مَرثیهای برایِ وطن 🤍
مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem
显示更多📈 Telegram 频道 مَرثیهای برایِ وطن 🤍 的分析概览
频道 مَرثیهای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) 是活跃参与者。目前社区聚集了 18 685 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 18 685 名订阅者。
根据 26 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 4 579,过去 24 小时变化为 -5,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 26.41%。内容发布后 24 小时内通常能获得 27.84% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 4 936 次浏览,首日通常累积 5 204 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 93。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن
کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده
راه ارتباطی:
بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109
2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot
3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld
4-پیج اینستاگرام ما : matin...”
凭借高频更新(最新数据采集于 27 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
اجازه ندهید هیچ کلیپ اینستاگرامی، هیچ شوخیِ جنسیتزده و هیچ روانشناسِ زردی، شما را متقاعد کند که زنانگی با عقلانیت در تضاد است؛ که زنبودن یعنی از دستدادنِ خرد و اختیار. عقلانیت، بزرگترین موهبتِ شماست. هرگز در برابر کسانی که میخواهند برای دوستداشتن، دانستن و بودنِ خودتان، کوچکتان کنند و ناپخته نشانتان دهند، سر فرود نیاورید. صرفا برای دوستداشتهشدن، خودتان را به نمایش نگذارید و آنگونه که دیگران میپسندند زندگی نکنید؛ ارزشِ شما به میزانِ توجهی که میگیرید نیست. بلوغ و قدرتِ فکریِ شما شاید برای آدمهای ناسالم و بیماران جنسی هراسانگیز باشد؛ اما برای ساختنِ یک زندگیِ آگاهانه و معنادار، همراه با حفظ شرافت و اصالت ، تنها راهِ رهاییست.در نقد افکار مسموم فضای مجازی ، متین https://t.me/Mersiye_vatan
دلگیر بود از زندگی؛ از روزهایی که تکرار میشدند و جمعههایی که آدم را به فکر فرو میبردند؛ گاهی دلش میخواست زمان کمی مکث کند، تا میانِ رفتنِ یک روز و آمدنِ روزی دیگر، خودش را دوباره پیدا کند؛ و شنبه که میرسید، دوباره زندگی آغاز میشد، با همان پرسشهای همیشگی و امیدی که هنوز، جایی میانِ شلوغیِ روزها، زنده بود.متین https://t.me/Mersiye_vatan
آخرین کتابی که خواندم، «وقتی نیچه گریست» بود؛ روایتی فلسفی از رنج، عشق، تنهایی، آزادی و معنای زندگی. کتابی که میآموزد از رنج نگریزیم، خود را فریب ندهیم، مسئول انتخابهایمان باشیم، از قضاوت دیگران رها شویم، خویشتنِ خویش را بیافرینیم و در نهایت، به جای حسرتِ آنچه گذشته، زندگی را همانگونه که هست بپذیریم و دوست بداریم.متین https://t.me/Mersiye_vatan
او حالا فهمیده بود صداقت و شرافت بهایی سنگین به همراه دارد؛ به خصوص میان افرادی که در جهل خود آسودهاند. آن ها از حقیقت متنفر نیستند، بلکه از کسی بیزارند که ناآگاهیشان را یادآوری میکند.متین https://t.me/Mersiye_vatan
به نام اهورامزدای دانا؛ ای سرچشمهٔ خرد و روشنایی، در این شامِ آرام، دلهای ما را از تیرگیِ اندیشههای ناراست بپیرای و فروغِ اشه را چراغِ راهِ جانمان گردان. به ما توان ده تا نیکی را نه از بیمِ کیفر، که از شناختِ راستی برگزینیم؛ در اندیشه، نیک بیندیشیم، در گفتار، راست بگوییم و در کردار، سودرسان باشیم. ما را از کینه و آز و دروغ دور بدار و دلهایمان را چنان روشن کن که در برابرِ رنجِ دیگری بیتفاوت نمانیم. ای دادارِ دانا، بر ایرانزمین، این سرزمینِ دیرپایِ مهر و فرهنگ، آرامش و آبادانی ارزانی دار. مردمانش را به خرد و همدلی نزدیکتر کن و دستِ رنجدیدگان و دلشکستگان را به سوی روشنایی رهنمون باش. روانِ نیکان و فروهرِ درگذشتگانِ نیکاندیش را در روشنایی و آرامش جای ده و ما زندگان را شایستهٔ آن ساز که میراثِ نیکی، آزادگی و راستی را به آیندگان بسپاریم. باشد که با فرارسیدنِ هر شام، اندکی از تاریکیِ جهان کاسته و بر روشناییِ جان افزوده شود؛ و جهان به یاریِ اندیشهٔ نیک، گفتارِ نیک و کردارِ نیک، گامی دیگر به سوی راستی و آرامش بردارد. درود بر اشوزرتشت، پیامآورِ خرد و راستی. اهونَوَر بر ما باد. اَشِم وُهو وَهیشتِم اَستی... راستی، بهترین نیکی است؛ و خوشبختی از آنِ کسی است که برای راستی، درست زندگی کند.فرزند ایران، متین https://t.me/Mersiye_vatan
ترجیح میدهم تنهاییِ خودم را زندگی کنم، تا آنکه از ترسِ تنهایی، کسی را به زندگیام دعوت کنم که قرار نیست بماند. برای آمدنِ آدمِ درست عجلهای ندارم؛ بعضی آدمها را باید در فصلِ درستِ زندگی ملاقات کرد، نه در نخستین خلوتِ بیحوصلگی. من دیگر به حضورهای موقت دل نمیبندم؛ دلم آدمی را میخواهد که آمدنش شبیه عبور نباشد، شبیه ماندن باشد. سالهاست که بر خودم کار کردهام؛ بارها خودم را ساختهام، شکستهام و دوباره از نو شناختهام، و هنوز هم دست از بهتر شدن نمیکشم. پس برای انتخابِ همراهِ زندگیام شتابی ندارم؛ کسی که شایستهٔ ورود به جهانِ من باشد، ارزشِ صبر کردن را خواهد داشت.متین https://t.me/Mersiye_vatan
روح آدمی پیش از آنکه نامی بر دوش بکشد، انسان است؛ نه مرد است و نه زن. در ژرفای وجود هر انسان، آنچه ارزشمند است جنسیت نیست، بلکه خرد، مهر، آگاهی و توانایی او برای ساختن جهانی بهتر است. جامعهای که انسانها را در برابر یکدیگر به دلیل جنسیت قرار میدهد، پیش از آنکه دیگری را شکست دهد، بخشی از خودش را ویران میکند. دشمنیهای جنسیتی دیواری میان انسانها میسازد؛ دیواری که از رشد اندیشه، پیشرفت و شکوفایی یک ملت جلوگیری میکند. آدمی را باید با قلب، اندیشه و کردار او شناخت؛ زیرا در پایان، تاریخ نه از مرد بودن یا زن بودن ما، بلکه از انسان بودن ما یاد خواهد کرد.متین https://t.me/Mersiye_vatan
چهارم شهریور، زادروز کوروش بزرگ؛ روزی که در دفتر پرافتخار تاریخ ایران، نام مردی از جنس خرد، داد و آزادگی به یادگار ماند. کوروش بزرگ، آن فرزند بلندآوازهی پارس، فرمانروایی بود که شکوه پادشاهی را نه در تاج و تخت، بلکه در مهر به مردمان، پاسداری از راستی و گسترش دادگری میدید. او تنها یک پادشاه نبود؛ نماد اندیشهای بود که انسان را گرامی میداشت و بزرگی را در نیکی، خرد و جوانمردی میدانست. نام او از مرزهای زمان گذشت و همچون فروغی جاودان بر تاریکیهای تاریخ تابید. ایرانزمین به داشتن چنین فرزندی میبالد؛ مردی که قدرت را برای ستم نخواست، بلکه آن را در راه آرامش و سربلندی مردمان به کار گرفت. امروز، زادروز کوروش بزرگ، یادآور اندیشهای است که میگوید شکوه راستین در مهر، خرد و راستی است؛ و نام او همچنان در بلندای تاریخ ایرانزمین جاودانه خواهد ماند.#پاینده_ایران و #جاویدشاه فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan
پاینده ایران و جاویدشاه فرزندِ ایران و ایکاش جانفدایِ میهن، متینhttps://t.me/Mersiye_vatan
از اسارتِ دل در زنجیرِ مال، نام و جایگاه بپرهیز؛ زیرا روزی با انسانی دیدار خواهی کرد که ارزش خویش را از هیچیک از اینها نمیگیرد. در نگاه آرام و بینیاز او خواهی دید که آنچه تو گمان میکردی ثروت است، تنها انباشتِ چیزهایی بوده که نتوانستهاند خلأ درونت را پُر کنند؛ و آن روز خواهی فهمید که فقیرترین انسان، کسی نیست که چیزی ندارد، بلکه کسی است که برای داشتنِ چیزهای بیارزش، خودِ حقیقیاش را از دست داده است.متین https://t.me/Mersiye_vatan
«تمامِ یک لحظه» داستان جوانیست به نام آیران؛ انسانی متفاوت که در جهانی پر از رنج، بیعدالتی و بیمعنایی، در جستوجوی چیزیست که شاید سادهترین و در عین حال دشوارترین پرسش زندگی باشد: چگونه میتوان انسان ماند؟ ورود نورا به زندگی او، مسیر این جستوجو را تغییر میدهد و آیران را با عشق، امید، فقدان و تاریکترین بخشهای وجود خودش روبهرو میکند. رمان در کنار روایت عشق و زندگی آیران، به مفاهیمی چون انسانیت، نیکی، وفاداری، مرگ، پوچی، آزادی و معنای زندگی میپردازد و تلاش میکند نشان دهد حتی در جهانی که گاهی معنایی آماده برای ما ندارد، میتوان دلیلی برای دوست داشتن و زیستن پیدا کرد. اما این تنها ظاهر داستان است... «تمامِ یک لحظه» روایتیست دربارهی چیزهایی که تمام میشوند، اما اثرشان در ما باقی میماند. امیدوارم از خواندن این اثر لذت ببرید و نهایت استفاده را داشته باشید🤍برای اطلاعات تکمیلی ، پیام های قبلی را مشاهده کنید.🩵 تمام یک لحظه ؛ به قلم متین پارسایی https://t.me/Mersiye_vatan
اینستگرام ما : matin_poemhttps://t.me/Mersiye_vatan
«تمامِ یک لحظه» روایتیست دربارهی انسان؛ دربارهی عشق و فقدان، تنهایی و رنج، نیکی و انسانیت، مرگ و معنای زندگی. داستان، آیران را دنبال میکند؛ جوانی که با جهان اطرافش احساس بیگانگی دارد و نمیتواند بسیاری از قواعد و باورهای پذیرفتهشدهی جامعه را بیآنکه از خود بپرسد، بپذیرد. او در جستوجوی چیزیست که شاید ساده به نظر برسد، اما یافتنش دشوار است: دلیلی برای انسان ماندن در جهانی که گاهی انسان بودن را دشوار میکند. در این مسیر، نورا و دیگر شخصیتهای داستان وارد زندگی او میشوند و هرکدام بخشی از این سفر را شکل میدهند؛ سفری که از عشق و امید عبور میکند و به فقدان، تردید، رنج و مواجهه با عمیقترین پرسشهای وجودی میرسد. داستان در کنار روایت شخصی آیران، به بخشی از رنجهای اجتماعی و واقعیتهای زندگی انسانها نیز نگاه میکند و در لایههای خود با مفاهیمی چون آزادی، انتخاب، وفاداری، مرگ، عشق، پوچی، مسئولیت و معنای زیستن درگیر میشود. اما این کتاب قرار نیست پاسخی آماده به شما بدهد؛ قرار است پرسشهایی را در شما باقی بگذارد. و دربارهی پایان داستان، فقط همین را میگویم: آخرین صفحات «تمامِ یک لحظه» احتمالاً آن چیزی نیست که در ابتدای کتاب انتظارش را دارید. پایانی که بخشی از معنای داستان و حتی نام کتاب را دوباره برایتان تعریف خواهد کرد؛ پس اگر تا پایان همراه آیران آمدید، آخرین لحظات را از دست ندهید. 🤍📖تمام یک لحظه ؛ به قلم متین پارسایی ، به زودی... https://t.me/Mersiye_vatan
نزدیک به سه سال است که در حوزهی ادبیات، شعر و نویسندگی فعالیت میکنم و در تمام این مدت، هدف ما هیچگاه کسب درآمد نبوده؛ هدف، رشد فرهنگ، انسانیت و ادبیات کشورمان بوده است. با وجود درخواستهای فراوان شما، تا امروز نه در صفحهی خودمان و نه در کانال تلگرامیمان هیچگونه تبلیغاتی انجام ندادهایم و قصد انجام آن را نیز نداریم. همیشه گفتهام شعرها و نوشتههای کوتاه و بلند ما، حتی بدون ذکر منبع، اجازهی بازنشر دارند. بارها نوشتهها و شعرهایمان بدون ذکر منبع یا حتی با نام دیگری منتشر شدهاند و نهتنها از این بابت گلهای نکردهایم، بلکه از همان صفحات و کانالها حمایت نیز کردهایم. برای ما مهم این است که کلمه به آدمها برسد. اگر نوشتهای بتواند انسانی را به فکر فرو ببرد یا ذرهای به مهربانی و انسانیت نزدیکتر کند، همین برایمان ارزشمند است. اما دربارهی کتاب «تمامِ یک لحظه» تنها خواهشی کوچک دارم: اگر خواستید برشی از کتاب را در صفحه یا کانال خود منتشر کنید، سپاسگزار میشوم نام کتاب و نویسنده، حتی در حد یک اشارهی کوچک، ذکر شود. نه برای ادعای مالکیت بر کلمات؛ بلکه برای احترام به زحمتی که پشت تولد این اثر بوده است. کلمه را آزاد میگذاریم تا به آدمها برسد؛ فقط نامش را فراموش نکنیم. 🤍📖با سپاس فراوان از تمامی همکاران و همراهان حوزه ادبیات ، متین https://t.me/Mersiye_vatan
پیش از هر چیز، همهی ما از شرایطی که سالها بر فضای نشر، نویسندگان، شاعران و هنرمندان حاکم بوده، و همچنین دشواریها و محدودیتهای موجود برای دریافت مجوز انتشار آگاهیم. من در این کتاب نتوانستم و نخواستم چشم بر واقعیتهای زندگی مردم ببندم. بخشی از روایت، به فقر، رنج، بیعدالتی و دشواریهای اجتماعی میپردازد؛ نه برای سیاسینویسی، بلکه برای اینکه ادبیات اگر قرار است آینهی انسان باشد، نباید بخشهایی از زندگی او را نادیده بگیرد. در روند بررسی اثر، پیشنهاد حذف بخشهایی از این روایت مطرح شد؛ پیشنهادی که پذیرفتنش را به معنای نادیده گرفتن بخشی از حقیقت داستان میدانم و به آن تن نخواهم داد. بنابراین تصمیم گرفتهام کتاب را در قالب فایل PDF و بهصورت آزاد و رایگان در اختیار همه قرار دهم؛ بدون اینکه برای حفظ اصل داستان، بخشی از آن را حذف یا دگرگون کنم. هدف من از نوشتن این کتاب، شهرت یا سود نبوده است؛ تنها میخواهم داستانی نوشته باشم که شاید اندکی به فکر کردن، انسانتر زیستن و بهتر دیدنِ یکدیگر کمک کند. این کتاب اگر قرار است منتشر شود، برای مردم است و به دست مردم خواهد رسید.📖🤍با مهر ، متین پارسایی https://t.me/Mersiye_vatan
پیج ما : matin_poemhttps://t.me/Mersiye_vatan
