نِگارون
前往频道在 Telegram
شعر و اندکی زندگی؛🌱 ✍🏻دانشجومعلّم ادبیات فارسی
显示更多未指定国家未指定类别
1 038
订阅者
无数据24 小时
-167 天
-1630 天
帖子存档
1 038
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست،
بد است!
و نه چون نسبت سودش به ضرر
یک به صد است!
طفل معصوم به دور سر من
می چرخید...
به خیالش قندم
یا که چون اغذیهٔ مشهورش
تا به آن حد گندَم!
ای دو صد نور به قبرش بارد،
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد...
مگسی را کشتم!
- حسین پناهی
1 038
پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانهای (نماز صبح) بگزارد. چنان خوابِ غفلت بردهاند که گویی نخفتهاند که مردهاند.
گفت: جانِ پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که «در پوستینِ خلق افتی.»
📜گلستان
- سعدی
1 038
درایندریا،چهمیجویندماهیهایِسرگردان؟
مراآزادمیخواهی؟ بهتنگِخویشبرگردان !
- فاضلنظری
1 038
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم..
باغبان از پی من تند دوید!!
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک..
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد آزارم..
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت!!
- حمید مصدق
1 038
به دریایی درافتادم، که پایانش نمیبینم
به دردی مبتلا گشتم، که درمانش نمیبینم
- عطار نیشابوری
1 038
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد
با همه مردم شهر، زير باران بايد رفت
دوست را، زير باران بايد ديد
عشق را، زير باران بايد جست
- سهراب سپهری
1 038
یه روز طبق معمول اخر هفته داشتم از دانشگاه میومدم خونه؛
وسیله هامو گذاشتم و از حیاط دانشکده این عکسو گرفتم :)
و نمیدونستم این اخرین باره که دارم برمیگردم.
دلم تنگ شده 🥲
1 038
من عاشقِ این شهر و خیابانِ توام
دلتنگترین عابرِ میدانِ توام
اخبار پر از تلخی و دود است، ولی
من ریشهترین کاجِ زمستانِ توام
- ناشناس
1 038
باز این چه شورشست که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
- محتشم کاشانی
