهان، خود را به کسانی آشکار می‌کند که هنوز توانِ شگفت‌زده شدن را از دست نداده‌اند؛ همان‌ها که می‌دانند بعضی از زیباترین حقیقت‌ها را نمی‌توان توضیح داد، تنها باید با تمامِ جان، تماشایشان کرد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

هم‌میهن ما فراموش نکرده‌ایم ، اگر می‌بینی درحال ادامه دادنیم ، برای این است که لحظه‌ای توقف می‌تواند ما را متلاشی کند... اما براس یادآوری می‌نویسم ، آن‌ها که رفتند برای زندگی قدم برداشته بودند، نه مرگ. پس نخواهید که در مرگ بمانیم و از زندگی دست بکشیم. گاهی ادامه دادن نیز نوعی مبارزه‌ست.
فرزند ایران و ای‌کاش جان‌فدای میهن ، متین
https://t.me/Mersiye_vatan

شب‌بخیر، مردمِ خسته. مردمِ همیشه در انتظار. مردمِ سهم‌برده از رنج، نه از آرامش. مردمِ لبخندهای ناتمام، آرزوهای عقب‌افتاده، و بغض‌های فروخورده. شب‌بخیر ای دل‌هایی که بارِ یک سرزمین را بر شانه کشیدید و هنوز، کسی خستگی‌تان را نپرسید. شب‌بخیر ای جوانانی که پیش از رسیدن به رؤیاها، پیر شدید؛ ای پدران و مادرانی که امید را هر روز از نو ساختند و هر شب با نگرانی به خواب رفتند. شب‌بخیر، مردمِ نجیب؛ کاش فردا، اندکی با شما مهربان‌تر باشد.

بعضی آدم‌ها پس از شکستن، شبیه همان دستی می‌شوند که روزی آن‌ها را شکست؛ اما بعضی دیگر، تمام رنج را در سکوت به دوش می‌کشند تا هیچ دلی، آنچه را دلِ خودشان چشیده است، نچشد. اصالت، درست از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که تلخیِ جهان، نتواند شیرینیِ ذاتِ انسان را از او بگیرد. دنیا پر است از همراهی‌های بی‌همراه، دوست‌داشتن‌های بی‌پاسخ، حضورهای بی‌حضور و لبخندهایی که پشتشان هزاران بی‌مهری پنهان است. با این همه، ارزشِ انسان به رفتار دیگران نیست؛ به آن چیزی است که با وجودِ همه‌ی این زخم‌ها، اجازه نمی‌دهد درونش بمیرد. گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، خوب ماندن در جهانی است که هر روز به انسان دلیل تازه‌ای برای بد شدن می‌دهد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

چه اصراری‌ست به هم‌قدم شدن با کسی، در سرزمینی که بسیاری، عشق را با هیجان اشتباه گرفته‌اند، وفاداری را با اجبار، و صداقت را با ساده‌لوحی؟ من ترجیح می‌دهم کنار تنهاییِ نجیبم بنشینم؛ تنهایی‌ای که دست‌کم هر شب با چهره‌ای تازه به من دروغ نمی‌گوید و هر صبح، همان کسی است که دیروز بود. پس به راستی چه شتابی‌ست برای پناه بردن به رابطه، وقتی در روزگاری ایستاده‌ایم که عشق، حافظه‌اش را از دست داده، وفاداری کالایی کمیاب شده و صداقت، هزینه‌ای‌ست که کمتر کسی حاضر به پرداختنش است؟ در چنین جهانی، تنهایی دیگر مجازات نیست؛ پناهگاهی‌ست آرام. جایی که دست‌کم هیچ دستی، اعتماد را از شانه‌هایت برنمی‌دارد و هیچ لبخندی، نقابِ حقیقت نیست.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

چه اصراری‌ست به هم‌قدم شدن با کسی، در سرزمینی که بسیاری، عشق را با هیجان اشتباه گرفته‌اند، وفاداری را با اجبار، و صداقت را با ساده‌لوحی؟ من ترجیح می‌دهم کنار تنهاییِ نجیبم بنشینم؛ تنهایی‌ای که دست‌کم هر شب با چهره‌ای تازه به من دروغ نمی‌گوید و هر صبح، همان کسی است که دیروز بود. پس به راستی چه شتابی‌ست برای پناه بردن به رابطه، وقتی در روزگاری ایستاده‌ایم که عشق، حافظه‌اش را از دست داده، وفاداری کالایی کمیاب شده و صداقت، هزینه‌ای‌ست که کمتر کسی حاضر به پرداختنش است؟ در چنین جهانی، تنهایی دیگر مجازات نیست؛ پناهگاهی‌ست آرام. جایی که دست‌کم هیچ دستی، اعتماد را از شانه‌هایت برنمی‌دارد و هیچ لبخندی، نقابِ حقیقت نیست.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

اگر هزار جان داشتم، همه را به اندوهِ وطن پیر می‌کردم، که یک دل برای این همه داغ، اندک است. اگر غمِ وطن سهمِ من است، به این اندوه می‌بالم.
فرزند ایران و ای کاش جان‌فدای میهن ، متین
https://t.me/Mersiye_vatan

جنوب، تنها یک جغرافیا نیست؛ قلبِ تپندهٔ ایران است. هر موجی که بر ساحل خلیج فارس می‌شکند، گویی بر سینهٔ همهٔ ما فرود می‌آید. رنج جنوب، رنج تمام ایران است. مردمان جنوب، سال‌ها ایستاده‌اند؛ زیر آفتابِ سوزان، کنار آب‌های نیلگون، تا ایران استوار بماند. امروز نیز آنان، بی‌آنکه جنگ را برگزیده باشند، سنگین‌ترین بارِ آن را بر دوش می‌کشند. هیچ سرزمینی سزاوار آن نیست که مردمانش سپرِ پیامدهای قدرت و سیاست شوند. حال که سپاه پاسداران در اوج بی‌شرافتی در سودای نابودی ایران است ، جنوب را تنها نگذاریم؛ زیرا اگر دلِ جنوب به درد آید، ایران یکپارچه داغدار خواهد بود.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

صفحاتِ پایانیِ بیگانه اثر فرانتس کافکا را که ورق می‌زدم، احساس کردم این کتاب بیش از آنکه روایتِ زندگیِ مورسو باشد، آینه‌ای است که بی‌رحمانه انسان را در برابر حقیقتِ وجودش قرار می‌دهد. کامو یادآور می‌شود که جهان نه موظف به معنا بخشیدن به زندگی ماست و نه پاسخی برای پرسش‌هایمان دارد؛ این ماییم که باید با پوچی، تنهایی، مرگ و بی‌تفاوتیِ جهان روبه‌رو شویم و با این حال، زیستن را برگزینیم. شاید بزرگ‌ترین درسِ بیگانه این باشد که آزادی، درست از همان لحظه آغاز می‌شود که از توهمِ معناهای تحمیل‌شده رها می‌شویم و زندگی را همان‌گونه که هست، با تمامِ تلخی و زیبایی‌اش، می‌پذیریم.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

اصالت، میراثِ خون نیست؛ انتخابِ هر روزِ انسان است. می‌توان ثروتمند بود و تهی، مشهور بود و کوچک؛ اما کسی که انسانیت را از دست نداده، حتی در گمنامی نیز بلندترین قامتِ جهان را دارد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

شگفتا که برخی، عمر را در بازارِ ارزانِ نفرت، حسادت و بی‌حرمتی به حراج می‌گذارند؛ حال آنکه تنها چند فصل از یک کتابِ نیک، می‌توانست وسعتِ اندیشه‌ای به آنان ببخشد که دیگر جایی برای آن همه تیرگی در جانشان باقی نماند. گاه، فاصله‌ی میانِ یک انسانِ فرهیخته و انسانی که رنج می‌آفریند، تنها به اندازه‌ی چند کتابِ نخوانده است.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

انسانیت، هنری‌ست که تماشاگر نمی‌خواهد؛ در روزگاری که بسیاری برای دیده‌شدن، هر چهره‌ای به خود می‌گیرند، اصالت یعنی همان کسی بمانی که وجدانت در سکوت می‌شناسد. ارزشِ آدمی را نه هیاهوی نامش، که آرامشِ ردپایی تعیین می‌کند که بر دلِ دیگران به جا می‌گذارد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

هیچ‌وقت خودم را صرفا برای جلب توجه‌ی دیگران نیاراسته‌ام. هیچ‌گاه وانمود نکرده‌ام که ثروتمندم ؛ همیشه ترجیح داده‌ام ساده زندگی کنم و خودم را خاکی تر از آنچه هستم ، نشان دهم. برای من همیشه انسانیت از شهرت مهم‌تر بوده است ؛ چون شهرت اگر با انسانیت همراه نباشد ، ارزشی ندارد. اگر قرار باشد به نام شهرت دلی را بشکنم ، اما به نام انسانیت دست کسی را نگیرم ، آن شهرت هیچ افتخاری برای من نیست. متین https://t.me/Mersiye_vatan

نیایش شامگاهی آدینه به درگاه اهورامزدا🤍 به نام اهورامزدای دانا، سرچشمهٔ راستی، روشنایی و خرد. ای اهورامزدای بزرگ، اندیشهٔ ما را به نورِ خرد روشن ساز و دل‌هایمان را از کینه، بیم و نومیدی بپیرای. ما را یاری ده تا در هر گام، راهِ نیک را برگزینیم و از پیمودنِ راهِ دروغ، ستم و ناراستی دور بمانیم. نیروی آن را به ما ارزانی دار که پاسدارِ اشه باشیم و با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، جهانی روشن‌تر برای آیندگان به یادگار گذاریم. ای دادارِ هستی، ایرانِ کهن را در پناه فروغِ خویش نگاه دار. به فرزندان این سرزمین، خرد، همبستگی، آزادگی و دلی استوار ببخش تا در برابر هر تاریکی، فروغِ امید را زنده نگه دارند و نام ایران را با راستی و شرافت پاس بدارند. روانِ همهٔ پاک‌باختگانِ راهِ میهن، آزادی و راستی را در روشنایی بی‌کران خویش آرامش بخش و به بازماندگانشان صبر، نیرو و امید ارزانی دار.
هَمتا اَهونَ وَئیریو، اَت رَتوش اَشات‌چیت هَچا؛ وَنگهِئوش دَزدا مَنَنگهو، شِیَوثَنَنَم اَنگهئوش مَزدای؛ خَشَثرِمچا اَهورائی، آ یِم دَرِگوبیُو دَدات، واستارِم.
باشد که همواره راهِ نیک را برگزینیم، از اشه دور نگردیم، و فروغِ خرد و آزادگی بر دل و جانِ ایران‌زمین جاودانه بتابد. اَیدون باد، اَیدون تَر باد.🤍 فرزند ایران، متین https://t.me/Mersiye_vatan Instagram page : matin_poem

خاله‌ی عزیزتر از جانم ؛ سه سال، وطن هر بهار را بی‌حضور تو شکوفه داد و هر پاییز را با دلتنگیِ نامت به پایان رساند. گمان نمی‌کردم روزی شوقِ دیدار، این‌گونه با اشک درآمیزد؛ اشکی که نه می‌توان آن را اندوهِ دوری نامید و نه شادیِ رسیدن. خاله‌ی عزیزم... امروز که از راه برسی، انگار تکه‌ای از جانِ این خانه، پس از سال‌ها غربت، دوباره به جای خود بازمی‌گردد. به شیراز که برگردی، شاید حافظیه آرام‌تر غزل بخواند و شیراز کمی بیشتر شبیه همان شهری شود که در این سال‌های ستم دلتنگش بودیم. بعضی انتظارها را فقط می‌شود در آغوش گریست، نه در واژه‌ها.
۲۵ تیرماه ۲۵۸۵ شاهنشاهی ، فرودگاه شیراز
متین https://t.me/Mersiye_vatan

بعضی آدم‌ها را دیر می‌فهمیم...بعضی آدم‌ها را باید از دست داد تا فهمید چه اندازه در تار و پودِ زندگی‌مان تنیده بودند. تا وقتی کنارمان هستند، حضورشان چنان آرام و پیوسته است که به عادت می‌ماند؛ مانند تیک‌تاکِ ساعتی که سال‌ها در خانه پیچیده و گوش، دیگر صدایش را نمی‌شنود. اما کافی‌ست روزی نباشند...ناگهان سکوتِ خانه، بلندتر از هر فریادی به گوش می‌رسد و جای خالی‌شان از هر حضوری پررنگ‌تر می‌شود.حقیقتِ تلخِ زندگی همین است؛ آدم‌ها تا وقتی هستند، کمتر دیده می‌شوند. ما اغلب ارزشِ حضورها را نه در لحظه‌ی بودن، که در اندوهِ نبودن درمی‌یابیم؛ چه اندوهناک است که انسان، قدرِ بسیاری از عزیزترین داشته‌هایش را تنها پس از فقدانشان می‌شناسد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

بخشی از قفسه‌ی‌ مورد علاقه‌ی کتابخانه شخصی من🤍 کتاب خواندن، تنها به خاطر به یاد سپردن جمله‌ها نیست؛ برای دگرگون شدن است. بسی
بخشی از قفسه‌ی‌ مورد علاقه‌ی کتابخانه شخصی من🤍
کتاب خواندن، تنها به خاطر به یاد سپردن جمله‌ها نیست؛ برای دگرگون شدن است. بسیاری می‌پرسند: «اگر پس از مدتی بیشترِ آنچه خوانده‌ایم را فراموش کنیم، پس فایده‌ی کتاب چیست؟»
پاسخش را می‌توان در یک تصویر ساده یافت. ظرفی سوراخ و آلوده را تصور کنید؛ هر بار که در آن آب می‌ریزید، آب از سوراخ‌ها بیرون می‌رود و چیزی در ظرف باقی نمی‌ماند، اما با هر بار عبور آب، لایه‌ای از آلودگی شسته می‌شود تا سرانجام ظرف، پاک و زلال گردد. ذهن ما نیز چنین است. شاید واژه‌ها، داستان‌ها و جزئیات کتاب‌ها به مرور از حافظه‌مان عبور کنند و فراموش شوند، اما اثرشان در ژرفای ناخودآگاه باقی می‌ماند. هر صفحه‌ای که می‌خوانیم، اندکی نگاه‌مان را عمیق‌تر، اندیشه‌مان را پخته‌تر و روح‌مان را روشن‌تر می‌کند. کتاب‌ها تنها حافظه‌ی ما را پُر نمی‌کنند؛ آن‌ها آرام و بی‌صدا، خودِ ما را می‌سازند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

لیست تمام کتاب های خوانده شده‌ی‌ مورد علاقه‌ام که پیشنهاد میکنم مطالعه بفرمایید. کتاب های شعر و ادبیات پارسی خوانده شده :
• شاهنامه فردوسی •گلستان و بوستان سعدی • غزلیات سعدی • مثنوی معنوی مولانا • غزلیات شمس مولانا • غزلیات حافظ • • کلیات عطار • تاریخ کامل ایران ، حسن پیرنیا • دو قرن سکوت ، عبدالحسین زرین کوب • اوستا ، زرتشت • سمفونی مردگان ، عباس معروفی • چشم‌هایش ، بزرگ علوی • بوف کور ، صادق هدایت • سه قطره خون ، صادق هدایت • سگ ولگرد ، صادق هدایت • مجموعه زنده به گور ، صادق هدایت • سووشون ، سیمین دانشور • هشت کتاب (مجموعه آثار) سهراب سپهری
کتاب ها و آثار غیر پارسی خوانده شده :
• جنایات و مکافات ، داستایفسکی • شب های روشن ، داستایفسکی • نازنین ، داستایفسکی • برادران کارامازوف ، داستایفسکی • همیشه شوهر ، داستایفسکی • بیگانه ، آلبر کامو • مسخ ، کافکا • جهان همچون اراده و تصور ، آرتور شوپنهاور • شازده کوچولو ، آنتوان دو سنت اگزوپری • صد سال تنهایی ، گابریل گارسیا مارکز • سه‌شنبه ها با موری ، میچ آلبوم • کیمیاگر ، پائولو کوئلیو • جز از کل ، استیو تولتز • مرگ ایوان ایلیچ ، لئو تولستوی • چنین گفت زرتشت ، نیچه • رومئو و ژولیت ، ویلیام شکسپیر • بینوایان ، ویکتور هوگو • مغازه خودکشی ، ژان تولی • کتاب 1984 ، جرج اورول • قلعه حیوانات ، جرج اورول
«ترتیب کتاب های ذکر شده ، ربطی به اولویت علاقه ندارد ، این پیام با هر بار خواندن یک کتاب جدید خوب ادیت خواهد شد.» متین https://t.me/Mersiye_vatan