luv u .
前往频道在 Telegram
255
订阅者
+124 小时
+47 天
+2530 天
帖子存档
255
Repost from N/a
دختری بود که آنقدر با غم جنگید تا بالاخره تسلیم شد؛ نه چون دیگر توانِ جنگیدن نداشت، بلکه چون از بس نقشِ آدمهای قوی را بازی کرده بود، یادش رفته بود خودش هم حق دارد جایی، در آغوشِ امنی، فرو بریزد و اعتراف کند که دیگر از اینهمه درد و ترس، خسته است.
