ch
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

前往频道在 Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافـضا ‌ «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

显示更多
未指定国家未指定类别
1 107
订阅者
+524 小时
+717 天
+16830 天
帖子存档
داستان ایزدان
زروان، ایزد زمانِ بی کران پیش از اینکه زمین و آسمانی آفریده بشه، فقط زروان بود؛ تجسم «زمانِ بی‌کران» و فضا در اساطیر کهن ایرانی. زروان در مکان خاصی نمی‌گنجید و خدایی فراتر از خودش نداشت؛ اون خودِ هستیِ نخستین بود. با این حال، برای اینکه فرزندی داشته باشه تا آفرینش جهان رو به او بسپاره، هزار سال به درگاه خودش نیایش و قربانی کرد. و همین رویکرد نشون میده در باور زروانی، نیایش، فراخوانیِ نیروی درونِ خود، محسوب میشه.
واژه‌ی «زروان» به معنای زمان، پیری و دورانه
اما درست در واپسین لحظات هزارمین سال، جرقه‌ای از تردید توی ذهن زروان شکل می‌گیره:
«نکنه این همه نذر و نیایش بی‌فایده بوده؟»
همون یک لحظه شک، همه‌چیز رو تغییر میده. در رحم زروان دو دوقلو شکل می‌گیرن: اهورامزدا: زادهٔ هزار سال پارسایی و روشنایی. اهریمن: زادهٔ همون یک لحظه تردید و تاریکی. زروان پیمان می‌بنده که نخستین فرزندی که به دنیا بیاد، پادشاه جهان بشه. اهریمن که از نیتش آگاه میشه، شکم زروان رو پاره میکنه و زودتر بیرون می‌زنه! زروان شگفت‌زده و مبهوت، ناچار به پیمانی که بسته وفا می‌کنه و فرمانروایی نه هزار ساله‌ی جهان رو به اهریمن میده؛ با این شرط که پس از پایان این دوره، حکومت نهایی برای اهورامزدا و روشنایی باشه.
ایزد زمان، پس از اون خاموش میشه و در سکوت ناظر نبرد فرزندانشه
اسطورهٔ زروان (زروانیسم) یکی از عمیق‌ترین تفکرات فلسفی ایران باستانه که برخلاف نگاه دوگانه‌ی سنت‌گرا، ریشهٔ «نیکی» و «بدی» رو به یک مبدأ مشترک پیوند می‌زنه: زمان این پایین، یه نگاه کوتاه به تحلیل اسطوره‌ی زروان داریم؛
اهریمن حاصل یه نیروی بیرونی یا شریر نیست؛ بلکه زاده‌ی یه «شک» ساده در ذهنِ خدای زمانه. این اسطوره به‌زیبایی نشون میده که چطور کوچک‌ترین رخنه‌ی تردید در والاترین اندیشه‌ها، می‌تونه ویرانگرترین نیروها رو خلق کنه. زروان نه طرفدار روشناییه و نه تاریکی. خودِ زمان بی‌کرانه که هر دو نیرو رو در دل خودش جای داده و بی‌طرفانه نبردشون رو تماشا میکنه. حتی در مواجهه با فرزندی شوم مثل اهریمن، اصل پیمان و قانون (داد) شکسته نمیشه. زمان، پادشاهی موقت رو به اهریمن میده چون به قانون پایبنده، اما در نهایت پیروزی رو برای نیکی مقدر می‌کنه.
این اسطوره بیان میکنه که خیر و شر، نه دو وجود کاملا جدا، بلکه دو روی یه سکه‌اند که در جغرافیا و ساختار زمان معنا پیدا می‌کنن. اگه به مطالعه‌ی مکتب زروانیسم مشتاق شدید، تو انباری براش سه تا کتاب داریم

sticker.webp0.45 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.45 KB

امشب برای قبل خواب از واژه ها بگیم یا اسطوره‌ها؟

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش بیست: زن هخامنشی در قلمروِ ایزدبانوان و باورهای پنهان
دین مردم عادی توی کوچه و خیابان و کنجِ خانه‌ها، با اون چیزی که شاهان روی صخره‌ها می‌تراشیدند خیلی فرق داشت! در زیست روزمره‌ی جامعه، زنان ارتباطی بی‌نهایت نزدیک و ملموس با جهان باورها، درمانگری، آیین‌های خانگی و از همه مهم‌تر ایزدبانوان داشتن. جهان کهن ایرانی پر از چهره‌های زنانه و مقدس بود که هرکدوم نگهبان بخشی از زندگی مردم بودن. ۱. کهکشان ایزدبانوان؛ زنانی که بر جهان فرمان می‌راندند در باور مردم عادی، برای هر نیاز و هر بخش از زندگی، یه ایزدبانو وجود داشت که زنان در خانه‌هاشون دست به دامن اون‌ها می‌شدن:
سپنته‌ارمیتی (سپندارمذ / اسفند):
ایزدبانوی زمین، عشق، تواضع و نگهبان زنان! نمادِ باروری و مادری بود. مردم باور داشتن همون‌طور که زمین با صبوری همه‌چیز رو در آغوش می‌کشه، سپندارمذ هم پناهگاه زنان و مادرانه.
چیستا:
ایزدبانوی دانش، فرزانه زیستن و روشنایی مسیر! زنان وقتی می‌خواستن تصمیم مهمی برای خانواده بگیرن یا راه درست رو پیدا کنن، چیستا رو نیایش می‌کردن.
اشی (ارد):
ایزدبانوی ثروت، توانگری، برکت و خوشبختی! نگهبان خانه و خانواده بود و زنان برای برکت سفره و خوشبختی فرزندانشون بهش متوسل می‌شدن.
آناهیتا (اردویسور آناهیتا):
ایزدبانوی آب‌های روان، پاکی، باروری و آسان‌شدن زایمان. تندیسک‌های کوچک گلی که در کاوش‌های شوش و بابل پیدا شده، نشون‌دهنده‌ی نذری‌های خانگی زنان به آناهیتا برای طلب فرزند و سلامت بوده.
دئنا (دین):
تجسم وجدان، خرد و وجاهت معنوی انسان که در باورهای کهن به شکل دختری فوق‌العاده زیبا و نورانی در روز پس از مرگ بر انسان ظاهر میشد. زنان؛ نگهبانان نیایش‌های خانگی و سفره‌های نذری
توی کتیبه‌های رسمی شاهی، شاه قربانی می‌کرد. اما توی خونه، این زن بود که سفره‌ی آیین‌ها رو می‌چید و نیایش‌ها رو هدایت می‌کرد. در لوح‌های اداری تخت‌جمشید (گل‌نوشته‌های باروی تخت‌جمشید)، اسنادی وجود داره که نشون میده به زنانی جیره‌های ویژه‌ای شامل جو، شراب و میوه داده می‌شده تا مراسم و آیین‌های مذهبی محلی رو برگزار کنن. یعنی زنان رسما مدیریت بخشی از آیین‌های مذهبی جامعه رو بر عهده داشتن.
جادو، قابله‌ها و «زنانِ گیاه‌درمانگر»
توی اون دوران، پزشکان دربار که غالبا یونانی یا مصری بودن، اصلا در دسترس مردم عادی نبودن. پس درمان جامعه، به‌خصوص مشکلاتِ زنان و کودکان، کاملا دست زنان درمان‌گر و قابله‌ها بود. اونها شناخت فوق‌العاده عمیقی از گیاهان دارویی داشتن و مرهم‌ها و جوشونده‌ها رو می‌ساختن. در باور مردم، بیماری گاهی ناشی از نیروهای شرور یا چشم‌زخم بود. برای همین، زنان درمان‌گر در کنار داروی گیاهی، از طلسم‌ها، آویزهای حمایتی و وِرد های مخصوص استفاده می‌کردن تا نوزاد یا بیمار رو شفا بدن.
فال‌گیری، طلسم‌ها و باورهای عامیانه
در لابلای اسناد باستان‌شناسی، مهرهای کوچک و آویزهایی پیدا شده که روی اون‌ها نقش‌های حمایتی حک شده؛ آویزهایی که زنان به گردن کودکانشون می‌انداختن تا از چشم‌زخم در امان باشن. همچنین زنان فال‌گیر و خواب‌گزار در میان مردم عامه حضور داشتن و برای تصمیم‌گیری‌های روزمره‌ی زندگی، مورد مشورت اهالی محله قرار می‌گرفتن.
شاید ساختار سیاسی رسمی هخامنشی دست شاهان و مردان بوده باشه، اما روح معنوی، زیست مذهبی خانگی، سلامت جامعه و نگهبانی از ایزدبانوان کاملا در دست زنان بود. و اونا بودن که فرهنگ، باورها و طبابت کهن رو نسل به نسل منتقل می‌کردن. ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
ماریا بروسیوس - زنان در ایران باستان هایده ماری کخ - از زبان داریوش

8737814723_1.mp31.11 MB

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش بیست: زن هخامنشی در قلمروِ ایزدبانوان و باورهای پنهان
دین مردم عادی توی کوچه و خیابان و کنجِ خانه‌ها، با اون چیزی که شاهان روی صخره‌ها می‌تراشیدند خیلی فرق داشت! در زیست روزمره‌ی جامعه، زنان ارتباطی بی‌نهایت نزدیک و ملموس با جهان باورها، درمانگری، آیین‌های خانگی و از همه مهم‌تر ایزدبانوان داشتن. جهان کهن ایرانی پر از چهره‌های زنانه و مقدس بود که هرکدوم نگهبان بخشی از زندگی مردم بودن. ۱. کهکشان ایزدبانوان؛ زنانی که بر جهان فرمان می‌راندند در باور مردم عادی، برای هر نیاز و هر بخش از زندگی، یه ایزدبانو وجود داشت که زنان در خانه‌هاشون دست به دامن اون‌ها می‌شدن:
سپنته‌ارمیتی (سپندارمذ / اسفند):
ایزدبانوی زمین، عشق، تواضع و نگهبان زنان! نمادِ باروری و مادری بود. مردم باور داشتن همون‌طور که زمین با صبوری همه‌چیز رو در آغوش می‌کشه، سپندارمذ هم پناهگاه زنان و مادرانه.
چیستا:
ایزدبانوی دانش، فرزانه زیستن و روشنایی مسیر! زنان وقتی می‌خواستن تصمیم مهمی برای خانواده بگیرن یا راه درست رو پیدا کنن، چیستا رو نیایش می‌کردن.
اشی (ارد):
ایزدبانوی ثروت، توانگری، برکت و خوشبختی! نگهبان خانه و خانواده بود و زنان برای برکت سفره و خوشبختی فرزندانشون بهش متوسل می‌شدن.
آناهیتا (اردویسور آناهیتا):
ایزدبانوی آب‌های روان، پاکی، باروری و آسان‌شدن زایمان. تندیسک‌های کوچک گلی که در کاوش‌های شوش و بابل پیدا شده، نشون‌دهنده‌ی نذری‌های خانگی زنان به آناهیتا برای طلب فرزند و سلامت بوده.
دئنا (دین):
تجسم وجدان، خرد و وجاهت معنوی انسان که در باورهای کهن به شکل دختری فوق‌العاده زیبا و نورانی در روز پس از مرگ بر انسان ظاهر میشد. زنان؛ نگهبانان نیایش‌های خانگی و سفره‌های نذری
توی کتیبه‌های رسمی شاهی، شاه قربانی می‌کرد. اما توی خونه، این زن بود که سفره‌ی آیین‌ها رو می‌چید و نیایش‌ها رو هدایت می‌کرد. در لوح‌های اداری تخت‌جمشید (گل‌نوشته‌های باروی تخت‌جمشید)، اسنادی وجود داره که نشون میده به زنانی جیره‌های ویژه‌ای شامل جو، شراب و میوه داده می‌شده تا مراسم و آیین‌های مذهبی محلی رو برگزار کنن. یعنی زنان رسما مدیریت بخشی از آیین‌های مذهبی جامعه رو بر عهده داشتن.
جادو، قابله‌ها و «زنانِ گیاه‌درمانگر»
توی اون دوران، پزشکان دربار که غالبا یونانی یا مصری بودن، اصلا در دسترس مردم عادی نبودن. پس درمان جامعه، به‌خصوص مشکلاتِ زنان و کودکان، کاملا دست زنان درمان‌گر و قابله‌ها بود. اونها شناخت فوق‌العاده عمیقی از گیاهان دارویی داشتن و مرهم‌ها و جوشونده‌ها رو می‌ساختن. در باور مردم، بیماری گاهی ناشی از نیروهای شرور یا چشم‌زخم بود. برای همین، زنان درمان‌گر در کنار داروی گیاهی، از طلسم‌ها، آویزهای حمایتی و وِرد های مخصوص استفاده می‌کردن تا نوزاد یا بیمار رو شفا بدن.
فال‌گیری، طلسم‌ها و باورهای عامیانه
در لابلای اسناد باستان‌شناسی، مهرهای کوچک و آویزهایی پیدا شده که روی اون‌ها نقش‌های حمایتی حک شده؛ آویزهایی که زنان به گردن کودکانشون می‌انداختن تا از چشم‌زخم در امان باشن. همچنین زنان فال‌گیر و خواب‌گزار در میان مردم عامه حضور داشتن و برای تصمیم‌گیری‌های روزمره‌ی زندگی، مورد مشورت اهالی محله قرار می‌گرفتن.
شاید ساختار سیاسی رسمی هخامنشی دست شاهان و مردان بوده باشه، اما روح معنوی، زیست مذهبی خانگی، سلامت جامعه و نگهبانی از ایزدبانوان کاملا در دست زنان بود. و اونا بودن که فرهنگ، باورها و طبابت کهن رو نسل به نسل منتقل می‌کردن. ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
ماریا بروسیوس - زنان در ایران باستان هایده ماری کخ - از زبان داریوش

8737814723_1.mp39.41 KB

ای بلا ها😂

زرد و خورشیدی باشید🤣

چقدررر مهربونید بچه هااا😭😭✨ مانا و تندرست باشییید همگی🤍🦢

درود و شبت بخیر. خواستم بگم خیلی خوشحالم بابت حضورت و نوشته‌هات و حرف‌هات موردعلاقه‌من. امیدوارم همیشه باشی و ما هم از بودنت لذت ببریم 😭😭🤍🤍

خیلی خوشحالم که اینطوره😭🤍✨✨

درود 💚 به معنی واقعی کلمه عاشق این داده‌هایی هستم که از ریشه کلمات میگین 😍 البته که کانال شما و همه دانسته هاتون ستودنیه

و نوبت به #واژه‌ ارتش رسید ارتش یه واژه‌ی کاملا پارسیه که این سیر رو در زبان از کهن تا کنون داشته اوستایی: رَثِـئِـشــتار پارسی باستان: رَثَـئی‌شـتار پارسی میانه (پهلوی): ارتِـشـتار پارسی نو: ارتـــش
از دو بخش تشکیل شده رَثَ: در زبان‌های کهن آریایی به معنای «گردونه» یا «ارابه جنگی» بوده که اسب‌ها اونو می‌کشیدن. شْتار: از ریشه‌ی فعل «ایستادن» (Stā) میاد و پسوند فاعلی داره؛ یعنی «ایستاده» یا «کسی که می‌ایستد»
پس معنای اولیه‌اش میشد «گردونه‌سوار» یا «کسی که بر ارابه‌ی جنگی می‌ایستد و می‌جنگد».
نکته خوب اینه که تا پیش از دوره‌ی پهلوی، این واژه مرده بود. استفاده نمیشد و کسی باهاش اشنایی نداشت، برای مفهوم ارتش از واژه هایی مثل سپاه، قشون، لشکر، قوات و...بهره میبردن. در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی با تاسیس فرهنگستان ایران، واژه‌ی کهن ارتش از ریشه‌ی ارتشتار بازسازی و جایگزین شد تا یادآور قدمت جنگاوری سازمان‌یافته در این سرزمین باشه.
 واژه Rota در زبان لاتین به معنای چرخ از همین رَثَ گرفته شده. و بعد از اون واژه‌های Rotate به معنای چرخیدن و Rotor بخش چرخان موتور، از همین ریشه به انگلیسی رسیدن.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB