جزیره مینو
前往频道在 Telegram
مینو، جزیرهای آرام از دلِ خوزستان، جایی میان نخل و رود و نیزار. آنجا که غروبهایش بویِ دریا و خاطره میدهند و بادِ جنوب، آرام در کوچههایش شعر میخواند. . کپی با ذکر منبع . اَدمین: فائزه اکبرشاهی @f_akbarshahi دانشآموخته روابطبینالملل دانشگاه تهران
显示更多516
订阅者
无数据24 小时
+67 天
+4030 天
帖子存档
515
گفت: «آرزو داری چه داشته باشی: جوانی، زیبایی، قدرت، عمرِ طولانی، زیباترین دختر یا چیزی از انبوه نعمتهایِ باشکوهی که ما در خزائنمان داریم؟ پس انتخاب کن، امّا فقط یکچیز.» یکدَم درماندم. آنگاه رو کردم به خدایان و چنین گفتم: «من یکچیز میخواهم: اینکه خنده همیشه در کنارم باشد.»
- سورن کییرکگور
یا این یا آن، نشر مرکز، ج۱، ص۴۰
@MinooIsland
515
و آدم حیران است که پس این رؤیاها کجا رفتند؟ و آدم از روی بُهت سر میجُنباند و در دل میگوید که عصر چه زود میگذرد! آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
- فئودور داستایفسکی
شبهای روشن، نشر ماهی، ص۵۲
@MinooIsland
515
چه اشتباه غمانگیزی! خود را میانِ موجوداتی شبیه خویش میپنداریم، امّا جُز صخرههایِ یَخپوش و سَنگستانی با زبانی نامفهوم چیزی پیرامونمان نیست. میخواهیم به دوستی درود بگوییم و دست پیش میبریم تا دستی را بِفشاریم، امّا دستمان به لختی فرو میاُفتد و لبخند بر لَبانمان میخُشکد، زیرا در مییابیم دوستی در کار نیست و یِکسره تنهاییم.
- دینو بوتزاتی
بیابان تاتارها، نشر ماهی، ص۷۶
@MinooIsland
515
امروز رنجِ آدمی از تنگدستی نیست، درد این است که در یک ماشینِ کوهپیکر به صورتِ مُهرهای درآمده و زندگیش از «معنی» تُهی گشته است.
- اریک فروم
گریز از آزادی، نشر مروارید، ص۲۷۹
@MinooIsland
515
آنکَس که همیشه در آرزویِ بهترین چیز است سَرخورده از زندگی پیر میشَود و آنکَس که همیشه مُهیایِ بدترین چیز است زودهنگام پیر میشود، امّا آنکَس که ایمان دارد جاودانه جوان میماند.
- سورن کییرکگور
ترس و لرز، نشر نی، ص۴۴
@MinooIsland
515
کمتر مردمی در تاریخ چنین فرصت و اقبالی داشتهاند. ارادهی جمعی اسطورهای سیاسی است. ارادهی جمعی را هرگز کسی ندیده است، و خود من فکر میکردم که ارادهی جمعی مثل خدا یا روح است. امّا ما در سرتاسرِ ایران با «ارادهی جمعیِ» یک ملّت برخورد کردهایم. و خُب باید به آن احترام بگذاریم. همیشه در ایران عِرقِ ملّی بینهایت قوی بوده است.
- میشل فوکو
ایران: روحِ یک جهان بیروح، نشر نی، ص۵۷
@MinooIsland
515
ظاهرِ هرکسی نمیتواند حقیقتِ واقعیِ او باشد.
مردم با صورتِ ظاهری قابل درک نیستند بلکه
دلشان را باید دید.
- جبران خلیل جبران
نغمهها و موسیقی، نشر دادار، ص۳۵
@MinooIsland
515
تمدن از لحاظِ معنوی در معرضِ ویرانیِ کلی است و این ویرانی، محصولِ بحرانی اقتصادی یا زلزلهای سیاسی نیست بلکه نتیجهی «تَباهیِ قلبهاست»
- نیکلا گریمالدی
انسان پاره پاره، نشر نی، ص۳۰
@MinooIsland
515
من از تنهایی نمیترسم، فقط بَلد نیستم بیعشق زندگی کنم. من محتاجِ درد و شفقتِ عشقم. بدونِ عشق از بین میروم، وجودم مالامال ترس میشود، درست مثلِ مواقعی که در دریا شنا میکنم و بیش از حد دور میشوم. آنجا تنهایم. اعماق تاریک است. نمیدانم آن پایین چیست.
- سوتلانا اَلکساندرونا الکسیویچ
روزگارِ رفته، نشر ثالث، ص۳۴۶
@MinooIsland
515
هر کداممان مهندسِ سرنوشتِ خودمان هستیم. لااقل تا حدودی.
- ایوان کلیما
نه فرشته نه قدیس، نشر آگه، ص۱۲۷
@MinooIsland
515
در واقع تمامِ آدمها نسبت به زمان خوشبین هستند. همهی ما فکر میکنیم به اندازهی کافی زمان داریم تا با دیگران یکسِری کارها را انجام دهیم و به آنها چیزهایی را که میخواهیم و باید، بگوییم. و بعد ناگهان اتفاقی میاُفتد که باعث میشود بایستیم و به کلماتی مثلِ «اگر» و «ای کاش» فکر کنیم.
- فردریک بَکمَن
مردی به نام اُوِه، نشر چشمه، ص۲۹۸
@MinooIsland
515
اون هم برای خودش یک کلمهای داشت. میگفت عشق. ولی من مدتها بود به کلمهها عادت کرده بودم. میدونستم این هم مثل باقی کلمههاست: فقط یک شکلیست برای پُر کردن یک جای خالی؛ میدونستم وقتی وقتش رسید آدم به این کلمه هم بیشتر از غرور و ترس احتیاج نداره.
- ویلیام فاکنر
گور به گور، نشر چشمه، ص۲۰۲
@MinooIsland
515
ما آدما رو فراموش کردیم. زندگی ارزشش رو از دست داده. ولی زندگی بیارزش نیست. این زندگیِ لعنتی چیز خیلی باارزشیه. منظورم اینه که زندگی از این فیشِ حقوقی به اون فیشِ حقوقی رسیدن نیست، بلکه شِرافت و غرور و نظمه که ارزش موندنِ آدم رو نشون میدِه و آدم رو با ارزش میکنه. این چیزیه که باید دوباره یادش بگیریم.
- ویلیام فاکنر
حومه، نشر چشمه، ص۱۴۱
@MinooIsland
515
هر چیزی که خاص یا حتی عجیب و غریب به نظر بیاید به هیجانم میآورد... و تنها سرنوشتی که میخواهم، سرنوشتی است که مَرا از معمولیبودن و خلائی که از آن مرگ چشمک میزند، بَرکشد.
- ایوان کلیما
نه فرشته نه قدیس، نشر آگه، ص۲۴۵
@MinooIsland
515
هر چیزی که خاص یا حتی عجیب و غریب به نظر بیاید به هیجانم میآورد... و تنها سرنوشتی که میخواهم، سرنوشتی است که مَرا از معمولی بودن و خلائی که از آن مرگ چشمک میزند، بَرکشد.
- ایوان کلیما
نه فرشته نه قدیس، نشر آگه، ص۲۴۵
@MinooIsland
515
بیش از اندازه دوستداشتن، بیماریِ من است. نباید بیش از اندازه دوست داشت. مردم بدان احتیاج ندارند. مزاحمشان میشود.
- رومن رولان
جانِشیفته، نشر دوستان، ص۴۹۳
@MinooIsland
515
اشتباهِ اساسی شما کم بَها دادن به اهمیتِ چشم است. زبان شاید بتواند حقیقت را کِتمان کند، ولی چشمها هرگز!
- میخائیل بولگاکف
مرشد و مارگریتا، نشر نو، ص۲۳۰
@MinooIsland
515
هر عصری بُتهایِ خودش و قهرمانهایِ خودش را دارد. امّا آن دوران گذشته است که تماشاچیان از شنیدن نامهایی چون گوته و... حالی خَلسهوار پیدا میکردند. دورانِ ستارههایِ بزرگ سینما و خوانندگانِ پاپ هم دارد به سَر میرسد.
- ایوان کلیما
روح پراگ، نشر نی، ص۹۳
@MinooIsland
515
هر عصری بُتهایِ خودش و قهرمانهایِ خودش را دارد. امّا آن دوران گذشته است که تماشاچیان از شنیدن نامهایی چون گوته و... حالی خَلسهوار پیدا میکردند. دورانِ ستارههایِ بزرگ سینما و خوانندگانِ پاپ هم دارد به سَر میرسد.
- ایوان کلیما
روح پراگ، نشر نی، ص۹۳
@MinooIsland
515
زندگی میگُذرد و هرگز یک لحظه، دوبار به دست نمیآید.
- رومن رولان
جانِشیفته، نشر دوستان، ص۴۴۸
@MinooIsland
