B A R B I E
前往频道在 Telegram
无数据
订阅者
-424 小时
-2 2177 天
+5230 天
帖子存档
صورتت...
چه معماریِ عجیبیست این ترکیبِ بینقص، که خدا هنگامِ آفریدنش، تمامِ حوصله و سکوتِ جهان را به کار گرفته است.
پیشانیات، آن خطِ صاف و متبلور، شبیه بومِ نقاشیِ سادهایست که موهایِ مشکی و بافتهشدهات، قاباش گرفتهاند؛ آرام، نجیب و دور از هرگونه هیاهو. و ابروهایَت... آه از آن خطوطِ پیوسته و کمانهای اصیل! مثل سایهی بالهای پرندهای خسته در آسمانِ غروباند؛ پر از وقار، پر از معنا، که با هر حرکتی، عمیقترین حرفهای نگفته را فریاد میزنند.
چشمهایت...
دو دریای آرامِ نیمهشب که آدم وقتی در عمقِ نگاهشان خیره میشود، راهِ بازگشت به شلوغیِ جهان را یکجا از یاد میبرد. نه وسعتِ طوفانیِ اقیانوس را دارند که دل آشوب کنند، و نه سردیِ آسمانِ زمستان را؛ پنجرههایی هستند گشوده به اصالتِ گمشدهی زمین. آن خطِ مژگان و نگاهِ خیره، مثلِ ورق خوردنِ برگهای یک کتابِ خطیِ قدیمیست در خلوتِ اتاق؛ موزون، گیرا، و پر از راز.
بینیات، با آن تناسبِ نرم و استوار، خطِ فاصلهی زیباییست که میانِ این تقارنِ دلنشین کشیده شده؛ نقطهی اتکای صورت که با ظرافتِ تمام، میانِ دو چشم و لبانت نشسته است.
و لبهایت...
آن هلالهای سرخِ خاموش که انگار کلماتی را در خود پنهان کردهاند که هنوز هیچ شعری یارای سرودنشان را نداشته است. لبخندی پنهان یا تبسمی محو که گویی از ترسِ شکستنِ سکوتِ این قاب، آرام روی لبانت جا خوش کرده است؛ تبسمی که گرمای دلتنگیِ یک عصرِ بارانی را به دلِ آدم تزریق میکند.
دستت که آرام روی لبت نشسته است، با آن ناخنهای مرتب و لطیف، قابی دیگر بر این تصویر زده؛ انگار خواسته است کمی از صورت را بپوشاند مبادا رازِ این همه زیبایی یکجا فاش شود.
همهی اجزای این صورت، از ابرو تا نگاه، از خطِ بینی تا لبها، طولانیترین و اصیلترین شعریست که خدا روی زمین آفریده است؛ شعری که هیچوقت روی کاغذ نمیآید، فقط باید نشست، نفس کشید، و تا ابد به تماشایاش ایستاد.
دخترااا دخترااا یادتون باشه بین کسی که دوستون داره و دوسش دارین کسیو انتخاب کنین که دوستون داره🐱
