i'm busy obsessing over gay boys❕
前往频道在 Telegram
633
订阅者
+424 小时
+257 天
+21830 天
帖子存档
https://t.me/gayboyholic/14086
ببین اینطوری که هست قطعا اون چیزایی که گفتم خب اما😭
این چیزایی که انجام داد تحت فشار خانواده و احساسات و پدربزرگش و همه اینها بود
از اعماق وجودم بی او رو درک میکنم و واقعا دردش رو احساس میکنم
فکر کن کسی که بخاطرش به پیانو علاقه مند شدی از یک نفر دیگه تعریف کنه یک نفر دیگه رو بیاره توی خونه اجرا کنه به اجرای یکی دیگه گوش بده و تمام این مدت به تو سرکوفت بزنه
و از اون طرف مادرش. واااااااااااااااااای.
نمیخوام راجب این زن هیچ چیزی بگم.
حیوانه حیوان.
و خلاصه
هممون قطعا یکبار شده که بی او رو درک کنیم قطعا و قطعا😭
اما بازم جونگ یو هرکاری کنه بهش حق میدم و امیدوارم تا ده سال دیگه بی او رو نبخشه دلم خنک بشه✋🏻.
و یک تئوری بود داشتن میگفتن اینکه ممکنه مامان جونگ یو یا زن یا معشوقه یا شاگرد پدربزرگ بی او بوده باشه😭 همچین چیزی
بنظرم اینم خیلی خیلی احتمالش بالاست
و اینکه بی او پسر اون استادست
اگرم اینکارو کرده باسه اینهمه سال دنبالش گشتن بیهودهست به قول خودت و این درواقع یه ضعف تو داستانه! لایک تو چرا خودت کردی خودتم دنبالشی؟ پس نه! فکر نمیکنم "همه" چیز زیر سر پیاو باشه.
ولی باید بهت بگم واقعاً از برداشتی که از شخصیت پیاو داشتم این آدم تا حدی پیش نمیره که به جونگیو اینطوری آسیب بزنه.
دیدگاهت بدم نیست. صددرصد منطقی نیست اما طبیعیه بخوای با این شدت هم به پیاو نگاه کنی چون دقیقاً کارگردان هم همینو میخواد! اینکه یهو تمام شکت بره به یک نفر فرقی نداره اون کی باشه
سلام شب بخیر😭
آیا فقط منم که فکر میکنم بی او مقصر همه چیزه؟
با تمام وجودش از جونگ یو استفاده کرد و هیچوقت اونو دوستش ندونست و همیشه بهش حسودی میکرد توی تمام لحظه ها میشد نگاه دردناک و دردمند بی او به جونگ یو رو متوجه شد ، اون نگاه که چرا من این شکلی نیستم و نمیتونم اینجوری پیانو رو احساس کنم؟
و اون موقع میدونست مامانش کاری کرده اما هیچ چیزی نگفت. چونکه جونگ یو رو کنار زده بود راحت پس چرا باید چیزی میگفت.
حتی میخواست از مامانش بپرسه ولی پشیمون شد
بخاطر همین الان اینکه این همه سال دنبالش میگرده و نگرانشه بنظرم خیلی احمقانست.
لایک اون همه کاری برای تو کرد تورو دوست خودش میدید هر چیزی گفتی گفت چشم و تو ده سال از زندگیش رو گرفتی؟😭 ده سالی که میتونست بدرخشه.
به قول پدربزرگه خودت میدونی آخرش کی نابود میشه✋🏻.
نه تنها اونو نشون نداد بلکه هنوز هیچی از نحوهی مرگ مادر جونگیو نشون نداده! اصلاً برای چی یهو رو صندلی وا رفت و مرد؟ بیمار بود مریضی داشت؟ چیز خورش کرده بودن؟ از شنیدن چیزی شوکه شد و سکته کرد؟ جواب همه اینا رو بعدا میگیریم.
https://t.me/gayboyholic/14062
دقیقا. د ق ی ق ا.
من همش به اینا فکر میکنم😭😭😭
اخه نشون هم نداد ک چطوری رفت چرا رفت چی شد
و خیلی هم مشکوکه. خیلی خیلی زیاد
وای من هی میشینم فکر میکنم هی چیزای بیشتری به ذهنم میاد
من به شدت طرفدار اینم که ردفلگ برگرده! یعنی اگر ردفلگ بشه این سریال آخرین ستاره رو از سمت من میگیره.
https://t.me/gayboyholic/14064
من میترسم قندعسلیش بمونه تو همون ده سال پیشش و به تخس سگ تحویل بگیریم😔گرچه من این مدلشم دوست دارم
همینقدر عاشقانه که جونگیو اینهنه سال پیاو رو یادش نرفت، و پیاو پنج سال در به در دنبالش گشت.
اینا دیگه چیزایی هست که یه "برومنس" بهت نشون نمیده ولی اجازه میده بهش فکر کنی و من اینجام تا بکنم تو پاچهتون ☀️
و به یه دفاع کوچک از پیاو باید بگم، اونم جونگیو رو دوست داره. شاید کمتراز عشق جونگیو به خودش! آره! ولی بازم دوستش داره و هیچوقت نمیخواست آسیبی ببینه. اون فقط توسط خانواده خیلی تحت فشار بود و اون فشار حتی اجازه نداد لحظات خوبش با جونگیو ادامهدار باشن.
جونگیو نه تنها از همون بچگی به پیاو به چشم یه رقیب نگاه نمیکرده بلکه دوستش داشت و داره.
"اصلاً تو میدونی که عاشقشم و هربار بهش فکر میکنم قطعهای که میزنم از همیشه قشنگتر میشه؟"
اگر بخوای رمنتیکش کنی تمام احساس جونگیو موقع نواختن از فکر به پیاو و تمرکز روی اون میاد. برای همینم هست که وقتی پدربزرگش توبیخش میکرد نتونست تحمل. وارد اتاق شد و بهش گفت " اصلا تو چی میدونی؟!"
دوست بودن باهاش براش لذت بخش بوده و تمام این مدت پیاو رو فراموش نکرده بود که هیچ! اگر بخوایم خیلی رمنتیک بهش نگاه کنید، آقا وقتی پیانو میزنه به هیچی فکر نمیکنه و اون "هیچی" پیاو عه!
جونگیو یک لحظه ام پیاو رو فراموش نکرده بود! وقتی دیدش بلافاصله!!! بلااافاصله شناختش اونم بعد اینهمه سال!
