197
订阅者
-224 小时
-47 天
-430 天
帖子存档
خدایا این دلم در سینه دلداری ندارد
به جز معشوقۀ خود با کسی کاری ندارد
تو ابرویت به خطاطی نستعلیق مانَد
قلم لب های من ، بوسه به آن زاری ندارد
اگرچه مرده است این روح فرتوتم ولی خب
برای سرکشی عشقت افساری ندارد
اگر نوری ز مهر خود نداری پس گذر کن
که در خاموشی تو سایه اجباری ندارد
به گور تنگ و تاریک خودم عادت نمودم
ولی خاکم برای مرگم اصراری ندارد
خلاصه حال من خوش نیست احوالم نپرسی
درختت چند سالی بار پرباری ندارد...
«علیرضا»
اون دوست عزیزی که ری اکت منفی میدی، اگه کار ها رو از نظر فنی نقد کنی خیلی خوشحال میشم ، تو ناشناس بهم بگید اشکالاتم رو ❤️ @Alireza_0_bot
