🐾 FOX ART🐾
前往频道在 Telegram
هر چه در ذهن میگذرد و هر آنچه در روزمرگی میگذرد… 🎞️🎨 نقاشیهایی که از لحظهها میآیند، نه از کتابها. همراه من باش تا زندگی را رنگی ببینیم. ناشناس 👇🏻🐾🦊 http://t.me/HidenChat_Bot?start=8541376131
显示更多未指定国家未指定类别
287
订阅者
-224 小时
-117 天
-4630 天
帖子存档
287
همه گفتن هنر آرامش میاره منم رفتم گرافیک خواندم تا به آرامش برسم الان باید در بست برم تیمارستان 🤌🤦♀
287
"ای دل غافل! چه گذشت بر من که اینگونه قامت خمیده شد و ریشِ سپیدم، شاهدِ سالها رفت و آمدِ غم و شادی.
هر چینِ رویَم، قصهای دارد از عشقهای رفته و یارانِ از دست رفته.
هر تارِ مویِ سپیدم، حکایتی است از صبر در طوفانها و استقامت در برابرِ بادهایِ خزان.
اما هنوز در این چشمهایِ خسته، نوری از امید میدرخشد؛ نوری که میگوید:
«ای دوست، مَترس از شبِ دیجور! که پس از هر شبِ تاریک، سحری زیبا در راه است.»
و من، چشم به راهِ آن سحر، این قافلهیِ عمر را به امیدِ رسیدن به سرمنزلِ آرامش، طی میکنم."
287
نام اثر: هزاران نغمه در سایه 🌺
«این گلها، افکارِ زیبایِ من هستن که تویِ سایهیِ شب، بیدار میشن. هر کدومشون یه نغمهیِ فراموش شده رو زمزمه میکنن؛ نغمههایی که در عینِ زیبایی، تاریک و فریبنده و کشنده هستن. مراقب باش، شاید زیباییِ ظاهریشون، تو رو به عمقِ تاریکِ ذهنم بکشونه.🌸🌙💀»
287
**در روزهایی که دنیا پر از صدا و ترس شده، یادمان باشد هنوز امید زنده است.
ما شاید نتوانیم همه چیز را عوض کنیم، اما میتوانیم مهربان بمانیم، کنار هم بمانیم و از روشنایی کوچکی که در دل داریم مراقبت کنیم.
این روزها میگذرند، اما آدمهایی که با دلِ محکم و مهربان ادامه میدهند، میمانند.
فعلاً فقط یک قدم، فقط یک نفس، فقط امروز.**
287
(جینکس در حالی که با لوله اسلحهاش بازی میکنه و با خودش حرف میزنه):
«اووه، نگاه کن کی اینجاست! “پسر کوچولویِ قهرمان”. یادته چقدر همهچیز ساده بود؟ وقتی بازی میکردیم و میخندیدیم؟ چقدر اون زمان… چندشآور بود، مگه نه؟ حالا نگاهت میکنم و فقط یه احمقِ دیگه میبینم که فکر میکنه میتونه منو نجات بده. تو هنوز همونجوری به من نگاه میکنی، اکو… انگار هنوز دنبالِ اون دخترِ ضعیفی هستی که دیگه وجود نداره. ولی متأسفم “پسرِ ساعتساز”! اون دختر، لایِ چرخدندههای شهرت خُرد شد. حالا فقط من موندم… و میدونی چیه؟ فکر کنم وقتشه با هم یه بازیِ جدید بکنیم. از اونایی که توش… صدایِ بومِ بلندی میاد!»
#دیالوگ
#ارکین
287
«من نمیخوام بدونم گنج کجاست! نمیخوام بدونم گنجی وجود داره یا نه! همهی ما دزد دریایی هستیم و خودم تصمیم گرفتم برم دنبالش، پس اگه قراره تو راهش بمیرم… برام مهم نیست!»
#دیالوگ
#لوفی
