ch
Feedback
‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

前往频道在 Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

显示更多
未指定国家未指定类别
214
订阅者
-124 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
روش اسم میذاریم، نسبت میدیم، وظیفه میدیم و...

مسئله دقیقاً همین ناتواني ما در جدا کردن این دو از همه. ما جهانو همون‌طور که هست تجربه نمیکنیم؛ از فیلتر ادراك، حافظه، ترس، امید و دانسته‌هامون عبورش میدیم و بعد بهش معنا میدیم.

ذهن انسان در برابر ناشناخته‌ها الگو میسازه، لزوماً ثابت نمیکنه اون الگوها واقعي نیستن؛ همون‌طور که صرفِ نیاز ما به معنا هم وجود داشتنِ یك حقیقتِ بیروني رو اثبات نمیکنه.

هیچکس نمیدونه مغز ما انسان ها تا چه حدی محدودیت داره،اینکه اکثر ما نمیتونیم خارج از چهارچوب جهان مادی فکر کنیم،محدودیته. محدودیت هایی که خودمون برای جواب دادن به ذهن همیشه کنجکاومون تعیین می‌کنیم. پس از نظر من ممکنه ولی درجه ای از عرفان نیست که راحت به دست بیاد،چون راه و روش مشخصی نداره

و شاید حتی جالب‌تر از خودِ این میل این باشه که چرا انسان تا این حد به معنا نیاز داره.. ما فقط اتفاقات رو تجربه نمی‌کنیم؛ معمولاً سعی می‌کنیم براشون الگو و دلیل پیدا کنیم حتی وقتی مطمئن نیستیم واقعاً دلیلی پشتشون وجود داره! شاید بخشی از باورهای معنوی و حتی آسترولوژی از همین نیاز شکل گرفته باشه؛ نه لزوماً برای اینکه یک حقیقت قطعی درباره‌ی جهان ارائه بدن بلکه برای اینکه جهانِ ناشناخته رو برای ذهن انسان قابل فهم‌تر کنن از این زاویه، حتی اگر یک باور از نظر علمی قابل اثبات نباشه، خودِ شکل‌گیری و ماندگاری اون باور می‌تونه چیزهای زیادی درباره‌ی ذهن و نیازهای انسان بهمون بگه.

به نظرم میشه این رو از زاویه‌ی دیگه‌ای هم دید.. شاید انسان همیشه دنبال یک «قدرت بالاتر» نبوده بلکه دنبال چیزی بوده که بتونه در برابر حجم عظیمِ ناشناخته‌ها به زندگی و اتفاقاتش نوعی نظم و معنا بده، وقتی آدم نمی‌تونه آینده رو کنترل یا حتی کاملاً پیش‌بینی کنه طبیعیه که به الگوهایی در بیرون از خودش توجه کنه و سعی کنه بین اون الگوها و زندگی خودش ارتباطی پیدا کنه به همین دلیل فکر می‌کنم آسترولوژی می‌تونه بیشتر از اینکه صرفاً یک باور درباره‌ی اجرام آسمانی باشه، بازتابی از نیاز انسان به معنا، قطعیت و ارتباط با چیزی بزرگ‌تر از خودش باشه.. حتی اگر بعضی از این ارتباطات واقعاً وجود خارجی نداشته باشن، خودِ اینکه ذهن انسان چطور اون‌ها رو می‌سازه و بهشون معنا میده به نظرم به‌اندازه‌ی خود آسترولوژی قابل تأمله.

چون بُعد انسان از این چیزي که هستیم بیشتره، هم کالبدي هم ذهنیتي

من خودم جوابم مثبته.

و اگه چنین ارتباطي اصلا ممکن باشه، از کجا میشه فهمید چیزي که انسان تجربه میکنه واقعاً یك ارتباط بیروني بوده، نه صرفاً ساختهٔ ذهن و ناخودآگاه خودش؟

دلیلاتونم خواستید بنویسید.

انسان واقعاً میتونه با موجودات یا آگاهي‌هایي که خارج از چارچوب جهان مادي در نظر گرفته میشن ارتباط برقرار کنه؟
Anonymous voting

حالا اگه از بحثِ استرولوژي و انرژي‌هاي کیهاني یك قدم فراتر بریم،

منم فکر می‌کنم جذاب‌ترین بخشش همینجاست.. اینکه چیزی رو صرفاً چون هنوز نمی‌تونیم توضیحش بدیم فوراً غیرواقعی یا ماورایی بدونیم، شاید خودش نوعی محدود کردن مفهوم شناخت باشه، از طرفی هم نمی‌شه هر چیزی رو که توضیحی براش نداریم به ماورا نسبت داد.. به نظرم باید بین «ناشناخته» و «فراواقعی» تفاوت قائل شد؛ ممکنه چیزی فقط ناشناخته باشه، نه لزوماً فراتر از طبیعت.. همین مرز مبهم بین این دوتاست که برای من هم واقعاً جالبه.

ولي حتي اگه نتونیم تموم ادعاهاش رو از نظر علمي تأیید کنیم، خودِ این میل به جست‌وجوي معنا بخش جالب ماجراست

دقیقا،برای همینه که صحبت درباره ی این علوم مهمه،شاید جواب قطعی و ثابتی نداشته باشه،ولی حتی کوچیکترین نظری مارو یک قدم به درک جهان اطرافمون نزدیکتر میکنه

تلاشي براي اینکه انسان احساس نکنه در برابر عظمت و ناشناختگيِ جهان کاملاً بي‌پناه و بي‌جهته – که البته صادق باشم بعضي اوقات خودم چنین حسي دارم وقتي افکارم از چارچوب بیرون میره.

استرولوژی هم در بخشي از تاریخ، پاسخي به همین میل بوده

وقتي آدم با چیزهایي روبه‌رو میشه که نمیتونه کنترلشون کنه یا براشون توضیح کاملي پیدا کنه، طبیعیه که دنبال نشونه، معنا یا نیرویي فراتر از خودش بگرده 🙏🏻

یکي از ریشه‌هاي عمیق‌ترش همین نیاز انسان به پیدا کردن یك نظمِ بزرگ‌تر از خودشه اصلا