میخواهم زنده بمانم
前往频道在 Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
显示更多未指定国家未指定类别
355
订阅者
-324 小时
-37 天
-330 天
帖子存档
_: خستگی او را هرگز نمیشود دید. ولی وقتی غمگین باشد، وسط صحبتهای بیهوده حتی روی صندلی هم خوابش میبرد. خواب درست و حسابی نیست، چرت میزند. گریهی او همان چرتزدنش است.
قطرهاشکی در اقیانوس؛ مانس اشپربر
نوشته بود:
آدم نباید فراموش کنه چطوری باهاش رفتار کردن، تو چه موقعیتی قرارش دادن، باهاش چطوری حرف زدن و چی بهش گفتن، آدم وقتی فراموش کنه، هزاران بار تو یه موقعیت مشابه قرار میگیره.
_tehranlite
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
این روزها دارم تمرین سکوت میکنم؛ حتی تو پسزمینهی ذهنم. ما هیچ، ما فقط نگاه.
Repost from کُنجی در هیاهوی زمان
قرار نیست کسی نجاتم دهد، خودم باید خودم را نجات دهم. حتی باید خودم را از دست خودم نجات بدهم و خودم را وادارم که گامهای کوچکی به جلو بردارم، همهی روز، هر روز و حتی وقتی حس و حالش را ندارم.
فرضیهی دلآسودگی-مل رابینز
اژدهای کوچک گفت: من نمیتونم توضیح بدم که چه احساسی دارم.
پاندای بزرگ خندید و گفت: اشکالی نداره. کلمات برای همه چیز کافی نیستند.
[پاندای بزرگ و اژدهای کوچک، جیمز نوربری]
Repost from والس هانیه 🍂
یک سکانسی تو فیلم پیر پسر هست که رعنا به علی میگه «یه لحظه افسردگی داشت مییومد. ردش کردم.» حالم با زندگی خیلی خوبه ولی میفهمم اون لحظههایی رو که افسردگی میاد و گاهی میتونی ردش کنی و گاهی هم نه.
و اما عزیزم امیدوارم اگر این روزها دلخوشیای داشتی، وسیع تر و مدام باشد. و دست غم از شانهی دلت کوتاه.🌿🩷🌻
Repost from likthemoon
اینکه یه نفر تورو با تمام بودنها و نبودنهات، زشتی و خوشگلیهات، اخلاقهای خوب و بدت، باحوصله و بیحوصله بودنهات، منطقی و لوس بودنهات دوست داشته باشه خیلی شگفت انگیزه.
جملاتی که در ابتدای آهنگ میشنوید، مربوط به آخرین لحظات زندگی هفت فضانورد فضاپیمای آمریکایی «شاتل فضایی کلمبیا» و مکالمهٔ آنها با ایستگاه کنترل مأموریت است. این هفت فضانورد که از کشورهای آمریکا، اسرائیل و هند بودند، پس از اتمام ماموریت STS 107 در فضا و در حال بازگشت به جو زمین، در روز یکم فوریه 2003 به دلیل انفجار فضاپیما، جان خود را از دست دادند. اما ارتباط تایجین کیوفوشو و سانحهٔ فضایی کلمبیا چیست؟ هنگام پرتاب شاتل به فضا، قطعهای از مخزن خارجی شاتل جدا میشود و به بال چپ اصابت میکند. در اثر این برخورد، شکافی در بال ایجاد میشود اما مانع پرواز و انجام مامویت نمیشود. مهندسین ناسا پس از تحلیل آسیب، متوجه احتمال وقوع حادثه حین بازگشت به جو زمین شدند. با توجه به اینکه شاتل کلمبیا امکان تعمیر فضایی را نداشت و محدودیت اکسیژن، شانس رسیدن فضاپیمایی دیگر برای نجات هم بسیار پایین به نظر میرسید. پیشبینی میشد که در صورت آگاهی فضانوردان از این وضعیت، از بازگشت به زمین خودداری کنند و در اثر اتمام اکسیژن، جان خود را از دست دهند؛ بنابراین، ناسا تصمیم میگیرد این موضوع را از فضانوردان پنهان کند. از نگاه من، این قطعه، به گونهای شنونده را به فضانوردان سرنشین شاتل نزدیک میکند که گویا آنها را میشناختهایم. اما مهمتر از آن، حال انسانی را روایت میکند که ناچار است برای دیگری تصمیم بگیرد و ناخواسته موجب آزار یا آسیب او میشود.
از اینجا خوندم
نام قطعه
(تایجین کیوفوشو/Taijin Kyofusho)
نام ژاپنی یک اختلال روانی است؛ افراد مبتلا به این اختلال، ترس شدیدی از این دارند که موجب آسیب یا آزار دیگران شوند و به همین دلیل ترجیح میدهند روابط اجتماعی خود را به حداقل برسانند تا احتمال چنین وقایعی به حداقل برسد.
و درست همانگونه که ممکن بود سر به دامان خداوند بگذارم و هیچ خجالت نکشم، اینجا هم ابایی ندارم که بگویم با تنی لرزان به روی تخت خزیدم و زانوانم را در آغوش گرفتم و مثل کسی که با درد آپاندیس مبارزه میکند، با یأس جنگیدم.
[اپرای شناور، جان بارت؛ ترجمه سهیل سُمّی]
