584
订阅者
无数据24 小时
-97 天
+10130 天
帖子存档
584
بعد ۴ سال بعدش پسر تل نداره همراهش رفته راه دور غریب مونده و ساقی هم نیست، اسهال گرفته لب جاده فرت فرت میکنه
میزنه کنار افتابه رو برمیداره از پشت گلگیر برمیداره میشینه بقل ماشین چشش میخوره به زیر اون صندلی میگه: پدر کیرم تو یادگارت
584
از اونا که ارث میرسه از پدر به پسر
پسر گوشیش میافته لا صندلی
دولا میشه گوشی برداره میخوره به ۲ گرم نخود سیاه قلقلی که باباش سال ۷۸ گم کرده بود
پسر هم عملی میشه
