ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

i'm busy obsessing over gay boys❕

i'm busy obsessing over gay boys❕

前往频道在 Telegram

به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot

显示更多
未指定国家未指定类别
631
订阅者
+424 小时
+277 天
+20930 天
帖子存档
این چیزیه که تو ذهن منه! پی‌او تحلیل جونگیو از نوت رو میخواست :)

https://t.me/gayboyholic/13966 یعنی میخواست دفتر جونگ یو رو به دست بیاره فقط؟:))))))

حالا که گفتم راحت شدم، مشتاقانه منتظرم ببینم برداشتم درست بوده یا نه.

پی‌او بلاخره پیانوئیست شد، ولی هنوزم توجه و علاقه‌ی پدربزرگش رو نداره. پیانوئیست شد ولی خوشحال نیست. پیانوئیست شد ولی میدونه که جایگاه واقعیش این نبود و حالا در به در با هزار امید دنبال جونگیوعه که فقط عذرخواهی کنه. خودش رو از این احساس عذاب وجدان خالی کنه و جایگاهی که متعلق به جونگیو بود رو بهش برگردونه.

"حالا دیگه هیچ راهی نیست که منو ببخشه." "چون من جای جونگ‌یو رو گرفتم."
+3
"حالا دیگه هیچ راهی نیست که منو ببخشه." "چون من جای جونگ‌یو رو گرفتم."

و این دفتر نوت پی‌اوعه!! پراز تحلیل!! دروغ گفت. پی‌او گفت نمیتونستم تحلیلش کنم اما درواقع میخواست بگه "نمیتونستم مثل تو تحلیل
و این دفتر نوت پی‌اوعه!! پراز تحلیل!! دروغ گفت. پی‌او گفت نمیتونستم تحلیلش کنم اما درواقع میخواست بگه "نمیتونستم مثل تو تحلیلش کنم"

به جونگیو گفت "نمیتونستم تحلیلش کنم"
+1
به جونگیو گفت "نمیتونستم تحلیلش کنم"

وقتی از اتاق جونگیو اومد بیرون اصلاً شبیه کسی نبود که عصبانیه، یا نگرانه، یا هیچ احساس دیگه‌ای. نگاهش توی راهرو بیشتر شبیه کسیه که مصممه و هدفش رسیده.

درست شبِ همون روزی که آزمایشی اجرا کردن، پی‌او دوباره دعوا راه انداخت! انقدر شدید که جونگیو مجبور شد بیاد جداش کنه و بکشونتش توی اتاق خودش! همه چیز اینجا عادیه ولی میخوام این ویدیو رو باز کنید و از 00:12 خوب به نگاه آسوده‌ی پی‌او به در اتاق اون پسر نگاه کنید!

همش این نیست. دلیل محکم تری دارم صبر کنید!

"واسه چی "یواشکی" نگاه میکنی؟!" بله این سوال خوبیه. چرا یواشکی پی‌او؟ احياناً برای این نیست که میخواستی گوش کنی و ببینی قطعه‌
+2
"واسه چی "یواشکی" نگاه میکنی؟!" بله این سوال خوبیه. چرا یواشکی پی‌او؟ احياناً برای این نیست که میخواستی گوش کنی و ببینی قطعه‌ای که جفتتون قراره اجرا کنید رو، جونگیو چطور میزنه؟! :)

قبل از مسابقه اونا برای داورهاشون قطعه‌ای که آماده کرده بودن رو آزمایشی اجرا کردن. که یادتون میارم پدربزرگ پی‌او برای اون نموند و گفت بهتره به اونیکی داور بگه تا بیاد ولی برای اجرای جونگیو خودش اومد!

بعد از اون سر میز شام وقتی دختره پرسید، جونگیو هم گفت برای بخش اختیاری میخوام کنسرتوی دوم رو بزنم، پی‌او تازه اونجا فهمید استادش بنا به دلایلی که خودشم نمیدونست، برای هردوی اونها کنسرتوی دوم رو در نظر گرفته!

ریاکشن بدین دارم باهاتون حرف میزنم!

پی‌او میخواست برای قطعه‌ی اختیاریِ اجراش، کنسرتوی سوم رو بزنه. ولی استادش بهش گفت باید دوم رو بزنی. اون اینو نمیخواست اما با اصرار استاد قبول کرد یادتونه؟

تو نگاه اول و برداشت اولیه شاید فقط فکر کنید اینهمه عذاب وجدان پی‌او برای جونگیو، واسه اینه که احتمالاً میدونه اتفاقی که برای دوستش افتاد زیرسر مادرش بوده. اما بیاید فقط یه کوچولو بریم عقب‌تر!!

اصلا ندیدم کسی توجه کنه بهش و از اینکه 'هیچکس' توجه نکرده این حس رو دارم مه نکنه میخوای چرت و پرت بگی؟! برای باید بگمش تا نظر شما رو هم بدونم..

همش فقط یه فرضیه‌ست اما عمیقاً علاقه دارم اینجا بگمش تا صرفاً افکارم راجبش اینجا بمونه حتی اگر اساساً اشتباه باشه.

بچها من four hands رو یبار دیگه ریواچ کردم و به یه چیزی توجه کردم که یهو مغزم صدای انفجار داد!! احساس میگم اگر نگمش لال میشم.