blue hour !! (💤)
前往频道在 Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
显示更多未指定国家未指定类别
954
订阅者
-224 小时
-117 天
+1930 天
帖子存档
و میدونید پووین به طرز بامزهای بعد از این تمرینها میومد اتاقش و زورش میکرد جغرافیا و ریاضی بخونه و ازش امتحان میگرفت.
تمرین کردن براش سخت بود، اسلحه دست گرفتن هم و حتی اولینباری که به جای هدفهای غیرواقعی به یه "آدم" شلیک کرد تا چند شب نخوابید.
اونها هم درست و حسابی حرف نمیزدن
ولی پووین یه روز از باباش اجازه گرفت کتابهاش رو بده به پوند تا بتونه درس بخونه چون از نظر پووین ۱۷ ساله عجیب بود که پسری همسن و سال خودش درس رو رها کنه، بعد هم شروع کرد به پوند درس دادن
https://t.me/boylovetales/21997
دارم خودم رو توی پوند میبینم
با این تفاوت که پووین عاشقش شد ولی من با پووینم حتی درست و حسابی هم حرف نمیزدم
باحالن، مگه نه؟ اینها قسمتهایی از سینرز هستن که احتمالا توی ذهن خودم باقی میمونن اما گاهی مثل الان هوس میکنم برای شما هم بگمشون
https://t.me/boylovetales/21990
هرکی ازم درمورد سینرز بپرسه میگم اینقدر کل و بلبله که رایترش تصمیم میگیره همچین فکتایی بده تا یکم گل و بلبل بودنش رو کم کنه
نتیجه میگیریم زندگی نه به نویسنده سینرز و نه به این شخصیتهای بدبختش یه روی خوش نشون نداد.
شاید قبلا فکر میکرد "یعنی میتونم یه روزی گالری خودم رو داشته باشم؟" اما الان حتی به اینکه اصلا میتونه به نقاشی کشیدن ادامه بده یا نه فکر میکنه. داشتن گالری خودش اینقدر رویای دوری بهنظر میاد که دیگه حتی خوابش رو هم نمیبینه.
