317
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
℘ ᪵His favourite barber . pt.5
"با اینکه لبهاش برای حرف زدن تکون نمیخوردن، صداشون رو میشنیدم، خیلی واضح. حتی مثل این میموند که لبهای منم باهام قهر کردن.. چون بهم نمیگفتن لبهاش چی میگن.. حتی راهنمایی هم نکردن! شاید هم من اونقدر محوش شده بودم که نشنیدم، میترسم اگه ازشون بپرسم"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.4
"حق با توئه جونگوونا، تعمیر کردن مغز کوچیکت کار منِ ساعت فروش نیست، اما میتونم یاد بگیرم! همونطور که الان یاد گرفتم قدمهامو چجوری برات بردارم؛ اما انصاف نیست که فکر کنی در آشفتهترین حالتت آرومم، چون اولین قدم رو با پاهام برمیدارم.. دومی رو با لبام"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.3
"برام مهم نیست دو تا قلبِ کنار اسمه مالِ کدوم خریه... گرمای نگاهش که روی صورتم میلغزه، انگار پیچهای مغزم یکییکی شل میشن؛ بعد هم همهچیز از هم میپاشه و قطعههاش به هر طرفی پرت میشن؛ اما چشمام این دفعه خوب و دقیق نمیبینه.. انگار تو مسخرهام کردی و خدا زده تو کمرم که نمیتونم قطعات رو پیدا کنم. بعد تو بگو؛ کدوم ساعتفروشی هست بلد باشه همچین خرابیای رو تعمیر کنه؟"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.2
"چشمای تیرهاش.. نه گرم بودن، نه آروم، بعید میدونم که اون دوتا زیاد بخندن یا نه؛ این یک ثانیه برای جونگوون، اونقدر کوتاه به نظر میرسید که بشه نادیدهاش گرفت و اونقدر طولانی که نشه فراموش کرد. "summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
℘ ᪵His favourite barber . pt.1
" عادت داشتم همیشه خاموش بسوزم و خاکستر شم؛ اما تو همش روی چیز های بیهوده وقتت رو میذاشتی و باورم داشتی. بهم امید میدادی تا من روشن بسوزم؛ فرقش رو کسی مثل من متوجه نمیشه اما باز هم اصرار داری منو قانع کنی که فرق دارن، منی رو قانع کنی که همین الانش هم خاکسترم."summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
استرس دارم میخوام چپتر اولو بزارم تاحالا ننوشتم، هر نظر و انتقادی داشتین بگین در جهت بهتر شدن قلم و داستان
꒰ ᩧ #His_favourite_barber 𑇓✂️
Couple: #jaywon
"پارک جونگسونگ، اتفاقی آرایشگاه بامزهای رو تو محلهی جدیدش پیدا میکنه و اونجا یه نوبت میگیره؛ اما با همین یه دیدار تموم نمیشه. ساعت فروشیِ جی تو همون محلهست و عادیه که بازم همدیگه رو ببینن. هرچند که دیگه مثل دفعه های دوم سوم این دیدارهاشون اتفاقی نیست و باید بهونههای جدیدتری بسازن."part one - two- three - four - five
