257
订阅者
无数据24 小时
+127 天
+2830 天
帖子存档
257
#پیام
اول ملاقه رو پرت کرد خورد تو کلش بعد دست کرد تو بگ خریدا و ملاقه دیگه رو برداشت با اونم یک دور زد :)))))
257
#پیام
خیلی جدی یک خاطره دارم که رفته بودیم خرید جهیزیه برای خالم و یه ادم چندش شروع کرد به گفتن حرفهای فوقالعاده زشت و زننده و خالم با همون ملاقهای که برای جهازش گرفته بود یارو رو زد
257
یادمه چه بودم و خیلی از دندونپزشکی میترسیدم. مامانم هم کلا باید با زور من رو میبرد.
یادمه وقتی رسیدیم اونجا دیدم بستهست و خب لبخندی که بخاطرش داشتم رو هنوز یادمه.
257
خیلی عجیبه من هیچی از راهنمایی یادم نمیآد. البته اینکه خیلی درونگرا بودم اونموقع هم بیتاثیر نیست.
257
#پیام
منشن کردی به غیر از ۹ اسفند ولی کاملا جدی همین امروز تو اتوبوس یهو یادم اومد این مادرجنده مرده و بلند خندیدم
