ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

前往频道在 Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

显示更多
未指定国家未指定类别
301
订阅者
无数据24 小时
+827 天
+8030 天
帖子存档
پدربزرگ: اما نظر شخصي من کمي ساده‌تره.

از نظر علمي، قطعا شواهد قابل اعتمادي وجود ندارد که نشان دهد نگاه یا حسادت یك فرد مي‌تواند به‌صورت ماورایي باعث بیماري، بدشانسي یا اتفاقات ناگوار براي فرد دیگري شود. بنابراین چشم‌زخم به‌عنوان یك نیروي فراطبیعي، یك باور فرهنگي و سنتي محسوب مي‌شود، نه یك پدیدهٔ علمي اثبات‌شده.

اما سؤال مهم اینجاست: آیا واقعاً نگاه یك انسان مي‌تواند چنین نیرویي داشته باشد؟

چشم‌زخم یکي از قدیمي‌ترین باورهاي بشر است؛ باوري که در فرهنگ‌هاي مختلف، از خاورمیانه و مدیترانه گرفته تا بخش‌هایي از آسیا و آفریقا، شکل‌هاي متفاوتی پیدا کرده است. ایدهٔ اصلي این باور این است که نگاهِ همراه با حسادت، بدخواهي یا حتی گاهي تحسین شدید، مي‌تواند براي شخص دیگري بدشانسي، بیماري یا اتفاقي ناخوشایند به همراه داشته باشد. به همین دلیل در طول تاریخ، انسان‌ها براي محافظت از خود در برابر چشم بد از دعاها، طلسم‌ها و نمادهاي مختلف استفاده کرده‌اند.

و حالا مي‌رسیم به یکي از قدیمي‌ترین و گسترده‌ترين باورهاي مربوط به چشم: چشم‌زخم.

پدربزرگ: بابت اسمم عذر میخوام.

در این نگاه، چشم سوم لزوماً یك چشم فیزیکي نیست؛ بیشتر یك استعاره براي نوع دیگري از ادراك است. یعني تفاوت میان دیدن و فهمیدن. چیزي که چشم مي‌بیند ممکن است فقط سطح ماجرا باشد؛ چیزي که ذهن مي‌فهمد، لایهٔ پنهان آن است.

در سنت‌هاي هندي، چشم سوم معمولاً به‌عنوان نمادي از بینش، آگاهي دروني و نوعي دیدن فراتر از ظاهر شناخته مي‌شود. دو چشم، جهان بیروني را مي‌بینند؛ اما چشم سوم بیشتر با چیزي مرتبط است که قرار است درون انسان دیده شود. همین تضاد، از نظر فلسفي بسیار جالب است: ممکن است کسي دو چشم سالم داشته باشد و با این حال چیزي را نبیند؛ درحالي‌که دیدن در معناي استعاري، مي‌تواند به فهمیدن، آگاه شدن و شناختن حقیقت اشاره کند.

اما از اینجا مي‌توانیم به مفهوم دیگري برسیم: چشم سوم.

چشم در اینجا تبدیل به نماد بهاي دانایي مي‌شود؛ چیزي که باید برایش هزینه داد. نه دانایي‌اي که صرفاً با نگاه کردن به دست بیاید، بلکه دانایي‌اي که از فقدان، تجربه و قرباني کردن چیزي ارزشمند به وجود مي‌آید. این برداشت، یك تفسیر فلسفي است، نه اینکه اسطوره صراحتاً چنین جمله‌اي را بیان کرده باشد.

پدربزرگ: ببخشید بنده یکم فس فس میکنم. بحث مرگ و زندگیه اینا به آلوچه میگن گوجه سبز.

اما چیزي که براي من در این داستان جالب‌تر از خودِ افسانه است، معنایي است که مي‌توان از آن بیرون کشید. اودین براي دیدن بیشتر مجبور شد یك چشم را از دست بدهد. انگار اسطوره مي‌خواهد بگوید دیدنِ جهان با چشم، با دانستنِ حقیقت یکسان نیست. گاهي چیزي که جلوي چشم ماست، همان چیزي نیست که واقعاً باید ببینیم. و براي رسیدن به نوع دیگري از بینش، باید بخشي از نگاه معمولي خودمان را قرباني کنیم.

یکي از عجیب‌ترین روایت‌ها را مي‌شود در اساطیر نورس پیدا کرد؛ داستان اودین و چاه میمیر. میمیر نگهبان چاهي بود که با خرد و دانش ارتباط داشت. اودین براي نوشیدن از آب آن چاه، حاضر شد یکي از چشم‌هاي خودش را به‌عنوان بهاي آن بدهد. او چشمش را از دست داد و در عوض، به خردي دست یافت که ارزشش براي او از داشتن دو چشم بیشتر بود. در 𝖵ö𝗅𝗎𝗌𝗉á نیز به چشم اودین در چاه میمیر اشاره شده است.

قبل از اینکه وارد فلسفه بشیم، اجازه بدید به عزیزایي که تازه به جمعمون پیوستن خوش‌آمد بگم؛ به جمعي که شاید در ابتدا فقط یك چنل به نظر برسه، اما هر گوشه‌ش قراره دري باشه به سمت چیزي که ارزش فکر کردن داره. امیدوارم از حضورتون در اینجا لذت ببرین و هر بار که سري به این گوشه مي‌زنین، چیزي براي خوندن، فکر کردن و لذت بردن پیدا کنین.