ch
Feedback
TheCrazyPancake OPENED COMMISSIONS💥

TheCrazyPancake OPENED COMMISSIONS💥

前往频道在 Telegram

I draw and play games🐑 That's my bot, you can talk with me. @Thecrazypancakesbot

显示更多
未指定国家未指定类别
232
订阅者
无数据24 小时
+87
+2830
帖子存档
Repost from N/a
☆Forward this in your channel and I'll give you a character in Spider-Man: Across the Spider-Verse or Spider-Man: Into the Sp
Forward this in your channel and I'll give you a character in Spider-Man: Across the Spider-Verse or Spider-Man: Into the Spider-Verse based on your vibe channel
limit:?¿
@Challengetimee0_0

OMG IT WAS SO COOL

Repost from N/a
𝖥𝗈𝗋 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝖺𝗋 : @Thecrazypancakelikestodraw ֶָ֪ ׂ﹏ ֪ ⊹ ﹏ ֶָ֪ ⊹ ﹏ ׅ ⊹ ֶָ֪﹏ ֶָ֪ One night at the amusement park
هیچ‌کس نمی‌دانست چرا آن شهربازی را سال‌ها پیش بستند. در شهر فقط یک شایعه بود: هرکسی که شب‌ها وارد اونجا شده هیچوقت برنگشته. کالین و لیا، با وجود همه‌ی هشدارها، از دیوارِ زنگ‌زده‌ی پشت شهربازی بالا رفتند. ماه پشت ابرها پنهان شده بود و بهترین موقع برای رفتن به آنجا بود. کالین زیر لب گفت: "فقط ده دقیقه... عکس می‌گیریم و می‌ریم." لیا چراغ‌قوه را روشن کرد. نورش روی چرخ‌وفلک افتاد؛ اسب‌های رنگ‌ورو‌رفته که میله‌هایشان زنگ زده بود. ناگهان صدای کودکی از دور آمد: "مامان…؟" هر دو خشکشان زد. لیا آهسته گفت: "تو هم شنیدی؟" کالین چیزی نگفت. فقط به سمت بلیت‌فروشی نگاه کرد؛ درِ آن نیمه‌باز بود و از لای آن، نوری زرد و ضعیف سوسو می‌زد. روی دیوارها با خطی خرچنگ قورباغه نوشته شده بود: "مرگ به زودی گریبان همه می‌شود." کالین با تمسخر خندید، اما خنده‌اش نیمه‌کاره ماند. چون دقیقاً همان لحظه، از دوردست، صدای خنده‌ای کودکانه بلند شد... این بار لیا نخواست شجاع باشد. دست کالین را گرفت و گفت: "بریم بیرون..." اما درِ پشت سرشان دیگر نبود. به‌جایش یک دیوار آجری بود؛ انگار سال‌ها آنجا بوده. کالین با مشت به دیوار کوبید. "غیرممکنه… ما از همین در اومدیم!" صدای خنده دوباره آمد. صدا نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شد... سپس چرخ‌وفلک شروع به کار کرد. اما هیچ موتوری روشن نبود... چرخ‌وفلک آرام می‌چرخید. آرام… آرام… ناگهان کالین صورت لیا را روی سر اسب دید. نه این باید یک توهم می‌بود... لیا با ترس گفت: "بهش توجه نکن. آروم باش... ما راه فرار رو باید پیدا کنیم!" صدایی پشت‌سرشان ظاهر شد. هردو برگشتند و با کودکی رو‌به‌رو شدند. کودکی با صورت رنگ پریده، دهانی دوخته‌شده، و دست‌هایی که تا زانو کش می‌آمد. کودک آرام اشاره کرد به چرخ‌وفلک و گفت: "نوبت شماست. سوارشید..." هردو جیغ زدند و شروع به دویدن کردند. صدای فریاد دختربچه را از پشت‌سرشان شنیدند اما نمی‌توانستند فعلا اهمیت دهند. هردو با تمام توان به سمت در خروجی دویدند که ناگهان چیزی مانند در دیدند... اما این چیزی جز یک تله نبود. آنها گیر افتاده بودند! دختربچه حالا تبدیل به یک بزرگسال شده بود. چهره‌اش همانند لیا بود و در کنارش پسری بود که او هم همانند کالین بود. صورتی رنگ پریده، دهانی دوخته شده و چشمانی که جز سیاهی چیز دیگری نداشت. هردو لبخند زدند و به سمت آنها هجوم آوردند... -پایان؟!


جنگ و دعوای من با آقای غ سر ندیدن اسپایدرمن Part 2 #SOHEIBANIManimates

•𝙁𝙤𝙧𝙬𝙖𝙧𝙙 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙥𝙤𝙨𝙩+𝘼𝙧𝙩 𝙖𝙣𝙙 𝙄'𝙡𝙡 𝙜𝙞𝙫𝙚 𝙮𝙤𝙪 𝙖 "𝙍𝙖𝙙𝙞𝙤 𝙝𝙚𝙖𝙙" 𝙢𝙪𝙨𝙞𝙘 𝙗𝙖𝙨𝙚𝙙 𝙤𝙣 �
•𝙁𝙤𝙧𝙬𝙖𝙧𝙙 𝙩𝙝𝙞𝙨 𝙥𝙤𝙨𝙩+𝘼𝙧𝙩 𝙖𝙣𝙙 𝙄'𝙡𝙡 𝙜𝙞𝙫𝙚 𝙮𝙤𝙪 𝙖 "𝙍𝙖𝙙𝙞𝙤 𝙝𝙚𝙖𝙙" 𝙢𝙪𝙨𝙞𝙘 𝙗𝙖𝙨𝙚𝙙 𝙤𝙣 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙫𝙞𝙗𝙚`
ʙᴇ ᴊᴏɪɴ ᴘʟs~
ᒪ: ⁉️

✜𝖳𝗁𝖾 𝖫𝗈𝖼𝗎𝗌𝗍 ❢ •ᴛᴏᴏ sɪʟʟʏ ʀɪɢʜᴛ?^^• #Fan_Art #Bajiru_Art
✜𝖳𝗁𝖾 𝖫𝗈𝖼𝗎𝗌𝗍 ❢
•ᴛᴏᴏ sɪʟʟʏ ʀɪɢʜᴛ?^^•
#Fan_Art #Bajiru_Art

sticker.webp0.13 KB

چقدر خوشله کارل🛐

Repost from N/a
شاید هیچوقت تمومش نکردم-☝️ (در دست کار نمیدونم چندم چون نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکن-)
شاید هیچوقت تمومش نکردم-☝️ (در دست کار نمیدونم چندم چون نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکن-)

نمونه آرت های من برای کامیشن⬆️ اگر میشه توجه کنید لطفا🙏🏻 بچه ها یه مشکلی خوردم، و من تا الان حتی بحث کامیشنمو وسط نکشیدم، ا
+8
نمونه آرت های من برای کامیشن⬆️ اگر میشه توجه کنید لطفا🙏🏻
بچه ها یه مشکلی خوردم، و من تا الان حتی بحث کامیشنمو وسط نکشیدم، اما این یجورایی کامشین اظطراریه میخوام بگم که، یجورایی دارم خیلیی تخفیف میزارم رو کامیشن هلف بادی فول رندر، چون یه مقداری نیاز دارم، و لطفا اگر امکانشو دارید بخرید اگرم نه این پست رو فور کنید تا بقیه بخرن ممنون میشم ❤️‍🩹🫂 برای سفارش @m_amasboy هلف بادی و هدشات میکشم فول رندر، قیمتش میشه ۲۰۰ تومن

Well im gonna stay cause its my fav channel 😼 both u and John are my fav

خوردمشششش

فکر میکردم تو ریمیک‌هم سدلر میکشش تا وقتی بازی‌کردم-