i'm busy obsessing over gay boys❕
前往频道在 Telegram
615
订阅者
+224 小时
+197 天
+20630 天
帖子存档
تا لحظهی حضورش تو مدرسه فقط برام یه حدس بود. محض اینکه اونجا دیدمش نیشخند زدم و گفتم "ای پدرسگ، پسر خودمی."
Repost from i'm busy obsessing over gay boys❕
۶ قسمت بیاو این بچه رو چزوند، به امید خدا ۶ قسمت بعدی پسرم کبابش کنه. ☀️
به طرز جالبی از ابتدا کلی شات گرفتم تا بیام باهاشون ثابت کنم "جونگیو هیچی رو یادش نرفته" و با سپاس فراوان، آخر اپیزود خودش زحمتش رو کشید.
بهتون پیشنهاد میکنم حتماً همزمان بیال و برومنس دیدن رو تجربه کنید. دلیلش هم وقتی امتحانش کردید میفهمید.
ولی خیلی دوست دارم بدونم چه چیزی دین کوچولوی مامان رو اینجوری کرده، همهی آدمها نرمال به دنیا میان این محیطه که تغییرشون میده. یه چیزی دین رو به اینجا کشونده هر اپیزود به عمق تنهاییش و بیچاره بودنش بیشتر پی میبرم.
موث بعد از یکساعت کلنجار رفتن با خودش تو دستشویی و کلی ایمجین کله صبح توی حموم و کلی مقاومت برای دادن : سورپرایزم کن!
ولی خیلی دوست دارم بدونم چه چیزی دین کوچولوی مامان رو اینجوری کرده، همهی آدمها نرمال به دنیا میان این محیطه که تغییرشون میده. یه چیزی دین رو به اینجا کشونده هر اپیزود به عمق تنهاییش و بیچاره بودنش بیشتر پی میبرم.
بنظرم یه دفترچه بردارین از قهوهای کردنهای موث نوتبرداری کنید. عالی میرینه.
