زهره کاظم زاده/روانشناس/طرحواره درمانگر
前往频道在 Telegram
جهت رزرو نوبت : @psy_zohreh ارشد روانشناسی عمومی درمانگر اختلالات فردی و زوج درمانگر عضو سازمان نظام روانشناسی
显示更多未指定国家未指定类别
585
订阅者
-224 小时
-127 天
-5030 天
帖子存档
*😍🍃یه تیکه خیلی قشنگ توی کتاب "کمی قبل از خوشبختی" هست که میگه :
خوشبختى سراغ کسانى میرود که بلدند بخندند!
این زندگى نیست که زیباست، این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم.
💫دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید، از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید!
💫اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.*
صبح بخیر
@psy_zohrehkazemzadeh
موافقین در ادامه مثال هایی از کیس های واقعی هر طرحواره بیارم ؟
(آیا شما هم «آفتابپرست» عاطفی هستید؟)
آیا تا به حال حس کردهاید که برای «ناراحت نشدنِ دیگران» یا «تأیید شدن»، بخشی از شخصیت واقعیتان را پنهان کردهاید؟ یا شاید هم همیشه مراقبید که مبادا کسی از دستتان دلخور شود، حتی به قیمتِ نادیده گرفتن نیازهای خودتان؟
این فقط یک اخلاق خوب یا مهربانی نیست؛ در روانشناسی طرحواره، ما به آن «طرحواره تأییدجویی» میگوییم. افرادی که درگیر این الگو هستند، ارزش وجودی خود را نه از درون، بلکه از بازخوردِ دیگران میگیرند. انگار یک حفرهی خالی در درون وجود دارد که فقط با «تأیید»، «تشویق» و «پذیرشِ دیگران» پر میشود.
@psy_zohrehkazemzadeh
(چگونه بندِ تأیید دیگران را باز کنیم؟)
آیا میشود بدون تأیید دیگران، حالِ خوبی داشت؟ بله، اما نیاز به «تمرینِ شجاعت» دارد.
رهایی از طرحواره تأییدجویی یکشبه اتفاق نمیافتد، اما با این ۳ قدم میتوانید شروع کنید:
۱. تجربه «نه» گفتنهای کوچک: در موقعیتهای کمخطر، تمرین کنید که به خواستهای که با ارزشهایتان همخوانی ندارد، «نه» بگویید و تحملِ اضطرابِ ناشی از آن را تمرین کنید.
۲. شناسایی ارزشهای فردی: لیستی از ارزشهای خودتان (بدون در نظر گرفتن نظر دیگران) بنویسید. هر بار که میخواهید تصمیمی بگیرید، از خود بپرسید: «آیا این تصمیم بر اساس ارزشهای من است یا ترس از قضاوت؟»
۳. تأییدِ خود : یاد بگیرید به جای منتظر ماندن برای تشویق دیگران، خودتان دستاوردهای کوچکتان را ببینید و به خودتان بگویید: «من برای این تلاش، به خودم افتخار میکنم.»
شما نیازی به مجوزِ دیگران برای «بودن» ندارید. مسیرِ سخت اما شیرینی است؛ حاضری برای خودت قدم برداری؟
@psy_zohrehkazemzadeh
(چرا دیگران از خودمان مهمتر شدند؟)
چرا برای گرفتنِ یک «آفرین»ِ ساده، حاضریم خودمان را فدا کنیم؟ ریشهی این اشتیاقِ اضطرابآور برای تأیید دیگران کجاست؟
طرحوارهها در دوران کودکی شکل میگیرند. احتمالاً شما در کودکی والدینی داشتهاید که عشق و توجهشان «مشروط» بوده است. یعنی فقط زمانی که مطابقِ میل آنها رفتار میکردید، موفق بودید یا نمرهی خوبی میگرفتید، مورد تحسین قرار میگرفتید.
به مرور، ذهن شما یاد گرفت: «من زمانی ارزشمندم که دیگران مرا تأیید کنند.»
این مکانیسم دفاعی، در بزرگسالی باعث میشود شما «هویت» خود را گم کنید. شما به جای تصمیمگیری بر اساس ارزشهای شخصی، بر اساس «تأیید اجتماعی» تصمیم میگیرید. این یعنی فاصله گرفتن از خویشتنِ اصیل .
این تقصیر شما نیست. کودک درون شما فقط یاد گرفته برای بقا، دیگران را راضی نگه دارد. اما خبر خوب این است که نوروپلاستیسیته (انعطافپذیری مغز) به ما اجازه میدهد این الگوها را تغییر دهیم.
@psy_zohrehkazemzadeh
میدانم چقدر خستهکننده است که همیشه مثل یک بندباز روی طنابِ انتظارات دیگران راه بروید. این سبکِ زندگی، به شدت انرژیسوز است.
در پستهای بعدی بررسی میکنیم که این طرحواره از کجا میآید و چطور میتوانیم دوباره به خودِ واقعیمان برگردیم.
@psy_zohrehkazemzadeh
راه خروج چیست؟
اولین قدم، شناخت الگوست.
فرد مهرطلب باید یاد بگیرد:
- نیازهای خودش را جدی بگیرد
- نه گفتن را تمرین کند
- از احساس گناه نترسد
- برای محبت، خود را قربانی نکند
و مهمتر از همه:
عشق سالم، جایی است که در آن، خودت را گم نکنی.
@psy_zohrehkazemzadeh
جمعبندی
مهرطلبی و خودشیفتگی، اگرچه در ظاهر متفاوتاند، اما در یک نقطه به هم میرسند:
نیاز شدید به ارزشمند بودن از طریق نگاه دیگران.
رابطهی این دو، اگر آگاهانه مدیریت نشود، میتواند به چرخهای از وابستگی، کنترل و فرسودگی تبدیل شود.
@psy_zohrehkazemzadeh
نقطهی مشترک این دو چیست؟
هر دو، به شکلی ناسالم، به تأیید بیرونی وابستهاند.
- مهرطلب: «اگر همه راضی باشند، من امنم.»
- خودشیفته: «اگر همه تحسینم کنند، من ارزشمندم.»
یعنی هر دو به جای تکیه بر خودِ واقعی، به واکنش دیگران وابستهاند؛
فقط شکل این وابستگی متفاوت است.
چرا این رابطه فرساینده میشود؟
چون یکی همیشه میبخشد، میسازد، تحمل میکند و دیگری بیشتر میخواهد، کمتر میدهد و انتظار دارد.
در چنین رابطهای، مهرطلب به مرور:
- خسته میشود
- عزتنفسش افت میکند
- احساس میکند دیده نمیشود
- و حتی از خودش هم فاصله میگیرد
@psy_zohrehkazemzadeh
چرا مهرطلبها جذب خودشیفتهها میشوند؟
چون در ابتدا، خودشیفتهها میتوانند بسیار جذاب، مطمئن و کاریزماتیک به نظر برسند.
آنها ممکن است در شروع رابطه، توجه زیادی نشان دهند و احساس خاص بودن ایجاد کنند.
فرد مهرطلب هم که تشنهی تأیید و پذیرش است، ممکن است این توجه را با عشق واقعی اشتباه بگیرد.
رابطهی این دو نفر معمولاً چه شکلی پیدا میکند؟
در ابتدا همه چیز خوب است.
اما کمکم:
- نیازهای فرد مهرطلب نادیده گرفته میشود
- مرزها زیر پا گذاشته میشود
- احساس گناه برای «نه گفتن» بیشتر میشود
- فرد مهرطلب برای حفظ آرامش، بیشتر کوتاه میآید
در این چرخه، مهرطلب کمکم خودش را فراموش میکند.
@psy_zohrehkazemzadeh
شخصیت خودشیفته معمولاً چه میخواهد؟
تحسین، توجه، اطاعت و در مرکز بودن.
او اغلب در رابطه به دنبال کسی است که:
- زیاد مخالفت نکند
- نیازهایش را عقب بیندازد
- زود دلجویی کند
- برای حفظ رابطه، خودش را قربانی کند
و درست همینجاست که فرد مهرطلب وارد چرخه میشود.
@psy_zohrehkazemzadeh
مهرطلبی همیشه نشانهی مهربانی نیست.
گاهی پشتِ این رفتار، ترس از طرد شدن، نیاز شدید به تأیید و ناتوانی در نه گفتن پنهان شده است.
فرد مهرطلب برای اینکه دوستداشتنی بماند، مدام خودش را با خواستههای دیگران هماهنگ میکند.
اما این الگو میتواند او را در رابطه با یک شخصیت خودشیفته، آسیبپذیرتر کند.
@psy_zohrehkazemzadeh
چگونه از «مهرطلب» به «خوددوستدار» تبدیل شویم؟
«مرزگذاری به معنی حذفِ آدمها نیست؛ به معنی نگه داشتنِ "خودت" است. میخوای بدونی چطور بدون احساس گناه، "نه" بگی و به آدمِ محبوبِ خودت تبدیل بشی؟»
رهایی از مهرطلبی یعنی:
۱. تمرینِ «مکث»: وقتی کسی از تو درخواستی دارد، نگو «حتماً!». بگو «باید بررسی کنم و بهت خبر بدم». این ۵ دقیقه زمان، به تو قدرت تصمیمگیری میدهد.
۲. پذیرشِ ناخشنودی دیگران: تو مسئول احساسات دیگران نیستی. اگر کسی از «نه» شنیدن ناراحت شد، این مشکلِ اوست، نه تقصیر تو.
۳. اول خودت: لیست نیازهایت را بنویس و ببین امروز برای کدامشان وقت گذاشتهای؟
مهرطلبی یعنی تلاشی بیهوده برای کنترلِ تصورِ دیگران از خودت. رهایی، یعنی رها کردنِ این تصور و ساختنِ واقعیتِ خودت.
@psy_zohrehkazemzadeh
سلام و ادب
دوستان امروز میخوام راجع به ارتباط افراد مهرطلب با افراد خودشیفته صحبت کنم
لطفا همراه باشید ...
ریشه مهرطلبی: آیا تو «کودکِ خوب» بودی؟
«مهرطلبی یک انتخاب آگاهانه نیست؛ یک استراتژی بقاست که از کودکی در حافظه سلولی تو حک شده. تو نه از سرِ مهربانی، بلکه از سرِ "ترس" مهرطلب شدی.»
شاید در کودکی یاد گرفتهای که «عشق»، مشروط است. اگر آرام باشی، اگر کمک کنی، اگر توقعی نداشته باشی، دوستداشتنی هستی. تو یاد گرفتی که احساساتت را فدای صلحِ خانواده کنی.
حالا در بزرگسالی، این الگوی قدیمی در روابط کاری، عاطفی و دوستانه تکرار میشود. تو نمیتوانی مرز بگذاری، چون میترسی اگر کسی را ناراضی کنی، رهایت کنند.
اما خبر خوب؟ تو دیگر آن کودکِ بیدفاع نیستی.
@psy_zohrehkazemzadeh
«آیا طرحواره رهاشدگی درمان دارد؟»
خبر خوب؟ طرحوارهها سرنوشتِ نهایی ما نیستند. نوروپلاستیسیته (انعطافپذیری مغز) به ما اجازه میده الگوهای قدیمی رو بازنویسی کنیم.
درمان، فرآیندِ «والدگری برای خود» است. یعنی یاد بگیریم چطور جای خالیِ اون امنیت رو، خودمون برای خودمون بسازیم.
تو لایقِ رابطهای هستی که در اون آرامش داشته باشی، نه اضطراب.
@psy_zohrehkazemzadeh
#کافه_نادری
دلم میخواست های من زیادند
بلندند، طولانیاند
اما مهمترین دلم میخواستهای من
این است که انسان باشم،
انسان بمانم و انسان محشور شوم
چقدر وقت کم است
تا وقت دارم باید مهر بورزم
وقت کم است باید خوب باشم، مهربان باشم
و دوست بدارم همهی زیباییها را
میگویند انسانهای خوب به بهشت میروند
اما من میگویم انسان خوب هر جا که باشد
آنجا " بهشت" است...
@psy_zohrehkazemzadeh
از امروز تصمیم بگیر فقط به یک چیزِ کوچک "نه" بگویی. همین الان بنویس و قول بده اجراش کنی!
چرا روابطم همیشه به همان نقطه قبلی ختم میشوند؟»
در روانشناسی به این میگیم «تکرار اجباری». کسی که طرحواره رهاشدگی داره، ناخودآگاه به سمت آدمهایی میره که «در دسترس نیستند» یا «بیثباتاند». چرا؟ چون این صحنه برای مغزِ او آشناست.
شاید با چک کردن مداوم یا عصبانیت زیاد، عملاً باعث بشیم طرف مقابل واقعاً ما رو ترک کنه (پیشگویی خودکامبخش). این یک چرخه سمیه که باید متوقفش کرد.
@psy_zohrehkazemzadeh
«کودکیِ من، امروزِ من را ساخته است.»
خیلیها فکر میکنن رهاشدگی یعنی فقط «مرگ والدین» یا «طلاق». اما رهاشدگی لزوماً این نیست!
گاهی اوقات، عدم حضورِ هیجانیِ والدین، بیثباتی در مراقبت، یا حتی تهدیدهای مکرر به ترک کردن (مثلاً: "اگر کار بدی کنی، دیگه دوستت ندارم")، بذر این طرحواره رو در ذهن کودک میکاره.
علم روانشناسی میگه مغز ما برای بقا به «اتصال» نیاز داره. وقتی این اتصال مدام تهدید بشه، سیستم هشدارِ ما برای همیشه روشن میمونه.
@psy_zohrehkazemzadeh
